User Tools

Site Tools


nemoone:ملک:آیات_15_تا_18

[سوره الملک (67) : آیات 15 تا 18]

اشاره

هُوَ اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اَلْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِی مَنٰاکِبِهٰا وَ کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَیْهِ اَلنُّشُورُ (15) أَ أَمِنْتُمْ مَنْ فِی اَلسَّمٰاءِ أَنْ یَخْسِفَ بِکُمُ اَلْأَرْضَ فَإِذٰا هِیَ تَمُورُ (16) أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِی اَلسَّمٰاءِ أَنْ یُرْسِلَ عَلَیْکُمْ حٰاصِباً فَسَتَعْلَمُونَ کَیْفَ نَذِیرِ (17) وَ لَقَدْ کَذَّبَ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ (18)

ترجمه:

15-او کسی است که زمین را برای شما رام کرد، بر شانه های آن راه بروید، و از روزیهای خداوند بخورید، و بازگشت همه به سوی او است.

16-آیا خود را از عذاب کسی که حاکم بر آسمان است در امان می دانید که دستور دهد زمین بشکافد و شما را فرو برد و دائما به لرزش خود ادامه دهد؟ 17-یا خود را از عذاب خداوند آسمان در امان می دانید که تندبادی مملو از سنگریزه بر شما فرستد، و به زودی خواهید دانست تهدیدهای من چگونه است؟ 18-کسانی که پیش از آنها بودند (آیات الهی را) تکذیب کردند اما (ببین) مجازات من چگونه بود؟

ص: 336

تفسیر هیچ مجرمی از مجازات او در امان نیست!

به دنبال بحثهایی پیرامون دوزخیان و بهشتیان، و کافران و مؤمنان در آیات پیشین گذشت در آیات مورد بحث برای ترغیب و تشویق به پیوستن به صفوف بهشتیان، و بر حذر بودن از راه و رسم دوزخیان، به ذکر بخشی از نعمتهای الهی، و سپس به قسمتی از عذابهای او، اشاره می کند.

می فرماید: “او کسی است که زمین را برای شما رام کرد” (هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً) .

“پس بر شانه ها و صفحه زمین راه بروید، و از روزیهای پروردگار بخورید، و بدانید بازگشت همه به سوی او است” (فَامْشُوا فِی مَنٰاکِبِهٰا وَ کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَیْهِ النُّشُورُ) .

“ذلول”به معنی“رام”جامعترین تعبیری است که در باره زمین ممکن است بشود.

چرا که این مرکب راهوار با حرکات متعدد و بسیار سریعی که دارد آن چنان آرام به نظر می رسد که گویی مطلقا ساکن است، بعضی از دانشمندان می گویند زمین چهارده نوع حرکت مختلف دارد که سه قسمت آن حرکت به دور خود، و حرکت به دور خورشید، و حرکت همراه مجموعه منظومه شمسی در دل کهکشان است، این حرکات که سرعت زیادی دارد چنان نرم و ملایم است که تا براهین قطعی بر حرکت زمین اقامه نشده بود کسی باور نمی کرد حرکتی در کار باشد! از سوی دیگر، پوسته زمین نه چنان سفت و خشن است که قابل زندگی نباشد، و نه چنان سست و نرم است که قرار و آرام نگیرد، بلکه کاملا برای

ص: 337

زندگی بشر رام است، اگر فی المثل غالب سطح زمین باتلاقهایی بود که همه چیز در آن فرو می رفت، یا ماسه های نرمی که پای انسان تا زانو در آن فرو می نشیند یا سنگهای تیز و خشنی که با مختصر راه رفتن بدن انسان را کوفته و مجروح می کند، آن وقت معنی ناآرامی زمین روشن می شد.

از سوی سوم، فاصله آن از خورشید نه چندان کم است که همه چیز از شدت گرما بسوزد، و نه چندان دور است که همه چیز از سرما بخشکد، فشار هوا بر کره زمین آن چنان است که آرامش انسان را تامین کند، نه آن قدر زیاد است که او را خفه کند، و نه آن قدر کم است که از هم متلاشی شود، جاذبه زمین نه آن قدر زیاد است که استخوانها را درهم بشکند، و نه آن قدر کم است که با یک حرکت انسان از جا کنده شود و در فضا پرتاب شود! خلاصه از هر نظر“ذلول”و رام و مسخر فرمان انسان است، جالب اینکه بعد از توصیف زمین به ذلول بودن دستور می دهد که بر“مناکب”آن راه بروید، و می دانیم“مناکب”جمع“منکب” (بر وزن مغرب) به معنی شانه است، گویی انسان پا بر شانه زمین می گذارد و چنان زمین آرام است که می تواند تعادل خود را حفظ کند.

در عین حال اشاره ای است به اینکه تا گامی برندارید و تلاشی نکنید بهره ای از روزیهای زمین نخواهید داشت! تعبیر به“رزق”نیز تعبیر بسیار جامعی است که تمام مواد غذایی زمین را اعم از حیوانی و گیاهی و معدنی شامل می شود.

ولی بدانید اینها هدف نهایی آفرینش شما نیست، اینها همه وسائلی است در مسیر“نشور”و رستاخیز و حیات ابدی شما.

* ص: 338 به دنبال این تشویق و تبشیر به سراغ تهدید و انذار می رود، و می افزاید: “آیا خود را از عذاب کسی که حاکم بر آسمان است در امان می دانید که دستور دهد زمین بشکافد و شما را در خود فرو برد، و دائما به لرزش خود ادامه دهد”؟! (أَ أَمِنْتُمْ مَنْ فِی السَّمٰاءِ أَنْ یَخْسِفَ بِکُمُ الْأَرْضَ فَإِذٰا هِیَ تَمُورُ) . آری اگر او دستور دهد این زمین ذلول و آرام طغیان می کند، و به صورت حیوان چموشی درمی آید، زلزله ها شروع می شود، شکافها در زمین ظاهر می گردد و شما و خانه ها و شهرهایتان را در کام خود فرو می بلعد، و باز هم به لرزه و اضطراب خود ادامه می دهد. جمله“ فَإِذٰا هِیَ تَمُورُ ” (آن پیوسته حرکت می کند و ناآرام است) ممکن است اشاره به این باشد که خدا می تواند فرمان دهد زمین شما را فرو برد و پیوسته از نقطه ای به نقطه ای دیگر در درون خود منتقل سازد حتی قبر شما هم آرام نباشد! یا اینکه زمین آرامش خود را برای همیشه از دست دهد، و زلزال دائمی بر آن حاکم گردد، درک این معنی برای کسانی که در بعضی از مناطق زلزله خیز زندگی کرده اند و دیده اند گاه زمین در چند شبانه روز مطلقا آرامشی ندارد و خواب و خوراک و راحت را از همگان سلب می کند، بسیار آسان است، اما برای غالب ما مردم که به آرامش زمین عادت کرده ایم مشکل است. تعبیر به“ مَنْ فِی السَّمٰاءِ ” (کسی که در آسمان است) اشاره به ذات پاک خدا است که حاکمیت او بر کل آسمانها-تا چه رسد به زمین-مسلم است، بعضی نیز گفته اند اشاره به فرشتگان خدا است که در آسمانها هستند و مامور اجرای فرمان او می باشند. *

ص: 339

سپس می افزاید: “لازم نیست حتما زلزله ها به سراغ شما آید بلکه می تواند این فرمان را به تندبادها دهد، “آیا شما خود را در امان می دانید که خداوند حاکم بر آسمانها تندبادی مملو از سنگ ریزه بر شما فرستد”و شما را زیر کوهی از آن مدفون سازد؟! (أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِی السَّمٰاءِ أَنْ یُرْسِلَ عَلَیْکُمْ حٰاصِباً) .

“و به زودی خواهید دانست تهدیدهای من چگونه است”! (فَسَتَعْلَمُونَ کَیْفَ نَذِیرِ) .

درک این معنی نیز برای کسانی که شنهای روان و بادهای”حاصب“ (بادهایی که توده های ریگ را با خود حرکت داده، از جایی به جای دیگر منتقل می کند) دیده اند بسیار ساده است، آنها می دانند که ممکن است در چند لحظه خانه ها یا آبادیهایی زیر توده ای از ریگها و شنهای روان مدفون گردد، و یا کاروانهایی که در وسط بیابان در حرکتند در زیر آن دفن شوند! * در حقیقت آیات فوق به این معنی اشاره می کند که عذاب آنها منحصر به عذاب قیامت نیست، در این دنیا نیز خداوند با مختصر تکان زمین، یا حرکت بادها، می تواند به زندگی آنها پایان دهد، و بهترین دلیل این امکان، وقوع آن در امتهای پیشین است. لذا در آخرین آیه مورد بحث می گوید: “کسانی که پیش از آنها بودند آیات الهی و رسولان او را تکذیب کردند، اما ببین مجازات من در حق آنها چگونه بود”؟! ص: 340 (وَ لَقَدْ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ) (1) . (1) گروهی را با زلزله های ویرانگر، و اقوامی را با صاعقه ها، و جمعی را با طوفان یا تندباد مجازات کردیم، و شهرهای ویران شده و خاموش آنها را به عنوان درس عبرتی باقی گذاردیم. *

ص: 341

1- 1) “نکیر”به معنی”انکار“است، و در اینجا کنایه از عقوبت می باشد، زیرا انکار خداوند در برابر افعال این اقوام از طریق مجازات آنها صورت گرفته است، باید توجه داشت که این کلمه در اصل”نکیری“بوده همانگونه که”نذیر“در آیه قبل “نذیری”بوده، یاء متکلم محذوف شده، و کسره که دلالت بر آن می کند باقی مانده است.

nemoone/ملک/آیات_15_تا_18.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki