[سوره النجم (53) : آیات 24 تا 26]
اشاره
أَمْ لِلْإِنْسٰانِ مٰا تَمَنّٰی (24) فَلِلّٰهِ اَلْآخِرَهُ وَ اَلْأُولیٰ (25) وَ کَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ لاٰ تُغْنِی شَفٰاعَتُهُمْ شَیْئاً إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ أَنْ یَأْذَنَ اَللّٰهُ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ یَرْضیٰ (26)
ترجمه:
24-آیا آنچه انسان تمنا دارد به آن می رسد؟ 25-در حالی که آخرت و دنیا از آن خدا است.
26-و چه بسیار فرشتگانی که در آسمانها هستند و شفاعت آنها سودی نمی بخشد مگر بعد از آنکه خدا برای هر کس بخواهد و راضی باشد اجازه (شفاعت) دهد.
تفسیر:
شفاعت هم به اذن او است
این آیات هم چنان خرافه بت پرستی را تعقیب و محکوم می کند، و ادامه ای است برای آیات قبل.
نخست به آرزوهای بی اساس بت پرستان و انتظاراتی که از بتها داشتند پرداخته می گوید: “آیا آنچه انسان آرزو می کند به آن می رسد”؟! (أَمْ لِلْإِنْسٰانِ مٰا تَمَنّٰی) .
آیا ممکن است این اجسام بی روح و بی ارزش به شفاعت او در پیشگاه خدا برخیزند؟ و یا در مشکلات و گرفتاریها در دنیا و آخرت به او پناه بدهند؟ * ص: 524 “در حالی که آخرت و دنیا تنها از آن خدا است” (فَلِلّٰهِ الْآخِرَهُ وَ الْأُولیٰ) . عالم اسباب بر محور اراده او می چرخد، و هر موجودی هر چه دارد از برکت وجود او است، شفاعت از ناحیه او و حل مشکلات نیز به دست قدرت او است. قابل توجه اینکه نخست از آخرت سخن می گوید، و بعد از دنیا، چرا که بیشترین چیزی که فکر انسان را به خود مشغول می دارد نجات در آخرت است و حاکمیت خدا در سرای دیگر از این سرا آشکارتر می باشد. و به این ترتیب قرآن مشرکان را به کلی از شفاعت بتها و حل مشکلات به وسیله آنها مایوس و نومید می کند، و این بهانه را از دست آنها می گیرد که ما به این علت آنها را پرستش می کنیم که شفیعان ما در درگاه خدا باشند: وَ یَقُولُونَ هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ (یونس-18) . در تفسیر دو آیه فوق احتمال دیگری نیز وجود دارد و آن توجه دادن به وجود پروردگار، از طریق عدم دسترسی انسان به آرزوها و خواسته هایش، چرا که در آیه اول به صورت یک استفهام انکاری می گوید: “آیا انسان به همه آرزوهای خود دست می یابد”؟!و چون جواب این سؤال قطعا منفی است، زیرا انسان هرگز به بسیاری از آرزوهایش نائل نمی شود و به اصطلاح آن را به گور می برد، این نشان می دهد تدبیر این عالم به دست دیگری است، و اراده او است که حاکم بر این جهان می باشد، و لذا در آیه دوم می گوید چون چنین است پس آخرت و دنیا از آن خدا است. این معنی شبیه همان چیزی است که در گفتار معروف علی ع آمده است عرفت اللّٰه سبحانه بفسخ العزائم و حل العقود و نقض الهمم: “خدا را از ناکام ماندن تصمیمها و شکستن اراده ها شناختم”! (1) جمع میان این تفسیر و تفسیر (1) ص: 525 1- 1) “نهج البلاغه”کلمات قصار کلمه 250. سابق نیز بعید نیست. * در آخرین آیه مورد بحث برای تاکید بیشتر روی همین مساله می افزاید:
“چه بسیار فرشتگانی که در آسمانها هستند و شفاعت آنها هیچگونه سودی نمی بخشد، مگر بعد از آنکه خدا برای هر کس بخواهد و راضی باشد اجازه شفاعت دهد” (وَ کَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی السَّمٰاوٰاتِ لاٰ تُغْنِی شَفٰاعَتُهُمْ شَیْئاً إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ أَنْ یَأْذَنَ اللّٰهُ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ یَرْضیٰ) .
جایی که فرشتگان آسمان با آن همه عظمت، حتی به صورت جمعی قادر بر شفاعت نیستند، جز به اذن و رضای پروردگار، از این بتهای بی شعور و فاقد هر گونه ارزش چه انتظاری دارید؟ آنجا که عقابان تیز پرواز پر و بالشان می ریزد از پشه های ناتوان چه کاری ساخته است؟ آیا شرم آور نیست که می گوئید ما این بتها را می پرستیم تا شفیعان ما بر درگاه خدا باشند؟! تعبیر به“کم” (چه بسیار) در اینجا به معنی عموم است یعنی هیچیک از فرشتگان نمی توانند بی اذن و رضای او شفاعت کنند، زیرا این تعبیر در لغت عرب گاه در معنی جمعی به کار می رود، همانگونه که واژه“کثیر”در آیه 70 سوره اسراء به معنی عموم است: وَ فَضَّلْنٰاهُمْ عَلیٰ کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنٰا تَفْضِیلاً:
“ما بنی آدم را بر عموم مخلوقات خود برتری بخشیدیم”و نیز در آیه 223 سوره شعرا در باره شیاطین می خوانیم: وَ أَکْثَرُهُمْ کٰاذِبُونَ: “اکثر آنها دروغگو هستند” در حالی که می دانیم همه آنها دروغگو هستند (1) .
(1)
اما فرق میان“اذن”و“رضا”از این نظر است که“اذن”در جایی می گویند که شخص رضایت باطنی خویش را آشکار کند، ولی رضایت اعم از آن
ص: 526
1- 1) ضمیر جمع در“شفاعتهم”با اینکه“ملک”مفرد است به خاطر رعایت مفهوم کلام است که معنی جمعی دارد.
است، و به معنی ملایمت طبع با انجام کار یا چیزی است، و از آنجا که گاه کسی اذنی می دهد در حالی که رضایت قلبی ندارد در آیه فوق برای تاکید بعد از “اذن”مساله“رضا”نیز آمده است، هر چند در مورد خداوند متعال اذن از رضا جدا نیست و تقیه در باره او معنی ندارد.
* نکته ها: اشاره 1-گسترش دامنه آرزوها! آرزو و تمنی از محدود بودن قدرت انسان و ناتوانی او سرچشمه می گیرد زیرا هر گاه به چیزی علاقه داشت و به آن نرسید شکل آرزو و تمنی به خود می گیرد، و اگر همیشه خواستن توانستن بود و هر چه می خواست فورا به آن دست می یافت آرزو معنی نداشت. البته تمنیات انسان گاهی صادق است و از روح بلند او سرچشمه می گیرد و عاملی است برای حرکت و تلاش و جهاد و سیر تکاملی او، مثل اینکه انسان آرزو می کند در علم و دانش و تقوی و شخصیت و آبرو سرآمد جهانیان باشد. ولی بسیار می شود که این آرزوها کاذب است، و درست بر عکس آرزوهای صادق مایه غفلت و بیخبری و تخدیر و عقب ماندگی است، مثل آرزوی رسیدن به عمر جاویدان، و خلود در زمین، و در اختیار گرفتن تمام اموال و ثروتها، و حکومت بر همه انسانها و موهومات دیگری از این قبیل. و به همین دلیل در روایات اسلامی تشویق شده که مردم به سراغ آرزوهای خیر بروند، در حدیثی از پیغمبر اکرم ص می خوانیم: من تمنی شیئا و هو للّٰه عز و جل رضی لم یخرج من الدنیا حتی یعطاه: “کسی که تمنی چیزی ص: 527 کند که موجب رضای خدا است از دنیا بیرون نمی رود مگر به آن برسد”! (1) . (1) و از بعضی روایات استفاده می شود که هر گاه در دنیا به آن نرسد به ثواب و پاداش آن خواهد رسید (2) . (2) *
2-سخنی در باره شفاعت
آیه اخیر از آیاتی است که به روشنی از امکان شفاعت به وسیله فرشتگان خبر می دهد، جایی که آنها حق شفاعت به اذن و رضای خدا داشته باشند انبیاء و اولیای معصوم به طریق اولی چنین حقی را دارند.
ولی نباید فراموش کرد که آیه فوق با صراحت می گوید: این شفاعت بی قید و شرط نیست، بلکه مشروط به اذن و رضای خدا است، و از آنجا که اذن و رضای او بی حساب نیست باید رابطه ای میان انسان و او باشد تا اجازه شفاعت او را به مقربان درگاهش بدهد، و اینجاست که امید شفاعت به صورت یک مکتب تربیتی برای انسان درمی آید، و مانع از گسستن تمام پیوندهای او با خدا می شود (3) .
(3)
***
ص: 528
1- 1) بحار الانوار جلد 71 صفحه 261 (باب ثواب تمنی الخیرات) .
2- 2) همان مدرک.
3- 3) تعبیر به“ لِمَنْ یَشٰاءُ “که در آیه فوق آمده ممکن است اشاره به انسانهایی باشد که خدا اجازه شفاعت آنها را می دهد، و یا اشاره به فرشتگانی باشد که اجازه شفاعت به آنها می دهد، ولی احتمال اول مناسبتر است.
