User Tools

Site Tools


nemoone:یونس:آیات_11_تا_12

[سوره یونس (10) : آیات 11 تا 12]

اشاره

وَ لَوْ یُعَجِّلُ اَللّٰهُ لِلنّٰاسِ اَلشَّرَّ اِسْتِعْجٰالَهُمْ بِالْخَیْرِ لَقُضِیَ إِلَیْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ اَلَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنٰا فِی طُغْیٰانِهِمْ یَعْمَهُونَ (11) وَ إِذٰا مَسَّ اَلْإِنْسٰانَ اَلضُّرُّ دَعٰانٰا لِجَنْبِهِ أَوْ قٰاعِداً أَوْ قٰائِماً فَلَمّٰا کَشَفْنٰا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنٰا إِلیٰ ضُرٍّ مَسَّهُ کَذٰلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ (12)

ترجمه:

11-اگر همانگونه که مردم در بدست آوردن خوبیها عجله دارند، خداوند (به کیفر اعمالشان) مجازاتشان کند عمرشان به پایان می رسد (و همگی نابود خواهند شد) ولی آنها که امید لقای ما را ندارند بحال خودشان رها می کنیم تا در طغیانشان سرگردان شوند.

12-و هنگامی که به انسان زیان (و ناراحتی) برسد ما را (در همه حال) در حالی که به پهلو خوابیده، یا نشسته، یا ایستاده است می خواند، اما هنگامی که ناراحتی او را بر طرف ساختیم چنان می رود که گویی هرگز ما را برای حل مشکلی که به او رسیده نخوانده، اینگونه برای اسرافکاران اعمالشان زینت داده شده است.

ص: 236

تفسیر:

انسانهای خودرو!

در این آیات نیز هم چنان سخن پیرامون مساله پاداش و کیفر بدکاران است.

در آیه نخست می گوید: “اگر خداوند مجازات مردم بد کار را سریعا و در این جهان انجام دهد و همانگونه که آنها در بدست آوردن نعمت و خیر و نیکی عجله دارند، در مجازاتشان تعجیل کند، عمر همگی به پایان می رسد و اثری از آنها باقی نمی ماند” (وَ لَوْ یُعَجِّلُ اللّٰهُ لِلنّٰاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجٰالَهُمْ بِالْخَیْرِ لَقُضِیَ إِلَیْهِمْ أَجَلُهُمْ) .

ولی از آنجا که لطف خداوند همه بندگان حتی بدکاران و کافران و مشرکان را نیز شامل می شود، در مجازاتشان عجله به خرج نمی دهد، شاید بیدار شوند و توبه کنند، و از بیراهه به راه بازگردند.

به علاوه اگر مجازات با این سرعت انجام می گرفت، حالت اختیار که پایه تکلیف است تقریبا از میان می رفت، و اطاعت مطیعان جنبه اضطراری به خود می گرفت، چرا که در صورت تخلف فورا مجازات دردناکی را در برابر خود می دیدند.

این احتمال نیز در تفسیر جمله فوق داده شده است که گروهی از کفار لجوج-همانگونه که آیات قرآن کرارا بازگو کرده-به پیامبران می گفتند اگر شما راست می گوئید هر چه زودتر از خدا بخواهید ما را نابود یا مجازات کند، و اگر خدا می خواست این تقاضای آنها را بپذیرد احدی از آنها باقی نمی ماند.

ولی تفسیر اول نزدیکتر به نظر می رسد.

ص: 237

و در پایان آیه می فرماید: “مجازاتشان همین بس که افرادی را که ایمان به رستاخیز و لقای ما ندارند به حال خود رها می کنیم تا در طغیانشان حیران و سرگردان شوند”، نه حق را از باطل بشناسند، و نه راه را از چاه (فَنَذَرُ الَّذِینَ لاٰ یَرْجُونَ لِقٰاءَنٰا فِی طُغْیٰانِهِمْ یَعْمَهُونَ) .

* آن گاه اشاره به وجود نور توحید در فطرت و عمق روح آدمی کرده می گوید: “هنگامی که به انسان زیانی می رسد، و دستش از همه جا کوتاه می شود، دست به سوی ما دراز می کند و ما را در همه حال در حالی که به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده است می خواند” (وَ إِذٰا مَسَّ الْإِنْسٰانَ الضُّرُّ دَعٰانٰا لِجَنْبِهِ أَوْ قٰاعِداً أَوْ قٰائِماً) آری خاصیت مشکلات و حوادث دردناک، کنار رفتن حجابها از روی فطرت پاک آدمی است، در کوره حوادث تمام قشرهای سیاهی که روی این فطرت را پوشانده است می سوزد و از میان می رود، و برای مدتی، هر چند کوتاه درخشش این نور توحیدی آشکار می گردد. سپس می گوید اما این افراد، چنان کم ظرفیت و بی خردند که“به مجرد اینکه بلا و ناراحتی آنها را بر طرف می سازیم، آن چنان در غفلت فرو می روند که گویا هرگز از ما تقاضایی نداشتند”و ما نیز به آنها کمکی نکردیم (فَلَمّٰا کَشَفْنٰا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنٰا إِلیٰ ضُرٍّ مَسَّهُ) “آری این چنین اعمال مسرفان در نظرشان جلوه داده شده است” (کَذٰلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ) . در اینکه چه کسی اعمال اینگونه افراد را در نظرشان جلوه و زینت می دهد، در ذیل آیه 122 سوره انعام جلد پنجم تفسیر نمونه صفحه 428 بحث کرده ایم و اجمال سخن این است که: زینت دهنده خداوند است اما از این طریق که این خاصیت را در اعمال ص: 238 زشت و آلوده آفریده که هر قدر انسان به آنها بیشتر آلوده شود، بیشتر خو می گیرد و نه تنها قبح و زشتی آنها تدریجا از میان می رود بلکه کم کم به صورت عملی شایسته در نظرشان مجسم می گردد! و اما چرا در آیه فوق اینگونه افراد به عنوان“مسرف” (اسرافکار) معرفی شده اند به خاطر این است که چه اسرافی از این بالاتر که انسان مهمترین سرمایه وجود خود یعنی عمر و سلامت و جوانی و نیروها را بیهوده در راه فساد و گناه و عصیان و یا در مسیر بدست آوردن متاع بی ارزش و ناپایدار این دنیا به هدر دهد، و در برابر این سرمایه چیزی عائد او نشود. آیا این کار اسراف نیست و چنین کسان مسرف محسوب نمی شوند. *

در اینجا به یک نکته باید توجه کرد انسان در قرآن کریم

در باره“انسان”تعبیرات مختلفی در قرآن مجید آمده است.

در آیات زیادی از او به“بشر”تعبیر شده.

و در آیات فراوانی به انسان، و در آیاتی نیز به عنوان“بنی آدم”و عجیب اینکه در بسیاری از آیاتی که از او به انسان تعبیر شده صفات نکوهیده و مذمومی برای او ذکر گردیده است.

مثلا در آیات مورد بحث انسان به عنوان یک موجود فراموشکار و حق نشناس معرفی شده.

در جای دیگر به عنوان یک موجود ضعیف (خُلِقَ الْإِنْسٰانُ ضَعِیفاً -نساء-28) و در جای دیگر به عنوان یک موجود ستمگر و کفران کننده (إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَظَلُومٌ کَفّٰارٌ -ابراهیم-34) .

و در جایی دیگر انسان را بخیل (کٰانَ الْإِنْسٰانُ قَتُوراً -اسراء-100) .

ص: 239

و در مورد دیگر موجودی عجول (وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ عَجُولاً -اسراء-11) .

و در جای دیگر کفور و کفران کننده (وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ کَفُوراً -اسراء-67) .

و در مورد دیگر موجودی پرخاشگر (کٰانَ الْإِنْسٰانُ أَکْثَرَ شَیْءٍ جَدَلاً - کهف-54) .

و در جای دیگر ظلوم و جهول (إِنَّهُ کٰانَ ظَلُوماً جَهُولاً -احزاب-72) .

و در جای دیگر کفور مبین و کفران کننده آشکار (إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَکَفُورٌ مُبِینٌ -زخرف-19) .

و در مورد دیگر موجودی کم ظرفیت و دمدمی مزاج که هنگام نعمت بخیل و به هنگامی بلا پر جزع است (إِنَّ الْإِنْسٰانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذٰا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذٰا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً -معارج-19 و 20 و 21) .

و در جای دیگر مغرور حتی در برابر خدا (یٰا أَیُّهَا الْإِنْسٰانُ مٰا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ -انفطار-6) .

و در مورد دیگر موجودی که به هنگام نعمت طغیان می کند (إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَیَطْغیٰ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنیٰ -علق-6) .

به این ترتیب می بینیم“انسان”در قرآن مجید به عنوان موجودی که دارای جنبه های منفی فراوان و نقطه های ضعف متعددی است معرفی شده است.

آیا این همان انسانی است که خدا او را در“احسن تقویم”و“بهترین ساختمان”، آفریده است؟ (لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ -تین-4) .

و نیز آیا این همان انسانی است که خدا معلم او بوده و آنچه را نمی دانسته است به وی آموخته است (عَلَّمَ الْإِنْسٰانَ مٰا لَمْ یَعْلَمْ -علق-5) .

و آیا این همان انسانی است که خدا بیان به او آموخته (خَلَقَ الْإِنْسٰانَ عَلَّمَهُ الْبَیٰانَ -رحمان-3) .

و بالآخره آیا این همان انسانی است که خدا او را در مسیر پروردگار به

ص: 240

سعی و تلاش واداشته (یٰا أَیُّهَا الْإِنْسٰانُ إِنَّکَ کٰادِحٌ إِلیٰ رَبِّکَ کَدْحاً -انشقاق-6) .

باید دید اینها چه انسانی هستند که با آن همه کرامت و محبت الهی اینهمه نقاط ضعف و نارسایی از خود نشان می دهند؟! ظاهر این است که این بحثها همه مربوط به انسانهایی است که تحت تربیت رهبران الهی قرار نگرفته بلکه به صورت گیاهی خودرو پرورش یافته اند، نه معلمی و نه راهنمایی، و نه بیدار کننده ای داشته اند، شهواتشان آزاد و در میان هوسها غوطه ور هستند.

بدیهی است چنین انسانی نه تنها از امکانات فراوان و سرمایه های عظیم وجود خویش بهره نمی گیرد، بلکه با بکار انداختن آنها در مسیرهای انحرافی و غلط به صورت موجودی خطرناک و سرانجام ناتوان و بینوا در می آید.

و الا انسانی که با استفاده از وجود رهبران الهی و بکار گرفتن اندیشه و فکر و قرار گرفتن در مسیر حرکت تکاملی و حق و عدالت به مرحله“آدمیت”گام می نهد و شایسته نام“بنی آدم”می شود، بجایی می رسد که بجز خدا نمی بیند، آن چنان که قرآن می گوید وَ لَقَدْ کَرَّمْنٰا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْنٰاهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنٰاهُمْ مِنَ الطَّیِّبٰاتِ وَ فَضَّلْنٰاهُمْ عَلیٰ کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنٰا تَفْضِیلاً:

“ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و صفحه خشکی و دریا را جولانگاه آنها قرار دادیم و از روزیهای پاکیزه به او بخشیدیم و بر بسیاری از مخلوقات خود فضیلت و برتریش دادیم” (سوره اسراء آیه 70) .

ص: 241

nemoone/یونس/آیات_11_تا_12.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki