[سوره النساء (4) : آیات 29 تا 30]
اشاره
یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَأْکُلُوا أَمْوٰالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبٰاطِلِ إِلاّٰ أَنْ تَکُونَ تِجٰارَهً عَنْ تَرٰاضٍ مِنْکُمْ وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اَللّٰهَ کٰانَ بِکُمْ رَحِیماً (29) وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ عُدْوٰاناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نٰاراً وَ کٰانَ ذٰلِکَ عَلَی اَللّٰهِ یَسِیراً (30)
ترجمه:
29-ای کسانی که ایمان آورده اید اموال یکدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید مگر اینکه تجارتی باشد که با رضایت شما انجام گیرد، و خودکشی مکنید، خداوند نسبت به شما مهربان است.
30-و هر کس این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد به زودی او را در آتشی وارد خواهیم ساخت و این کار برای خدا آسان می باشد.
ص: 354
تفسیر:
بستگی سلامت اجتماع به سلامت اقتصاد
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَأْکُلُوا أَمْوٰالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبٰاطِلِ
این آیه در واقع زیر بنای قوانین اسلامی را در مسائل مربوط به“معاملات و مبادلات مالی”تشکیل می دهد، و بهمین دلیل فقهای اسلام در تمام ابواب معاملات به آن استدلال می کنند، آیه خطاب به افراد با ایمان کرده و می گوید: “اموال یکدیگر را از طرق نابجا و غلط و باطل نخورید”یعنی هر گونه تصرف در مال دیگری که بدون حق و بدون یک مجوز منطقی و عقلانی بوده باشد ممنوع شناخته شده و همه را تحت عنوان“باطل”که مفهوم وسیعی دارد قرار داده است.
می دانیم“باطل”در مقابل“حق”است و هر چیزی را که ناحق و بی هدف و بی- پایه باشد در برمی گیرد.
در آیات دیگری از قرآن نیز با عباراتی شبیه عبارت فوق، این موضوع تاکید شده، مثلا: به هنگام نکوهش از قوم یهود و ذکر اعمال زشت آنها می فرماید: وَ أَکْلِهِمْ أَمْوٰالَ النّٰاسِ بِالْبٰاطِلِ (نساء-161) : “آنها در اموال مردم بدون مجوز و به ناحق تصرف می کردند”و در آیه 188 بقره، جمله“ لاٰ تَأْکُلُوا أَمْوٰالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبٰاطِلِ “را بعنوان مقدمه ای برای نهی از کشاندن مردم بوسیله ادعاهای پوچ و بی اساس به سوی دادگاهها و خوردن اموال آنها ذکر فرموده است.
بنا بر این هر گونه تجاوز، تقلب، غش، معاملات ربوی، معاملاتی که حد و حدود آن کاملا نامشخص باشد، خرید و فروش اجناسی که فایده منطقی و عقلایی در آن نباشد، خرید و فروش وسائل فساد و گناه، همه در تحت این قانون کلی قرار دارند، و اگر در روایات متعددی کلمه”باطل”به قمار و ربا و مانند آن تفسیر شده در
ص: 355
حقیقت معرفی مصداق های روشن این کلمه است نه آنکه منحصر به آنها باشد.
شاید نیاز به تذکر نداشته باشد که تعبیر به“اکل” (خوردن) کنایه از هر گونه تصرف است خواه بصورت خوردن معمولی باشد یا پوشیدن یا سکونت و یا غیر آن و این تعبیر علاوه بر زبان عربی در فارسی امروز نیز کاملا رائج است. إِلاّٰ أَنْ تَکُونَ تِجٰارَهً عَنْ تَرٰاضٍ این جمله، استثنایی است از قانون کلی سابق، ولی به اصطلاح“استثناء منقطع”است (1) یعنی آنچه در این جمله آمده مشمول قانون سابق، از آغاز نبوده است و تنها به عنوان یک تاکید و یادآوری ذکر شده، آن هم به نوبه خود یک قانون کلی است زیرا می فرماید: مگر اینکه تصرف شما در اموال دیگران از طریق داد و ستدی باشد که از رضایت باطنی دو طرف سرچشمه بگیرد، طبق این بیان، تمام مبادلات مالی و انواع تجارت ها که در میان مردم رایج است چنانچه از روی رضایت طرفین صورت گیرد و جنبه معقول و منطقی داشته باشد از نظر اسلام مجاز است (مگر در مواردی که بخاطر مصالح معینی، نهی صریح از آن شده است) . وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِکُمْ رَحِیماً سپس در ذیل آیه، مردم را از قتل نفس بازمی دارد و ظاهر آن به قرینه جمله إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِکُمْ رَحِیماً: “خداوند نسبت بشما مهربان است”نهی از خودکشی و انتحار می باشد، یعنی خداوند مهربان نه تنها راضی نمیشود دیگری شما را به قتل برساند بلکه به خود شما هم اجازه نمی دهد که با رضایت خود خویشتن را به دست نابودی بسپارید، در روایات اهل بیت ع نیز آیه فوق به همین معنی“انتحار” تفسیر شده است (2) .
(1)
(2)
ص: 356
1- 1) -استثناء منقطع غالبا برای تاکید عمومیت حکم عام می آید، این معنی در مورد آیه فوق صادق است و بعلاوه این حقیقت را اعلام می کند که با تحریم تصرفات باطل، راه زندگی بر شما بسته نیست و می توانید از تجارات مشروع هدف خود را تامین کنید.
2- 2) -به تفسیر مجمع البیان ذیل آیه و تفسیر نور الثقلین جلد اول صفحه 472 مراجعه شود.
اکنون این سؤال پیش می آید که چه ارتباطی میان مسئله“قتل نفس”و “تصرف باطل و ناحق در اموال مردم”وجود دارد؟! پاسخ این سؤال روشن است و در حقیقت قرآن با ذکر این دو حکم پشت سر هم اشاره به یک نکته مهم اجتماعی کرده است و آن اینکه اگر روابط مالی مردم بر اساس صحیح استوار نباشد و اقتصاد جامعه به صورت سالم پیش نرود و در اموال یکدیگر به ناحق تصرف کنند، جامعه گرفتار یک نوع خودکشی و انتحار خواهد شد، و علاوه بر اینکه انتحارهای شخصی افزایش خواهد یافت، انتحار اجتماعی هم از آثار ضمنی آن است.
حوادث و انقلاب هایی که در جوامع مختلف دنیای معاصر روی داده، شاهد گویای این حقیقت می باشد، و از آنجا که خداوند نسبت به بندگان خود، مهربان است به آنها هشدار می دهد و اعلام خطر می کند که مراقب باشند مبادا مبادلات مالی نادرست و اقتصاد ناسالم، اجتماع آنها را به نابودی و سقوط بکشاند.
وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ عُدْوٰاناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نٰاراً
“و هر کس از این فرمان سرپیچی کند و خود را آلوده خوردن اموال دیگران به ناحق سازد و یا دست به انتحار و خودکشی زند، نه تنها به آتش این جهان می سوزد بلکه در آتش قهر و غضب پروردگار نیز خواهد سوخت”و این کار برای خدا آسان است (وَ کٰانَ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیراً) (1)
(1)
