User Tools

Site Tools


nemoone:یونس:آیات_83_تا_86

[سوره یونس (10) : آیات 83 تا 86]

اشاره

فَمٰا آمَنَ لِمُوسیٰ إِلاّٰ ذُرِّیَّهٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلیٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ أَنْ یَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعٰالٍ فِی اَلْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ اَلْمُسْرِفِینَ (83) وَ قٰالَ مُوسیٰ یٰا قَوْمِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللّٰهِ فَعَلَیْهِ تَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُسْلِمِینَ (84) فَقٰالُوا عَلَی اَللّٰهِ تَوَکَّلْنٰا رَبَّنٰا لاٰ تَجْعَلْنٰا فِتْنَهً لِلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِینَ (85) وَ نَجِّنٰا بِرَحْمَتِکَ مِنَ اَلْقَوْمِ اَلْکٰافِرِینَ (86)

ترجمه:

83- (در آغاز) هیچکس به موسی ایمان نیاورد مگر گروهی از فرزندان قوم او، (آن هم) با ترس از فرعون و اطرافیانش مبادا آنها را (با فشار و یا تبلیغات گمراه کننده) از آئینشان منحرف سازند، فرعون برتری جویی (و طغیان) در زمین داشت، و او از اسرافکاران بود.

84-موسی گفت: ای قوم من!اگر شما ایمان به خدا آورده اید بر او توکل کنید اگر تسلیم فرمان او هستید.

85-گفتند تنها بر خدا توکل داریم پروردگارا ما را تحت تاثیر گروه ستمگر قرار مده.

86-و ما را به رحمتت از (دست) گروه کافران رهایی بخش.

ص: 364

1- 1) در باره جزئیات و نکات جالب مبارزه موسی با فرعون و فرعونیان ذیل آیات 113 به بعد سوره اعراف جلد ششم صفحه 289 به بعد مشروحا بحث کرده ایم و در باره سحر و حقیقت آن به جلد اول صفحه 265 به بعد ذیل آیه 102 بقره مراجعه شود.

تفسیر:

سومین مرحله مبارزه موسی با طاغوت مصر

در این آیات مرحله دیگری از داستان مبارزات انقلابی موسی و فرعون منعکس شده است.

در آغاز وضع نخستین گروه ایمان آورندگان به موسی را بیان می کند و می گوید“بعد از این ماجرا تنها گروهی که به موسی ایمان آوردند، فرزندانی از قوم او بودند” (فَمٰا آمَنَ لِمُوسیٰ إِلاّٰ ذُرِّیَّهٌ مِنْ قَوْمِهِ) .

این گروه کوچک و اندک که به مقتضای ظاهر کلمه ذریه، بیشتر از جوانان و نوجوانان تشکیل می شدند، تحت فشار شدیدی از ناحیه فرعون و اطرافیانش قرار داشتند، و هر زمان“از این بیم داشتند که دستگاه فرعونی با فشارهای شدیدی که روی مؤمنان وارد می کرد، آنان را وادار به ترک آئین و مذهب موسی کند” (عَلیٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ أَنْ یَفْتِنَهُمْ) .

چرا که“فرعون مردی بود که در آن سرزمین برتری جویی داشت” (وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعٰالٍ فِی الْأَرْضِ) .

“و اسرافکار و تجاوز کار بود”و هیچ حد و مرزی را به رسمیت نمی شناخت (وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ) .

در اینکه این ذریه که به موسی ایمان آوردند چه گروهی بودند و ضمیر من قومه به چه کسی (به موسی یا به فرعون) بازگشت می کند، در میان مفسران گفتگو است.

بعضی خواسته اند بگویند این گروه نفرات اندکی از قوم فرعون و قبطیان بودند، مانند مؤمن آل فرعون، و همسر فرعون و مشاطه او و کنیزش، و ظاهرا

ص: 365

دلیل انتخاب این نظر آن است که بنی اسرائیل، بیشتر نفراتشان ایمان آوردند، و این متناسب با تعبیر“ ذُرِّیَّهٌ مِنْ قَوْمِهِ “نیست، زیرا این گروه کوچکی را می رساند.

ولی بعضی دیگر معتقدند که این گروه از بنی اسرائیل بودند، و ضمیر به موسی بر می گردد، چرا که قبل از آن نام موسی ذکر شده، و طبق قواعد ادبی ضمیر باید به او باز گردد.

شک نیست که معنی دوم با ظاهر آیه موافقتر است، شاهد دیگری که آن را تایید می کند آیه بعد است که می گوید: وَ قٰالَ مُوسیٰ یٰا قَوْمِ … (موسی به گروه مؤمنان گفت ای قوم من…) یعنی مؤمنان را به عنوان قوم من خطاب می کند.

تنها ایرادی که ممکن است بر این تفسیر بماند، این است که تمام بنی اسرائیل به موسی ایمان آوردند نه گروه کوچکی.

ولی با توجه به یک نکته این ایراد قابل دفع است، چرا که می دانیم در هر انقلابی نخستین گروهی که به آن جذب می شوند، جوانان هستند، گذشته از اینکه قلبهایی پاکتر و افکاری دست نخورده دارند، شور و جوشش انقلابی در آنها بیشتر است، به علاوه وابستگیهای مادی که بزرگسالان را به محافظه کاری و ملاحظات مختلف دعوت می کند در آنها نیست، نه مال و ثروتی دارند که از ضایع شدن آن بترسند، و نه پست و مقامی، که از به خطر افتادنش وحشت کنند! بنا بر این طبیعی است که این گروه بسیار زود جلب و جذب به موسی بشوند، و تعبیر”ذریه”بسیار با این معنی متناسب است.

به علاوه بزرگسالانی هم بعدا به این گروه ملحق شدند به خاطر اینکه نقشی در جامعه آن روز نداشتند و ضعیف و ناتوان بودند، این تعبیر-چنان که از ابن عباس نقل شده-در مورد آنان چندان بعید نیست، درست مثل این است

ص: 366

که وقتی افراد عادی و معمولی از دوستان خود را دعوت می کنیم، می گوئیم برو بچه ها دعوت داشتند، هر چند بزرگسال بوده باشند!و اگر این تعبیر را بعید بدانیم احتمال اول به قوت خود باقی است.

علاوه بر این ذریه گر چه معمولا به فرزندان اطلاق می شود ولی از نظر ریشه لغوی-چنان که“راغب”در کتاب مفردات گفته: صغیر و کبیر هر دو را شامل می گردد.

نکته دیگری که در اینجا باید به آن توجه کرد این است که منظور از “فتنه”که از جمله أَنْ یَفْتِنَهُمْ استفاده می شود، منحرف ساختن از دین و آئین موسی بر اثر تهدید و ارعاب و شکنجه بوده است و یا به معنی هر گونه تولید ناراحتی و درد سر اعم از دینی و غیر دینی.

* به هر حال موسی برای آرامش فکر و روح آنها با لحنی محبت آمیز به آنان گفت: “ای قوم من اگر شما به خدا ایمان آورده اید، و در گفتار خود و ایمان و اسلام خود صادقید، باید بر او توکل و تکیه کنید”از امواج و طوفان بلا نهراسید، چرا که ایمان از توکل جدا نیست (وَ قٰالَ مُوسیٰ یٰا قَوْمِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللّٰهِ فَعَلَیْهِ تَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُسْلِمِینَ) . حقیقت“توکل”واگذاری کار به دیگری و انتخاب او به وکالت است. مفهوم توکل این نیست که انسان دست از تلاش و کوشش بردارد، و به گوشه انزوا بخزد و بگوید تکیه گاه من خدا است، بلکه مفهوم آن این است که هر گاه نهایت تلاش و کوشش خود را به کار زد و نتوانست مشکل را حل کند و موانع را از سر راه خود کنار زند، وحشتی به خود راه ندهد، و با اتکاء به لطف پروردگار و استمداد از ذات پاک و قدرت بی پایان او، ایستادگی به خرج دهد، و به جهاد پی گیر خود هم چنان ادامه دهد، حتی در جایی که توانایی دارد نیز ص: 367 خود را بی نیاز از لطف خدا نداند، چرا که هر قدرتی هست بالآخره از ناحیه او است. این است مفهوم توکل که از ایمان و اسلام نمی تواند جدا باشد، چرا که یک فرد مؤمن و تسلیم در برابر فرمان پروردگار، او را بر هر چیز قادر و توانا، و هر مشکلی را در برابر اراده او سهل و آسان می داند، و به وعده های پیروزی او اعتقاد دارد. * این مؤمنان راستین دعوت موسی را به توکل اجابت کردند، “و گفتند ما تنها بر خدا توکل داریم” (فَقٰالُوا عَلَی اللّٰهِ تَوَکَّلْنٰا) .

سپس از ساحت مقدس خدا تقاضا کردند که از شر دشمنان و وسوسه ها و فشارهای آنان در امان باشند، و عرضه داشتند“پروردگارا ما را وسیله فتنه و تحت تاثیر و نفوذ ظالمان و ستمگران قرار مده” (رَبَّنٰا لاٰ تَجْعَلْنٰا فِتْنَهً لِلْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ) .

*** “پروردگارا ما را به رحمت خود از قوم بی ایمان رهایی بخش” (وَ نَجِّنٰا بِرَحْمَتِکَ مِنَ الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ) .

جالب اینکه فرعون در آیه نخست از“مسرفین”و در سومین آیه او و اطرافیانش به عنوان“ظالمین”و در آخرین آیه به عنوان“کافرین”توصیف شده اند.

این تفاوت تعبیرها شاید به خاطر این باشد که انسان در مسیر گناه و خطا نخست از“اسراف”یعنی تجاوز از حدود و مرزها شروع می کند، بعد بنای “ستمکاری”می گذارد و سرانجام کارش به“کفر و انکار”منتهی می گردد!

ص: 368

nemoone/یونس/آیات_83_تا_86.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki