[سوره النساء (4) : آیات 5 تا 6]
اشاره
وَ لاٰ تُؤْتُوا اَلسُّفَهٰاءَ أَمْوٰالَکُمُ اَلَّتِی جَعَلَ اَللّٰهُ لَکُمْ قِیٰاماً وَ اُرْزُقُوهُمْ فِیهٰا وَ اُکْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً (5) وَ اِبْتَلُوا اَلْیَتٰامیٰ حَتّٰی إِذٰا بَلَغُوا اَلنِّکٰاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوٰالَهُمْ وَ لاٰ تَأْکُلُوهٰا إِسْرٰافاً وَ بِدٰاراً أَنْ یَکْبَرُوا وَ مَنْ کٰانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ کٰانَ فَقِیراً فَلْیَأْکُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذٰا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوٰالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَیْهِمْ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ حَسِیباً (6)
ترجمه:
5-و اموال خود را که خداوند وسیله قوام زندگی شما قرار داده به دست سفیهان ندهید و از آن، به آنها روزی دهید، و لباس بر آنها بپوشانید و سخن شایسته به آنها بگوئید.
6-و یتیمان را بیازمائید تا هنگامی که به حد بلوغ برسند، (در این موقع) اگر در آنها رشد (کافی) یافتید اموالشان را به آنها بدهید، و پیش از آنکه بزرگ شوند اموال آنها را از روی اسراف نخورید، و هر کس (از سرپرستان) بی نیاز است (از برداشت حق الزحمه) خودداری کند و آن کس که نیازمند است به طرز شایسته (و مطابق زحمتی که می کشد) از آن بخورد، و هنگامی که اموال آنها را به آنها می دهید شاهد بر آنها بگیرید (اگر چه) خداوند برای محاسبه کافی است.
ص: 266
تفسیر:
اشاره
آیات فوق متمم بحث های مربوط به یتیمان است که در آیات پیش سخن از آنها به میان آمده است. وَ لاٰ تُؤْتُوا السُّفَهٰاءَ أَمْوٰالَکُمُ:
“اموال و ثروت های خود را به دست افراد سفیه نسپارید”و بگذارید در مسائل اقتصادی رشد پیدا کنند تا اموال شما در معرض مخاطره و تلف قرار نگیرد.
سفیه کیست؟
“راغب”در کتاب مفردات میگوید: سفه (بر وزن تبه) در اصل یک نوع کم وزنی و سبکی بدن است بطوری که به هنگام راه رفتن تعادل حفظ نشود، و به- همین جهت به افسار که ناموزون است و دائما در حال حرکت است“سفیه”گفته میشود، و سپس بهمین تناسب در افرادی که رشد فکری ندارند بکار رفته است خواه سبکی عقل آنها در امور مادی باشد یا در امور معنوی.
ولی روشن است که منظور از سفاهت در آیه فوق عدم رشد کافی در خصوص امور مالی است به طوری که شخص نتواند سرپرستی اموال خود را به عهده گیرد، و در مبادلات مالی منافع خود را تامین نماید، و باصطلاح کلاه سرش برود، شاهد بر این سخن آیه دوم است که میگوید:
“ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوٰالَهُمْ ”: “اگر آنها را رشید یافتید اموالشان را به دست آنها بسپارید”.
بنا بر این آیه فوق با اینکه در باره یتیمان بحث میکند، یک حکم کلی و عمومی برای همه موارد در بر دارد، که انسان نباید در هیچ حال و در هیچ مورد،
ص: 267
اموالی که تحت سرپرستی او است و یا زندگی او به نوعی به آن بستگی دارد به- دست افراد کم عقل و غیر رشید بسپارد، و در این موضوع فرقی در میان اموال عمومی (اموال حکومت اسلامی) نیست، گواه بر این موضوع علاوه بر وسعت مفهوم آیه، و مخصوصا کلمه“سفیه”روایاتی است که از پیشوایان اسلام در این زمینه نقل شده است.
مثلا: در روایتی از امام صادق ع می خوانیم که: “شخصی بنام ابراهیم بن عبد الحمید میگوید: از امام تفسیر آیه”و لا تُؤْتُوا السُّفَهٰاءَ أَمْوٰالَکُمُ “ را پرسیدم فرمود: شرابخواران سفیهند و نباید اموالتان را به آنها بسپارید”! (1) در روایت دیگری نیز از انتخاب“شارب الخمر”به عنوان امین امور مالی نهی شده است، خلاصه توصیف شرابخوار به سفاهت کرارا در روایات دیده میشود، و این تعبیر شاید به خاطر آن باشد که شخص شرابخوار هم سرمایه مادی خود را از دست می دهد، و هم سرمایه معنوی را، چه سفاهتی از این بالاتر که انسان پول بدهد و عقل و هوش خود را نیز بدهد و دیوانگی خریداری کند، قوای مختلف بدنی را نیز بر سر این کار بگذارد و زیانهای اجتماعی فراوانی ببار آورد؟! در روایت دیگری تمام افرادی که به جهتی از جهات قابل اعتماد نیستند “سفیه”نامیده شده اند، و از سپردن اموال (شخصی و عمومی) به آنها نهی شده است: “یونس بن یعقوب”میگوید: از امام جعفر صادق ع تفسیر آیه“ وَ لاٰ تُؤْتُوا السُّفَهٰاءَ أَمْوٰالَکُمُ “را پرسیدم فرمود: من لا تثق به”سفیه کسی است که مورد اعتماد نباشد”. (2)
(1)
(2)
از این روایات برمیاید که“سفیه”معنی وسیعی دارد و از سپردن اموال عمومی و خصوصی به آنها نهی شده است، منتها این نهی در بعضی از موارد به عنوان تحریم است و در پاره ای از موارد که درجه سفاهت شدید نیست به معنی کراهت است.
ص: 268
1- 1) -تفسیر برهان جلد اول ذیل آیه مورد بحث
2- 2) -تفسیر برهان جلد اول ذیل آیه مورد بحث، و همچنین در تفسیر نور الثقلین.
در اینجا یک سؤال پیش می آید و آن اینکه اگر آیه در مورد اموال یتیمان است چرا“اموالکم” (ثروتهای شما) می گوید: نه، “اموالهم” (ثروتهای آنها) ؟ ولی ممکن است نکته این تعبیر بیان این مسئله مهم اجتماعی و اقتصادی باشد که اسلام همه افراد جامعه را یکی میداند، بطوری که مصلحت و منفعت یک فرد نمی تواند از منافع جدا باشد، همچنین زیان یک فرد عین زیان یک جامعه است. بنا بر این به خاطر همین موضوع به جای“ضمیر غائب”“ضمیر مخاطب” قرار داده شده، یعنی این اموال در حقیقت فقط متعلق به ایتام نیست، بلکه به شما هم مربوط است، و اگر زیانی به آن متوجه شود بطور غیر مستقیم متوجه شما شده است، لذا در نگهداری آن باید مراقبت کامل داشته باشید.
در باره این تعبیر تفسیر دیگری هم هست و آن اینکه مقصود از اموالکم اموال خود سرپرستان است نه اموال یتیمان، یعنی اگر شما میخواهید به افراد یتیم که هنوز رشد کافی نیافته اند کمک کنید شاید تحت تاثیر عواطف حساب نشده اموالی بدست آنها بسپارید و آنها را به کارهایی بگمارید که از آنها ساخته نیست، بلکه به جای این کار غیر عاقلانه بهتر این است که غذا و لباس و مسکن آنها را تامین کنید تا بالغ و رشید شوند.
و در واقع این یک درس بزرگ اجتماعی است که قرآن بما میدهد که افراد “قاصر و ناتوان”را به خاطر کمک به شخص آنها به کارهایی که قدرت انجام آن را ندارند نگمارید زیرا اگر این کار منفعت جزئی برای آنها داشته باشد ممکن است زیانهای کلی برای اجتماع ببار آورد. بلکه باید از طریق کمکهای بلا عوض و کارهای سبک و کوچک آنها را اداره کرد.
از اینجا روشن می شود اینکه بعضی از کوته فکران افراد ضعیف و ناتوان را به پست های تبلیغی و مذهبی برای کمک و ارفاق به آنها انتخاب می کنند یکی از زیان بارترین و نابخردانه ترین کارهاست.
ص: 269
اَلَّتِی جَعَلَ اللّٰهُ لَکُمْ قِیٰاماً
:
در این جمله قرآن تعبیر جالبی در باره اموال و ثروتها کرده و می گوید:
“این سرمایه های شما که قوام زندگانی و اجتماع شما به آن است و بدون آن نمی توانید کمر راست کنید به دست سفیهان و اسراف کاران نسپارید، و از این تعبیر به خوبی اهمیتی را که اسلام برای مسائل مالی و اقتصادی قائل است روشن می شود، و به عکس آنچه در انجیل کنونی (1) میخوانیم که “شخص پولدار هرگز وارد ملکوت آسمانها نمی شود”اسلام میگوید ملتی که فقیر باشد هرگز نمی تواند کمر راست کند و عجب این است که آنها با آن تعلیمات غلط به کجا رسیده اند، و ما با این تعلیمات عالی در چه مرحله ای سیر میکنیم، در حقیقت آنها از آن خرافات فاصله گرفته اند و به جایی رسیده اند و ما هم از این تعلیمات عالی دور ماندیم و چنین سرگردان شدیم. وَ ارْزُقُوهُمْ فِیهٰا وَ اکْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً در پایان آیه دو دستور مهم در باره یتیمان می دهد:
(1)
نخست اینکه”خوراک و پوشاک آنها را از طریق اموالشان تامین کنید“تا با آبرومندی بزرگ شوند و به حد بلوغ برسند-جالب اینکه در این آیه تعبیر به”فیها“ (در اموالشان) شده است نه”منها“ (از اموالشان) و مفهوم این تعبیر این است که زندگی یتیمان را از درآمد اموال و سرمایه های آنها تامین نمائید، زیرا اگر گفته بود زندگی آنها را از سرمایه هایشان تامین کنید مفهومش این بود که از اصل سرمایه تدریجا برداشته شود، و طبعا هنگامی که به بلوغ می رسیدند شاید قسمت مهم سرمایه خود را از دست داده بودند ولی قرآن با همین عوض کردن تعبیر، به سرپرستان توصیه کرده که کوشش کنند برای اموال یتیمان، منافع و درآمدی حد اقل به اندازه نیازمندی های آنها درست کنند تا سرمایه اصلی آنها حفظ گردد.
ص: 270
1- 1) -انجیل متی باب 19 آیه 23
دیگر اینکه آیه می گوید: “با یتیمان بطور شایسته سخن گوئید”یعنی با عبارات و سخنان دلنشین و شایسته هم کمبود روانی آنها را برطرف سازید و هم به “رشد عقلی”آنها کمک کنید تا به موقع بلوغ از رشد عقلی کافی برخوردار باشند، و به این ترتیب برنامه سازندگی شخصیت آنها نیز جزء وظائف سرپرستان خواهد بود. وَ ابْتَلُوا الْیَتٰامیٰ حَتّٰی إِذٰا بَلَغُوا النِّکٰاحَ در اینجا دستور دیگری در باره یتیمان و سرنوشت اموال آنها داده و می فرماید:
“یتیمان را بیازمائید تا هنگامی که به حد بلوغ برسند”و اگر در این موقع در آنها رشد کافی برای اداره اموال خود یافتید، ثروت آنها را به آنها بازگردانید- در این آیه چند نکته است که باید به آن توجه داشت:
1-از تعبیر به”حتی“استفاده میشود که باید آزمایش یتیمان، پیش از رسیدن به حد بلوغ و به صورت مکرر و مستمر انجام شود، تا هنگامی که در آستانه بلوغ قرار گرفتند وضع آنها کاملا از نظر رشد عقلی برای اداره امور مالی خود روشن گردد-ضمنا چنین استفاده میشود که منظور از آزمایش، پرورش تدریجی یتیمان است، یعنی نگذارید آنها به حد بلوغ برسند و سپس اقدام به- سپردن اموالشان به آنها بکنید بلکه آنها را قبل از بلوغ با برنامه های عملی، برای زندگی مستقل آماده کنید.
و اما اینکه چگونه باید یتیمان آزمایش شوند راه آن این است که مقداری مال در اختیار آنها گذارده شود، و به خرید و فروش و تجارت بپردازند، اما اعمال آنها با نظارت”ولی“بطوری که استقلال عمل را از آنها سلب نکند انجام شود هنگامی که معلوم شد از عهده این کار برمی آیند و در معامله گول نمی خورند، باید اموالشان را بدستشان سپرد و گرنه با تربیت و پرورشهای مستمر باید آنها را چنان آماده کرد که بتوانند در آینده زمام زندگی خود را بدست گیرند.
2-تعبیر به” إِذٰا بَلَغُوا النِّکٰاحَ “اشاره به این است که آنها به سر حدی برسند
ص: 271
که قدرت بر ازدواج داشته باشند و روشن است کسی که قدرت بر ازدواج دارد قدرت بر تشکیل خانواده خواهد داشت، و چنان کسی بدون سرمایه نمی تواند به اهداف خود برسد، بنا بر این آغاز زندگی زناشویی با آغاز زندگی اقتصادی مستقل همراه است، و به عبارت دیگر ثروت آنها موقعی بدستشان داده می شود که هم به بلوغ جسمی برسند و نیاز آنها به مال شدید شود، و هم بلوغ فکری پیدا کنند و توانایی برای حفظ مال داشته باشند.
3-تعبیر به” آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً “اشاره به این است که رشد آنها کاملا مسلم شود زیرا”آنستم“از ماده”ایناس“به معنی مشاهده و رؤیت می باشد، و این ماده از ماده انسان که یکی از معانی آن مردمک چشم است گرفته شده (در حقیقت هنگام رؤیت و مشاهده از”انسان“یعنی مردمک چشم مدد گرفته می شود و به همین جهت از مشاهده کردن تعبیر به ایناس شده است) . وَ لاٰ تَأْکُلُوهٰا إِسْرٰافاً وَ بِدٰاراً أَنْ یَکْبَرُوا -سپس بار دیگر به سرپرستان تاکید می کند که به هیچ عنوانی اموال یتیمان را حیف و میل نکنند، و پیش از آنکه بزرگ شوند سرمایه آنها را از بین نبرند. وَ مَنْ کٰانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ کٰانَ فَقِیراً فَلْیَأْکُلْ بِالْمَعْرُوفِ:
یعنی سرپرستان ایتام اگر متمکن و ثروتمندند نباید به هیچ عنوانی از اموال ایتام استفاده کنند و اگر فقیر و نادار باشند تنها می توانند در برابر زحماتی که بخاطر حفظ اموال یتیم متحمل می شوند با رعایت عدالت و انصاف، حق الزحمه خود را از اموال آنها بردارند.
در این زمینه روایاتی نیز وارد شده و مضمون آیه را چنان که گفته شد توضیح داده است، از جمله در روایتی از امام صادق ع می خوانیم:
فذلک رجل یحبس نفسه عن المعیشه فلا باس ان یاکل بالمعروف اذا کان یصلح لهم فان کان المال قلیلا فلا یاکل منه شیئا: “منظور کسی است که سرپرستی مال یتیم، او را از
ص: 272
رسیدگی به زندگی خویش باز داشته، در این صورت می تواند به اندازه مناسب و شایسته از مال یتیم استفاده کند، و این در صورتی است که به صلاح یتیم باشد، اما اگر ثروت یتیم کم باشد (و طبعا سرپرستی آن، نیز وقت زیادی را اشغال نمی کند) در این صورت چیزی از مال یتیم برندارد”. فَإِذٰا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوٰالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَیْهِمْ:
این آخرین حکمی است که در باره اولیاء ایتام در این آیه بیان شده و آن اینکه “هنگامی که می خواهید اموال آنها را به دست آنها بسپارید گواه بگیرید”تا جای اتهام و نزاع و گفتگو باقی نماند. وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ حَسِیباً:
اما بدانید که حساب کننده واقعی خدا است و مهم تر از هر چیز این است که حساب شما نزد او روشن باشد، او است که اگر خیانتی از شما سرزند و بر گواهان مخفی ماند به حساب آن رسیدگی خواهد کرد.
