[سوره المؤمنون (23) : آیات 117 تا 118]
اشاره
وَ مَنْ یَدْعُ مَعَ اَللّٰهِ إِلٰهاً آخَرَ لاٰ بُرْهٰانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمٰا حِسٰابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ اَلْکٰافِرُونَ (117) وَ قُلْ رَبِّ اِغْفِرْ وَ اِرْحَمْ وَ أَنْتَ خَیْرُ اَلرّٰاحِمِینَ (118)
ترجمه:
117-و هر کس معبود دیگری با خدا بخواند-و مسلما هیچ دلیلی بر آن نخواهد داشت- حساب او نزد پروردگار شما خواهد بود، مسلما کافران رستگار نخواهند شد.
118-و بگو پروردگارا!مرا ببخش و مشمول رحمتت قرار ده، و تو بهترین رحم کنندگانی.
تفسیر:
رستگاران و نارستگاران
از آنجا که در آیات گذشته سخن از مساله“معاد”بود و تکیه بر صفات پروردگار، در نخستین آیه مورد بحث اشاره به توحید و نفی هر گونه شرک کرده و بحث“مبدء و معاد”را به این وسیله تکمیل کرده می فرماید: “هر کس با خدا معبود دیگری را بخواند-و مسلما هیچ دلیلی بر مدعای خود نخواهد داشت- حساب او نزد پروردگارش خواهد بود” (وَ مَنْ یَدْعُ مَعَ اللّٰهِ إِلٰهاً آخَرَ لاٰ بُرْهٰانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمٰا حِسٰابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ) (1) .
(1)
ص: 348
1- 1) بعضی از مفسران جمله“ فَإِنَّمٰا حِسٰابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ “را جزای شرط در جمله مَنْ یَدْعُ مَعَ اللّٰهِ دانسته اند و جمله لاٰ بُرْهٰانَ لَهُ بِهِ جمله معترضه میان شرط و جزا می دانند و نتیجه اش تاکید هدف نهایی جمله است، ولی بعضی دیگر جمله لاٰ بُرْهٰانَ لَهُ بِهِ را جزای شرط دانسته و جمله فَإِنَّمٰا حِسٰابُهُ … را تفریع می دانند، ولی این احتمال با قواعد شناخته شده از ادبیات عرب هماهنگ نیست چرا که طبق قاعده باید بر سر جزا در این گونه موارد “فاء”باشد و گفته شود فلا برهان له، بعضی نیز احتمال داده اند که این جمله صفت یا حال باشد ولی احتمال اول از همه نزدیکتر به نظر می رسد هر چند از نظر معنی تفاوت چندانی نیست.
آری مشرکان تنها روی ادعا تکیه دارند و دلیلهای آنها همچون تقلید کورکورانه از نیاکان و خرافاتی همانند آن، مطالبی واهی و بی اساس است، آنها معاد را با آن دلائل روشن انکار می کنند اما شرک را با نداشتن هیچگونه دلیل پذیرا می شوند و مسلم است که خداوند به حساب این گونه افراد که فرمان عقل را زیر پا گذارده و آگاهانه در بیراهه های کفر و شرک سرگردان شده اند می رسد.
و در پایان آیه می فرماید”کافران رستگار نخواهند شد”و نتیجه کارشان در این حساب رسی الهی روشن است (إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ) .
چه جالب است که این سوره با“ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ “آغاز شد و با” لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ “بحثهایش به پایان می رسد، و این است دورنمای زندگی مؤمنان و کافران از آغاز تا انجام.
* در آخرین آیه این سوره شریفه به عنوان یک نتیجه گیری کلی روی سخن را به پیامبر گرامی ص کرده، می گوید: “بگو پروردگارا!مرا ببخش، و مشمول رحمت خود قرار ده و تو بهترین رحم کنندگانی” (وَ قُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَیْرُ الرّٰاحِمِینَ) . اکنون که گروهی در بیراهه شرک سرگردانند و جمعی گرفتار ظلم و ستم، تو خود را به خدا بسپار و در پناه لطف و رحمت او قرار ده و از او آمرزش و غفران بطلب. و مسلم است این دستور برای همه مؤمنان است هر چند مخاطب شخص ص: 349 پیامبر می باشد. در روایتی نقل شده است که”آغاز این سوره و پایانش از گنجینه های عرش خدا است، و هر کس به سه آیه آغاز آن عمل کند، و از چهار آیه پایانش پند و اندرز گیرد، اهل نجات و فلاح و رستگاری است” (1) . (1) بعید نیست منظور از سه آیه نخست این سوره، سه آیه ای است که بعد از جمله قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ آمده که یکی دعوت به خشوع در نماز، و دیگری دعوت به پرهیز از هر گونه کار لغو و بیهوده، و سومی دعوت به زکات می کند، که یکی رابطه انسان است با خدا و دیگری با خلق، و دیگری با خویشتن، و منظور از چهار آیه اخیر آیه 115 به بعد است که سخن از بیهوده نبودن خلق، و مساله معاد، و سپس توحید، و سپس انقطاع الی اللّٰه و توجه به پروردگار بحث می کند. *بار الها!به حق مؤمنانی که وعده رستگاری آنها را در این سوره داده ای که در طلیعه آنها پیامبر ص و اهل بیت او ع هستند، ما را در صف این گروه قرار ده و فرمان فلاح و رستگاری را به نام ما بنویس.
خداوندا!ما را مشمول غفران و رحمتت فرما که ارحم الراحمین“تویی.
پروردگارا!پایان کار همه ما را به خیر گردان و در لغزشگاهها از هر گونه انحراف و لغزش حفظ کن. إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.
پایان سوره مؤمنون شب 25 محرم الحرام 1403 مطابق با 21\8\1361
ص: 350
1- 1) تفسیر فخر رازی ذیل آیات مورد بحث.
