User Tools

Site Tools


nemoone:کافرون:آیات_1_تا_6

[سوره الکافرون (109) : آیات 1 تا 6]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;قُلْ یٰا أَیُّهَا اَلْکٰافِرُونَ (1) لاٰ أَعْبُدُ مٰا تَعْبُدُونَ (2) وَ لاٰ أَنْتُمْ عٰابِدُونَ مٰا أَعْبُدُ (3) وَ لاٰ أَنٰا عٰابِدٌ مٰا عَبَدْتُّمْ (4) وَ لاٰ أَنْتُمْ عٰابِدُونَ مٰا أَعْبُدُ (5) لَکُمْ دِینُکُمْ وَ لِیَ دِینِ (6)

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده مهربان 1-بگو ای کافران! 2-آنچه را شما می پرستید من نمی پرستم.

3-و نه شما آنچه را من پرستش می کنم می پرستید.

4-و نه من هرگز آنچه را شما پرستش کرده اید می پرستم.

ص: 383

5-و نه شما آنچه را که من می پرستم عبادت می کنید.

6- (حال که چنین است) آئین شما برای خودتان و آئین من برای خودم!

شان نزول:

در روایات آمده است که“این سوره در باره گروهی از سران مشرکان قریش نازل شده، مانند”ولید بن مغیره“و”عاص بن وائل“و”حارث بن قیس“ و”امیه بن خلف“و… گفتند: ای محمد!تو بیا از آئین ما پیروی کن، ما نیز از آئین تو پیروی می کنیم، و تو را در تمام امتیازات خود شریک می سازیم، یک سال تو خدایان ما را عبادت کن!و سال دیگر ما خدای تو را عبادت می کنیم، اگر آئین تو بهتر باشد ما در آن با تو شریک شده ایم، و بهره خود را گرفته ایم، و اگر آئین ما بهتر باشد تو در آئین ما شریک شده و بهره ات را از آن گرفته ای! پیغمبر ص فرمود: پناه بر خدا که من چیزی را همتای او قرار دهم! گفتند: لا اقل بعضی از خدایان ما را لمس کن و از آنها تبرک بجوی ما تصدیق تو می کنیم و خدای تو را می پرستیم! پیامبر ص فرمود: من منتظر فرمان پروردگارم هستم.

در این هنگام سوره” قُلْ یٰا أَیُّهَا الْکٰافِرُونَ “نازل شد، و رسول اللّٰه به مسجد الحرام آمد، در حالی که جمعی از سران قریش در آنجا جمع بودند بالای سر آنها ایستاد، و این سوره را تا آخر بر آنها خواند آنها وقتی پیام این سوره را شنیدند کاملا مایوس شدند، و حضرت و یارانش را آزار دادند” (1) .

(1)

ص: 384

1- 1) این شان نزول را بسیاری از مفسران با مختصر اختلافی در عبارات در تفاسیر خود آورده اند از جمله“طبرسی”در“مجمع البیان”“قرطبی”در تفسیرش و“ابو الفتوح رازی”در تفسیر خود و“سیوطی”در“در المنثور”.

تفسیر:

هرگز با بت پرستان سر سازش ندارم

آیات این سوره پیغمبر اکرم ص را مخاطب ساخته، می فرماید:

“بگو ای کافران” (قُلْ یٰا أَیُّهَا الْکٰافِرُونَ) .

* “آنچه را شما می پرستید نمی پرستم” (لاٰ أَعْبُدُ مٰا تَعْبُدُونَ) . * “و نه شما آنچه را من پرستش می کنم می پرستید” (وَ لاٰ أَنْتُمْ عٰابِدُونَ مٰا أَعْبُدُ) .

به این ترتیب جدایی کامل خط خود را از آنها مشخص می کند، و با صراحت می گوید: من هرگز بت پرستی نخواهم کرد، و شما نیز با این لجاجت که دارید و با تقلید کورکورانه از نیاکان که روی آن اصرار می ورزید و با منافع نامشروع سرشاری که از بت پرستان عائد شما می شود هرگز حاضر به خداپرستی خالص از شرک نیستید.

* بار دیگر برای مایوس کردن کامل بت پرستان از هر گونه سازش بر سر توحید و بت پرستی می افزاید: “و نه من هرگز آنچه را شما پرستش کرده اید می پرستم” (وَ لاٰ أَنٰا عٰابِدٌ مٰا عَبَدْتُّمْ) . * “و نه شما آنچه را که من می پرستم عبادت می کنید” (وَ لاٰ أَنْتُمْ عٰابِدُونَ مٰا أَعْبُدُ) .

ص: 385

بنا بر این اصرار بیجا در مصالحه بر سر مساله بت پرستی نکنید که این امر غیر ممکن است.

* “حال که چنین است آئین شما برای خودتان و آئین من برای خودم” (لَکُمْ دِینُکُمْ وَ لِیَ دِینِ) . بسیاری از مفسران تصریح کرده اند که منظور از“کافرون”در اینجا گروه خاصی از سران بت پرستان مکه اند، بنا بر این“الف و لام”در“الکافرون” به اصطلاح برای“عهد”است، نه برای“جمع”. ممکن است دلیل آنها بر این مطلب علاوه بر آنچه در شان نزول گفته شد این باشد که بسیاری از بت پرستان مکه سرانجام ایمان آوردند، بنا بر این اگر می گوید نه شما معبود مرا عبادت می کنید و نه من معبود شما را حتما در مورد آن گروهی از سران شرک و کفر است که تا پایان عمر هرگز ایمان نیاوردند و گرنه بسیاری از مشرکان به هنگام فتح مکه فوج فوج وارد اسلام شدند. *

در اینجا چند سؤال مطرح است که باید به آن پاسخ گفت:

اشاره

1-چرا سوره با فرمان“قل” (بگو) شروع شده است:

آیا بهتر این نبود گفته شود“ یٰا أَیُّهَا الْکٰافِرُونَ “بدون اینکه”قل”در آغاز آن باشد؟ و به تعبیر دیگر: پیغمبر ص باید دستور خداوند را اجرا کند و جمله“ یٰا أَیُّهَا الْکٰافِرُونَ “را به آنها بگوید: نه اینکه جمله” قُلْ “را نیز تکرار کند.

پاسخ این سؤال با توجه به محتوای سوره روشن است، زیرا مشرکان عرب پیغمبر اکرم ص را دعوت به سازش بر سر بتها کرده بودند. و او می بایست این

ص: 386

مطلب را از خود نفی کند، و بگوید: من هرگز تسلیم شما نمی شوم، و عبادتم را با شرک آلوده نمی کنم اگر کلمه”قل”در آغاز این سوره نباشد سخن سخن خدا خواهد شد، و در این صورت جمله“ لاٰ أَعْبُدُ مٰا تَعْبُدُونَ ” (من آنچه را شما عبادت می کنید نمی پرستم) و امثال آن مفهومی نخواهد داشت.

بعلاوه چون کلمه“قل”در پیام جبرئیل از سوی خدا بوده، پیغمبر اکرم ص موظف است که برای حفظ اصالت قرآن آن را عینا بازگو کند، و این خود نشان می دهد که“جبرئیل”و“رسول اکرم”ص در نقل وحی الهی کمترین تغییری نداده اند، و عملا ثابت کرده اند مامورانی هستند گوش بر فرمان الهی، همانگونه که در آیه 15 سوره یونس می خوانیم: قُلْ مٰا یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقٰاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا یُوحیٰ إِلَیَّ: “بگو من حق ندارم که قرآن را از پیش خود تغییر دهم من فقط از چیزی پیروی می کنم که بر من وحی می شود”.

* 2-مگر بت پرستان منکر خدا بودند؟ می دانیم بت پرستان هرگز خدا را انکار نمی کردند، و طبق صریح آیات قرآن اگر از خالق آسمان و زمین از آنها سؤال می شد می گفتند: خدا است: وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللّٰهُ (لقمان 25) . پس چگونه در این سوره می گوید: “نه من معبود شما را می پرستم و نه شما معبود مرا”؟ پاسخ این سؤال نیز با توجه به اینکه بحث از مساله خلقت نیست، بلکه از مساله عبادت است، روشن می شود، بت پرستان خالق جهان را“خدا”می دانستند، ولی معتقد بودند باید بتها را“عبادت”کرد، تا آنها واسطه در درگاه خدا شوند، یا اینکه اصلا ما لایق این نیستیم که خدا را پرستش کنیم، بلکه باید بتهای ص: 387 جسمانی را پرستش کنیم، اینجاست که قرآن قلم سرخ بر اوهام و پندارهای آنها می کشد، و می گوید عبادت باید فقط برای خدا باشد، نه بتها، و نه هر دو! *

3-این تکرار برای چیست؟

در اینکه آیا تکرار نفی عبادت بتها از ناحیه پیغمبر ص و نفی عبادت خدا از ناحیه مشرکان، برای چیست؟ گفتگو بسیار است.

جمعی معتقدند که این تکرار برای تاکید و مایوس کردن کامل مشرکان، و جدا نمودن مسیر آنها از مسیر اسلام است، و اثبات عدم امکان سازش میان توحید و شرک می باشد، و به تعبیر دیگر چون آنها در دعوت پیغمبر اکرم ص به سوی شرک اصرار می ورزیدند و تکرار می کردند قرآن نیز رد آنها را تکرار می کند.

در حدیثی آمده است که“ابو شاکر دیصانی” (یکی از زنادقه عصر امام صادق ع از یکی از یاران امام صادق بنام“ابو جعفر احول” (محمد بن علی نعمانی کوفی معروف به مؤمن طاق) از دلیل تکرار این آیات سؤال کرد و گفت آیا شخص حکیم ممکن است اینچنین تکراری در کلامش باشد؟ ابو جعفر احول چون در اینجا پاسخی نداشت وارد مدینه شد خدمت امام صادق ع رسید، و در این باره سؤال کرد، امام ع فرمود: سبب نزول این آیات و تکرار آن این بود که قریش به رسول خدا پیشنهاد کردند که یک سال تو خدایان ما را بپرست، سال دیگر ما خدای تو را می پرستیم، و همچنین سال بعد تو خدایان ما را بپرست و سال دیگر (سال چهارم) ما خدای تو را می پرستیم، آیات فوق نازل شد و تمام این پیشنهادها را نفی کرد.

هنگامی که ابو جعفر“احول”این پاسخ را برای“ابو شاکر”بیان کرد

ص: 388

او گفت: هذا ما حمله الإبل من الحجاز!: “این باری است که شتران از حجاز آورده اند” (1) (اشاره به اینکه سخن تو نیست و گفتار امام صادق ع است) .

(1)

بعضی دیگر گفته اند: این تکرار به خاطر این است که یکی ناظر به حال می باشد و دیگری ناظر به آینده، یعنی نه در حال و نه در آینده هرگز معبود شما را پرستش نمی کنم! ولی ظاهرا شاهدی برای این تفسیر وجود ندارد.

تفسیر سومی نیز برای این تکرار گفته اند که“اولی”اختلاف در معبودها را بیان می کند، و دومی اختلاف در عبادت را، یعنی نه معبودهای شما را هرگز می پرستم، و نه چگونگی عبادت من همچون شما است، زیرا عبادت من خالصانه و خالی از هر گونه شرک است.

بعلاوه عبادت شما از بتها از روی تقلید کورکورانه نیاکان است و عبادت من نسبت به خدا از روی تحقیق و شکر است (2) .

(2)

ولی ظاهر این است که این تکرار برای تاکید است، همانگونه که در بالا توضیح داده ایم و در حدیث امام صادق ع نیز اشاره به آن شده بود.

در اینجا تفسیر چهارمی نیز وجود دارد و آن اینکه در آیه دوم می فرماید:

“آنچه را که شما اکنون می پرستید من پرستش نمی کنم”و در آیه چهارم می فرماید:

“من در گذشته نیز معبودهای شما را نمی پرستیدم تا چه رسد به امروز”.

این تفاوت با توجه به اینکه در آیه دوم“تعبدون”به صورت فعل مضارع

ص: 389

1- 1) “تفسیر علی بن ابراهیم”جلد 2 صفحه 445.

2- 2) بنا بر این تفسیر“ما”در آیه دوم و سوم“ما موصوله”است، و در آیه چهارم و پنجم“مصدریه”است (این وجه را ابو الفتوح رازی به عنوان یکی از تفسیرهای آیه در جلد 12 صفحه 192 آورده مرحوم طبرسی نیز ذیل آیات مورد بحث به آن اشاره کرده است) .

و“عبدتم”در آیه چهارم به صورت فعل ماضی است بعید به نظر نمی رسد (1) .

(1)

هر چند این تفسیر فقط تکرار آیه دوم و چهارم را حل می کند اما تکرار آیه سوم و پنجم هم چنان به قوت خود باقی است (2) .

(2)

* 4-آیا مفهوم آیه“ لَکُمْ دِینُکُمْ … “جواز بت پرستی است؟! گاهی چنین تصور شده که آخرین آیه این سوره که می گوید: “آئین شما برای خودتان، و آئین من برای خودم”همان مفهوم”صلح کل”را دارد، و به آنها اجازه می دهد که بر آئینشان بمانند، چرا که اصرار بر پذیرش آئین اسلام نمی کند! ولی این پندار بسیار سست و بی اساس است، زیرا لحن آیات به خوبی نشان می دهد که این تعبیر نوعی تحقیر و تهدید است، یعنی آئین شما به خودتان ارزانی باد!و به زودی عواقب نکبت بار آن را خواهید دید، شبیه آنچه در آیه 55 سوره قصص آمده: وَ إِذٰا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قٰالُوا لَنٰا أَعْمٰالُنٰا وَ لَکُمْ أَعْمٰالُکُمْ سَلاٰمٌ عَلَیْکُمْ لاٰ نَبْتَغِی الْجٰاهِلِینَ: “مؤمنان هر گاه سخن لغوی را بشنوند از آن روی می گردانند، و می گویند: اعمال ما برای ما و اعمال شما برای خودتان، سلام بر شما (سلام وداع و جدایی) ما طالب جاهلان نیستیم”! شاهد گویای این مطلب صدها آیه قرآن مجید است که شرک را در تمام اشکالش می کوبد، و از هر کاری منفورتر می شمرد، و گناهی نابخشودنی می داند. ص: 390 1- 1) بنا بر این“عابد”که اسم فاعل است نیز در این آیه باید معنی ماضی بدهد. 2- 2) ضمنا باید توجه داشت که“ما موصوله”هر چند غالبا برای غیر ذوی العقول می آید بسیار دیده شده که در ذوی العقول نیز به کار می رود، آیات قرآن نیز شاهد بر این مدعی است. جوابهای دیگری از این سؤال نیز داده اند، مانند اینکه آیه محذوفی دارد و در تقدیر چنین است: لکم جزاء دینکم و لی جزاء دینی، “جزای دین شما برای شما، و جزای دین من برای من”. دیگر اینکه: “دین”در اینجا به معنی جزا است، و آیه نیز هیچ محذوفی ندارد، و مفهومش این است شما جزای خودتان را می گیرید و من هم جزای خودم را (1) . (1) ولی تفسیر و پاسخ اول مناسبتر به نظر می رسد. *

5-او هرگز یک لحظه با شرک سازش نکرد

آنچه در این سوره آمده در واقع بیانگر این واقعیت است که توحید و شرک دو برنامه متضاد و دو مسیر کاملا جدا می باشد، و هیچ شباهتی با یکدیگر ندارند، توحید انسان را به خدا مربوط می سازد، در حالی که شرک او را از خدا بیگانه می کند.

توحید رمز وحدت و یگانگی در تمام زمینه ها است در حالی که شرک مایه تفرقه و پراکندگی در همه شؤون است.

توحید انسان را از عالم ماده و جهان طبیعت بالا می برد، و در ما ورای طبیعت به وجود بی انتهای الهی پیوند می دهد، در حالی که شرک انسان را در چاه طبیعت سرنگون می سازد، و به موجودات محدود و ضعیف و فانی پیوند می دهد.

به همین دلیل پیغمبر اکرم ص و تمام انبیاء عظام نه تنها یک لحظه با شرک سازش نکردند، بلکه نخستین و مهمترین برنامه آنها مبارزه با آن بود.

ص: 391

1- 1) ضمنا باید توجه داشت که“دین”در جمله“و لی دین”مکسور است و کسره آن دلالت بر یاء محذوف می کند و در واقع“و لی دینی”است.

امروز نیز همه پویندگان راه حق و علماء و مبلغان این آئین باید همین خط را ادامه دهند، و در همه جا برائت و بیزاری خود را از هر گونه شرک و سازش با مشرکان اعلام دارند.

این است راه اصیل اسلام.

*خداوندا!ما را از هر گونه شرک و افکار و اعمال شرک آلود بر کنار دار پروردگارا!وسوسه های مشرکین عصر ما نیز خطرناک است، ما را از گرفتاری دام آنها حفظ کن. بارالها!به ما آن چنان شجاعت و صراحت و قاطعیتی مرحمت فرما که همچون پیغمبر اکرم ص هر گونه پیشنهاد سازش با کفر و شرک را رد کنیم. آمین یا رب العالمین پایان سوره کافرون *

ص: 392

nemoone/کافرون/آیات_1_تا_6.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki