[سوره المعارج (70) : آیات 29 تا 35]
اشاره
وَ اَلَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حٰافِظُونَ (29) إِلاّٰ عَلیٰ أَزْوٰاجِهِمْ أَوْ مٰا مَلَکَتْ أَیْمٰانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ (30) فَمَنِ اِبْتَغیٰ وَرٰاءَ ذٰلِکَ فَأُولٰئِکَ هُمُ اَلعٰادُونَ (31) وَ اَلَّذِینَ هُمْ لِأَمٰانٰاتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ رٰاعُونَ (32) وَ اَلَّذِینَ هُمْ بِشَهٰادٰاتِهِمْ قٰائِمُونَ (33) وَ اَلَّذِینَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ یُحٰافِظُونَ (34) أُولٰئِکَ فِی جَنّٰاتٍ مُکْرَمُونَ (35)
ترجمه:
29-و آنها که دامان خویش را از بی عفتی حفظ می کنند.
30-و آمیزش جنسی جز با همسران و کنیزان (که در حکم همسرند) ندارند ولی در بهره گیری از اینها مورد سرزنش نخواهند بود.
31-و هر کس ما وراء این را طلب کند متجاوز است.
32-و آنها که امانتها و عهد خود را رعایت می کنند.
33-و آنها که قیام به ادای شهادت حق می نمایند.
ص: 35
34-و آنها که بر نماز مواظبت دارند.
35-این افراد در باغهای بهشتی گرامیند.
تفسیر:
بخش دیگری از ویژگیهای بهشتیان
در آیات گذشته چهار وصف از اوصاف ویژه مؤمنان راستین و آنها که در قیامت اهل بهشتند ذکر شد، و در این آیات به پنج وصف دیگر اشاره می کند که مجموعا نه وصف می شود.
در نخستین توصیف می فرماید: “آنها کسانی هستند که فروج (1) خویش را از بی عفتی حفظ می کنند” (وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حٰافِظُونَ) . *“مگر نسبت به همسران و کنیزانشان که در بهره گیری از آنها هیچگونه ملامت و سرزنش ندارند” (إِلاّٰ عَلیٰ أَزْوٰاجِهِمْ أَوْ مٰا مَلَکَتْ أَیْمٰانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ) . (1) بدون شک غریزه جنسی از غرائز سرکش انسان، و سرچشمه بسیاری از گناهان است تا آنجا که بعضی معتقدند در تمام پرونده های مهم جنایی اثری از این غریزه دیده می شود، لذا کنترل و حفظ حدود آن از نشانه های مهم تقوی است و به همین دلیل بعد از ذکر نماز و کمک به نیازمندان و ایمان به روز قیامت و ترس از عذاب الهی کنترل این غریزه ذکر شده است. استثنایی که ذیل آن آمده نشان می دهد که منطق اسلام هرگز این نیست که این غریزه به کلی محو و نابود شود و کسی مانند راهبان و کشیشان بر خلاف قانون خلقت گام بردارد که این عملی است غالبا غیر ممکن، و به فرض امکان ص: 36 1- 1) “فروج”جمع“فرج”کنایه از دستگاه تناسلی است. غیر منطقی، و لذا رهبانها نیز نتوانستند این غریزه را از صحنه زندگی حذف کنند، و اگر به طور رسمی ازدواج نمی کنند بسیاری از آنها چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند! رسواییهایی که از این رهگذر ببار آمده کم نیست مورخان مسیحی همچون “ویل دورانت”و غیر او پرده از روی آن برداشته اند. تعبیر به“ازدواج”همسران دائمی و موقت را هر دو شامل می شود، و اینکه بعضی گمان کرده اند این آیه نفی“ازدواج موقت”می کند، به خاطر آن است که نمی دانند آن هم نوعی ازدواج است. *در آیه بعد برای تاکید بیشتر روی همین موضوع می افزاید: “کسانی که ما ورای آن را طلب کنند متجاوز و خارج از مرزهای الهی هستند” (فَمَنِ ابْتَغیٰ وَرٰاءَ ذٰلِکَ فَأُولٰئِکَ هُمُ العٰادُونَ) .
و به این ترتیب اسلام طرح جامعه ای می ریزد که هم به غرائز فطری در آن پاسخ داده می شود، و هم آلوده فحشاء و فساد جنسی و مفاسد ناشی از آن نیست.
البته کنیزان از نظر اسلام دارای بسیاری از شرایط همسر و انضباطهای قانونی او هستند هر چند در عصر و زمان ما موضوع آن منتفی است. *سپس به دومین و سومین اوصاف آنها اشاره کرده، می گوید: “کسانی که امانتها و عهد خود را رعایت می کنند” (وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَمٰانٰاتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ رٰاعُونَ) . البته“امانت”معنی وسیعی دارد که نه تنها امانتهای مادی مردم را از هر نوع در بر می گیرد، بلکه امانتهای الهی و پیامبران و پیشوایان معصوم همه ص: 37 را شامل می شود. هر یک از نعمتهای الهی امانتی از امانات او هستند، پستهای اجتماعی و مخصوصا مقام حکومت از مهمترین امانات است، و لذا در حدیث معروف امام باقر ع و امام صادق ع در تفسیر آیه“ إِنَّ اللّٰهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمٰانٰاتِ إِلیٰ أَهْلِهٰا “صریحا آمده است که”ولایت و حکومت را به اهلش واگذارید” (1) . (1) در آیه 72 سوره احزاب نیز خواندیم که مساله تکلیف و مسئولیت به عنوان یک امانت بزرگ الهی معرفی شده است: إِنّٰا عَرَضْنَا الْأَمٰانَهَ عَلَی السموات و الارض و از همه مهمتر دین و آئین خدا و کتاب او قرآن، امانت بزرگ او است، که باید در حفظش کوشید. “عهد”نیز مفهوم وسیعی دارد که هم عهدهای مردمی را شامل می شود و هم عهدها و پیمانهای الهی را. زیرا“عهد”هر گونه التزام و تعهدی است که انسان نسبت به دیگری می دهد، و بدون شک کسی که ایمان به خدا و پیامبر او می آورد با این ایمان تعهدات وسیعی را پذیرفته است. در اسلام اهمیت فوق العاده زیادی به حفظ امانت و پای بند بودن به تعهدات داده شده، و از مهمترین نشانه های ایمان معرفی گردیده است. بحث مشروحتری در این زمینه در جلد سوم تفسیر نمونه صفحه 432 ذیل آیه 58 سوره نساء داشتیم. *و در چهارمین وصف اضافه می کند: کسانی که برای ادای شهادت حق، قیام می کنند“ (وَ الَّذِینَ هُمْ بِشَهٰادٰاتِهِمْ قٰائِمُونَ) .
ص: 38
1- 1) تفسیر”برهان“جلد 1 صفحه 380.
زیرا اقامه شهادت عادلانه و ترک کتمان آن یکی از مهمترین پایه های اقامه عدالت در جامعه بشری است.
آنها که می گویند چرا ما به شهادت و گواهی دادن بر ضد این و آن عداوت اینها را بخریم و درد سر برای خود بیافرینیم، افرادی بی اعتنا به حقوق انسانی و فاقد روح اجتماعی و غیر متعهد نسبت به اجرای عدالتند.
و لذا قرآن در آیات متعددی مسلمانان را دعوت به ادای شهادت حق کرده است، و کتمان را گناه شمرده اند (1) در فقه اسلامی نیز شهادت اهمیت خاصی دارد و پایه اثبات بسیاری از حقوق فردی و اجتماعی شمرده شده و احکام ویژه ای دارد. *در آخرین وصف که در واقع نهمین توصیف از این مجموعه است بار دیگر به مساله نماز باز می گردد، همانگونه که آغاز آن نیز از نماز بود، می فرماید: (1) “کسانی که نماز خود را محافظت می کنند” (وَ الَّذِینَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ یُحٰافِظُونَ) . و همانگونه که قبلا اشاره کردیم با توجه به بعضی از قرائن به نظر می رسد که”نماز“در اینجا اشاره به”نماز واجب“و در آیه گذشته اشاره به”نماز نافله“است. البته در نخستین وصف اشاره به”تداوم“نماز بود، اما در اینجا سخن از حفظ آداب و شرائط و ارکان و خصوصیات آن است آدابی که هم ظاهر نماز را از آنچه مایه فساد است حفظ می کند، و هم روح نماز را که حضور قلب است تقویت می نماید، و هم موانع اخلاقی را که سد راه قبول آن است از بین می برد، بنا بر این هرگز تکرار محسوب نمی شود. ص: 39 1- 1) “بقره-283 و 140”و”مائده-106“و”طلاق-2“. این آغاز و پایان نشان می دهد که در میان تمام این اوصاف توجه به نماز برترین و مهمترین آنها است، چرا چنین نباشد در حالی که”نماز مکتب عالی تربیت“و”مهمترین وسیله تهذیب نفوس و پاکسازی جامعه“است. *و در پایان این سخن مسیر نهایی صاحبان این اوصاف را بیان می کند، همانگونه که در آیات گذشته مسیر نهایی مجرمان را شرح داد، در اینجا در یک جمله کوتاه و پر معنی می فرماید: “کسانی که دارای این صفاتند در باغهای بهشت جای دارند و از هر نظر گرامی داشته می شوند” (أُولٰئِکَ فِی جَنّٰاتٍ مُکْرَمُونَ) (1) .
(1)
چرا گرامی نباشند؟ در حالی که میهمانهای خدا هستند، و خداوند قادر و رحمان تمام وسائل پذیرایی را برای آنها فراهم ساخته است، و در حقیقت این دو تعبیر (“جنات”و”مکرمون“) اشاره به نعمتهای مادی و معنوی است که شامل حال این گروه است.
***
ص: 40
1- 1) “فی جنات”خبر برای”اولئک“می باشد و”مکرمون“خبر دوم یا اینکه”مکرمون“خبر است و”فی جنات“متعلق به آن است (دقت کنید) .
