[سوره الملک (67) : آیات 19 تا 21]
اشاره
أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلَی اَلطَّیْرِ فَوْقَهُمْ صٰافّٰاتٍ وَ یَقْبِضْنَ مٰا یُمْسِکُهُنَّ إِلاَّ اَلرَّحْمٰنُ إِنَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ بَصِیرٌ (19) أَمَّنْ هٰذَا اَلَّذِی هُوَ جُنْدٌ لَکُمْ یَنْصُرُکُمْ مِنْ دُونِ اَلرَّحْمٰنِ إِنِ اَلْکٰافِرُونَ إِلاّٰ فِی غُرُورٍ (20) أَمَّنْ هٰذَا اَلَّذِی یَرْزُقُکُمْ إِنْ أَمْسَکَ رِزْقَهُ بَلْ لَجُّوا فِی عُتُوٍّ وَ نُفُورٍ (21)
ترجمه:
19-آیا پرندگانی را که بالای سرشان گاه بالهای خود را گسترده و گاه جمع می کنند نگاه نکردند؟ جز خداوند رحمان کسی آنها را بر فراز آسمان نگه نمی دارد چرا که او به هر چیز بینا است.
20-آیا کسی که لشکر شما است می تواند شما را در برابر خداوند یاری دهد، ولی کافران تنها گرفتار غرورند.
21-یا آن کسی که شما را روزی می دهد اگر روزیش را باز دارد (چه کسی می تواند نیاز شما را تامین کند) ولی آنها در سرکشی و فرار از حقیقت لجاجت می ورزند.
ص: 342
تفسیر
اشاره
به این پرندگان بالای سر خود بنگرید
در آیات آغاز این سوره به هنگامی که بحث از قدرت و مالکیت خداوند بود سخن از آسمانهای هفتگانه و ستارگان و کواکب آنها به میان آمد، ولی در نخستین آیه مورد بحث همین مساله قدرت با ذکر یکی از موجودات به ظاهر کوچک عالم هستی تعقیب می شود، می فرماید:
“آیا آنها به پرندگانی که بالای سرشان بالهای خود را گسترده و گاه جمع می کنند نگاه نکرده اند؟! (أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلَی الطَّیْرِ فَوْقَهُمْ صٰافّٰاتٍ وَ یَقْبِضْنَ) (1) .
(1)
این اجسام سنگین بر خلاف قانون جاذبه از زمین برمی خیزند، و به راحتی تمام بر فراز آسمان، ساعتها، و گاه هفته ها و ماهها!پشت سر هم به حرکت سریع و نرم خود ادامه می دهند، بی آنکه هیچ مشکلی داشته باشند.
بعضی به هنگام پرواز غالبا بالهای خود را گسترده اند (صافات) و گویی نیروی مرموزی آنها را به حرکت درمی آورد.
در حالی که بعضی دیگر دائما بال می زنند (ممکن است یقبضن اشاره به همین معنی باشد) .
بعضی دیگر گاه بال می زنند، و گاه بال را می گسترانند.
گروه چهارمی مدتی بال می زنند، هنگامی که سرعت گرفتند بالها را به کلی جمع کرده و در اقیانوس هوا شیرجه می روند (مانند گنجشکها!) خلاصه
ص: 343
1- 1) “الطیر”جمع”طائر“است، و لذا فعل و وصف آن به صورت جمع آمده و اینکه بعضی تصور کرده اند”طیر“مفرد است بر خلاف تصریح ارباب لغت می باشد.
در عین اینکه همه پرواز می کنند هر کدام برای خود برنامه مخصوصی دارند.
چه کسی بدن آنها را به گونه ای آفریده که به راحتی در هوا سیر می کنند؟!، و چه کسی این قدرت را به بالهای آنها بخشیده، و دانش پرواز را به آنها آموخته؟ مخصوصا در پروازهای پیچیده دستجمعی پرندگان مهاجر که گاه چندین ماه به طول می انجامد، و هزاران کیلومتر راه را پیموده، و از فراز کشورهای زیادی، از کوه ها و دره ها و جنگلها و دریاها می گذرند، و به مقصد خود می رسند، راستی چه کسی اینهمه نیرو و آگاهی به آنها داده است؟! لذا در پایان آیه می افزاید: جز خداوند رحمن کسی آنها را بر فراز آسمان نگه نمی دارد، چرا که او به هر چیز بینا است”و نیاز هر مخلوقی را می داند (مٰا یُمْسِکُهُنَّ إِلاَّ الرَّحْمٰنُ إِنَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ بَصِیرٌ) .
او است که وسایل و نیروهای مختلف را برای پرواز در اختیار آنها گذارده، آری خداوند رحمان که رحمت عامش همه موجودات را فرا گرفته به پرندگان نیز آنچه لازم داشتند بخشیده است، نگهدارنده پرندگان در آسمان، همان نگهدارنده زمین و موجودات دیگر است، و هر زمان اراده کند نه پرنده قدرت به پرواز دارد و نه زمین آرامش خود را حفظ می کند.
تعبیر به“صافات و یقبضن” (بالها را گسترده و جمع می کنند) ممکن است اشاره به پرندگان مختلف باشد، یا اشاره به حالات مختلف یک پرنده (1) .
(1)
در باره شگفتیهای جهان پرندگان و عجائب مساله پرواز آنها در جلد 11 تفسیر نمونه صفحه 338 تا 341 (ذیل آیه 79 نحل) مشروحا بحث کرده ایم.
* ص: 344 1- 1) اینکه“صافات”به صورت وصفی و“یقبضن”به صورت فعل مضارع آمده، ممکن است از این جهت باشد که صاف بودن بالها یک برنامه یک نواخت است، در حالی که گشودن و بستن بالها تکراری است (دقت کنید) . در آیه بعد به این معنی اشاره می کند که کافران در برابر قدرت خداوند هیچگونه یار و مددکاری ندارند، می فرماید: آیا کسی که لشکر شما است می تواند شما را در برابر خداوند یاری دهد“؟! (أَمَّنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ جُنْدٌ لَکُمْ یَنْصُرُکُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمٰنِ) (1) . (1) نه تنها نمی توانند شما را در گرفتاریها یاری دهند، بلکه اگر بخواهد همانها را مامور عذاب و نابودی شما می کند، مگر آب و باد و خاک و آتش خدمتگزار و ارکان حیات شما نیستند؟ ولی خداوند همینها را مامور نابودی اقوام سرکش ساخت، و نیز تاریخ بسیار به خاطر دارد که نزدیکترین افراد به پادشاهان و فراعنه و گردنکشان عامل مرگ آنها شدند. و در تاریخ معاصر هم بسیار دیده شده که وفادارترین نیروهای دولتها بر ضد آنان قیام کرده، و فرمان مرگشان را صادر کردند! ولی کافران تنها گرفتار غرور و غفلتند” (إِنِ الْکٰافِرُونَ إِلاّٰ فِی غُرُورٍ) پرده های غرور و جهل بر عقلهای آنها افتاده، و به آنان اجازه نمی دهد اینهمه درس عبرت را بر صفحات تاریخ یا در گوشه و کنار زندگی خود ببینند. “جند”در اصل به معنی زمین ناهموار و سفتی است که سنگهای فراوانی در آن جمع است، و به همین مناسبت به انبوه لشکر نیز“جند”گفته شده. بعضی از مفسران“جند”را در آیه مورد بحث اشاره به بتها می دانند، که هرگز در قیامت قادر به یاری مشرکان نیستند، ولی ظاهر این است که آیه ص: 345 1- 1) “ام”در این جمله حرف عطف و“من”مبتدا و“هذا”مبتدای دوم و “الذی”خبر آن و“ هُوَ جُنْدٌ لَکُمْ “صله آن، و”ینصرکم”وصف“جند” می باشد، و جمله خبر مبتدای اول است (البیان فی غریب اعراب القرآن جلد 2 صفحه 459) ولی مناسب این است که“الذی”عطف بیان باشد و“ینصرکم”خبر، زیرا جمله بدون آن ناقص است (دقت کنید) . مفهوم وسیعی دارد که بتها یکی از مصادیق آن است. * باز برای تاکید بیشتر می افزاید: “یا آن کس که شما را روزی می دهد اگر روزی خود را از شما بازدارد چه کسی می تواند شما را بی نیاز کند”؟! (أَمَّنْ هٰذَا الَّذِی یَرْزُقُکُمْ إِنْ أَمْسَکَ رِزْقَهُ) (1) .
(1)
هر گاه به آسمان دستور دهد نبارد، و زمینها گیاهی نرویاند، و یا آفات مختلف نباتی محصولات را نابود کنند، چه کسی توانایی دارد غذایی در اختیار شما بگذارد؟ و یا اگر روزیهای معنوی و وحی آسمانی از شما قطع کند چه کسی توانایی راهنمایی شما را دارد؟ اینها حقایقی است آشکار، ولی لجاجت و خیره سری، حجابی است در برابر درک و شعور آدمی: و لذا در پایان آیه می فرماید: “بلکه آنها در سرکشی و فرار و فاصله گرفتن از حقایق اصرار و لجاجت می ورزند” (بَلْ لَجُّوا فِی عُتُوٍّ وَ نُفُورٍ) .
هم امروز با تمام پیشرفتی که در جهات مختلف زندگی بشر مخصوصا در صنایع غذایی حاصل شده، اگر فقط یک سال مطلقا باران نبارد، چه فاجعه ای در تمام جهان رخ می دهد، و یا اگر لشکر ملخها و آفات نباتی همه جا را فرا گیرد چه مصیبتی واقع خواهد شد؟ * نکته: چهار عامل برای ناکامی انسانها در آیات گذشته خواندیم که نداشتن گوش شنوا و عقل بیدار مهمترین ص: 346 1- 1) جزای شرط در آیه محذوف است، و در تقدیر چنین می باشد“ان امسک رزقه من یرزقکم غیره”. عاملی است که دوزخیان را به دوزخ می کشاند، و در آیات مورد بحث خواندیم که چهار عامل دیگر یعنی“غرور”، “لجاجت”، “سرکشی” (عتو) و“فاصله گرفتن از حق” (نفور) سبب بدبختی و گمراهی انسان می شود. اگر درست دقت کنیم می بینیم، این عوامل نیز با عامل گذشته در ارتباط است، زیرا این صفات زشت پرده بر گوش و چشم بصیرت انسان می افکند، و او را از درک حقایق مانع می شود. *
ص: 347
