[سوره الملک (67) : آیات 12 تا 14]
اشاره
إِنَّ اَلَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَ أَجْرٌ کَبِیرٌ (12) وَ أَسِرُّوا قَوْلَکُمْ أَوِ اِجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ اَلصُّدُورِ (13) أَ لاٰ یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اَللَّطِیفُ اَلْخَبِیرُ (14)
ترجمه:
12-کسانی که از پروردگارشان در نهان می ترسند آمرزش و اجر بزرگی دارند.
13-گفتار خود را پنهان کنید یا آشکار (تفاوتی نمی کند) او به آنچه در دلها است آگاه است.
14-آیا آن کسی که موجودات را آفریده از حال آنها آگاه نیست؟ در حالی که او از اسرار دقیق با خبر، و نسبت به همه چیز عالم است.
تفسیر:
آیا خالق جهان، از اسرار جهان آگاه نیست؟
به دنبال بحثهایی که در آیات گذشته پیرامون کفار و سرنوشت آنها در قیامت بیان شد، قرآن در آیات مورد بحث به سراغ مؤمنان و پاداشهای عظیم آنها می رود.
نخست می فرماید: “کسانی که از پروردگارشان در نهان می ترسند
ص: 332
مغفرت و پاداش عظیمی دارند” (إِنَّ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَ أَجْرٌ کَبِیرٌ) .
تعبیر به“غیب”در اینجا ممکن است اشاره به معرفت خدای نادیده، و یا معاد نادیده، و یا همه اینها بوده باشد.
این احتمال نیز در تفسیر آیه داده شده است که اشاره به ترس از خداوند در مورد معاصی پنهانی باشد، چرا که اگر انسان معصیت پنهان نکند به طریق اولی معصیت آشکار نخواهد کرد، و یا این تعبیر اشاره به مقام خلوص نیت در پرهیز از گناهان، و انجام اوامر الهی می باشد، زیرا عمل پنهانی از ریا دورتر است.
جمع میان این تفسیرها نیز مانعی ندارد.
تعبیر به“مغفره”به صورت“نکره”و همچنین“ أَجْرٌ کَبِیرٌ “اشاره به عظمت و اهمیت آن است، یعنی آن چنان این مغفرت و اجر و پاداش عظیم است که برای همه ناشناخته خواهد بود.
* سپس برای تاکید می افزاید: “اگر گفتار خود را پنهان کنید یا آشکار، خداوند به آنچه در دلهاست آگاه است” (وَ أَسِرُّوا قَوْلَکُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ) . بعضی از مفسران شان نزولی برای این آیه از”ابن عباس”نقل کرده اند که جمعی از کفار یا منافقان پشت سر پیامبر خدا ص سخنان ناروایی می گفتند و جبرئیل به پیامبر ص خبر می داد، بعضی از آنها به یکدیگر گفتند: أَسِرُّوا قَوْلَکُمْ: “سخنان خود را پنهانی بگوئید تا خدای محمد نشنود”!آیه فوق نازل شد و گفت: چه آشکار بگوئید و چه پنهان خدا از آن آگاه است (1) . (1) ص: 333 1- 1) “فخر رازی”جلد 3 صفحه 66 و“روح البیان”جلد 10 صفحه 86 ذیل آیات مورد بحث. * آیه بعد در حقیقت به منزله دلیلی است برای آنچه در آیه قبل آمد می فرماید: آیا آن کسی که موجودات را آفریده از حال آنها آگاه نیست؟ در حالی که او از دقیقترین اسرار با خبر و نسبت به همه چیز عالم است“ (أَ لاٰ یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ) .
در تفسیر جمله” أَ لاٰ یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ “احتمالات گوناگونی داده اند:
بعضی گفته اند منظور این است که آیا خدایی که دلها را آفریده از اسرار درون آنها آگاه نیست؟ یا اینکه: خدایی که بندگان را آفریده آیا از اسرار بندگان بی خبر است؟ یا اینکه خداوندی که تمام عالم هستی را آفریده از همه اسرار جهان آگاه است، آیا انسان که موجودی از این خلقت عظیم است اسرارش بر خدا پوشیده است؟! به هر حال برای درک این حقیقت باید به این نکته توجه داشته باشیم که خلقت خداوند دائمی است، یعنی لحظه به لحظه فیض وجود از ناحیه او به مخلوقات می رسد، و چنان نیست که آنها را بیافریند و به حال خود واگذارد.
اصولا ممکنات وابسته وجود او هستند، و اگر لحظه ای پیوند آنها از ذات پاکش قطع شود راه فنا پیش می گیرند، توجه به این پیوند دائمی و خلقت مستمر بهترین دلیل بر علم خداوند نسبت به اسرار همه موجودات در هر زمان و هر مکان است.
توصیف خداوند به”لطیف“از این نظر است که لطیف از ماده”لطف“ به معنی هر موضوع دقیق، ظریف، و هر گونه حرکت سریع و جسم لطیف است بنا بر این لطیف بودن خداوند اشاره به علم او نسبت به اسرار دقیق و ظریف
ص: 334
آفرینش است، و گاه به معنی خلقت اجسام لطیف و کوچک و ذره بینی و ما فوق ذره بینی آمده است.
اشاره به اینکه هر قدر نیات قلبی شما پنهان و مخفی باشد، و یا سخنان خود را در مجالس محرمانه بگوئید، و یا اعمال خلاف را در خلوتگاهها انجام دهید خداوند لطیف از همه آنها با خبر است.
بعضی از مفسران در تفسیر”لطیف“گفته اند: (هو الذی یکلف الیسیر و یعطی الکثیر) : “او کسی است که تکلیف را آسان می کند و پاداش را فراوان می دهد”.
در حقیقت این نیز یک نوع ظرافت و دقت در رحمت است.
بعضی نیز گفته اند توصیف خداوند به لطیف، به خاطر این است که در درون همه اشیاء نفوذ دارد و جایی در همه جهان از او خالی نیست.
اما همه اینها به یک حقیقت بازمی گردد، و تاکیدی است بر عمق آگاهی خداوند و علم او به اسرار نهان و آشکار.
***
ص: 335
