[سوره یس (36) : آیات 48 تا 53]
اشاره
وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا اَلْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ (48) مٰا یَنْظُرُونَ إِلاّٰ صَیْحَهً وٰاحِدَهً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ یَخِصِّمُونَ (49) فَلاٰ یَسْتَطِیعُونَ تَوْصِیَهً وَ لاٰ إِلیٰ أَهْلِهِمْ یَرْجِعُونَ (50) وَ نُفِخَ فِی اَلصُّورِ فَإِذٰا هُمْ مِنَ اَلْأَجْدٰاثِ إِلیٰ رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ (51) قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا مَنْ بَعَثَنٰا مِنْ مَرْقَدِنٰا هٰذٰا مٰا وَعَدَ اَلرَّحْمٰنُ وَ صَدَقَ اَلْمُرْسَلُونَ (52) إِنْ کٰانَتْ إِلاّٰ صَیْحَهً وٰاحِدَهً فَإِذٰا هُمْ جَمِیعٌ لَدَیْنٰا مُحْضَرُونَ (53)
ص: 405
ترجمه:
48-آنها می گویند اگر راست می گوئید این وعده (قیامت) کی خواهد بود؟! 49- (اما) جز این انتظار نمی کشند که یک صیحه عظیم (آسمانی) آنها را فرو گیرد در حالی که مشغول جدال (در امور دنیا) هستند! 50- (چنان غافلگیر می شوند که حتی) نمی توانند وصیتی کنند، یا به سوی خانواده خود مراجعت نمایند! 51- (بار دیگر) در صور دمیده می شود ناگهان آنها از قبرها شتابان به سوی (دادگاه) پروردگارشان می روند.
52-می گویند ای وای بر ما!چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟ (آری) این همان است که خداوند رحمان وعده داده و فرستادگان (او) راست گفتند.
53-صیحه واحدی بیش نیست (فریادی از این برمی خیزد) ناگهان همگی نزد ما حاضر می شوند.
تفسیر:
صیحه های رستاخیز!
به دنبال ذکر منطق سست و بهانه جویانه کفار در مورد انفاقها که در آیات قبل گذشت، در آیات مورد بحث سخن را از استهزاء آنها نسبت به قیام قیامت شروع می کند، و منطق پوسیده آنها را در مورد انکار معاد با جواب قاطع در هم می کوبد.
به علاوه بحثهایی را که در طی آیات پیشین در زمینه توحید بیان شد با بحثهای معاد تکمیل می نماید.
نخست می فرماید“آنها می گویند: اگر راست می گوئید این وعده ای را که شما می دهید کی خواهد آمد”؟! (وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ) .
اینکه شما نمی توانید تاریخی برای قیام قیامت تعیین کنید دلیل بر این است که در گفتار خود صادق نیستید! * ص: 406 آیه بعد به این سؤال توأم با سخریه یک پاسخ محکم و جدی داده می گوید: قیام قیامت و پایان این جهان برای خدا مساله پیچیده، و کار مشکلی نیست: “آنها جز این انتظار نمی کشند که یک صیحه عظیم آسمانی فرا رسد و آنان را ناگهانی فرو گیرد در حالی که مشغول جنگ و جدال در مورد دنیای خویش هستند”! (مٰا یَنْظُرُونَ إِلاّٰ صَیْحَهً وٰاحِدَهً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ یَخِصِّمُونَ) . همین یک فریاد عظیم آسمانی کافی است که همه را در یک لحظه کوتاه، هر کدام در همان مکان و همان حالتی که هستند قبض روح کند، و زندگی پر غوغای مادی آنها که معرکه دعواها و میدان جنگ دائمی آنان است جای خود را به دنیایی خاموش و خالی از هر سر و صدا بدهد. در روایات اسلامی از پیغمبر گرامی اسلام ص آمده است که این صیحه آسمانی آن چنان غافلگیرانه است که دو نفر در حالی که پارچه ای را گشوده اند و مشغول معامله اند پیش از آنکه آن را برچینند و بپیچند جهان پایان می یابد!و کسانی هستند که در آن لحظه لقمه غذا از ظرف برداشته اما پیش از آنکه به دهان آنها برسد صیحه آسمانی فرا می رسد و جهان پایان می یابد، کسانی هستند که مشغول تعمیر و گل مالی حوضند تا چهار پایان را سیراب کنند پیش از آنکه چهار پایان سیراب شوند قیامت بر پا می شود“! (تقوم الساعه و الرجلان قد نشرا ثوبهما یتبایعانه فما یطویانه حتی تقوم!، و الرجل یرفع اکلته الی فیه فما تصل الی فیه حتی تقوم!، و الرجل یلیط حوضه لیسقی ماشیته فما یسقیها حتی تقوم!) (1) . (1) جمله”ما ینظرون“در اینجا به معنی”انتظار نمی کشند“آمده است، زیرا ماده”نظر“چنان که”راغب“در”مفردات“می گوید به معنی گردش فکر ص: 407 1- 1) “مجمع البیان”ذیل آیات مورد بحث-همین روایت با تفاوت مختصری در تفسیرهای دیگر مانند”تفسیر قرطبی“و”روح المعانی“و غیر آن آمده است. یا اندیشه است برای مشاهده یا ادراک چیزی، و گاه به معنی تامل و جستجوگری، و نیز به معنی معرفت حاصل از جستجوگری آمده است. “صیحه”در اصل به معنی شکافتن چوب یا لباس و برخاستن صدا از آن است، سپس در هر صدای بلند، و فریاد مانند، به کار رفته، گاه به معنی طول قامت نیز آمده، مثلا گفته می شود: بارض فلان شجر قد صاح!: “در فلان زمین درختی است که فریاد می کشد”یعنی آن چنان طولانی شده که گویی فریاد می زند و مردم را به سوی خود می خواند. “یخصمون”از ماده خصومت به معنی نزاع و جنگ است. اما در چه چیز آنها جدال می کنند؟ در آیه ذکر نشده است، ولی پیداست که منظور جدال در امر دنیا، و امور زندگی مادی است، ولی بعضی آن را به معنی جدال در امر”معاد“گرفته اند، در حالی که معنی اول مناسبتر به نظر می رسد، هر چند اراده معنی جامعی که شامل هر دو شود و هر گونه جدال و مخاصمه را در بر گیرد نیز بعید نیست. قابل توجه اینکه ضمیرهای متعدد موجود در آیه همه، به مشرکان مکه بر می گردد که در امر معاد تردید داشتند، و از روی استهزا می گفتند: قیامت کی بر پا خواهد شد؟ ولی مسلم است منظور شخص آنها نیست، بلکه نوع آنهاست (نوع انسانهای غافل و بیخبر از امر معاد) زیرا آنها مردند و این صیحه آسمانی را هرگز ندیدند (دقت کنید) . به هر حال قرآن با این تعبیر کوتاه و قاطع به آنها هشدار می دهد که اولا قیامت به طور ناگهانی و غافلگیرانه بر پا می شود، و ثانیا موضوع پیچیده ای نیست که آنها در امکانش به بحث و مخاصمه برخیزند، با یک صیحه، همه چیز پایان می گیرد و دنیا به آخر می رسد. *
ص: 408
لذا در آیه بعد می گوید: این مساله به قدری سریع و برق آسا و غافلگیرانه است که”حتی توانایی بر وصیت و سفارش نخواهند داشت، و حتی فرصت مراجعت به سوی خانواده و منزلهای خود را پیدا نمی کنند“! (فَلاٰ یَسْتَطِیعُونَ تَوْصِیَهً وَ لاٰ إِلیٰ أَهْلِهِمْ یَرْجِعُونَ) .
معمولا هنگامی که حادثه ای به انسان دست می دهد و انسان احساس می کند پایان عمرش نزدیک شده، سعی می کند هر جا هست خود را به منزل و ماوای خویش برساند، و در میان همسر و فرزندانش قرار گیرد، سپس کارهای نیمه تمام و سرنوشت بازماندگان خود را از طریق وصیت بر عهده این و آن بگذارد و سفارش آنها را به دیگران بکند.
اما مگر صیحه پایان دنیا به کسی مجال می دهد؟ و یا به فرض اینکه مجالی باشد مگر کسی زنده می ماند که توصیه های انسان را بشنود؟ و یا فی المثل زن و فرزند بر بالین همسر و پدر بنشینند و سر او را در آغوش گیرند تا به آرامش جان دهند؟ هیچیک از این امور، امکان پذیر نیست.
و اینکه می بینیم”توصیه“به صورت نکره آمده اشاره به این است که حتی مجال یک توصیه و سفارش کوچک را نیز پیدا نمی کنند.
* سپس به مرحله دیگر که مرحله حیات بعد از مرگ است اشاره کرده، می گوید: “بار دیگر در صور دمیده می شود، ناگهان همه آنها از قبرها بیرون آمده، شتابان به سوی دادگاه پروردگارشان رهسپار می شوند” (وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذٰا هُمْ مِنَ الْأَجْدٰاثِ إِلیٰ رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ) . خاکها و استخوانهای پوسیده به فرمان پروردگار لباس حیات در تن می پوشند، و از قبر سر بر می آورند، و برای محاکمه و حساب در آن دادگاه عجیب حاضر می گردند، همانگونه که با یک”صیحه“همگی مردند با یک (نفخه) ص: 409 (دمیدن در صور) جان می گیرند و زنده می شوند، نه مرگ آنها برای خدا مشکلی دارد، و نه احیای آنها، درست همانند شیپوری که برای جمع شدن و آماده باش لشکر زده می شود، و در یک لحظه، همه از خواب برمی خیزند، و از خیمه ها بیرون می دوند، و در صف حاضر می شوند، زنده کردن مردگان نیز برای خدا همین گونه ساده و سریع است! “اجداث”جمع”جدث“ (بر وزن قفس) به معنی قبر است، این تعبیر به خوبی نشان می دهد که معاد علاوه بر جنبه روحانی جنبه جسمانی نیز دارد، و از همان مواد قبلی جسم جدید ساخته و پرداخته می شود. تعبیر به”نفخ“ (دمیده شد) به صورت فعل ماضی به خاطر آنست که عرب معمولا مسائل مسلم آینده را به صورت فعل ماضی بیان می کند، اشاره به اینکه هیچگونه شک و تردیدی در آن راه ندارد گویی قبلا رخ داده است. “ینسلون”از ماده”نسل“ (بر وزن فصل) به معنی راه رفتن سریع است راغب در مفردات می گوید این کلمه در اصل به معنی جدا شدن از چیزی است، و اینکه به فرزندان انسان”نسل“گفته می شود به خاطر آنست که از پدر و مادر جدا شده اند، (بنا بر این هنگامی که انسان با سرعت دور می شود و جدا می گردد این تعبیر در آن به کار می رود) . تعبیر به”ربهم“ (پروردگارشان) گویا اشاره به این است که ربوبیت و مالکیت و تربیت خداوند ایجاب می کند که حساب و کتاب و معادی در کار باشد. به هر حال از آیات قرآن به خوبی استفاده می شود که پایان این جهان و آغاز جهان دیگر هر دو با یک جنبش انقلابی و ناگهانی صورت می گیرد، و از هر کدام از آنها به”نفخه صور“ (دمیدن در شیپور) تعبیر شده است که شرح کامل آن به خواست خداوند در سوره”زمر“ذیل آیه 68 خواهد آمد. *
ص: 410
سپس می افزاید: “در این هنگام منکران رستاخیز و معاد می گویند: ای وای بر ما!چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت”؟! (قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا مَنْ بَعَثَنٰا مِنْ مَرْقَدِنٰا) .
“این همان چیزی است که خداوند رحمن وعده داده است، و فرستادگان او راست گفتند”! (هٰذٰا مٰا وَعَدَ الرَّحْمٰنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ) .
آری صحنه آن چنان گویا و دهشت انگیز است که انسان همه مسائل باطل و خرافی را به دست فراموشی می سپرد، و جز اعتراف صریح به واقعیتها راهی نمی یابد، قبرها را به خوابگاهی تشبیه می کند، و رستاخیز را به بیدار شدن از خواب، همانگونه که در حدیث معروف نیز وارد شده است: کما تنامون تموتون و کما تستیقظون تبعثون”همانگونه که می خوابید می میرید و همانگونه که از خواب برمی خیزید زنده می شوید“.
در اینجا نخست وحشت می کنند و فریاد می کشند که ای وای بر ما چه کسی ما را از این خواب بیدار کرد؟ و از خوابگاهمان برانگیخت؟! اما به زودی متوجه می شوند و به یادشان می آید که پیامبران راستین از سوی خدا در دنیا وعده امروز را به آنها داده اند، به خودشان پاسخ می گویند:
این وعده خداوند رحمن است، خداوندی که رحمت عامش همگان را فرا گرفته و پیامبرانش راست گفتند، و از این روز ما را آگاه ساختند، اما افسوس که ما همه را به باد سخریه و استهزا گرفتیم.
بنا بر این جمله” هٰذٰا مٰا وَعَدَ الرَّحْمٰنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ “دنباله کلام همان منکران رستاخیز است، ولی بعضی آن را سخن فرشتگان و یا مؤمنان دانسته اند که بر خلاف ظاهر آیه است، و هیچ ضرورتی برای آن نیست، چه اینکه اعتراف منکران در آن روز به حقایق مطلبی نیست که تنها در این آیه آمده باشد، چنان که در سوره انبیاء آیه 97 آمده است وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذٰا هِیَ شٰاخِصَهٌ أَبْصٰارُ
ص: 411
الَّذِینَ کَفَرُوا یٰا وَیْلَنٰا قَدْ کُنّٰا فِی غَفْلَهٍ مِنْ هٰذٰا بَلْ کُنّٰا ظٰالِمِینَ: “وعده حق (قیامت) نزدیک می شود در آن هنگام چشمهای کافران از شدت وحشت از حرکت باز می ماند، می گویند: ای وای بر ما که از این امر در غفلت بودیم، بلکه ما ستمگر بودیم”.
به هر حال تعبیر به”مرقد“که به معنی”خوابگاه“و”خواب“می آید (1) .
(1)
بیانگر این واقعیت است که آنها در عالم برزخ در حالتی شبیه به حالت خواب فرو می روند و چنان که در ذیل آیه 100 سوره مؤمنون گفته ایم”برزخ“نسبت به اکثریت مردم که در حالتی متوسط از ایمان و کفر قرار دارند بی شباهت به حالت خواب نیست، در حالی که مؤمنان پیشرو، و کافران فوق العاده بدکار در آنجا کاملا هوشیارند و متنعم به نعمتها و یا گرفتار انواع عذابند (2) .
(2)
بعضی نیز احتمال داده اند که هول و وحشت قیامت به اندازه ای است که عذاب برزخی در مقابل آن همانند خواب آرامی بیش نیست.
* سپس برای توضیح چگونگی سرعت وقوع این نفخ صور می فرماید: “آن صیحه واحدی بیش نیست، فریادی عظیم برمی خیزد و همگی نزد ما حاضر می شوند” (إِنْ کٰانَتْ إِلاّٰ صَیْحَهً وٰاحِدَهً فَإِذٰا هُمْ جَمِیعٌ لَدَیْنٰا مُحْضَرُونَ) . بنا بر این برای احیای مردگان و برخاستن آنها از قبرها و حضورشان در دادگاه عدل پروردگار زمان زیادی وقت لازم نیست، همانگونه که برای مرگ انسانها زمان طولانی لازم نبود، صیحه اول فریاد مرگ است، و صیحه دوم فریاد زندگی و حیات و حضور در دادگاه عدل پروردگار! ص: 412 1- 1) در صورت اول”اسم مکان“و در صورت دوم”مصدر میمی“است. 2- 2) در باره”برزخ“و چگونگی حال مردم در آنجا در جلد 14 صفحه 321 به بعد سخن گفته ایم. تعبیر به”صیحه“ (یک فریاد) و تاکید آن با”واحده“و سپس تعبیر به”اذا“که در این گونه موارد وقوع ناگهانی چیزی را خبر می دهد، و تعبیر به ” هُمْ جَمِیعٌ لَدَیْنٰا مُحْضَرُونَ “به صورت جمله اسمیه همگی دلیل بر وقوع سریع این مقطع از رستاخیز است. لحن قاطع این آیات و آهنگ نافذ آنها چنان در قلب انسانها اثر می گذارد که گویی این فریاد را با گوش جان می شنوند که ای انسانهای به خواب رفته! ای خاکهای پراکنده!و ای استخوانهای پوسیده!بپاخیزید، بپاخیزید و برای حساب و جزا آماده شوید، و چه زیباست آیات قرآن و چه گویا انذارات آن؟ *
ص: 413
