[سوره الکهف (18) : آیات 1 تا 5]
اشاره
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ اَلَّذِی أَنْزَلَ عَلیٰ عَبْدِهِ اَلْکِتٰابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً (1) قَیِّماً لِیُنْذِرَ بَأْساً شَدِیداً مِنْ لَدُنْهُ وَ یُبَشِّرَ اَلْمُؤْمِنِینَ اَلَّذِینَ یَعْمَلُونَ اَلصّٰالِحٰاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً (2) مٰاکِثِینَ فِیهِ أَبَداً (3) وَ یُنْذِرَ اَلَّذِینَ قٰالُوا اِتَّخَذَ اَللّٰهُ وَلَداً (4) مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لاٰ لِآبٰائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَهً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوٰاهِهِمْ إِنْ یَقُولُونَ إِلاّٰ کَذِباً (5)
ص: 339
ترجمه:
به نام خداوند بخشنده بخشایگر 1-حمد مخصوص خدایی است که این کتاب (آسمانی) را بر بنده (برگزیده اش) نازل کرد و هیچگونه کژی در آن قرار ندارد.
2-کتابی که ثابت و مستقیم و نگاهبان کتب دیگر است، تا (بدکاران را) از عذاب شدید او بترساند، و مؤمنان را که عمل صالح انجام می دهند بشارت دهد که پاداش نیکویی برای آنهاست.
3- (همان بهشت برین که) جاودانه در آن خواهند ماند.
4-و (نیز) آنها را که گفتند خداوند فرزندی (برای خود) انتخاب کرده انذار کند.
5-نه آنها (هرگز) به این سخن یقین دارند و نه پدرانشان، سخن بزرگی از دهانشان خارج می شود، آنها مسلما دروغ می گویند.
تفسیر:
آغاز با نام خدا و قرآن
سوره کهف همچون بعضی دیگر از سوره های قرآن با حمد و ستایش خداوند آغاز شده است، و از آنجا که حمد و ستایش بخاطر کار یا صفت مهم و شایسته ای است در اینجا ستایش را در برابر نزول قرآن که خالی از هر گونه اعوجاج و کژی است بیان می کند، و می گوید:
“حمد خدایی را که این کتاب آسمانی را بر بنده اش نازل کرد، و هیچگونه اعوجاج و کژی در آن قرار نداد” (اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلیٰ عَبْدِهِ الْکِتٰابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً) .
* “کتابی که ثابت و پابرجا، معتدل و مستقیم، و هم برپادارنده جامعه انسانی و پاسدار سایر کتب آسمانی است” (قیما) . “تا بدکاران و تیره دلان را از عذاب شدیدی که از ناحیه خدا است بترساند” ص: 340 (لِیُنْذِرَ بَأْساً شَدِیداً مِنْ لَدُنْهُ) . “و مؤمنان راستین را که پیوسته عمل صالح انجام می دهند بشارت دهد که پاداش بزرگ و نیکویی در انتظار آنها است” (وَ یُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصّٰالِحٰاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً) . * “اجر و پاداشی که جاودانی است و تا ابد در آن خواهند ماند” (مٰاکِثِینَ فِیهِ أَبَداً) .
* سپس بیکی از انحرافات عمومی مخالفان، اعم از نصارا و یهود و مشرکان، اشاره کرده می گوید: “دیگر از هدفهای این کتاب آسمانی آن است که پیامبر بوسیله آن کسانی را که برای خدا فرزند قائل شدند انذار کند” (وَ یُنْذِرَ الَّذِینَ قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً) . هم مسیحیان را بخاطر اعتقاد به اینکه مسیح فرزند خدا است، و هم یهود را بخاطر اعتقاد به فرزندی عزیر و هم مشرکان را بخاطر اینکه فرشتگان را دختران خدا می پنداشتند هشدار دهد. * سپس به یک اصل اساسی برای ابطال اینگونه ادعاهای پوچ و بی اساس پرداخته می گوید: “آنها هیچگونه علم و یقین به این سخن ندارند، و اگر از پدرانشان تقلید می کنند آنها نیز چنین بودند” (مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لاٰ لِآبٰائِهِمْ) “اما سخن بسیار بزرگ و وحشتناکی از دهان آنها خارج می شود”.
(کَبُرَتْ کَلِمَهً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوٰاهِهِمْ) .
خدا و جسم بودن؟ خدا و فرزند داشتن؟ خدا و نیازهای مادی؟ و بالآخره خدا و محدود بودن؟ چه سخنان وحشتناکی؟!…
ص: 341
آری“اینها فقط دروغ می گویند” (إِنْ یَقُولُونَ إِلاّٰ کَذِباً) * نکته ها: اشاره 1-آغاز سوره با“حمد”خدا. پنج سوره از سوره های قرآن با“ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ “شروع شده، و در این پنج سوره پس از ستایش خداوند مسئله آفرینش آسمانها و زمین (یا مالکیت آسمانها و زمین) و یا تربیت جهانیان آمده است، جز در سوره مورد بحث که نزول قرآن بر پیامبر ص در دنبال این ستایش قرار گرفته است. در حقیقت در آن چهار سوره (سوره انعام-سبا-فاطر-حمد) سخن از کتاب “تکوین”به میان آمده، ولی در سوره کهف که مورد بحث است سخن از کتاب “تدوین”است، و می دانیم هر یک از این دو کتاب یعنی”قرآن”و“جهان آفرینش”مکمل دیگری است، و این تعبیر نیز بیانگر آن است که قرآن وزنی دارد همچون وزن مجموعه آفرینش و نعمتی است همسان نعمت جهان هستی! و اصولا مساله تربیت جهانیان که در جمله“ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِینَ “آمده است بدون بهره گیری از این کتاب بزرگ آسمانی ممکن نیست. *
2-کتابی پابرجا و مستقیم و نگاهبان
“قیم” (بر وزن”سید”) از ماده“قیام”گرفته شده و در اینجا به معنی پابرجا و ثابت و استوار است، و علاوه بر آن برپادارنده و حافظ و پاسدار کتب دیگر است. و در عین حال معنی اعتدال و استقامت و خالی بودن از هر گونه اعوجاج و کژی را نیز میرساند.
این کلمه که به عنوان وصفی برای قرآن، بعد از توصیف به عدم اعوجاج
ص: 342
در آیات فوق آمده است هم تاکیدی است بر استقامت و اعتدال قرآن و خالی بودن از هر گونه ضد و نقیض، و هم اشاره ای است به جاودانی بودن این کتاب بزرگ آسمانی و هم الگو بودن برای حفظ اصالتها و اصلاح کژیها و پاسداری از احکام خداوند و عدالت و فضیلت بشر.
این صفت (قیم) در واقع اشتقاقی است از صفت قیومیت پروردگار که به مقتضای آن خداوند حافظ و نگاهبان همه موجودات و اشیاء جهان است، “ما به تو قائم چو تو قائم بذات”! قرآن که کلام خدا است نیز همین حال را دارد.
قابل توجه اینکه توصیف به“قیم”در آیات قرآن کرارا در مورد آئین اسلام آمده است و حتی به پیامبر ص دستور داده شده است که“خود را هماهنگ با دین قیم و صاف و مستقیم سازد” (فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ الْقَیِّمِ) (آیه 43 روم) .
آنچه در بالا در تفسیر“قیم”گفته شد معنی جامعی است که تفسیرهای مختلفی را که مفسران گفته اند همه را در برمی گیرد: چه اینکه بعضی آن را به معنی کتابی که هرگز نسخ نمی شود تفسیر کرده اند، و بعضی به معنی حافظ کتب پیشین، و بعضی به معنی برپادارنده امور دین، و بعضی به معنی کتابی که در آن اختلاف و تناقض نیست، ولی همه این معانی در آن مفهوم جامع که گفتیم جمع است.
بعضی از مفسران جمله“ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً “را به معنی فصاحت الفاظ قرآن دانسته اند، در حالی که”قیما”را به معنی بلاغت و استقامت محتوای آن گرفته اند (1) ولی دلیل روشنی بر این تفاوت در دست نیست، و بیشتر به نظر میرسد که این دو، تاکید یکدیگر باشد، با این تفاوت که“قیم”مفهوم گسترده تری دارد یعنی علاوه بر مفهوم استقامت ذاتی مفهوم پاسداری و اصلاح و نگهداری
(1)
ص: 343
1- 1) “روح المعانی”جزء 15 ذیل آیه مورد بحث.
دیگران را نیز دربرمیگیرد (1) .
(1)
* 3-در آیات فوق پس از ذکر مسئله انذار بطور وسیع و مطلق، انذار نسبت به کسانی بیان شده که مخصوصا برای خدا فرزندی قائل شده اند، این نشان می دهد که این انحراف اهمیت خاصی دارد. این انحراف اعتقادی همان طوری که در بالا گفتیم مخصوص مسیحیان نیست بلکه یهود و مشرکان هم در آن شریک بودند، و تقریبا یک اعتقاد عمومی در محیط نزول قرآن به شمار می رفت، و می دانیم چنین عقده ای روح توحید را بکلی از میان می برد، خدا را در سرحد موجودات مادی و جسمانی قرار می دهد، و دارای عواطف و احساسات بشری، و برای او شبیه و شریک قائل می شود، و او را نیازمند می شمرد، و به همین دلیل مخصوصا روی این مطلب انگشت گذارده شده است. در سوره یونس آیه 68 می خوانیم“ قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ هُوَ الْغَنِیُّ ” آنها گفتند خداوند برای خود فرزندی انتخاب کرده در حالی که او غنی و بی- نیاز است. و در سوره مریم آیه 88 تا 91 می خوانیم: “ وَ قٰالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمٰنُ وَلَداً لَقَدْ جِئْتُمْ شَیْئاً إِدًّا، تَکٰادُ السَّمٰاوٰاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبٰالُ هَدًّا أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمٰنِ وَلَداً ”: آنها گفتند خداوند فرزندی انتخاب کرده است، شما سخنی بسیار ناموزون و سخت و سنگین آورده اید. نزدیک است آسمانها از هم بشکافد و زمین پاره شود و کوه ها فرو ریزند، چرا که برای خدا فرزندی قائل شده اند. این تعبیر فوق العاده شدید دلیل بر آن است که عواقب شوم این اعتقاد ناموزون ص: 344 1- 1) “قیم”از نظر ترکیب نحوی حال است و عامل در آن“انزل”می باشد. بسیار وسیع و گسترده می باشد، و در واقع چنین است چرا که نتیجه آن خدا را از اوج عظمتش فرود آوردن و در سرحد موجودات پست مادی قرار دادن است (1) . (1) *
4-ادعای بدون دلیل-
بررسی اعتقادات انحرافی نشان می دهد که غالب آنها از ادعاهای بی دلیل سرچشمه گرفته که گاهی به صورت یک شعار کاذب از ناحیه کسی ابراز میشد و دیگران دنبال آن را میگرفتند، و یا به صورت سنت نیاکان از نسلی به نسل دیگر انتقال می یافت، قرآن ضمنا به ما می آموزد که در همه حال از ادعاهای بی دلیل جدا به پرهیزیم از هر کس و مربوط به هر کس باشد.
در آیات فوق خداوند چنین کاری را بزرگ و وحشتناک شمرده، و آن را سرچشمه کذب و دروغ معرفی کرده است.
این اصلی است که اگر مسلمانان در همه زندگی خود از آن پیروی کنند یعنی بی دلیل چیزی نگویند، بی دلیل چیزی نپذیرند، و اعتنایی به شایعات و ادعاهای عاری از دلیل نکنند بسیاری از نابسامانیهاشان سامان می یابد.
* 5-عمل صالح یک برنامه مستمر- در آیات فوق هنگامی که سخن از مؤمنان می گوید“عمل صالح”را به عنوان یک برنامه مستمر آنها بیان می کند، زیرا جمله“یعملون الصالحات”فعل مضارع است و می دانیم فعل مضارع دلیل بر استمرار است. در حقیقت باید چنین باشد، زیرا انجام یک یا چند کار خیر ممکن است تصادفا یا به علل خاصی از هر کس صورت گیرد، و هرگز دلیل بر ایمان راستین ص: 345 1- 1) در باره مسئله تثلیث و اعتقاد به فرزندی خدا در مورد حضرت مسیح در جلد 4 تفسیر نمونه صفحه 220 به بعد مشروحا سخن گفته ایم. نیست، آنچه دلیل ایمان راستین است استمرار در عمل صالح است. * 6-آخرین سخن در اینجا اینکه قرآن در آیات فوق وقتی می خواهد نزول این کتاب آسمانی را بیان کند می گوید“شکر خدایی را که این کتاب را بر بنده اش نازل کرد”و این دلیل بر آن است که تعبیر به بنده پرافتخارترین و باشکوه ترین توصیفی است که ممکن است از یک انسان شود، انسانی که راستی بنده خدا باشد، همه چیز خود را متعلق به او بداند، چشم بر امر و گوش بر فرمانش دارد، به غیر او نیندیشد و جز راه او را نرود، و افتخارش این باشد که بنده پاکباز او است.
ص: 346
