Table of Contents
سوره النحل (16) : آیات 1 تا
آیات
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ
أَتیٰ أَمْرُ اَللّٰهِ فَلاٰ تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالیٰ عَمّٰا یُشْرِکُونَ (1)
یُنَزِّلُ اَلْمَلاٰئِکَهَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنَا فَاتَّقُونِ (2)
ترجمه:
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر
1-فرمان خدا (دائر به مجازات مشرکان و مجرمان) فرا رسیده است برای آن عجله نکنید منزه و برتر است خداوند از اینکه شریک برای او قائل می شوند.
2-فرشتگان را با روح الهی به فرمانش بر هر کس از بندگانش بخواهد نازل می کند (و به آنها دستور می دهد) که مردم را انذار کنید (و بگوئید) معبودی جز من نیست بنا بر این از مخالفت (دستور) من بپرهیزید.
تفسیر:
فرمان عذاب نزدیک است
همانگونه که قبلا گفته شد قسمت مهمی از آیات آغاز این سوره در مکه نازل شده است، در همان ایام که پیامبر ص درگیری شدیدی با مشرکان و بت پرستان داشت، و هر روز در برابر دعوت حیات آفرین و آزادی بخش او به بهانه هایی متوسل می شدند، از جمله اینکه هر گاه پیامبر ص آنها را تهدید به عذاب الهی می کرد بعضی از لجوجان می گفتند اگر این عذاب و کیفر که می گویی راست است پس چرا به سراغ ما نمی آید؟!
و شاید گاهی اضافه می کردند که اگر فرضا عذابی در کار باشد ما دست به دامن بتها می شویم تا در پیشگاه خدا شفاعت کنند تا این عذاب را از ما بردارد، مگر نه این است که آنها شفیعان درگاه اویند؟! نخستین آیه این سوره، خط بطلان بر این اوهام کشیده و می گوید: “عجله نکنید فرمان خدا برای مجازات مشرکان و مجرمان، قطعا فرا رسیده است” (أَتیٰ أَمْرُ اللّٰهِ فَلاٰ تَسْتَعْجِلُوهُ).
و اگر فکر می کنید بتان شفیعان درگاه اویند سخت در اشتباهید “خداوند منزه و برتر از آنست که آنها برای او شریک می سازند” (سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالیٰ عَمّٰا یُشْرِکُونَ).
بنا بر این “ أَمْرُ اللّٰهِ ” در آیه فوق اشاره به فرمان خداوند در مورد عذاب مشرکان است، و کلمه “اتی” هر چند فعل ماضی است و به معنی تحقق این فرمان در گذشته است، اما مفهوم آن مضارعی است که قطعا تحقق می یابد، و این در قرآن فراوان است که مضارع قطعی الوقوع با صیغه ماضی ذکر می شود.
بعضی از مفسران نیز احتمال داده اند که امر اللّٰه اشاره به خود عذاب است نه فرمان عذاب، و بعضی نیز آن را به معنی “روز قیامت” گرفته اند، ولی تفسیری که ذکر کردیم از همه اینها نزدیکتر به نظر می رسد.
و از آنجا که هیچ مجازات و کیفری بدون بیان کافی و اتمام حجت عادلانه نیست، در آیه بعد اضافه می کند“خداوند فرشتگان را با روح الهی به فرمانش بر هر کس از بندگانش که بخواهد نازل می کند” (یُنَزِّلُ الْمَلاٰئِکَهَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ) 1)
“و به آنها دستور می دهد که مردم را انذار کنید و از شرک و بت پرستی بترسانید، و بگوئید معبودی جز من نیست” (أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنَا) .
“بنا بر این تنها از مخالفت من بپرهیزید”و در برابر من احساس مسئولیت کنید (فَاتَّقُونِ) .
در اینکه منظور از“روح”در این آیه چیست؟ مفسران گفتگوی بسیار کرده اند، ولی ظاهر این است که منظور از آن، وحی و قرآن و نبوت است که مایه حیات و زندگی انسانها است.
گرچه بعضی از مفسران، وحی را از قرآن، و هر دو را از نبوت در اینجا جدا کرده اند و به صورت سه تفسیر بیان داشته اند، ولی ظاهر این است که همه به یک حقیقت باز می گردد.
و به هر حال “روح” در اینجا جنبه معنوی دارد، و اشاره به هر چیزی است که مایه حیات دلها است و سبب تربیت نفوس و هدایت عقلها می گردد، همانگونه که در آیه 24 سوره انفال می خوانیم:
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذٰا دَعٰاکُمْ لِمٰا یُحْیِیکُمْ: “ای کسانی که ایمان آورده اید اجابت کنید دعوت خدا و پیامبرش را هنگامی که شما را به چیزی فرا می خواند که مایه حیات و زندگی شما است”.
و در سوره غافر آیه 15 می خوانیم
یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ: “او روح را به فرمانش بر هر کس از بندگانش که بخواهد القا می کند”
و در سوره شوری آیه 52 چنین آمده:
وَ کَذٰلِکَ أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنٰا مٰا کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتٰابُ وَ لاَ الْإِیمٰانُ: “این گونه، روحی را به فرمان خود بر تو وحی فرستادیم، تو پیش از آن، از کتاب و ایمان آگاه نبودی”!
روشن است که “روح” در این آیات به معنی “قرآن” و “محتوای وحی” و “فرمان نبوت” است.
گرچه روح در سایر آیات قرآن به معانی دیگری نیز آمده است ولی با توجه به قرائنی که ذکر شد مفهوم روح در آیه مورد بحث، قرآن و محتوای وحی می باشد.
ذکر این نکته نیز لازم است جمله“ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ ” (بر هر کس از بندگانش بخواهد) هرگز به این معنی نیست که موهبت وحی و نبوت بی حساب و کتاب است، زیرا “مشیت” الهی هرگز از “حکمت” او جدا نمی باشد، و به مقتضای حکیم بودنش این موهبت را در محل شایسته و لایق قرار می دهد: اَللّٰهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسٰالَتَهُ: “خداوند می داند رسالت خود را در کجا قرار دهد” 2).
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که اگر نخستین فرمان الهی به پیامبران، به مقتضای جمله “أَنْ أَنْذِرُوا ” انذار و بیم دادن است، به خاطر این است که برای بیدار کردن یک قوم گمراه و آلوده به شرک و فساد هیچ چیز مؤثرتر از انذار نیست، انذاری بیدار کننده، آگاه کننده و حرکت آفرین!.
درست است که انسان هم طالب سود است، و هم دافع زیان، ولی تجربه نشان داده که تشویق در افراد آماده تر اثر می گذارد، در حالی که اثر تهدید در آنها که آلوده ترند بیشتر است، و برای آغاز نبوت باید انذارهای کوبنده در راس برنامه باشد.
