[سوره یونس (10) : آیات 59 تا 61]
اشاره
قُلْ أَ رَأَیْتُمْ مٰا أَنْزَلَ اَللّٰهُ لَکُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرٰاماً وَ حَلاٰلاً قُلْ آللّٰهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَی اَللّٰهِ تَفْتَرُونَ (59) وَ مٰا ظَنُّ اَلَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَی اَللّٰهِ اَلْکَذِبَ یَوْمَ اَلْقِیٰامَهِ إِنَّ اَللّٰهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی اَلنّٰاسِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاٰ یَشْکُرُونَ (60) وَ مٰا تَکُونُ فِی شَأْنٍ وَ مٰا تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لاٰ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاّٰ کُنّٰا عَلَیْکُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِ وَ مٰا یَعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ مِنْ مِثْقٰالِ ذَرَّهٍ فِی اَلْأَرْضِ وَ لاٰ فِی اَلسَّمٰاءِ وَ لاٰ أَصْغَرَ مِنْ ذٰلِکَ وَ لاٰ أَکْبَرَ إِلاّٰ فِی کِتٰابٍ مُبِینٍ (61)
ترجمه:
59-بگو آیا روزیهایی را که خداوند بر شما نازل کرده مشاهده کردید که بعضی از آن را حلال و بعضی را حرام کرده اید بگو آیا خداوند به شما اجازه داده یا بر خدا افترا می بندید؟ (و پیش خود تحریم و تحلیل می کنید) .
60-آنها که بر خدا افترا می بندند در باره (مجازات) روز رستاخیز چه می اندیشند؟ خداوند فضل (و بخشش) نسبت به همه مردم دارد، اما اکثر آنها سپاسگزاری نمی کنند 61-در هیچ حال (و اندیشه ای) نیستی و هیچ قسمتی از قرآن را تلاوت نمی کنی، و هیچ عملی را انجام نمی دهید مگر اینکه ما ناظر بر شما هستیم در آن هنگام که وارد آن می شوید، و هیچ چیز در زمین و آسمان از پروردگار تو مخفی نمی ماند، به اندازه سنگینی ذره ای و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر از آن، مگر اینکه (همه آنها) در کتاب آشکار (و لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است.
ص: 324
تفسیر:
همه جا ناظر او است!
در آیات گذشته سخن از قرآن و موعظه الهی و هدایت و رحمتی که در این کتاب آسمانی است در میان بود، و در آیات مورد بحث به همین مناسبت از قوانین ساختگی و خرافی و احکام دروغین مشرکان سخن می گوید زیرا کسی که ایمان به خدا دارد و می داند همه مواهب و ارزاق از ناحیه او است باید این حقیقت را نیز بپذیرد که بیان حکم این مواهب و مجاز و غیر مجاز آنها بدست پروردگار است و بدون اذن و فرمان او دخالت در این کار ناروا است.
در نخستین آیه مورد بحث، روی سخن را به پیامبر ص کرده، می فرماید:
“به آنها بگو: چرا این روزیهایی را که خداوند برای شما نازل کرده است بعضی را حرام و بعضی را حلال قرار داده اید”؟! (قُلْ أَ رَأَیْتُمْ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ لَکُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرٰاماً وَ حَلاٰلاً) .
و بر طبق سنن خرافی خود پاره ای از چهار پایان را تحت عنوان سائبه و بحیره و وصیله (1) و همچنین قسمتی از زراعت و محصول کشاورزی خود را تحریم نموده اید و خود را از این نعمتهای پاک محروم ساخته، به علاوه این مربوط به شما نیست که چه چیز حلال و چه چیز حرام باید باشد، این تنها در اختیار فرمان پروردگار و خالق آنها است.
(1)
“بگو آیا خداوند به شما اجازه داده است چنین قوانینی را وضع کنید، یا بر خدا افترا می بندید” (قُلْ آللّٰهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَی اللّٰهِ تَفْتَرُونَ) .
ص: 325
1- 1) بحیره حیوانی را می گفتند که چندین بار وضع حمل کرده بود و سائبه شتری بود که ده یا دوازده بچه آورده بود و وصیله نیز به گوسفندی می گفتند که هفت بار فرزند آورده بود (برای توضیح بیشتر به جلد پنجم صفحه 103 مراجعه فرمائید) .
یعنی این کار از دو صورت خارج نیست، و شق سوم ندارد، یا باید با اجازه پروردگار صورت گرفته باشد، و یا تهمت و افترا است، و چون احتمال اول منتفی است بنا بر این چیزی جز تهمت و افترا نمی تواند باشد.
* اکنون که مسلم شد آنها با این احکام خرافی و ساختگی خود علاوه بر محروم شدن از نعمتهای الهی تهمت و افترا به ساحت مقدس پروردگار بسته اند، اضافه می کند: “آنها که بر خدا دروغ می بندند، در باره مجازات روز قیامت چه می اندیشند؟ آیا تامینی برای رهایی از این کیفر دردناک به دست آورده اند”؟ (وَ مٰا ظَنُّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ یَوْمَ الْقِیٰامَهِ) . اما“خداوند فضل و رحمت گسترده ای بر مردم دارد”به همین دلیل آنها را در برابر این گونه اعمال زشتشان فورا کیفر نمی دهد (إِنَّ اللّٰهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النّٰاسِ) . ولی آنها به جای اینکه از این مهلت الهی استفاده کنند و عبرت گیرند و شکر آن را بجا بیاورند و به سوی خدا بازگردند اکثر آنان غافلند“و سپاس این نعمت بزرگ را بجا نمی آورند” (وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاٰ یَشْکُرُونَ) . این احتمال نیز در تفسیر این آیه وجود دارد که حلال بودن همه این مواهب و روزیها (بجز اشیاء زیانبخش و ناپاک که استثنا شده) خود یک نعمت بزرگ الهی است و بسیاری از مردم بجای سپاسگزاری در برابر این نعمت، ناسپاسی می کنند و با احکام خرافی و ممنوعیتهای بی دلیل خود را از آن محروم می دارند. * و برای اینکه تصور نشود این مهلت الهی دلیل بر عدم احاطه علم پروردگار بر کارهای آنها است، در آخرین آیه مورد بحث این حقیقت را به رساترین عبارت بیان می کند که او از تمام ذرات موجودات در پهنه آسمان و زمین و جزئیات
ص: 326
اعمال بندگان آگاه و با خبر است، و می گوید: “در هیچ حالت و کار مهمی نمی باشی، و هیچ آیه ای از قرآن را تلاوت نمی کنی، و هیچ عملی را انجام نمی دهید مگر اینکه ما شاهد و ناظر بر شما هستیم در آن هنگام که وارد آن عمل می شوید” (وَ مٰا تَکُونُ فِی شَأْنٍ وَ مٰا تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لاٰ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاّٰ کُنّٰا عَلَیْکُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِ) (1) .
(1)
“شهود”جمع“شاهد”در اصل به معنی حضور توأم با مشاهده با چشم و یا قلب و فکر است، و تعبیر به جمع اشاره به این است که نه تنها خدا بلکه فرشتگانی که فرمانبردار او هستند و مراقب اعمال انسانها می باشند نیز از همه این کارها با خبرند و شاهد و ناظرند.
و همانگونه که سابقا هم اشاره کرده ایم تعبیر به صیغه جمع در مورد خداوند با اینکه ذات پاک او از هر جهت یگانه و یکتا است برای اشاره به عظمت مقام او است و اینکه همواره مامورینی سر بر فرمان او دارند، و در اطاعت امرش آماده و حاضرند، و در واقع سخن تنها از او نیست، بلکه از او است و آن همه ماموران مطیعش.
سپس با تاکید بیشتر، مساله آگاهی خدا را از همه چیز تعقیب کرده می گوید: “کوچکترین چیزی در زمین و آسمان حتی به اندازه سنگینی ذره بی مقداری، از دیدگاه علم پروردگار تو مخفی و پنهان نمی ماند، و نه کوچکتر از این و نه بزرگتر از این مگر اینکه همه اینها در لوح محفوظ و کتاب آشکار علم خدا ثبت و ضبط است
ص: 327
1- 1) بعضی ضمیر”منه“را به خداوند برگردانده اند یعنی آیاتی که از طرف خدا می خوانی، اما ظاهر این است که این ضمیر به شان یا قرآن برمی گردد همانگونه که بسیاری از مفسران گفته اند، یعنی آیاتی که در باره هر کار مهمی تلاوت می کنی، یا آیاتی از قرآن را که تلاوت می کنی.
” (وَ مٰا یَعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ مِنْ مِثْقٰالِ ذَرَّهٍ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فِی السَّمٰاءِ وَ لاٰ أَصْغَرَ مِنْ ذٰلِکَ وَ لاٰ أَکْبَرَ إِلاّٰ فِی کِتٰابٍ مُبِینٍ) .
“یعزب”از ماده“عزوب”در اصل به معنی دوری و جدایی از خانه و خانواده برای یافتن مرتع از جهت گوسفندان و چهار پایان است و سپس به معنی غیبت و پنهانی بطور مطلق استعمال شده است.
“ذره”به معنی جسم بسیار کوچک است و به همین جهت به مورچه های ریز نیز ذره گفته می شود (برای توضیح بیشتر به جلد سوم صفحه 389 مراجعه فرمائید) .
“کتاب مبین”اشاره به علم وسیع پروردگار است که گاهی از آن تعبیر به“لوح محفوظ”می شود (در این باره در جلد پنجم صفحه 271 نیز سخن گفته ایم) .
* در اینجا به چند نکته باید توجه کرد: اشاره [قانونگذاری مخصوص خدا است] 1-آیات فوق در ضمن عبارات کوتاهی این حقیقت را ثابت می کند که حق قانونگذاری مخصوص خدا است و هر کس بی اذن و اجازه و فرمان او اقدام به چنین کاری کند مرتکب تهمت و افتراء بر خدا شده است، زیرا همه روزیها و مواهب عالم از ناحیه او نازل گردیده، و در حقیقت مالک اصلی همه آنها خدا است، بنا بر این او است که حق دارد بعضی را“مجاز”و بعضی را“غیر مجاز” اعلام کند، هر چند دستورهای او در این زمینه در مسیر منافع و تکامل بندگان است و او کمترین نیازی به این کار ندارد، ولی به هر حال صاحب اختیار و قانونگذار او است. مگر اینکه اجازه این کار را در حدودی که صلاح می داند به کسی مانند پیامبر ص واگذار کند. چنان که از روایات متعددی نیز استفاده می شود که پیامبر اسلام ص بعضی از امور را واجب یا حرام کرده است که در زبان روایات به عنوان“فرض النبی” ص: 328 نامیده شده، البته همه اینها طبق فرمان خداوند و اختیاراتی است که به پیامبرش واگذار کرده است. جمله“ آللّٰهُ أَذِنَ لَکُمْ “نیز دلیل بر این است که ممکن است خداوند چنین اجازه ای را به کسی بدهد. این بحث مربوط به مساله”ولایت تشریعی”است که بخواست خدا در محل دیگری به گونه ای مشروحتر بیان خواهیم کرد. * 2-اینکه در آیات فوق در مورد ارزاق تعبیر به نزول شده، با اینکه می دانیم تنها آب باران است که از آسمان فرود می آید، یا به خاطر این است که این قطرات حیاتبخش ریشه اصلی همه روزیها را تشکیل می دهد، و یا به خاطر این است که منظور“نزول مقامی”است که سابقا هم اشاره کرده ایم، این تعبیر در سخنان روزمره نیز دیده می شود که اگر از شخص بزرگی دستوری یا موهبتی به شخص کوچکی بشود، می گویند این برنامه از“بالا”دستور داده شده، یا از بالا به ما رسیده است.
*3-علمای علم اصول از جمله آللّٰهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَی اللّٰهِ تَفْتَرُونَ “اصل عدم حجیت ظن”را ثابت کرده اند و گفته اند این تعبیر نشان می دهد که هیچ حکمی از احکام الهی را بدون قطع و یقین نمی توان اثبات کرد و گرنه افترا بر خدا حرام است (البته در این استدلال بحثهایی داریم که در مباحث علم اصول ذکر کرده ایم) . *
[قانونگذاری در برابر قانون خدا آئین جاهلیت است]
4-آیات فوق یک درس دیگر نیز به ما می دهد و آن اینکه قانونگذاری در برابر قانون خدا، آئین جاهلیت است، که به خود حق می دادند با افکار نارسایشان احکامی وضع کنند، ولی یک خداپرست واقعی هرگز نمی تواند چنین بوده باشد
ص: 329
و اینکه می بینیم در عصر و زمان ما گروهی هستند که دم از ایمان به خدا و اسلام می زنند و در عین حال دست گدایی به سوی قوانین دیگران که قوانین غیر اسلامی است دراز می کنند، و یا به خود اجازه می دهند که قوانین اسلام را به عنوان اینکه قابل عمل نیست کنار بگذارند و شخصا به جعل قانون بپردازند، آنها نیز پیرو سنتهای جاهلی هستند.
اسلام واقعی تجزیه پذیر نیست، هنگامی که گفتیم مسلمانیم باید همه قوانین آن را برسمیت بشناسیم، و اینکه بعضی می گویند این قوانین همه قابل اجرا نیست پندار بی اساسی است که از یک نوع غرب زدگی و خود باختگی ناشی شده است.
البته اسلام به خاطر جامعیتی که دارد در یک سلسله از مسائل با ذکر اصول کلی دست ما را باز گزارده است که نیازهای هر عصر و زمان را با شور و مشورت بر طبق آن اصول تنظیم و به اجرا در آوریم.
* 5-در آخرین آیه مورد بحث به هنگام اشاره به وسعت علم پروردگار روی سه نکته تکیه کرده و فرموده: در هیچ کار و حالی نیستی، و هیچ آیه ای تلاوت نمی کنی، و هیچ عملی انجام نمی دهید مگر اینکه ما شاهد و ناظر بر شما هستیم. این تعبیرات سه گانه در واقع اشاره به“افکار”و“گفتار”و“اعمال”انسانها است، یعنی خداوند همانگونه که اعمال ما را می بیند، سخنان ما را می شنود، و از افکار و نیات ما آگاه و با خبر است و چیزی از اینها از محیط علم پروردگار بیرون نیست. بدون شک نیت و حالات روحی در مرحله نخست قرار دارد و گفتار پشت سر آن است و کردار و عمل به دنبال آن، و لذا در آیه نیز به همین ترتیب ذکر ص: 330 شده است. ضمنا اینکه می بینیم قسمت اول و دوم به صورت مفرد و خطاب به پیامبر ص ذکر شده و قسمت سوم به صورت جمع و خطاب به عموم مسلمانان است ممکن است به این جهت باشد که مرحله تصمیم گیری در برنامه های اسلامی مربوط به رهبر امت و پیامبر ص می باشد، همانگونه که گرفتن آیات قرآن از سوی خدا و تلاوت آن بر مردم نیز از ناحیه او است، ولی عمل کردن به این برنامه ها به عموم ملت ارتباط دارد، و هیچکس از آن مستثنی نیست. *
[قانونگذاری در برابر قانون خدا آئین جاهلیت است]
6-در آخرین آیات فوق درس بزرگی برای همه مسلمانان بیان شده است درسی که می تواند آنها را در مسیر حق براه اندازد و از کجرویها و انحرافات باز دارد، درسی است که توجه به آن جامعه ای صالح و پاک می سازد، و آن اینکه:
به این حقیقت توجه داشته باشیم که هر گامی بر می داریم و هر سخنی که می گوئیم و هر اندیشه ای که در سر می پرورانیم، و به هر سو نگاه می کنیم، و در هر حالی هستیم، نه تنها ذات پاک خدا بلکه فرشتگان او نیز مراقب ما هستند و با تمام توجه ما را می نگرند.
کوچکترین حرکتی در پهنه آسمان و زمین از دیدگاه علم او مخفی و پنهان نمی ماند، نه تنها مخفی نمی ماند بلکه همه آنها ثبت می شود در آن لوحی که محفوظ است و اشتباه و غلط و دگرگونی در آن راه ندارد، در صفحه علم بی پایان خدا، در اندیشه فرشتگان مقربین و نویسندگان اعمال آدمیان، در پرونده ما و در نامه اعمال همه ما.
بی جهت نیست که امام صادق ع می فرماید: پیامبر اسلام ص هر زمان این آیه را تلاوت می کرد شدیدا گریه می نمود (
کان رسول اللّٰه اذا قرء هذه
ص: 331
الایه بکی بکاء شدیدا) (1) .
(1)
جایی که پیامبر ص با آن همه اخلاص و بندگی و آن همه خدمت به خلق و عبادت خالق از کار خود در برابر علم خدا ترسان باشد، حال ما و دیگران معلوم است.
