User Tools

Site Tools


nemoone:معارج:آیات_1_تا_3

[سوره المعارج (70) : آیات 1 تا 3]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;سَأَلَ سٰائِلٌ بِعَذٰابٍ وٰاقِعٍ (1) لِلْکٰافِرینَ لَیْسَ لَهُ دٰافِعٌ (2) مِنَ اَللّٰهِ ذِی اَلْمَعٰارِجِ (3)

ترجمه:

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر 1-تقاضا کننده ای تقاضای عذابی کرد که واقع شد! 2-این عذاب مخصوص کافران است، و هیچکس نمی تواند آن را دفع کند.

3-از سوی خداوند ذی المعارج است (خداوندی که فرشتگانش بر آسمانها صعود می کند) .

شان نزول:

بسیاری از مفسران و ارباب حدیث شان نزولی برای این آیات نقل کرده اند که حاصل آن چنین است:

ص: 6

“هنگامی که رسول خدا ص علی ع را در روز”غدیر خم“به خلافت منصوب فرمود و درباره او گفت: من کنت مولاه فعلی مولاه”هر کس من مولی و ولی او هستم علی مولی و ولی او است“چیزی نگذشت که این مساله در بلاد و شهرها منتشر شد”نعمان بن حارث فهری“خدمت پیامبر ص آمد و عرض کرد تو به ما دستور دادی شهادت به یگانگی خدا و اینکه تو فرستاده او هستی دهیم ما هم شهادت دادیم، سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زکات دادی ما همه اینها را نیز پذیرفتیم، اما با اینها راضی نشدی تا اینکه این جوان (اشاره به علی ع است) را به جانشینی خود منصوب کردی، و گفتی: من کنت مولاه فعلی مولاه، آیا این سخنی است که از ناحیه خودت یا از سوی خدا؟! پیامبر ص فرمود: “قسم به خدایی که معبودی جز او نیست این از ناحیه خدا است”.

“نعمان”روی بر گرداند در حالی که می گفت اَللّٰهُمَّ إِنْ کٰانَ هٰذٰا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنٰا حِجٰارَهً مِنَ السَّمٰاءِ: “خداوندا!اگر این سخن حق است و از ناحیه تو، سنگی از آسمان بر ما بباران”! اینجا بود که سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او را کشت، همین جا آیه سَأَلَ سٰائِلٌ بِعَذٰابٍ وٰاقِعٍ لِلْکٰافِرینَ لَیْسَ لَهُ دٰافِعٌ نازل گشت”.

آنچه را در بالا گفتیم مضمون عبارتی است که در“مجمع البیان”از “ابو القاسم حسکانی”با سلسله سندش از“امام صادق ع”نقل شده است (1) .

(1)

همین مضمون را بسیاری از مفسران اهل سنت، و روات حدیث با مختصری تفاوت نقل کرده اند.

مرحوم“علامه امینی”در“الغدیر”آن را از سی نفر از علمای معروف

ص: 7

1- 1) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 352.

اهل سنت نقل می کند (با ذکر مدرک و نقل عین عبارت) از جمله:

تفسیر غریب القرآن“حافظ ابو عبید هروی”.

تفسیر شفاء الصدور“ابو بکر نقاش موصلی”.

تفسیر الکشف و البیان“ابو اسحاق ثعالبی”.

تفسیر ابو بکر یحیی“القرطبی”.

تذکره ابو اسحاق“ثعالبی”.

کتاب فرائد السمطین“حموینی”.

کتاب“درر السمطین”“شیخ محمد زرندی”.

تفسیر سراج المنیر“شمس الذین شافعی”.

کتاب“سیره حلبی”.

کتاب“نور الأبصار”“سید مؤمن شبلنجی”.

و کتاب شرح جامع الصغیر سیوطی از“شمس الدین الشافعی”.

و غیر اینها (1) .

(1)

در بسیاری از این کتب تصریح شده که آیات فوق در همین رابطه نازل شده است، البته درباره اینکه این شخص“حارث بن نعمان”بوده یا“جابر بن نذر” یا“نعمان بن حارث فهری”اختلاف است، و می دانیم این امر تاثیری در اصل مطلب ندارد.

البته بعضی از مفسران یا محدثانی که فضائل علی ع را با ناخشنودی می پذیرند ایرادهای مختلفی بر این شان نزول گرفته اند که در پایان بحث تفسیری به خواست خدا به آن اشاره خواهد شد.

* ص: 8 1- 1) “الغدیر”جلد 1 صفحه 239 تا 246. تفسیر: عذاب فوری سوره معارج از اینجا آغاز می شود که می فرماید: تقاضا کننده ای تقاضای عذابی کرد که واقع شد“ (سَأَلَ سٰائِلٌ بِعَذٰابٍ وٰاقِعٍ) . این تقاضا کننده همانگونه که در شان نزول گفتیم”نعمان بن حارث“ یا”نضر بن حارث“بود که به هنگام منصوب شدن علی ع به مقام خلافت و ولایت در غدیر خم و پخش شدن این خبر در شهرها بسیار خشمگین گشت، و خدمت رسول خدا آمد و گفت: آیا این از ناحیه تو است، یا از ناحیه خداوند؟ پیامبر ص صریحا فرمود: از ناحیه خدا است، او بیشتر ناراحت شد، و گفت خداوندا! اگر این حق است و از ناحیه تو است سنگی از آسمان بر ما فرود آور، و در این هنگام سنگی فرود آمد و بر سر او خورد و او را کشت (1) . (1) در برابر این تفسیر تفسیر دیگری است که از این کلی تر است مطابق این تفسیر منظور این است که کسی از پیامبر ص سؤال کرد که این عذابی که تو می گویی بر چه کسی واقع می شود؟ و آیه بعد جواب می دهد: برای کافرین خواهد بود. و مطابق تفسیر سومی این سؤال کننده پیامبر ص است که تقاضای عذاب برای کفار کرد و نازل شد. ص: 9 1- 1) “با”در” بِعَذٰابٍ وٰاقِعٍ “طبق این تفسیر باء زائده و برای تاکید است، و به عقیده بعضی به معنی”عن“می باشد، و این موافق تفسیر دوم است (توجه داشته باشید اگر سؤال به معنی تقاضا باشد به دو مفعول متعدی می شود، و اگر به معنی”استخبار“ باشد مفعول دوم آن حتما با”عن“خواهد بود) . ولی تفسیر اول علاوه بر اینکه با خود آیه سازگارتر است، دقیقا منطبق بر روایات متعددی است که در شان نزول وارد شده. *سپس می افزاید: “این عذاب مخصوص کافران است و هیچکس نمی تواند از آن جلوگیری کند ” (لِلْکٰافِرینَ لَیْسَ لَهُ دٰافِعٌ) (1) . *و در آیه بعد به کسی که این عذاب از ناحیه او است اشاره کرده، می گوید: (1) این عذاب از سوی خداوندی است که صاحب آسمانهایی است که فرشتگان بر آن صعود می کنند” (مِنَ اللّٰهِ ذِی الْمَعٰارِجِ) . “معارج”جمع“معرج”به معنی پله یا جایی است که از آنجا صعود می کنند و از آنجا که خداوند مقامات مختلفی برای فرشتگان قرار داده که با سلسله مراتب به سوی قرب خدا پیش می روند، خداوند به“ذی المعارج”توصیف شده است. آری این فرشتگانند که ماموریت عذاب کافران و مجرمان دارند، و همانها بودند که بر ابراهیم خلیل ع نازل شدند، و به او خبر دادند که ما مامور نابودی قوم لوط هستیم، و صبحگاهان شهرهای آن قوم آلوده و ننگین را زیر و رو کردند (2) همانها ماموریت عذاب را درباره مجرمان دیگر نیز انجام می دهند. (2) بعضی از مفسران“معارج”را به معنی“فضائل و مواهب الهی و بعضی به معنی ص: 10 1- 1) “واقع”صفت برای عذاب است و”للکافرین“صفت دوم و” لَیْسَ لَهُ دٰافِعٌ “ صفت سوم است، این احتمال نیز داده شده که”للکافرین“متعلق به”عذاب“بوده باشد، و اگر”لام“به معنی”علی“باشد متعلق به”واقع“خواهد بود. 2- 2) به تفسیر نمونه جلد 11 صفحه 98 و 106 مراجعه شود. “فرشتگان”تفسیر کرده اند، ولی معنی اول مناسبتر، و با مفهوم لغوی کلمه سازگارتر است. *

نکته اشکالات واهی بهانه جویان!

معمولا در مواردی که آیات قرآن یا روایات اشاره به فضائل خاصی درباره امیر مؤمنان علی ع می کند بعضی اصرار دارند تا آنجا که می توانند مطلب را نادیده گرفته، یا توجیه انحرافی کنند، و با دقت و وسوسه خاصی مساله را تعقیب نمایند، در حالی که اگر این فضائل برای دیگران باشد با سماحت و سهولت و آسانی از آن می گذرند! نمونه زنده این کلام اشکالات هفتگانه ای است که”ابن تیمیه“در کتاب “منهاج السنه”در مورد احادیثی که در شان نزول آیات فوق آمده است بیان کرده که ما به طور فشرده به بیان آن می پردازیم.

1-داستان غدیر بعد از بازگشت پیامبر ص از حجه الوداع یعنی در سال دهم هجرت واقع شد در حالی که سوره معارج از سوره های مکی است که قبل از هجرت نازل شده است.

پاسخ: همانگونه که قبلا نیز اشاره کردیم بسیاری از سوره ها است به نام مکی نامیده می شود در حالی که بعضی از آیات نخستین آن طبق تصریح مفسران در مدینه نازل شده، و به عکس سوره هایی است که رسما مدنی نامیده می شود ولی بعضی از آیات آن در مکه نازل گشته است.

2-در این حدیث آمده است که”حارث بن نعمان“خدمت پیامبر ص

ص: 11

در”ابطح“رسید، و می دانیم”ابطح“دره ای است در”مکه“و این با نزول آیه بعد از داستان غدیر مناسب نیست.

پاسخ”اولا“تعبیر به”ابطح“فقط در بعضی از روایات است، نه در همه روایات، و”ثانیا““ابطح و بطحاء”به معنی هر زمین شنزاری است که سیل از آن جاری می شود، و اتفاقا در سرزمین مدینه نیز مناطقی وجود دارد، که آن را “ابطح”یا”بطحاء“می نامند، و در اشعار عرب و روایات بسیار به آن اشاره شده است.

3-آیه و إِذْ قٰالُوا اللّٰهُمَّ إِنْ کٰانَ هٰذٰا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنٰا حِجٰارَهً مِنَ السَّمٰاءِ (انفال-32) مسلما بعد از جنگ بدر نازل شده، و سالها قبل از داستان غدیر است.

جواب کسی نگفته است که شان نزول آن آیه، داستان غدیر است بلکه سخن در آیه سَأَلَ سٰائِلٌ بِعَذٰابٍ وٰاقِعٍ می باشد.

و اما آیه 32 سوره انفال چیزی است که”حارث بن نعمان“از آن در کلام خود استفاده کرد و این ربطی به شان نزول ندارد، ولی تعصبهای افراطی سبب می شود که انسان از چنین مطلب روشن غافل گردد.

4-قرآن مجید می گوید: وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ: “خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که تو در میان آنها هستی، و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند” (انفال-33) این آیه می گوید: با وجود پیامبر ص هرگز عذابی نازل نخواهد شد.

پاسخ: آنچه قابل قبول است اینکه عذاب عمومی و دستجمعی به خاطر پیامبر ص وجود نداشت، ولی عذابهای خصوصی و شخصی کرارا بر افراد نازل

ص: 12

شد، چنان که تاریخ اسلام گواه است که افراد متعددی مانند”ابو زمعه“و”مالک بن طلاله“و”حکم بن ابی العاص“و غیر آنها به خاطر نفرین پیامبر ص یا بدون آن گرفتار عذاب شدند.

علاوه بر این آیه فوق تفسیرهای دیگری نیز دارد که طبق آن استدلال به آن در اینجا ممکن نیست (به تفسیر نمونه جلد 7 صفحه 154 ذیل همان آیه 33 انفال مراجعه شود) .

5-اگر چنین شان نزولی صحیح بود باید مانند داستان”اصحاب الفیل“ معروف شود.

پاسخ: این شان نزول به قدر کافی مشهور و معروف است و در بالا اشاره کردیم که حد اقل درسی کتاب از کتب تفسیر و حدیث آمده وانگهی عجیب است که انتظار داشته باشیم یک حادثه شخصی همانند یک حادثه عمومی مثل داستان اصحاب الفیل انعکاس یابد، چرا که آن داستان جنبه همگانی داشت، سر تا سر مکه را گرفته بود و یک لشکر بزرگ طی آن نابود گشت، ولی داستان”حارث بن نعمان“تنها مربوط به یک نفر است! 6-از این حدیث استفاده می شود که”حارث بن نعمان“مبانی اسلام را قبول داشت چگونه ممکن است یک مسلمان در عصر پیامبر ص به چنین عذابی گرفتار شود؟ پاسخ: این ایراد نیز ناشی از تعصب شدید است، زیرا احادیث فوق به خوبی نشان می دهد که او نه تنها گفته پیامبر ص را قبول نداشت بلکه به خداوند نیز معترض بود که چرا چنین دستوری را درباره علی ع به پیامبرش داده است؟! و این شدیدترین مرتبه کفر و ارتداد محسوب می شود.

7-در کتابهای معروفی مانند”استیعاب“که نام”صحابه“آمده است اسمی از”حارث بن نعمان“نمی بینیم.

ص: 13

پاسخ:آنچه در این کتاب و مانند آن از نامهای صحابه آمده تنها مربوط به قسمتی از صحابه است، مثلا در کتاب”اسد الغابه“که از مهمترین کتبی است که اصحاب پیامبر ص را بر می شمرد تنها هفت هزار و پانصد و پنجاه و چهار نفر را برشمرده، در حالی که می دانیم تنها در حجه الوداع صد هزار نفر یا بیشتر در محضر پیامبر ص بودند، بنا بر این شکی نیست که بسیاری از صحابه پیامبر ص نامشان در این کتب نیامده است (1) .

(1)

ص: 14

1- 1) شرح بیشتر درباره پاسخهای فوق، و شواهد تاریخی یا روایتی برای هر کدام را در کتاب نفیس”الغدیر“جلد 1 صفحه 247 تا 266 مطالعه فرمائید.

nemoone/معارج/آیات_1_تا_3.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki