Table of Contents
سوره النحل (16) : آیات 3 تا 8
آیات
خَلَقَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعٰالیٰ عَمّٰا یُشْرِکُونَ (3)
خَلَقَ اَلْإِنْسٰانَ مِنْ نُطْفَهٍ فَإِذٰا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ (4)
وَ اَلْأَنْعٰامَ خَلَقَهٰا لَکُمْ فِیهٰا دِفْءٌ وَ مَنٰافِعُ وَ مِنْهٰا تَأْکُلُونَ (5)
وَ لَکُمْ فِیهٰا جَمٰالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِینَ تَسْرَحُونَ (6)
وَ تَحْمِلُ أَثْقٰالَکُمْ إِلیٰ بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بٰالِغِیهِ إِلاّٰ بِشِقِّ اَلْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ (7)
وَ اَلْخَیْلَ وَ اَلْبِغٰالَ وَ اَلْحَمِیرَ لِتَرْکَبُوهٰا وَ زِینَهً وَ یَخْلُقُ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ (8)
ترجمه:
3-آسمانها و زمین را به حق آفرید، او برتر است از اینکه شریک برای او می سازند
4-انسان را از نطفه بی ارزشی خلق کرد و سرانجام او موجودی فصیح و مدافع آشکار از خویشتن گردید.
5-و چهار پایان را آفرید در حالی که برای شما در آنها وسیله پوشش و منافع دیگر است و از گوشت آنها می خورید.
6-و در آنها برای شما زینت و شکوه است به هنگامی که به استراحتگاهشان باز می گردانید و هنگامی که (صبحگاهان) آنها را به صحرا می فرستید.
7-آنها بارهای سنگین شما را به شهری که جز با مشقت زیاد به آن نمی رسید حمل می کنند چرا که پروردگارتان رءوف و رحیم است.
8- (و همچنین) اسبها و استرها و الاغها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و هم مایه زینت شما باشد و چیزها (وسائل نقلیه دیگری) می آفریند که شما نمی دانید!
تفسیر:
اشاره
منافع گوناگون حیوانات
از آنجا که در آیات گذشته، سخن از نفی شرک به میان آمد در این آیات برای ریشه کن ساختن شرک و توجه به خداوند یکتا از دو راه وارد می شود: نخست از طریق دلائل عقلی بوسیله نظام شگرف آفرینش و عظمت خلقت، و دیگر از طریق عاطفی و بیان نعمتهای گوناگون خداوند نسبت به انسان، تا حس شکرگزاری او تحریک گردد و سرانجام وی را به خدا نزدیک سازد.
در آغاز می گوید: “خداوند آسمانها و زمین را بحق آفرید” (خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ) .
حقانیت آسمان و زمین هم از نظام عجیب و آفرینش منظم و حساب شده آن روشن است و هم از هدف و منافعی که در آنها وجود دارد.
و به دنبال آن اضافه می کند: “خدا برتر از آن است که برای او شریک می سازند” (تَعٰالیٰ عَمّٰا یُشْرِکُونَ) .
آیا بتهایی که آنها را شریک او قرار داده اند هرگز قادر به چنین خلقتی هستند؟ و یا حتی می توانند پشه کوچک و یا ذره غباری بیافرینند!، با این حال چگونه آنها را شریک او قرار می دهند؟! جالب اینکه خود مشرکان این نظام عجیب و خلقت بدیع را که بیانگر علم و قدرت خالق است تنها از “اللّٰه” می دانستند، ولی با این حال به هنگام عبادت در برابر بتها به خاک می افتادند.
بعد از اشاره به مساله آفرینش آسمان و زمین و اسرار بی پایان آنها، سخن از خود انسان می گوید، انسانی که به خودش از هر کس نزدیکتر است، میفرماید:
“انسان را از نطفه بی ارزشی آفرید، اما سرانجام به جایی رسید که موجودی متفکر و فصیح و بلیغ و مدافع از خویشتن و سخن گوی آشکار شد” (خَلَقَ الْإِنْسٰانَ مِنْ نُطْفَهٍ فَإِذٰا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ) .
“نطفه”در اصل به معنی آب کم یا آب صاف است، سپس به قطرات آبی که از طریق“لقاح”سرچشمه پیدایش انسان می شود، اطلاق شده است، در حقیقت با این تعبیر می خواهد عظمت قدرت خدا را مجسم کند که از قطره آب بی ارزشی چه آفرینش عجیبی کرده است که میان قوس نزول و صعودی او اینهمه فاصله است.
این در صورتی است که“خصیم”را به معنی“مدافع و بیانگر درون خویش”بدانیم، همانگونه که در آیه 105 سوره نساء می خوانیم
وَ لاٰ تَکُنْ لِلْخٰائِنِینَ خَصِیماً: “ای پیامبر مدافع خائنان مباش”.
ولی در مقابل این تفسیر که مورد قبول گروهی از مفسران است، تفسیر دیگری از سوی جمع دیگری از مفسران اظهار شده است، و آن اینکه“خداوند انسان را با قدرت کامله اش از نطفه بی ارزش آفرید ولی این انسان ناسپاس، به مجادله و مخاصمه آشکار در برابر خدا برخاست” (آیه 77 سوره یس را گواه بر این تفسیر گرفته اند) .
ولی معنی اول صحیحتر به نظر می رسد زیرا آیات فوق در مقام بیان عظمت آفرینش خدا است و عظمت آن گاه آشکار می شود که از موجود ظاهرا ناچیزی موجود بسیار پر ارزشی بسازد:
در تفسیر علی بن ابراهیم نیز چنین می خوانیم:
خلقه من فطره من ماء منتن فیکون خصیما متکلما بلیغا: “خداوند انسان را از قطره آب بدبویی آفرید و سرانجام سخنگوی بلیغی شد” 1).
پس از آفرینش انسان به نعمت مهم دیگری یعنی خلقت چهار پایان، و فوائد مختلفی که از آنها عاید می شود اشاره کرده می گوید“خداوند چهار پایان را آفرید در حالی که در آنها وسیله پوشش برای شما است و منافع دیگر و از گوشت آنها می خورید” (وَ الْأَنْعٰامَ خَلَقَهٰا لَکُمْ فِیهٰا دِفْءٌ وَ مَنٰافِعُ وَ مِنْهٰا تَأْکُلُونَ) .
در این آیه نخست به مساله خلقت چهار پایان که دلیلی بر علم و قدرت خدا است، پرداخته، سپس به بیان نعمتهای مختلفی که در آنها وجود دارد می پردازد، و از میان این نعمتها به سه قسمت اشاره کرده نخست مساله“دفء”که به معنی هر گونه پوشش است می باشد، (با استفاده از پشم و پوست آنها) مانند لباس و لحاف و کفش و کلاه و خیمه، و دیگر“منافع”که اشاره به شیر و مشتقات آنست، و سوم گوشت که با جمله وَ مِنْهٰا تَأْکُلُونَ بیان شده است:
جالب اینکه در میان اینهمه فوائد، قبل از هر چیز مساله پوشش و مسکن را مطرح می کند، زیرا بسیاری از مردم (بخصوص بادیه نشینان) هم لباسشان از پشم و مو یا پوست تهیه می شود، و هم خیمه هایشان که آنها را از سرما و گرما حفظ می کند، و به هر حال این دلیل بر اهمیت پوشش و مسکن و مقدم بودن آن بر هر چیز دیگر است.
نکته دیگر اینکه آن را قبل از“منافع”ذکر کرده، اشاره به اینکه پوشش در واقع برای دفع ضرر است، و دفع ضرر مقدم بر جلب منفعت می باشد.
ممکن است کسانی که مخالف گوشت خواری هستند، این استفاده را از آیه فوق نیز بکنند که خداوند مساله خوردن گوشت حیوانات را جزء منافع آنها نشمرده، لذا بعد از ذکر“منافع”با جمله“ وَ مِنْهٰا تَأْکُلُونَ ” (از آن حیوانات می خورید) از آن یاد شده، حد اقل این استفاده را از تعبیر فوق می توان کرد که اهمیت لبنیات بمراتب بیشتر است.
جالب اینکه تنها به منافع معمولی و عادی این چهار پایان سودمند اکتفاء نمی کند بلکه روی جنبه استفاده روانی از آنها در آیه بعد تکیه کرده می گوید:
“در این حیوانات برای شما زینت و شکوهی است به هنگامی که آنها را به استراحتگاهشان باز می گردانید، و هنگامی که صبحگاهان به صحرا میفرستید” (وَ لَکُمْ فِیهٰا جَمٰالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِینَ تَسْرَحُونَ) .
“تریحون”از ماده“اراحه”به معنی باز گرداندن حیوانات به هنگام غروب به آغلها و استراحتگاهشان است، لذا محلی را که در آن استراحت میکنند “مراح”می گویند.
“تسرحون”از ماده“سروح”به معنی بیرون کردن چهار پایان به هنگام صبح به سوی چراگاه است.
منظره جالب حرکت دستجمعی گوسفندان و چهارپایان به سوی بیابان و چراگاه، سپس بازگشتشان به سوی آغل و استراحتگاه که قرآن از آن تعبیر به“جمال”کرده تنها یک مساله ظاهری و تشریفاتی نیست، بلکه بیانگر واقعیتی است در اعماق جامعه، و گویای این حقیقت است که چنین جامعه ای خودکفا است، فقیر و مستمند و وابسته به این و آن نمی باشد، خودش تولید می کند، و آنچه را خود دارد مصرف می نماید!.
این در واقع جمال استغناء و خودکفایی جامعه است، جمال تولید و تامین فرآورده های مورد نیاز یک ملت است، و به تعبیر گویاتر جمال استقلال اقتصادی و ترک هر گونه وابستگی است!.
این واقعیت را روستائیان و روستازادگان بهتر از مردم شهرنشین درک می کنند که مشاهده رفت و آمد این چهار پایان سودمند چگونه به آنها آرامش خیال می دهد، آرامشی که از احساس بی نیازی برمی خیزد، آرامشی که از انجام مؤثر یک وظیفه اجتماعی حاصل می شود.
و جالب اینکه در آیه فوق، نخست به بازگشت آنها از صحرا اشاره می کند چرا که در هنگام بازگشت پستانهایشان پر شیر، شکمهایشان سیر، و در چهره هایشان نشانه های رضایتمندی دیده می شود، به همین دلیل از آن حرص و ولع و عجله ای که صبح به هنگام حرکت به صحرا دارند در آنها خبری نیست، آرام و مطمئن گام بر می دارند و به استراحتگاه نزدیک می شوند و از مشاهده منظره پستانهای پر شیرشان هر کس احساس بی نیازی می کند.
در آیه بعد به یکی از منافع مهم این حیوانات اشاره کرده می گوید:
“آنها بارهای سنگین شما را بر دوش خود حمل می کنند و به سوی شهر و دیاری که جز با مشقت زیاد به آن نمی رسیدید می برند” (وَ تَحْمِلُ أَثْقٰالَکُمْ إِلیٰ بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بٰالِغِیهِ إِلاّٰ بِشِقِّ الْأَنْفُسِ) .
این نشانه رحمت و رافت خداوند است که این چهار پایان را با این قدرت و نیرو آفریده است، و آنها را رام و تسلیم شما نیز گردانیده، “چرا که پروردگار شما رءوف و رحیم است (إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ) .
“شق”از ماده”مشقت“است، ولی بعضی از مفسران احتمال داده اند که به معنای شکافتن و نصف کردن باشد، یعنی شما نمی توانید خودتان این بارها را بر دوش کشیده و به مقصد برسانید مگر اینکه نیمی از قوت شما از میان برود و به اصطلاح نیم جان شوید، ولی تفسیر اول نزدیکتر به نظر می رسد.
به این ترتیب این چهار پایان در درجه اول، پوشش و وسائل دفاعی برای انسان در برابر گرما و سرما تولید می کنند، و در درجه بعد از فرآورده های لبنیاتی آنها استفاده می شود، و سپس از گوشتشان، و بعد آثار روانی که در دلها میگذارند، مورد توجه قرار گرفته و سرانجام باربری آنها.
قابل توجه اینکه حتی در عصر و زمان ما که عصر ماشین و وسائل ماشینی است، باز در بسیاری موارد تنها باید از همین چهار پایان استفاده کرد، و راه دیگری ندارد.
آن گاه به سراغ گروه دیگری از حیوانات می رود که برای سواری انسان از آنها استفاده می شود می فرماید”خداوند اسبها و استرها و الاغها را آفرید تا شما بر آن سوار شوید، و هم مایه زینت شما باشد“ (وَ الْخَیْلَ وَ الْبِغٰالَ وَ الْحَمِیرَ لِتَرْکَبُوهٰا وَ زِینَهً) .
بدیهی است زینت در اینجا باز یک مساله تشریفاتی نیست و برای کسی که با محتوای تعلیمات قرآن آشنا است این مطلب روشن است، بلکه یک نوع زینت است که اثر آن در زندگی اجتماعی ظاهر می گردد، برای پی بردن به این حقیقت کافی است است منظره و حال کسی که با پای پیاده یک راه طولانی بیابانی را پیموده، و خسته و کوفته و ناتوان به مقصد رسیده، به طوری که تا مدتی هیچ کاری از او ساخته نیست و نشاطی در او دیده نمی شود، با منظره کسی مقایسه کنیم که بر یک مرکب را هوار سوار شده زودتر به مقصد رسیده نیروی خود را از دست نداده، نشاط خود را کاملا حفظ کرده و آماده انجام هدفهای خود و استفاده از وقت و نیروی خویش است، آیا این زینت نیست؟ در پایان آیه به مساله مهمتری اشاره کرده و افکار را به وسائل نقلیه و مرکبهای گوناگونی که در آینده در اختیار بشر قرار می گیرد و بهتر و خوبتر از این حیوانات می تواند استفاده کند متوجه می سازد، و می گوید”خداوند چیزها (وسائل نقلیه دیگری) می آفریند که شما نمی دانید“ (وَ یَخْلُقُ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ) .
گر چه بعضی از مفسران پیشین این جمله را اشاره به حیواناتی گرفته اند که در آینده آفریده می شود و رام بشر می گردد.
ولی همانگونه که در تفسیر”مراغی“و تفسیر”فی ظلال“آمده است درک مفهوم این جمله برای ما که در عصر ماشین و وسائل و مرکبهای سریع السیر زندگی می کنیم، ساده و آسان است.
و اگر ملاحظه می کنید که تعبیر به یخلق (می آفریند) کرده است دلیلش واضح است، زیرا کار انسان در این اختراعات در حقیقت چیزی جز جفت و جور کردن و به هم پیوستن نیست، اساس آنها که مواد اصلی را تشکیل می دهد، تنها با آفرینش خداوندی است، از این گذشته آن ابتکاری که بشر در طریق اختراع این وسائل به کار می برد آن هم مولود استعدادی است که خدا به او داده است.
اهمیت دامداری و کشاورزی
حتی امروز که دستگاههای تولیدی، ماشینی آن قدر گسترده شده که همه چیز را تحت الشعاع قرار داده باز دامداری و کشاورزی مهمترین بخش تولید زندگی انسان را تشکیل می دهد، چرا که می دانیم پایه اصلی تغذیه در این دو قسمت نهفته شده، و به همین دلیل رسیدن به حد خودکفایی در قسمت دامداری و کشاورزی نه تنها ضامن استقلال اقتصادی است که استقلال سیاسی نیز تا حد زیادی به آن مربوط است.
بنا بر این جای تعجب نیست که تمام ملتهای دنیا کوشش می کنند که صنعت کشاورزی و دامداری خود را تا سر حد امکان توسعه دهند و از صنایع مدرن برای این توسعه کمک گیرند.
نیاز به این دو، تا آن حد اساسی است که گاه کشورهای به اصطلاح ابر قدرتی همچون روسیه برای رفع نیازمندی خود در این زمینه ناچار می شوند با دادن امتیازهای سیاسی دست نیاز خود را به سوی کشورهایی که درست در قطب مخالفند دراز کنند! و به همین جهت در اسلام و تعلیمات حیات آفرین آن اهمیت فوق العاده زیادی به مساله دامداری و کشاورزی داده شده است و با استفاده از هر فرصت مسلمانان را تشویق به این دو نموده:
در آیات فوق دیدیم که با چه لحن تشویق آمیزی از موضوع دامها سخن می گوید و منافع آن را اعم از منافع غذایی و پوششی بر می شمرد و حتی رفت و آمد آنها را به صحرا با تعبیر زیبایی که بسیار شوق انگیز است بیان می کند.
همچنین درباره اهمیت زراعت و میوه های مختلف، و کشاورزی بطور کلی، در آیات آینده سخن به میان خواهد آمد.
در روایات اسلامی در زمینه دامداری تعبیرات جالبی دیده می شود و همچنین در زمینه کشاورزی که به عنوان نمونه احادیث زیر را از منابع مختلف یادآور می شویم:
1-پیامبر به یکی از بستگانش فرمود چرا در خانه ات”برکت“ نمی آوری؟ عرض کرد منظورتان از برکت چیست؟ فرمود: شاه تحلب: “گوسفند شیرده”!سپس اضافه فرمود:
انه من کانت فی داره شاه تحلب او نعجه او بقره فبرکات کلهن: “هر کس در خانه خود گوسفند شیرده یا گاو ماده داشته باشد سر تا پا برکت است” 2).
2-و نیز از پیامبر ص نقل شده که درباره اهمیت گوسفند فرمود:
نعم المال الشاه “گوسفند سرمایه بسیار خوبی است” 3).
3-در تفسیر نور الثقلین ذیل آیات مورد بحث از امام امیر مؤمنان علی ع می خوانیم:
افضل ما یتخذه الرجل فی منزله لعیاله الشاه فمن کان فی منزله شاه قدست علیه الملائکه مرتین فی کل یوم: “بهترین چیزی که انسان در خانه برای خانواده خود تهیه می کند گوسفند است، هر کس در منزل خود گوسفندی داشته باشد در هر روز فرشتگان خدا دو بار او را تقدیس می کنند” اشتباه نشود ممکن است شرائط تربیت کردن گوسفند در خانه برای بسیاری فراهم نباشد ولی هدف اصلی این است که به تعداد خانواده ها تولید و تربیت گوسفند بطور مستمر انجام گیرد (دقت کنید) .
4-در اهمیت زراعت همین بس که امیر مؤمنان علی ع می فرماید:
من وجد ماء و ترابا ثم افتقر فابعده اللّٰه: “هر کس آب و خاکی داشته باشد و با این حال فقیر باشد، خدا او را از رحمت خویش دور کند” 4) .
بدیهی است این گفتار بزرگ همانگونه که درباره یک فرد صادق است در باره یک ملت نیز صدق می کند، مردمی که آب و خاک بقدر کافی دارند، باز هم نیازمند به دیگران هستند، مسلما از رحمت خدا دورند! 5-و نیز از پیامبر ص نقل شده است که فرمود
علیکم بالغنم و الحرث فانهما یروحان بخیر و یغدوان بخیر: وظیفه شماست که به تربیت گوسفند و کشاورزی بپردازید که رفت و آمد هر دو خیر و برکت است” 5) .
6-از امام صادق ع نقل شده که فرمود:
ما فی الاعمال شیء احب الی اللّٰه من الزراعه: “هیچ عملی نزد خدا از زراعت محبوبتر نیست” 6) .
بالآخره در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم
الزارعون کنوز الانام تزرعون طیبا اخرجه اللّٰه عز و جل و هم یوم القیامه احسن الناس مقاما و اقربهم منزله یدعون المبارکین: “کشاورزان گنج های مردمند، غذای پاکیزه را که خداوند ارزانی داشته زراعت می کنند و آنها در روز قیامت برترین مقام را دارند و به خدا نزدیکترند و آنها را بنام”مبارکها“صدا می زنند” 7).
