[سوره النساء (4) : آیات 167 تا 169]
اشاره
إِنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اَللّٰهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلاٰلاً بَعِیداً (167) إِنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ یَکُنِ اَللّٰهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَ لاٰ لِیَهْدِیَهُمْ طَرِیقاً (168) إِلاّٰ طَرِیقَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً وَ کٰانَ ذٰلِکَ عَلَی اَللّٰهِ یَسِیراً (169)
ترجمه:
167-کسانی که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا باز داشتند در گمراهی دور و درازی گرفتار شده اند.
168-کسانی که کافر شدند و ستم (به خود و دیگران) کردند هرگز خدا آنها را نخواهد بخشید و آنها را به راه هدایت نخواهد کرد.
169-مگر به سوی راه دوزخ!که جاودانه در آن خواهند ماند و این کار برای خدا آسان است!
تفسیر:
در آیات گذشته بحثهایی در باره افراد بی ایمان و با ایمان ذکر شده بود، در این آیات اشاره به دسته ای دیگر می کند که بدترین نوع کفر را انتخاب کردند، آنها کسانی هستند که علاوه بر گمراهی خود، کوشش برای گمراه ساختن دیگران می کنند، آنها کسانی هستند که هم بر خود ستم روا می دارند و هم بر دیگران، زیرا نه خود راه هدایت را پیموده اند و نه می گذارند دیگران این راه را بپیمایند.
ص: 216
لذا در نخستین آیه می فرماید: “کسانی که کافر شدند و مردم را از گام گذاشتن در راه خدا مانع گشتند، در گمراهی دور و درازی گرفتار شده اند”.
(إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلاٰلاً بَعِیداً) .
چرا این دسته دورترین افراد از جاده حقند؟ زیرا افرادی که مبلغان ضلالتند، بسیار بعید به نظر می رسد که دست از راهی که خود دعوت بسوی آن می کنند بردارند، آنها کفر را با لجاجت و عناد آمیخته و در بیراهه ای گام گذاشته اند که از راه حق بسیار فاصله دارد. در آیه بعد اضافه می فرماید: “آنها که کافر شدند و ستم کردند (هم ستم به حق کردند که آنچه شایسته آن بود انجام ندادند و هم ستم به خویش که خود را از سعادت محروم ساختند و در دره ضلالت سقوط کردند و هم بدیگران ستم کردند که آنها را از راه حق باز داشتند) چنین افرادی هرگز مشمول آمرزش پروردگار نخواهند شد و خداوند آنها را به هیچ راهی جز راه جهنم هدایت نمی کند”.
(إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ یَکُنِ اللّٰهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَ لاٰ لِیَهْدِیَهُمْ طَرِیقاً إِلاّٰ طَرِیقَ جَهَنَّمَ) .
و“آنها برای همیشه در دوزخ می مانند” (خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً) .
آنها باید بدانند که این تهدید الهی صورت می پذیرد، زیرا: “این کار برای خدا آسان است و قدرت بر آن دارد”.
(وَ کٰانَ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیراً) .
همانطور که مشاهد میکنیم آیات فوق در باره این دسته از کفار و مجازات آنها، تاکید خاصی دارد، از یک سو ضلال آنها را ضلال بعید و از سوی دیگر با جمله لَمْ یَکُنِ اللّٰهُ … چنین می فهماند که آمرزش آنها هرگز شایسته مقام خدا نیست و باز از سوی دیگر تعبیر به خلود و تاکید آن با کلمه ابدا همه به خاطر این است که آنها علاوه بر گمراه بودن، کوشش در گمراهی دیگران
ص: 217
دارند و این مسئولیت عظیمی است.
