[سوره النساء (4) : آیه 101]
اشاره
وَ إِذٰا ضَرَبْتُمْ فِی اَلْأَرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنٰاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ اَلصَّلاٰهِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ یَفْتِنَکُمُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا إِنَّ اَلْکٰافِرِینَ کٰانُوا لَکُمْ عَدُوًّا مُبِیناً (101)
ترجمه:
101-و هنگامی که سفر کنید گناهی بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید اگر از فتنه (و خطر) کافران بترسید، زیرا کافران برای شما دشمن آشکاری هستند.
تفسیر:
اشاره
نماز مسافر
در تعقیب آیات گذشته که درباره“جهاد”و“هجرت”بحث می کرد در این آیه به مسئله“نماز مسافر”اشاره کرده، می فرماید: “هنگامی که مسافرت کنید مانعی ندارد که نماز را کوتاه کنید اگر از خطرات کافران بترسید، زیرا کافران دشمن آشکار شما هستند”.
(وَ إِذٰا ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنٰاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاٰهِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ یَفْتِنَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنَّ الْکٰافِرِینَ کٰانُوا لَکُمْ عَدُوًّا مُبِیناً) .
در این آیه از سفر تعبیر به ضرب فی الارض شده است، زیرا مسافر
ص: 94
1- 1) نور الثقلین جلد اول صفحه 541.
زمین را به هنگام سفر با پای خود می کوبد (1) .
(1)
در اینجا سؤالی پیش می آید و آن اینکه در آیه فوق مسئله نماز قصر، مشروط به ترس از خطر دشمن شده است، در حالی که در مباحث فقهی می خوانیم نماز قصر یک حکم عمومی است و تفاوتی در آن میان سفرهای خوفناک یا امن و امان نمی باشد، روایات متعددی که از طرق شیعه و اهل تسنن در زمینه نماز قصر وارد شده است نیز این عمومیت را تایید می کند (2) .
(2)
در پاسخ باید گفت: ممکن است مقید ساختن حکم قصر به مسئله“خوف” به خاطر یکی از چند جهت باشد:
الف-این قید ناظر به وضع مسلمانان آغاز اسلام است و به اصطلاح قید غالبی است، یعنی غالبا سفرهای آنها توام با خوف بوده و همانطور که در علم اصول گفته شده“قیود غالبی”مفهوم ندارند، چنان که در آیه و رَبٰائِبُکُمُ اللاّٰتِی فِی حُجُورِکُمْ (دختران همسرانتان که در دامانتان بزرگ می شوند بر شما حرامند) (3) .
(3)
نیز با همین مسئله روبرو می شویم زیرا“دختران همسر”مطلقا جزء محارمند، خواه در دامان انسان بزرگ شده باشند یا نه، ولی چون غالبا زنان مطلقه ای که شوهر می کنند جوانند و فرزندان خرد سالی دارند که در دامان شوهر دوم بزرگ می شوند قید فِی حُجُورِکُمْ (در دامانتان) در آیه مزبور ذکر شده است.
ب-بعضی از مفسران معتقدند که مسئله نماز قصر نخست به هنگام خوف (طبق آیه فوق) تشریع شده است، سپس این حکم توسعه پیدا کرده و به همه
ص: 95
1- 1) مفردات راغب ماده“ضرب”.
2- 2) برای اطلاع بیشتر به جلد پنجم کتاب وسائل الشیعه و کتاب سنن بیهقی جلد سوم صفحه 134 و غیر آن مراجعه شود.
3- 3) نساء-23.
موارد عمومیت یافته است.
ج-ممکن است این قید، جنبه تاکید داشته باشد یعنی نماز قصر برای مسافر همه جا لازم است اما به هنگام خوف از دشمن تاکید بیشتری دارد.
و در هر حال شک نیست که با توجه به تفسیر آیه در روایات فراوان اسلامی نماز مسافر اختصاصی به حالت ترس ندارد و به همین دلیل پیامبر ص نیز در مسافرتهای خود و حتی در مراسم حج (در سرزمین منی) نماز شکسته می خواند.
سؤال دیگری که پیش می آید این است که آیه فوق می گوید: لا جناح علیکم (گناهی بر شما نیست) و نمی گوید حتما نماز را شکسته بخوانید، پس چگونه می توان گفت نماز قصر واجب عینی است نه واجب تخییری.
[آیا کلمه“لا جناح”معنی وجوب نماز قصر را می فهماند؟ ]
در پاسخ باید گفت:
عین این سؤال از پیشوایان اسلام شده است و در جواب اشاره به دو نکته کرده اند:
نخست اینکه: تعبیر به“لا جناح” (گناهی بر شما نیست…) در خود قرآن مجید در بعضی موارد در معنی وجوب به کار رفته است مانند:
“ إِنَّ الصَّفٰا وَ الْمَرْوَهَ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِمٰا ”. (بقره: 158) “صفا و مروه از شعائر الهی است بنا بر این هر کس حج یا عمره بجا آورد مانعی ندارد که به این، دو طواف کند (سعی صفا و مروه بجا آورد) در حالی که میدانیم سعی صفا و مروه هم در حج واجب است و هم در عمره.
و لذا پیامبر ص و همه مسلمانان آن را بجا می آورند-عین این مضمون در روایتی از امام باقر ع نقل شده است (1) .
(1)
ص: 96
1- 1) نور الثقلین جلد اول صفحه 542.
به عبارت دیگر: تعبیر به لا جناح در آیه مورد بحث و هم در آیه حج برای نفی تو هم تحریم است، زیرا در آغاز اسلام بتهایی روی صفا و مروه قرار داشت و به خاطر آنها بعضی از مسلمانان فکر می کردند سعی بین صفا و مروه از آداب بت پرستان است، در حالی که چنین نبود، لذا برای نفی این توهم می فرماید: “مانعی ندارد که سعی صفا و مروه کنید”و همچنین در مورد مسافر جای این توهم هست که بعضی چنین تصور کنند کوتاه کردن نماز در سفر یک نوع گناه است لذا قرآن با تعبیر لا جناح این توهم را از بین می برد.
نکته دیگر اینکه در بعضی از روایات نیز به این موضوع اشاره شده است که کوتاه خواندن نماز در سفر یک نوع تخفیف الهی است، و ادب ایجاب می کند که انسان این تخفیف را رد نکند و نسبت به آن بی اعتنایی به خرج ندهد در روایات اهل تسنن از پیغمبر اکرم ص نقل شده که درباره نماز قصر فرمود:
صدقه تصدق اللّٰه بها علیکم فاقبلوا صدقته (1) “این هدیه ای است که خداوند به شما داده است آن را بپذیرید”.
(1)
نظیر این حدیث در منابع شیعه نیز وارد شده است، امام صادق ع از پیامبر ص نقل می کند که می فرمود: “افطار در سفر و نماز قصر از هدایای الهی است، کسی که از این کار صرفنظر کند هدیه الهی را رد کرده است” (2) نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که بعضی چنین تصور کرده اند که آیه فوق حکم نماز خوف (نماز در میدان جنگ و مانند آن) را بیان می کند و تعبیر به” إِنْ خِفْتُمْ “ (اگر بترسید…) را گواه بر این مطلب گرفته اند.
(2)
ولی جمله إِذٰا ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ (هر گاه مسافرت کنید) مفهوم
ص: 97
1- 1) این حدیث در سنن بیهقی جلد سوم صفحه 134 از صحیح مسلم نقل شده است و در تفاسیر و کتب فقهی نیز آمده است.
2- 2) وسائل الشیعه جلد پنجم صفحه 540.
عامی دارد که هر گونه مسافرتی را شامل می شود خواه مسافرت عادی باشد یا مسافرت برای جهاد، به علاوه حکم نماز خوف به طور جداگانه و مستقل در آیه بعد آمده است، و تعبیر به” إِنْ خِفْتُمْ “همانطور که گفتیم یک نوع قید غالبی است که در غالب مسافرتهای آن زمان برای مسلمانان وجود داشته است بنا بر این دلالتی بر نماز خوف ندارد، به علاوه در میدان جنگ همیشه خوف از حملات دشمن وجود دارد و جای این نیست که گفته شود”اگر بترسید که دشمن به شما حمله کند“و این خود گواه دیگری است که آیه اشاره به تمام سفرهایی می کند که ممکن است که خطراتی در آن وجود داشته باشد.
ضمنا باید توجه داشت که شرائط نماز مسافر، مانند شرائط و خصوصیات سایر احکام اسلامی در قرآن نیامده است بلکه در سنت به آن اشاره شده است.
از جمله اینکه نماز قصر در سفرهای کمتر از هشت فرسخ نیست، زیرا در آن زمان مسافر در یک روز معمولا هشت فرسخ راه را طی می کرد.
و نیز افرادی که همیشه در سفرند و یا سفر جزء برنامه زندگانی آنها شده است از این حکم مستثنی هستند زیرا مسافرت برای آنها جنبه عادی دارد نه جنبه فوق العاده.
و نیز کسانی که سفرشان سفر معصیت است مشمول این قانون نمی باشند زیرا این حکم یک نوع تخفیف الهی است و کسانی که در راه گناه، راه می سپرند نمی توانند مشمول آن باشند.
و نیز مسافر تا به حد ترخص نرسد (نقطه ای که صدای اذان شهر را نشنود و یا دیوارهای شهر را نبیند) نباید نماز قصر بخواند، زیرا هنوز از قلمرو شهر بیرون نرفته و عنوان مسافر به خود نگرفته است و همچنین احکام دیگری که در کتب فقهی مشروحا آمده و احادیث مربوط به آن را محدثان در کتب حدیث ذکر کرده اند.
ص: 98
