User Tools

Site Tools


nemoone:نور:آیات_35_تا_38

[سوره النور (24) : آیات 35 تا 38]

اشاره

اَللّٰهُ نُورُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکٰاهٍ فِیهٰا مِصْبٰاحٌ اَلْمِصْبٰاحُ فِی زُجٰاجَهٍ اَلزُّجٰاجَهُ کَأَنَّهٰا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبٰارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لاٰ شَرْقِیَّهٍ وَ لاٰ غَرْبِیَّهٍ یَکٰادُ زَیْتُهٰا یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نٰارٌ نُورٌ عَلیٰ نُورٍ یَهْدِی اَللّٰهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَضْرِبُ اَللّٰهُ اَلْأَمْثٰالَ لِلنّٰاسِ وَ اَللّٰهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ (35) فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اَللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اِسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهٰا بِالْغُدُوِّ وَ اَلْآصٰالِ (36) رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَهٌ وَ لاٰ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اَللّٰهِ وَ إِقٰامِ اَلصَّلاٰهِ وَ إِیتٰاءِ اَلزَّکٰاهِ یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ اَلْقُلُوبُ وَ اَلْأَبْصٰارُ (37) لِیَجْزِیَهُمُ اَللّٰهُ أَحْسَنَ مٰا عَمِلُوا وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اَللّٰهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشٰاءُ بِغَیْرِ حِسٰابٍ (38)

ص: 469

ترجمه:

35-خداوند نور آسمانها و زمین است، مثل نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفاف و درخشنده همچون یک ستاره فروزان، این چراغ با روغنی افروخته میشود که از درخت پر برکت زیتونی گرفته شده که نه شرقی است و نه غربی (آن چنان روغنش صاف و خالص است که) نزدیک است بدون تماس با آتش شعله ور شود، نوری است بر فراز نور، و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدایت می کند و خداوند به هر چیزی آگاه است.

36- (این چراغ پر فروغ) در خانه هایی قرار دارد که خداوند اذن فرموده دیوارهای آن را بالا برند (تا از دستبرد شیاطین و هوسبازان در امان باشد) خانه هایی که نام خدا در آن برده شود و صبح و شام در آن تسبیح گویند.

37-مردانی که نه تجارت و نه معامله، آنها را از یاد خدا و بر پا داشتن نماز و ادای زکات غافل نمی کند، آنها از روزی می ترسند که دلها و چشمها در آن زیر و رو می شود! 38-هدف این است که خداوند آنها را به بهترین اعمالی که انجام داده اند پاداش دهد و از فضلش بر پاداش آنها بیفزاید، و خداوند هر کس را بخواهد بی حساب روزی می دهد (و از مواهب بی انتهای خویش بهره مند می سازد) .

تفسیر:

آیه نور!

در تفسیر آیات فوق سخن بسیار گفته شده است، و مفسران و فلاسفه و عرفای اسلامی هر کدام بحثهای فراوانی دارند، پیوند ارتباط این آیات با آیات گذشته از این نظر است که در آیات پیشین سخن از مساله عفت و مبارزه با فحشاء با استفاده از طرق و وسائل گوناگون بود، و از آنجا که ضامن اجرای همه احکام الهی، مخصوصا کنترل کردن غرائز سرکش، بخصوص غریزه جنسی که نیرومندترین آنها است

ص: 470

بدون استفاده از پشتوانه“ایمان”ممکن نیست، سر انجام بحث را به ایمان و اثر نیرومند آن کشانیده و از آن سخن می گوید.

نخست می فرماید: “خداوند نور آسمانها و زمین است” (اَللّٰهُ نُورُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ) .

چه جمله زیبا و جالب و پر ارزشی؟ آری خدا نور آسمانها و زمین است، روشنی و روشنی بخش همه آنها.

گروهی از مفسران کلمه“نور”را در اینجا به معنی“هدایت کننده”.

و بعضی به معنی“روشن کننده”.

و بعضی به معنی“زینت بخش”تفسیر کرده اند.

همه این معانی صحیح است ولی مفهوم آیه باز هم از این گسترده تر می باشد.

توضیح اینکه: در قرآن مجید و روایات اسلامی از چند چیز به عنوان “نور”یاد شده است:

1-قرآن مجید-چنان که در آیه 15 سوره مائده می خوانیم: قَدْ جٰاءَکُمْ مِنَ اللّٰهِ نُورٌ وَ کِتٰابٌ مُبِینٌ: “از سوی خداوند نور و کتاب آشکاری برای شما آمد” و در آیه 157 سوره اعراف نیز می خوانیم: وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ: “کسانی که پیروی از نوری می کنند که با پیامبر نازل شده است آنها رستگارانند”.

2-“ایمان”-چنان که در آیه 257 بقره آمده است: اَللّٰهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ: “خداوند ولی کسانی است که ایمان آورده اند، آنها را از ظلمتهای (شرک و کفر) به سوی نور (ایمان) رهبری می کند”.

3-“هدایت الهی”و روشن بینی-چنان که در آیه 122 سوره انعام آمده: أَ وَ مَنْ کٰانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْنٰاهُ وَ جَعَلْنٰا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النّٰاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُمٰاتِ

ص: 471

لَیْسَ بِخٰارِجٍ مِنْهٰا: “آیا کسی که مرده بوده است و ما او را زنده کردیم و نور هدایتی برای او قرار دادیم که در پرتو آن بتواند در میان مردم راه برود همانند کسی است که در تاریکی باشد و هرگز از آن خارج نگردد”؟! 4-“آئین اسلام”-چنان که در آیه 32 سوره توبه می خوانیم: وَ یَأْبَی اللّٰهُ إِلاّٰ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرِهَ الْکٰافِرُونَ: “خداوند ابا دارد جز از اینکه نور (اسلام) را کامل کند هر چند کافران نخواهند”.

5-شخص پیامبر (ص) -در آیه 46 سوره احزاب درباره پیامبر می خوانیم: وَ دٰاعِیاً إِلَی اللّٰهِ بِإِذْنِهِ وَ سِرٰاجاً مُنِیراً: “ما تو را دعوت کننده به سوی خدا به اذن و فرمان او قرار دادیم و چراغی نور بخش”.

6-امامان و پیشوایان معصوم-چنان که در زیارت جامعه آمده: خلقکم اللّٰه انوارا فجعلکم بعرشه محدقین: “خداوند شما را نورهایی آفرید که گرد عرش او حلقه زده بودید”و نیز در همان زیارتنامه آمده است: و انتم نور الاخیار و هداه الأبرار: “شما نور خوبان و هدایت کننده نیکوکاران هستید”.

7-و بالآخره از“علم و دانش”نیز به عنوان نور یاد شده چنان که در حدیث مشهور است: العلم نور یقذفه اللّٰه فی قلب من یشاء: “علم نوری است که خدا در قلب هر کس که بخواهد می افکند”… اینها همه از یک سو.

و از سوی دیگر: باید در اینجا خواص و ویژگیهای نور را دقیقا بررسی کنیم، با مطالعه اجمالی روشن می شود که نور دارای خواص و ویژگیهای زیر است:

1-نور زیباترین و لطیفترین موجودات در جهان ماده است و سرچشمه همه زیبائیها و لطافتها است! 2-نور بالاترین سرعت را طبق آنچه در میان دانشمندان معروف است در جهان ماده دارد نور با سرعت سیصد هزار کیلومتر در ثانیه می تواند کره زمین را در یک چشم بر هم زدن (کمتر از یک ثانیه) هفت بار دور بزند، به همین دلیل

ص: 472

مسافتهای فوق العاده عظیم و سرسام آور نجومی را فقط با سرعت سیر نور می سنجند و واحد سنجش در آنها سال نوری است، یعنی مسافتی را که نور در یک سال با آن سرعت سرسام آورش می پیماید.

3-نور وسیله تبیین اجسام و مشاهده موجودات مختلف این جهان است، و بدون آن چیزی را نمی توان دید، بنا بر این هم“ظاهر”است و هم“مظهر” (ظاهر کننده غیر) .

4-نور آفتاب که مهمترین نور در دنیای ما است پرورش دهنده گلها و گیاهان بلکه رمز بقای همه موجودات زنده است و ممکن نیست موجودی بدون استفاده از نور (به طور مستقیم یا غیر مستقیم) زنده بماند.

5-امروز ثابت شده که تمام رنگهایی را که ما می بینیم نتیجه تابش نور آفتاب یا نورهای مشابه آن است و گر نه موجودات در تاریکی مطلق رنگی ندارند!.

6-تمام انرژیهای موجود در محیط ما (بجز انرژی اتمی) همه از نور آفتاب سرچشمه می گیرد، حرکت بادها، ریزش باران و حرکت نهرها و سیلها و آبشارها و بالآخره حرکت همه موجودات زنده با کمی دقت به نور آفتاب منتهی می شود.

سر چشمه گرما و حرارت و آنچه بستر موجودات را گرم نگهمیدارد همان نور آفتاب است حتی گرمی آتش که از چوب درختان و یا ذغال سنگ و یا نفت و مشتقات آن به دست می آید نیز از گرمی آفتاب است چرا که همه اینها طبق تحقیقات علمی به گیاهان و حیواناتی باز می گردند که حرارت را از خورشید گرفته و در خود ذخیره کرده اند، بنا بر این حرکت موتورها نیز از برکت آن است.

7-نور آفتاب نابود کننده انواع میکربها و موجودات موذی است و اگر تابش اشعه این نور پر برکت نبود کره زمین، تبدیل به بیمارستان بزرگی می شد که همه ساکنانش با مرگ دست به گریبان بودند!

ص: 473

خلاصه هر چه در این پدیده عجیب عالم خلقت (نور) بیشتر می نگریم و دقیق تر می شویم آثار گرانبها و برکات عظیم آن آشکارتر می شود.

حال با در نظر گرفتن این دو مقدمه اگر بخواهیم برای ذات پاک خدا تشبیه و تمثیلی از موجودات حسی این جهان انتخاب کنیم (گر چه مقام با عظمت او از هر شبیه و نظیر برتر است) آیا جز از واژه“نور”می توان استفاده کرد؟!همان خدایی که پدید آورنده تمام جهان هستی است، روشنی بخش عالم آفرینش است، همه موجودات زنده به برکت فرمان او زنده اند، و همه مخلوقات بر سر خوان نعمت او هستند که اگر لحظه ای چشم لطف خود را از آنها باز گیرد همگی در ظلمت فنا و نیستی فرو می روند.

و جالب اینکه هر موجودی به هر نسبت با او ارتباط دارد به همان اندازه نورانیت و روشنایی کسب می کند:

قرآن نور است چون کلام اوست.

آئین اسلام نور است چون آئین او است.

پیامبران نورند چون فرستادگان اویند.

امامان معصوم انوار الهی هستند چون حافظان آئین او بعد از پیامبرانند.

“ایمان”نور است چون رمز پیوند با او است.

علم نور است چون سبب آشنایی با او است.

بنا بر این اَللّٰهُ نُورُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ.

بلکه اگر نور را به معنی وسیع کلمه به کار بریم یعنی“هر چیزی که ذاتش ظاهر و آشکار باشد و ظاهر کننده غیر”در اینصورت به کار بردن کلمه“نور”در ذات پاک او جنبه تشبیه هم نخواهد داشت، چرا که چیزی در عالم خلقت از او آشکارتر نیست، و تمام آنچه غیر او است از برکت وجود او آشکار است.

در کتاب“توحید”از“امام علی بن موسی الرضا” ع چنین آمده:

ص: 474

از آن حضرت تفسیر آیه اَللّٰهُ نُورُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ را خواستند فرمود:

هاد لاهل السماوات و هاد لاهل الارض: “او هدایت کننده اهل آسمانها و هدایت کننده اهل زمین است”.

در حقیقت این یکی از خواص نور الهی است، اما مسلما منحصر به آن نمی باشد، و به این ترتیب تمام تفسیرهایی را که در زمینه این آیه گفته اند می توان در آنچه ذکر کردیم جمع نمود که هر کدام اشاره به یکی از ابعاد این نور بی نظیر و این روشنایی بی مانند است.

جالب اینکه در فراز چهل و هفتم از دعای“جوشن کبیر”که مجموعه ای از صفات خداوند متعال است می خوانیم: یا نور النور، یا منور النور، یا خالق النور، یا مدبر النور، یا مقدر النور، یا نور کل نور، نورا قبل کل نور، یا نورا بعد کل نور، یا نورا فوق کل نور، یا نورا لیس کمثله نور!:

“ای نور نورها، و ای روشنی بخش روشنائیها، ای آفریننده نور، ای تدبیر کننده نور، ای تقدیر کننده نور، ای نور همه نورها، ای نور قبل از هر نور، ای نور بعد از هر نور، ای نوری که برتر از هر نوری، و ای نوری که همانندش نوری نیست”! و به این ترتیب همه انوار هستی از نور او مایه می گیرد، و به نور ذات پاک او منتهی می شود.

*قرآن بعد از بیان حقیقت فوق با ذکر یک مثال زیبا و دقیق چگونگی نور الهی را در اینجا مشخص می کند و می فرماید: “مثل نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی باشد و آن چراغ در حبابی قرار گیرد، حبابی شفاف و درخشنده همچون یک ستاره فروزان” (مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکٰاهٍ فِیهٰا مِصْبٰاحٌ الْمِصْبٰاحُ فِی زُجٰاجَهٍ الزُّجٰاجَهُ کَأَنَّهٰا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ) . ص: 475 و“این چراغ با روغنی افروخته می شود که از درخت پر برکت زیتونی گرفته شده که نه شرقی است و نه غربی” (یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبٰارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لاٰ شَرْقِیَّهٍ وَ لاٰ غَرْبِیَّهٍ) . “آن چنان روغنش صاف و خالص است که گویی بدون تماس با آتش می خواهد شعله ور شود”! (یَکٰادُ زَیْتُهٰا یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نٰارٌ) . “نوری است بر فراز نور” (نُورٌ عَلیٰ نُورٍ) . و“خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدایت می کند” (یَهْدِی اللّٰهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشٰاءُ) . “و برای مردم مثلها می زند” (وَ یَضْرِبُ اللّٰهُ الْأَمْثٰالَ لِلنّٰاسِ) . “و خداوند به هر چیزی آگاه است” (وَ اللّٰهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ) . برای تشریح این مثال توجه به چند امر ضروری است: مشکاه در اصل به معنی روزنه و محل کوچکی است که در دیوار ایجاد می کردند و چراغهای معمول قدیم را برای محفوظ ماندن از مزاحمت باد و طوفان در آن می نهادند، و گاه از داخل اطاق طاقچه کوچکی درست می کردند و طرفی را که در بیرون اطاق و مشرف به حیاط منزل بود با شیشه ای می پوشاندند، تا هم داخل اطاق روشن شود و هم صحن حیاط، و در ضمن از باد و طوفان نیز مصون بماند، و نیز به محفظه های شیشه ای که به صورت مکعب مستطیلی می ساختند و دری داشت و در بالای آن روزنه ای برای خروج هوا، و چراغ را در آن می نهادند گفته شده است. کوتاه سخن اینکه: “مشکاه”محفظه ای برای چراغ در مقابل حمله باد و طوفان بود، و از آنجا که غالبا در دیوار ایجاد می شد نور چراغ را نیز متمرکز ساخته و منعکس می نمود. “زجاجه”یعنی“شیشه”، و در اصل به سنگهای شفاف می گویند، و از آنجا که شیشه نیز از مواد سنگی ساخته می شود و شفاف است به آن“زجاجه” ص: 476 گفته شده. و در اینجا به معنی حبابی است که روی چراغ می گذاشتند تا هم شعله را محافظت کند و هم گردش هوا را، از طرف پائین به بالا، تنظیم کرده، بر نور و روشنایی شعله بیفزاید. “مصباح”به معنی خود“چراغ”است که معمولا با فتیله و یک ماده روغنی قابل اشتعال افروخته می شده است. جمله یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبٰارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لاٰ شَرْقِیَّهٍ وَ لاٰ غَرْبِیَّهٍ اشاره به ماده انرژی زای فوق العاده مستعد برای این چراغ است، چرا که“روغن زیتون” که از درخت پر بار و پر برکتی گرفته شود یکی از بهترین روغنها برای اشتعال است آنهم درختی که تمام جوانب آن به طور مساوی در معرض تابش نور آفتاب باشد، نه در جانب شرق باغ و کنار دیواری قرار گرفته باشد و نه در جانب غرب که تنها یک سمت آن آفتاب ببیند، و در نتیجه میوه آن نیمی رسیده و نیمی نارس و روغن آن ناصاف گردد. و با این توضیح به اینجا می رسیم که برای استفاده از نور کامل چنین چراغی با درخشش و تابش بیشتر نیاز به چهار عامل داریم: چراغدانی که آن را از هر سو محافظت کند بی آنکه از نورش بکاهد، بلکه نور آن را متمرکزتر سازد. و حبابی که گردش هوا را بر گرد شعله تنظیم کند، اما آن قدر شفاف باشد که به هیچوجه مانع تابش نور نگردد. و چراغی که مرکز پیدایش نور بر فتیله آن است. و بالآخره ماده انرژی زای صاف و خالص و زلالی که آن قدر آماده اشتعال باشد که گویی بدون تماس با شعله آتش می خواهد شعله ور گردد. اینها همه از یک سو، در حقیقت بیانگر جسم و ظاهرشان است. ص: 477 از سوی دیگر مفسران بزرگ اسلامی در اینکه محتوای این تشبیه چیست و به اصطلاح“مشبه”کدام نور الهی است تفسیرهای گوناگونی دارند: بعضی گفته اند منظور همان نور هدایتی است که خداوند در دلهای مؤمنان بر افروخته، و به تعبیر دیگر منظور ایمان است که در سراچه قلوب مؤمنان جایگزین شده است. بعضی دیگر آن را به معنی قرآن که در درون قلب آدمی نورافکن می گردد دانسته اند. بعضی دیگر تشبیه را اشاره به شخص پیامبر ص. و بعضی اشاره به دلائل توحید و عدل پروردگار. و بعضی به روح اطاعت و تقوا که مایه هر خیر و سعادت است تفسیر کرده اند. در واقع تمام مصادیقی که برای نور معنوی در قرآن و روایات اسلامی آمده در اینجا به عنوان تفسیر ذکر شده است، و روح همه آنها در واقع یک چیز است و آن همان نور“هدایت”است که از قرآن و وحی و وجود پیامبران سرچشمه می گیرد، و با دلائل توحید آبیاری می شود، و نتیجه آن تسلیم در برابر فرمان خدا و تقوا است. توضیح اینکه: نور ایمان که در قلب مؤمنان است دارای همان چهار عاملی است که در یک چراغ پر فروغ موجود است: “مصباح”همان شعله های ایمان است که در قلب مؤمن آشکار می گردد و فروغ هدایت از آن منتشر می شود. “زجاجه”و حباب قلب مؤمن است که ایمان را در وجودش تنظیم می کند. و“مشکاه”سینه مؤمن و یا به تعبیر دیگر مجموعه شخصیت و آگاهی و علوم و افکار او است که ایمان وی را از گزند طوفان حوادث مصون می دارد. و“شجره مبارکه زیتونه”همان وحی الهی است که عصاره آن در نهایت صفا ص: 478 و پاکی می باشد و ایمان مؤمنان به وسیله آن شعله ور و پر بار می گردد. در حقیقت این نور خدا است همان نوری است که آسمانها و زمین را روشن ساخته و از کانون قلب مؤمنان سر بر آورده و تمام وجود و هستی آنها را روشن و نورانی می کند. دلائلی را که از عقل و خرد دریافته اند با نور وحی آمیخته می شود و مصداق نُورٌ عَلیٰ نُورٍ می گردد. و هم در اینجا است که دلهای آماده و مستعد به این نور الهی هدایت می شوند و مضمون یَهْدِی اللّٰهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشٰاءُ در مورد آنان پیاده می گردد. بنا بر این برای حفظ این نور الهی (نور هدایت و ایمان) مجموعه ای از معارف و آگاهیها و خودسازیها و اخلاق لازم است که همچون مشکاتی این مصباح را حفظ کند. و نیز قلب مستعد و آماده ای می خواهد که همچون زجاجه برنامه آن را تنظیم نماید. و امدادی از ناحیه وحی لازم دارد که همچون شجره مبارکه زیتونه به آن انرژی بخشد. و این نور وحی باید از آلودگی به گرایشهای مادی و انحرافی شرقی و غربی که موجب پوسیدگی و کدورت آن می شود بر کنار باشد. آن چنان صاف و زلال و خالی از هر گونه التقاط و انحراف که بدون نیاز به هیچ چیز دیگر تمام نیروهای وجود انسان را بسیج کند، و مصداق“ یَکٰادُ زَیْتُهٰا یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نٰارٌ “گردد. هر گونه تفسیر به رای و پیشداوریهای نادرست و سلیقه های شخصی و عقیده های تحمیلی و تمایل به چپ و راست و هر گونه خرافات که محصول این شجره مبارکه را آلوده کند از فروغ این چراغ می کاهد و گاه آن را خاموش می سازد. ص: 479 این است مثالی که خداوند در این آیه برای نور خود بیان کرده و او از همه چیز آگاه است. از آنچه در بالا گفتیم این نکته روشن می شود که اگر در روایات ائمه معصومین ع که در تفسیر این آیه رسیده است”مشکاه”گاهی به قلب پیامبر اسلام ص و“مصباح”نور علم، و“زجاجه”وصی او علی ع و“شجره مبارکه” به ابراهیم خلیل که ریشه این خاندان از او است، و جمله “لاٰ شَرْقِیَّهٍ وَ لاٰ غَرْبِیَّهٍ ” به نفی گرایشهای یهود و نصارا تفسیر شده است، در حقیقت چهره دیگری از همان نور هدایت و ایمان، و بیان مصداق روشنی از آن است، نه اینکه منحصر به همین مصداق باشد. و نیز اگر بعضی از مفسران این نور الهی را به قرآن یا دلائل عقلی یا شخص پیامبر اسلام ص تفسیر کرده اند آن نیز ریشه مشترکی با تفسیر فوق دارد. * تا به اینجا ویژگیها و مشخصات این نور الهی، نور هدایت و ایمان را در لابلای تشبیه به یک چراغ پر فروغ مشاهده کردیم، اکنون باید دید این چراغ پر نور در کجا است؟ و محل آن چگونه است؟ تا همه آنچه در این زمینه لازم بوده است با ذکر این محل روشن گردد.

لذا در آیه بعد می فرماید: “این مشکاه در خانه هایی قرار دارد که خداوند اذن فرموده که دیوارهای آن را بالا برند و مرتفع سازند” (تا از دستبرد دشمنان و شیاطین و هوسبازان در امان باشد) (فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ) .

“خانه هایی که ذکر نام خدا در آن شود” (و آیات قرآن و حقائق وحی را در آن بخوانند) (وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ) .

بسیاری از مفسران آیه فوق را همانگونه که در بالا تفسیر کرده ایم مربوط

ص: 480

به آیه قبل دانسته اند (1) ولی بعضی آن را مرتبط به جمله بعد می دانند که چندان صحیح به نظر نمی رسد.

(1)

اما اینکه بعضی گفته اند وجود این چراغ پر فروغ در خانه هایی که ویژگیهایش در این آیه بیان شده چه اثری دارد پاسخش روشن است زیرا خانه ای با این مشخصات که دیوارهای آن برافراشته شده و مردانی مصمم و بیدار و هشیار در آن به پاسداری مشغولند ضامن حفاظت این چراغ پر فروغ است بعلاوه آنها که در جستجوی چنین منبع نور و روشنایی هستند از محل آن با خبر می شوند و به دنبال آن می شتابند.

اما اینکه منظور از این“بیوت” (خانه ها) چیست؟ پاسخ آن از ویژگیهایی که در ذیل آیه برای آن ذکر شده است روشن می شود، آنجا که می گوید: “در این خانه ها هر صبح و شام تسبیح خدا می گویند” (یُسَبِّحُ لَهُ فِیهٰا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصٰالِ) (2) * (2) ص: 481 1- 1) تقدیر آیه در واقع چنین بوده است: هذه المشکاه فی بیوت… یا هذا المصباح فی بیوت… هذه الشجره المبارکه فی بیوت… نور اللّٰه فی بیوت، در حالی که در تفسیر دوم بعد“فی بیوت”را متعلق به“یسبح”می دانند که مفهوم آیه چنین می شود: “در خانه هایی که خداوند اجازه داده است آن را برافرازند مردانی صبح و شام تسبیح خدا می گویند ولی این تفسیر با ذکر کلمه”فیها“سازگار نیست چرا که تکرار محسوب می شود به علاوه با روایاتی که در تفسیر آیه وارد شده نیز هماهنگ نمی باشد (دقت کنید) . 2- 2) “غدو” (بر وزن علو) به معنی صبحگاهان است، راغب در مفردات می گوید: “غدو”به اول روز گفته می شود و در قرآن در مقابل”آصال“قرار گرفته، در حالی که “غداه”در برابر”عشی“آمده. “آصال”جمع اصل (بر وزن رسل) و آنهم به نوبه خود جمع”اصیل“به معنی “عصر”است و اما اینکه چرا کلمه”غدو“به صورت مفرد و”آصال“به صورت جمع آمده؟ فخر رازی می گوید به خاطر این است که غدو جنبه مصدری دارد و مصدر هرگز جمع بسته نمی شود. “مردانی که نه تجارت آنها را از یاد خدا و بر پا داشتن نماز و ادای زکات باز می دارد و نه خرید و فروش” (رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَهٌ وَ لاٰ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ إِقٰامِ الصَّلاٰهِ وَ إِیتٰاءِ الزَّکٰاهِ) . “آنها از روزی می ترسند که دلها و دیده ها در آن دگرگون و زیر و رو می شود” (یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصٰارُ) . این ویژگیها نشان می دهد که این بیوت همان مراکزی است که: به فرمان پروردگار استحکام یافته و مرکز یاد خدا است و حقائق اسلام و احکام خدا از آن نشر می یابد، و در این معنی وسیع و گسترده، مساجد، خانه های انبیاء و اولیا، مخصوصا خانه پیامبر ص و خانه علی ع جمع است. و اینکه بعضی از مفسران آن را منحصرا به مساجد و یا بیوت انبیاء و مانند آن تفسیر کرده اند دلیلی بر این انحصار نیست، و اگر مشاهده می کنیم در بعضی از روایات مانند روایتی که از امام باقر ع نقل شده که فرمود: “هی بیوت الانبیاء و بیت علی منها”: “این آیه اشاره به خانه پیامبران است و خانه علی نیز از این زمره محسوب می شود” (1) . (1) یا در حدیث دیگری از پیامبر ص می خوانیم که به هنگام تلاوت این آیه از آن حضرت پرسیدند منظور چه بیوتی است؟ فرمود”بیوت الانبیاء“است ابو بکر پرسید این خانه (اشاره به خانه فاطمه و علی کرد) نیز از آن جمله است؟ پیامبر ص فرمود: “نعم من افاضلها”: “آری این از برترین آنها است” (2) . (2) همه اینها اشاره به مصداقهای روشن است، زیرا می دانیم معمول روایات این است که به هنگام تفسیر، مصادیق روشن را بیان می کند. آری هر کانونی که به فرمان خدا بر پا شده، و نام خدا در آن برده می شود، و هر ص: 482 1- 1) تفسیر نور الثقلین ج 3 صفحه 607. 2- 2) تفسیر مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث. صبح و شام مردان با ایمانی که زندگی مادی آنها را به خود مشغول و از یاد خدا غافل نمی کند به تسبیح و تقدیس در آن مشغولند، چنین خانه هایی مرکز مشکات انوار الهی و ایمان و هدایت است. در واقع این خانه ها چند ویژگی دارد: نخست اینکه به فرمان خدا بنیاد شده. دیگر اینکه پایه ها و دیوارهایش آن چنان محکم و مرتفع است که آن را از نفوذ شیاطین حفظ می کند. و دیگر اینکه مرکز یاد خدا است. و سر انجام اینکه مردانی از آن پاسداری می کنند که صبح و شام به تسبیح خدا مشغولند، و جاذبه های دنیای فریبنده آنها را از حق غافل نمی سازد. این خانه ها با این ویژگیها سر چشمه هدایت و ایمان است. ذکر این نکته نیز لازم است که در این آیه هم”تجارت“آمده است و هم “بیع”با اینکه به نظر می رسد هر دو یک معنی داشته باشد، ولی ممکن است تفاوت این دو از این نظر باشد که تجارت اشاره به یک کار مستمر و مداوم است، ولی بیع برای یک مرحله و به صورت گذرا است. توجه به این امر نیز ضروری است که نمی فرماید آنها مردانی هستند که به سوی تجارت و بیع نمی روند بلکه می گوید تجارت و بیع آنها را از یاد خدا و بر پا داشتن نماز و ادای زکات غافل نمی کند. آنها پیوسته از روز قیامت و دادگاه عدل پروردگار که از شدت وحشتش دلها و چشمها در آن دگرگون می شود بیمناکند (توجه داشته باشید جمله”یخافون“ به مقتضای اینکه فعل مضارع است دلالت بر استمرار خوف و ترس آنها از قیامت دارد خوف و ترسی که آنان را به انجام مسئولیتها و رسالتها وادار می کند) . *

ص: 483

در آخرین آیه مورد بحث به پاداش بزرگ این پاسداران نور هدایت و عاشقان حق و حقیقت اشاره کرده، چنین می گوید: “این بخاطر آن است که خداوند آنها را به بهترین اعمالی که انجام داده اند پاداش دهد و از فضلش بر پاداش آنها بیفزاید” (لِیَجْزِیَهُمُ اللّٰهُ أَحْسَنَ مٰا عَمِلُوا وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ) .

و این جای تعجب نیست، زیرا فیض خداوند برای آنها که شایسته فیض اویند محدود نیست”و خداوند هر کس را بخواهد بیحساب روزی می دهد و از مواهب بی انتهای خویش بهره مند می سازد“ (وَ اللّٰهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشٰاءُ بِغَیْرِ حِسٰابٍ) .

در اینکه منظور از” أَحْسَنَ مٰا عَمِلُوا “در این آیه چیست؟ بعضی گفته اند اشاره به همه اعمال نیک است اعم از واجبات و مستحبات، کوچک و بزرگ.

بعضی دیگر معتقدند که اشاره به این است که خداوند کار خیر را ده برابر و گاه هفتصد برابر یا بیشتر، پاداش می دهد، چنان که در آیه 160 انعام می خوانیم: مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا: “کسی که کار نیک کند ده برابر پاداش می گیرد”و در آیه 261 سوره بقره در مورد انفاق کنندگان پاداشی معادل هفتصد برابر و یا مضاعف آن ذکر شده است.

این احتمال نیز در تفسیر جمله فوق وجود دارد که منظور این است خداوند تمام اعمال آنها را بر معیار و مقیاس بهترین اعمالشان پاداش می دهد، حتی اعمال کم اهمیت و متوسطشان همردیف بهترین اعمالشان در پاداش خواهد بود! و این از فضل خداوند دور نیست، چرا که در مقام عدالت و مجازات برابری ضروری است، اما هنگامی که به مقام فضل و کرم می رسد مواهب و بخششها بیحساب است، چرا که ذات پاکش نامحدود است، و”نعمتش نامتناهی کرمش بی پایان“.

* نکته ها: نکات این آیات را از آنجا که با تفسیر آیات آمیخته بود در لابلای آن بیان ص: 484 کردیم اما چند بخش از روایات باقی مانده است که ذکر آنها برای تکمیل این بحث تفسیر لازم است: 1-در کتاب”روضه کافی“از امام صادق ع می خوانیم که در تفسیر آیه نور فرمود: ان المشکاه قلب محمد (ص) ، و المصباح النور الذی فیه العلم، و الزجاجه قلب علی او نفسه: “مشکات قلب محمد است، و مصباح همان نور علم و هدایت، و زجاجه اشاره به علی ع یا قلب او است که بعد از رحلت پیامبر این مصباح در آن قرار گرفت (1) . (1) 2-در حدیث دیگری که در”توحید صدوق”آمده است چنین می خوانیم: امام باقر ع فرمود: ان المشکاه نور العلم فی صدر النبی (ص) و الزجاجه صدر علی… و نُورٌ عَلیٰ نُورٍ امام مؤید بنور العلم و الحکمه فی اثر الامام من آل محمد، و ذلک من لدن آدم الی ان تقوم الساعه، فهؤلاء الاوصیاء الذین جعلهم اللّٰه عز و جل خلفاء فی ارضه و حججه علی خلقه، لا تخلو الارض فی کل عصر من واحد منهم: “مشکات”نور علم در سینه پیامبر ص است و“زجاجه”سینه علی ع است، و“نور علی نور”امامانی از آل محمد ص هستند که یکی بعد از دیگری می آیند و با نور علم و حکمت مؤیدند، و این رشته از آغاز خلقت آدم تا پایان جهان ادامه داشته و دارد، اینها همان اوصیایی هستند که خداوند آنان را خلفای در زمین قرار داده، و حجت خویش بر بندگانش، و در هیچ عصر و زمانی صفحه روی زمین از آنها خالی نبوده است و نخواهد بود“ (2) . (2) 3-در حدیث دیگری از امام صادق ع”مشکات“به فاطمه ع و”مصباح“ به حسن ع و”زجاجه“به حسین تفسیر شده است (3) . (3) البته همان گونه که قبلا هم اشاره کردیم آیات مفهوم وسیعی دارد که هر یک از روایات فوق بیان مصداق روشنی از آن است. بی آنکه از عمومیت آیه ص: 485 1- 1 و 2 و 3) نور الثقلین ذیل آیات مورد بحث (با کمی تلخیص) ج 3 صفحه 602 و 603. 2- 3- صرفنظر شود و به این ترتیب هیچگونه تضادی در روایات نیست. *4-در حدیثی از امام باقر ع می خوانیم که با”قتاده“فقیه معروف اهل بصره گفتگویی داشت، و در ضمن از حضور در مجلس امام ع و ابهت خاص آن حضرت که سراسر قلب او را فرا گرفته بود اظهار شگفتی کرد، امام به او فرمود: آیا می دانی کجا نشسته ای؟ در برابر همانها که خدا درباره آنها گفته: فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهٰا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصٰالِ رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَهٌ وَ لاٰ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ إِقٰامِ الصَّلاٰهِ وَ إِیتٰاءِ الزَّکٰاهِ.

سپس فرمود: فانت ثم و نحن اولئک: تو آن هستی که گفتی (فقیه اهل بصره) و ما این هستیم که قرآن می گوید! قتاده در جواب گفت: صدقت و اللّٰه، جعلنی اللّٰه فداک، و اللّٰه ما هی بیوت حجاره و لا طین: “راست گفتی فدایت گردم، به خدا سوگند منظور خانه های سنگی و گلی نیست” (منظور خانه های وحی و ایمان و هدایت است) (1) .

(1)

*5-در حدیث دیگری نقل شده که درباره این گروه از مردان الهی که پاسدار وحی و هدایتند فرمود: هم التجار الذین لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَهٌ وَ لاٰ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ، اذا دخل مواقیت الصلاه ادوا الی اللّٰه حقه فیها: “آنها تاجرانی هستند که تجارت و بیع آنان را از یاد خدا غافل نمی سازد، هنگامی که وقت نماز داخل می شود حق آن را اداء می کنند” (2) . (2) اشاره به اینکه آنها در عین فعالیتهای سازنده و مثبت اقتصادی تمام فعالیتهایشان تحت الشعاع نام خدا است، و چیزی را بر آن مقدم نمی شمردند. *

ص: 486

1- 1 و 2) همان مدرک صفحه 609.

2-

6-درخت زیتون چنان که در آیات فوق خواندیم به عنوان”شجره مبارکه“ (درخت پر برکت) توصیف شده است. و اگر در آن روز که قرآن نازل شد اهمیت این تعبیر بر همگان روشن نبود امروز برای ما واضح و آشکار است، چرا که دانشمندان بزرگی که سالیان دراز از عمر خود را در راه مطالعه خواص گوناگون گیاهان صرف کرده اند به ما می گویند از این درخت با برکت محصولی به دست می آید که از مفیدترین و پرارزشترین روغنها است و نقش مؤثری در سلامت بدن دارد.

ابن عباس می گوید این درخت تمام اجزایش مفید و سودمند است حتی در خاکستر آن نیز فائده و منفعتی است، و اولین درختی است که بعد از طوفان نوح ع روئید و پیامبران در حق آن دعا کرده اند که درخت پر برکتی باشد.

*7-مفسران بزرگ در تفسیر جمله نُورٌ عَلیٰ نُورٍ تعبیرات گوناگونی دارند: مرحوم طبرسی در مجمع البیان می گوید: اشاره به پیامبرانی است که یکی بعد از دیگری از یک نسل و یک ریشه به وجود می آیند و راه هدایت را تداوم می بخشند. فخر رازی در تفسیر خود می گوید: اشاره به اجتماع اشعه نور و تراکم آنها است آن چنان که درباره مؤمن وارد شده: “مؤمن در میان چهار حالت قرار دارد: اگر موهبتی به او برسد خدا را شکر می گوید، و اگر مصیبتی رسد صابر و با استقامت است، اگر سخن بگوید راست می گوید، و اگر داوری کند عدالت را می جوید، او در میان توده های مردم ناآگاه همچون انسان زنده ای در میان مردگان است، او در میان پنج نور در حرکت است سخنش نور، عملش نور، محل ورودش نور، محل خروجش نور، و هدفش نور خدا در روز قیامت است”. این احتمال نیز وجود دارد که نور اول که در آیه آمده است اشاره به نور ص: 487 هدایت الهی از طریق وحی است، و نور دوم نور هدایتش از طریق عقل، و یا نور اول نور هدایت تشریع است و نور دوم نور هدایت تکوینی است بنا بر این نوری است بر فراز نور. و به این ترتیب این جمله گاه تفسیر به منابع مختلف نور شده (انبیاء) و گاه به انواع مختلف نور، و گاه به مراحل گوناگون آن و در عین حال همه آنها ممکن است در مفهوم آیه جمع باشد که مفهومش گسترده است (دقت کنید) . *

ص: 488

nemoone/نور/آیات_35_تا_38.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki