[سوره یس (36) : آیات 41 تا 44]
اشاره
وَ آیَهٌ لَهُمْ أَنّٰا حَمَلْنٰا ذُرِّیَّتَهُمْ فِی اَلْفُلْکِ اَلْمَشْحُونِ (41) وَ خَلَقْنٰا لَهُمْ مِنْ مِثْلِهِ مٰا یَرْکَبُونَ (42) وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلاٰ صَرِیخَ لَهُمْ وَ لاٰ هُمْ یُنْقَذُونَ (43) إِلاّٰ رَحْمَهً مِنّٰا وَ مَتٰاعاً إِلیٰ حِینٍ (44)
ترجمه:
41-این نیز برای آنها نشانه ای است (از عظمت پروردگار) که ما فرزندانشان را در کشتیهایی که مملو (از وسائل و بارها است) حمل کردیم.
42-و برای آنها مرکبهای دیگری همانند آن آفریدیم.
43-و اگر بخواهیم آنها را غرق می کنیم، به طوری که نه فریادرسی داشته باشند، و نه کسی آنها را از دریا بگیرد.
44-مگر باز هم رحمت ما شامل حال آنها شود و تا زمان معینی از این زندگی بهره گیرند.
تفسیر:
حرکت کشتیها در دریاها نیز آیتی است
گر چه بعضی از مفسران مانند قرطبی نخستین آیه مورد بحث را از پیچیده ترین آیات این سوره شمرده، ولی دقت در این آیات و پیوندشان با آیات قبل نشان می دهد پیچیدگی خاصی در تفسیر این آیات نیست، زیرا در آیات پیشین سخن از نشانه های پروردگار در آفرینش آفتاب و ماه و شب و روز و همچنین زمین و برکات زمین بود، و در آیات مورد بحث سخن از دریاها و بخشی از نعمتها و مواهب دریا یعنی حرکت کشتیهای تجاری و مسافربری بر صحنه آنها می باشد.
ص: 393
به علاوه حرکت این کشتیها در دل اوقیانوسها بی شباهت به حرکت کواکب آسمان در اقیانوس فضا نیست.
لذا نخست می فرماید“این نیز برای آنها آیت و نشانه ای است از عظمت پروردگار که ما فرزندانشان را در کشتیهایی که مملو از وسائل زندگی است حمل کردیم” (وَ آیَهٌ لَهُمْ أَنّٰا حَمَلْنٰا ذُرِّیَّتَهُمْ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ) .
ضمیر“لهم”نه تنها به مشرکان مکه بلکه به همه عباد و بندگان خدا باز می گردد که در آیات گذشته از آنها سخن در میان بود.
“ذریه”چنان که“راغب”در“مفردات”آورده: در اصل به معنی فرزندان کوچک است هر چند گاهی در تعبیرات متعارف به همه فرزندان، اعم از کوچک و بزرگ، اطلاق می شود، این کلمه هم به معنی مفرد استعمال می شود و هم معنی جمع.
و اینکه می گوید: ما فرزندان آنها (یا فرزندان کوچک آنها را) بر این کشتیها حمل کردیم بی آنکه از خودشان سخنی بگوید شاید به این مناسبت است که فرزندان نیاز بیشتری به این مرکب را هوار دارند، چرا که بزرگترها برای پیاده روی و پیمودن سواحل دریاها آماده ترند.
از این گذشته این تعبیر برای تحریک عواطف آنها مناسبتر می باشد.
تعبیر به“مشحون” (پر) اشاره به این است که نه تنها خودشان بر کشتی سوار می شوند بلکه مال التجاره و وسائل مورد نیاز آنها نیز با آن حمل و نقل می گردد.
و اینکه بعضی“فلک”را در آیه فوق به خصوص کشتی نوح تفسیر کرده اند و“ذریه”را به معنی آباء و پدران (از ماده“ذرأ”به معنی آفرینش) تفسیر بعیدی به نظر می رسد، مگر اینکه منظور بیان یک مصداق روشن بوده باشد.
به هر حال حرکت کشتیها که بزرگترین و مهمترین وسیله حمل و نقل بشر می باشد، و کاری که از آنها ساخته است هزاران برابر مرکبهای دیگر است،
ص: 394
نتیجه خواص ویژه آب و وزن مخصوص اجسامی که کشتی از آن ساخته شده، و خاصیت بادها (در کشتیهای بادبانی) و نیروی بخار (در کشتیهای موتوری) و انرژی اتمی (در کشتیهایی که با نیروی اتم کار می کند) می باشد.
و همه اینها قوا و نیروهایی است که خدا مسخر انسان ساخته و هر یک از آنها و نیز مجموعه آنها آیتی از آیات الهی است.
* و برای اینکه توهم نشود که تنها مرکب خداداد کشتیهاست در آیه بعد می افزاید: “و ما برای آنها مرکبهای دیگری مانند آن آفریدیم” (وَ خَلَقْنٰا لَهُمْ مِنْ مِثْلِهِ مٰا یَرْکَبُونَ) . مرکبهایی که در خشکی یا در هوا و فضا راه می رود، و انسانها و وسائل آنها را بر دوش خود حمل می کند. گرچه بعضی این آیه را تفسیر به خصوص شتر کرده اند که“کشتی صحرا” نام گرفته، و بعضی به همه چهار پایان، و بعضی به هواپیماها و سفینه های فضایی که در عصر ما اختراع شده (و تعبیر به“خلقنا”در مورد آنها از این نظر است که مواد و وسائل آن قبلا آفریده شده است) . ولی اطلاق تعبیر آیه مفهوم وسیعی را ترسیم می کند که همه اینها و غیر اینها را فرا می گیرد. البته در بعضی از آیات قرآن کرارا“انعام” (چهار پایان) در کنار“فلک” (کشتیها) قرار گرفته است، مانند وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنَ الْفُلْکِ وَ الْأَنْعٰامِ مٰا تَرْکَبُونَ: “از کشتیها و چهار پایان موجوداتی آفرید که بر آنها سوار می شوید” (زخرف -12) و نیز در آیه 80 سوره مؤمن می خوانیم: وَ عَلَیْهٰا وَ عَلَی الْفُلْکِ تُحْمَلُونَ: “بر چهار پایان و کشتیها حمل (سوار) می شوید. ولی این آیات نیز منافاتی با عمومیت مفهوم آیه مورد بحث ندارد. *
ص: 395
آیه بعد برای روشنتر ساختن این نعمت بزرگ حالتی را که از دگرگون شدن این نعمت به وجود می آید بیان می کند می گوید: “اگر بخواهیم آنها را غرق می کنیم، آن چنان که نه فریادرسی داشته باشند، و نه کسی که آنها را از دریا بگیرد” (وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلاٰ صَرِیخَ لَهُمْ وَ لاٰ هُمْ یُنْقَذُونَ) .
به یک موج عظیم فرمان می دهیم کشتی آنها را واژگون کند! یا به یک گرداب ماموریت می دهیم آنها را در کام خود فرو بلعد! یا به یک طوفان دستور می دهیم آنها را مانند یک پر کاه بردارد و در وسط امواج پرتاب کند! و اگر بخواهیم خاصیت آب و کشتی و نظم وزش باد و آرامش دریا را بر هم می زنیم تا همه چیز آنها به هم ریزد، این مائیم که این نظام را تداوم می بخشیم، تا آنها بهره گیرند، و اگر گهگاه حوادثی از این قبیل می فرستیم برای این است که از روی آن اهمیت نعمتی را که در آن غرقند بدانند.
“صریخ”از ماده”صراخ“به معنی فریادرس است.
و”ینقذون“از ماده”انقاذ“به معنی بر گرفتن و نجات دادن است.
* و سرانجام آخرین آیه مورد بحث برای تکمیل این سخن می افزاید: “مگر باز هم رحمت ما شامل حال آنها شود، و تا زمان معینی که پایان زندگی آنهاست از این زندگی بهره گیرند” (إِلاّٰ رَحْمَهً مِنّٰا وَ مَتٰاعاً إِلیٰ حِینٍ) . آری با هیچ وسیله ای آنها نمی توانند نجات یابند جز اینکه نسیم رحمت ما بوزد و لطف ما به یاری آنها بشتابد. “حین”به معنی وقت، در آیه فوق اشاره به پایان زندگی انسان و اجل او است و بعضی آن را به پایان جهان تفسیر کرده اند. آری آنها که بر کشتی سوار شده اند (اعم از کشتیهای بادبانی کوچک قدیم ص: 396 و یا کشتیهای کوه پیکر اوقیانوس پیمای امروز) به خوبی عمق تعبیر این آیه را درک کرده اند که عظیمترین کشتیهای جهان در برابر امواج عظیم دریا و طوفانهای هولناک اوقیانوسها همچون یک پر کاه است و اگر رحمت الهی شامل حال انسانها نباشد نجات آنها ممکن نیست. او می خواهد در این باریکه ای که در میان مرگ و زندگی است قدرت عظیم خود را به انسانها نشان دهد شاید گمگشتگان راه به خود آیند و از این طریق راهی به سوی او بگشایند. *
ص: 397
