[سوره النبإ (78) : آیات 17 تا 20]
اشاره
إِنَّ یَوْمَ اَلْفَصْلِ کٰانَ مِیقٰاتاً (17) یَوْمَ یُنْفَخُ فِی اَلصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوٰاجاً (18) وَ فُتِحَتِ اَلسَّمٰاءُ فَکٰانَتْ أَبْوٰاباً (19) وَ سُیِّرَتِ اَلْجِبٰالُ فَکٰانَتْ سَرٰاباً (20)
ترجمه:
17-روز جدایی میعاد همگان است.
18-روزی که در“صور”دمیده می شود، و شما فوج فوج وارد محشر می شوید.
19-و آسمان گشوده می شود، و به صورت درهای متعددی در می آید.
20-و کوه ها به حرکت در می آید و به صورت سرابی می شود!
تفسیر:
سرانجام روز موعود فرا می رسد
در آیات قبل اشاراتی به دلائل مختلف معاد آمده بود، در نخستین آیه مورد بحث به عنوان یک نتیجه گیری، می فرماید: “روز جدایی (روز رستاخیز) روز وعده همگان است” (إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ کٰانَ مِیقٰاتاً) (1) .
(1)
تعبیر به“ یَوْمَ الْفَصْلِ “تعبیر بسیار پر معنایی است که بیانگر جداییها در آن روز عظیم است.
ص: 30
1- 1) معمولا تعبیر به”کان”که فعل ماضی است در مورد آن روز که در آینده تحقق می یابد برای بیان قطعی بودن آن روز است.
جدایی حق از باطل.
جدایی صفوف مؤمنان صالح از مجرمان بدکار.
جدایی پدر و مادر از فرزند، و برادر از برادر.
“میقات”از ماده“وقت”مانند“میعاد”و“وعد”به معنی وقت معین و مقرر است، و اینکه به مکانهای معینی که زائران خانه خدا از آنجا محرم می شوند میقات گفته می شود به خاطر آن است که در وقت معینی در آنجا اجتماع می کنند.
* سپس به شرح بعضی از ویژگیها و حوادث آن روز بزرگ پرداخته می گوید “همان روزی که در صور دمیده می شود، و شما فوج فوج وارد محشر می شوید” (یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوٰاجاً) . از آیات قرآن به خوبی استفاده می شود که دو حادثه عظیم به عنوان “نفخ صور”واقع می شود، در حادثه اول نظام جهان هستی به هم می ریزد، و تمام اهل زمین و همه کسانی که در آسمانها هستند می میرند، و در حادثه دوم جهان، نوسازی می شود، و مردگان به حیات جدید باز می گردند، و رستاخیز بزرگ انجام می گیرد. “نفخ”به معنی“دمیدن”و“صور”به معنی“شیپور”است که معمولا آن را برای توقف قافله و لشکر، یا برای حرکت آن به صدا در می آورند، و اهل قافله و لشکریان از آهنگ مختلف این دو صدا می فهمند که باید توقف کنند، یا حرکت نمایند. این تعبیر کنایه لطیف و زیبایی از آن دو حادثه عظیم است، و آنچه در آیه بالا آمده اشاره به“نفخ صور دوم”است که“نفخه حیات و زندگی مجدد و رستاخیز” می باشد. ص: 31 (درباره نفخ صور و نکات مربوط به آن به طور مشروح در جلد 19، ذیل آیه 68 زمر، صفحه 534 تا 542 بحث کرده ایم) آیه مورد بحث می گوید: در آن روز فوج فوج وارد محشر می شوید، در حالی که آیه 95 مریم می گوید: “هر کس در آن روز تنهاست” وَ کُلُّهُمْ آتِیهِ یَوْمَ الْقِیٰامَهِ فَرْداً و آیه 71 اسراء می گوید: “هر گروهی با پیشوای خودشان وارد عرصه محشر می شوند”“ یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُنٰاسٍ بِإِمٰامِهِمْ ”. جمع میان این آیات چنین است که فوج فوج بودن مردم منافاتی با این ندارد که هر فوج با رهبرش وارد محشر شود، و اما فرد بودن آنها به خاطر این است که قیامت مواقف متعددی دارد، ممکن است در مواقف نخستین مردم گروه گروه با رهبران هدایت و ضلال وارد محشر شوند، اما به هنگام قرار گرفتن در پای محکمه عدل الهی فرد فرد باشند، و به تعبیر قرآن در آیه 21 سوره ق هر کدام با یک نفر مامور و یک گواه در آنجا حاضر می گردند“ وَ جٰاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَهٰا سٰائِقٌ وَ شَهِیدٌ ”. این احتمال نیز وجود دارد که منظور از فرد بودن جدا شدن از دوستان و حامیان و یار و یاور باشد، چرا که انسان در آنجا خودش هست و عملش. * و به دنبال آن می افزاید: “آسمان گشوده می شود، و به صورت درهای متعددی در می آید” (وَ فُتِحَتِ السَّمٰاءُ فَکٰانَتْ أَبْوٰاباً) .
منظور از این“درها”چیست؟ و گشوده شدن چه مفهومی دارد؟ بعضی گفته اند: منظور این است که درهای عالم“غیب”به عالم“شهود” گشوده می شود، حجابها کنار می رود، و عالم فرشتگان به عالم انسان راه می یابد (1) .
(1)
ص: 32
1- 1) “المیزان جلد 20 صفحه 265”.
ولی جمعی این آیه را اشاره به چیزی دانسته اند که در آیات دیگر قرآن آمده که می گوید: “در آستانه قیامت آسمان شکافته می شود” إِذَا السَّمٰاءُ انْشَقَّتْ (انشقاق-1) و در جای دیگر همین معنی را به تعبیر دیگری بیان فرمود: إِذَا السَّمٰاءُ انْفَطَرَتْ (انفطار-1) .
در حقیقت آن قدر در کرات آسمانی شکافها ظاهر می شود که گویی سرتاسر آن تبدیل به درهایی شده است.
این احتمال نیز وجود دارد که انسان در شرائط موجود در دنیا قادر به حرکت در آسمانها نیست، و اگر هم برای او امکان داشته باشد بسیار محدود است، گویی شرائط موجود تمام درهای آسمان را به روی او بسته، ولی در قیامت انسان از کره خاکی آزاد می شود، و درهای سفر به آسمانها به روی او گشوده، و شرائط آن فراهم می گردد.
به تعبیر دیگر: در آن روز نخست آسمانها از هم متلاشی می شوند، و به دنبال آن طبق“آیه 48 سوره ابراهیم”آسمانهایی نوین و زمینی نو جای آن را می گیرد: یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَ السَّمٰاوٰاتُ و در این حال درهای آسمانها به روی زمینیان گشوده می شود، و راه آسمانها به روی انسان باز می گردد، بهشتیان به سوی بهشت می روند، و درهای بهشت به روی آنها گشوده خواهد شد: حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُهٰا وَ فُتِحَتْ أَبْوٰابُهٰا وَ قٰالَ لَهُمْ خَزَنَتُهٰا سَلاٰمٌ عَلَیْکُمْ: “تا زمانی که بهشتیان به سوی بهشت می آیند و درهای آن گشوده می شود: و خازنان بهشت به آنها می گویند درود بر شما” (زمر-73) .
و در همین جا است که فرشتگان از هر دری بر آنها وارد می شوند و تبریک و تهنیت می گویند وَ الْمَلاٰئِکَهُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ کُلِّ بٰابٍ (رعد-23) .
و درهای دوزخ نیز به روی کافران گشوده می شود: وَ سِیقَ الَّذِینَ کَفَرُوا
ص: 33
إِلیٰ جَهَنَّمَ زُمَراً حَتّٰی إِذٰا جٰاؤُهٰا فُتِحَتْ أَبْوٰابُهٰا (زمر-71) .
و به این ترتیب انسان در عرصه ای قدم می گذارد که پهنایش به پهنای زمین و آسمان کنونی است: وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمٰاوٰاتُ وَ الْأَرْضُ (آل عمران-133) .
* و بالآخره در آخرین آیه مورد بحث، وضع کوه ها را در قیامت، منعکس کرده می فرماید: “کوه ها به حرکت در آورده می شود و سرانجام سرابی می گردد” (وَ سُیِّرَتِ الْجِبٰالُ فَکٰانَتْ سَرٰاباً) . به طوری که از جمع بندی آیات مختلف قرآن درباره“سرنوشت کوه ها در قیامت”به دست می آید، کوه ها مراحلی را طی می کند، نخست کوه ها به “حرکت”در می آید: وَ تَسِیرُ الْجِبٰالُ سَیْراً (طور-10) . سپس از جا کنده می شود، و سخت درهم کوفته خواهد شد وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبٰالُ فَدُکَّتٰا دَکَّهً وٰاحِدَهً (حاقه-14) . و بعدا به صورت“توده ای از شنهای متراکم”در می آید: وَ کٰانَتِ الْجِبٰالُ کَثِیباً مَهِیلاً (مزمل-14) . و بعد به صورت“پشم زده شده”در می آید که با تند باد حرکت می کند وَ تَکُونُ الْجِبٰالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ (قارعه-5) . و سپس به صورت“گرد و غبار”در می آید که در فضا پراکنده می شود وَ بُسَّتِ الْجِبٰالُ بَسًّا فَکٰانَتْ هَبٰاءً مُنْبَثًّا (واقعه-5 و 6) . و بالآخره چنان که در آیه مورد بحث آمده تنها اثری از آن باقی می ماند و همچون“سرابی”از دور نمایان خواهد شد. و به این ترتیب سرانجام کوه ها از صفحه زمین برچیده می شود، و زمین هموار می گردد وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْجِبٰالِ فَقُلْ یَنْسِفُهٰا رَبِّی نَسْفاً فَیَذَرُهٰا قٰاعاً ص: 34 صَفْصَفاً: از تو درباره کوه ها سؤال می کنند، بگو: پروردگارم آنها را بر باد می دهد و زمین را صاف و هموار می سازد“! (طه-105-106) . “سراب”از ماده”سرب“ (بر وزن طرف) به معنی راه رفتن در سراشیبی است، و از آنجا که در بیابانها در هوای گرم به هنگامی که انسان در سراشیبی حرکت می کند از دور تلألئی به نظرش می رسد که گمان می کند آب وجود دارد در حالی که چیزی جز”شکست نور“نیست، سپس به هر چیزی که ظاهری دارد اما حقیقتی در آن نیست سراب گفته می شود. به این ترتیب آیه فوق آغاز این حرکت و پایان آن را بیان می کند و مراحل دیگر در آیات دیگر آمده است. در حقیقت کوه ها به شکل غباری در فضا، به وضعی سراب مانند در می آیند آنجا که کوه با آن عظمت و صلابت، سرنوشتی این چنین پیدا کند، پیداست چه دگرگونیها در جهان به موازات آن روی می دهد؟ همچنین افراد یا قدرت هایی که در زندگی این جهان، ظاهری همچون کوه داشتند، در آنجا سرابی بیش نخواهند بود! در اینجا این سؤال پیش می آید که آیا این حوادث در”نفخه اولی“که مربوط به پایان جهان است صورت می گیرد؟ یا در”نفخه ثانیه“که آغاز رستاخیز است؟ ولی با توجه به اینکه آیه” یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوٰاجاً “مسلما مربوط به”نفخه ثانیه“است که انسانها زنده شده، و فوج فوج وارد عرصه محشر می شوند این آیه نیز قاعدتا باید مربوط به همین نفخه باشد، منتهی ممکن است آغاز این (حرکت کوه ها) در”نفخه نخست“صورت گیرد، و پایان آن (تبدیل به سراب شدن) در”نفخه ثانیه“باشد. این احتمال نیز وجود دارد که تمام مراحل متلاشی شدن کوه ها مربوط ص: 35 به نفخه اولی باشد منتهی چون در میان این دو فاصله زیادی نیست، با هم ذکر شده، همانگونه که در بعضی دیگر از آیات قرآن نیز حوادث نفخه اولی و ثانیه با هم ذکر شده (نمونه آن در سوره تکویر و انفطار دیده می شود-دقت کنید) . قابل توجه این که در آیات گذشته، کوه ها به عنوان میخها، و زمین به عنوان گهواره معرفی شده بود، و در آیات مورد بحث می گوید آن روز که فرمان فنای جهان صادر می شود آن گهواره به هم می خورد، و این میخهای عظیم از جا کنده خواهد شد، روشن است هنگامی که میخهای چیزی را بکشند از هم متلاشی می شود. *
ص: 36
