[سوره المعارج (70) : آیات 19 تا 28]
اشاره
إِنَّ اَلْإِنْسٰانَ خُلِقَ هَلُوعاً (19) إِذٰا مَسَّهُ اَلشَّرُّ جَزُوعاً (20) وَ إِذٰا مَسَّهُ اَلْخَیْرُ مَنُوعاً (21) إِلاَّ اَلْمُصَلِّینَ (22) اَلَّذِینَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ دٰائِمُونَ (23) وَ اَلَّذِینَ فِی أَمْوٰالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ (24) لِلسّٰائِلِ وَ اَلْمَحْرُومِ (25) وَ اَلَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ اَلدِّینِ (26) وَ اَلَّذِینَ هُمْ مِنْ عَذٰابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ (27) إِنَّ عَذٰابَ رَبِّهِمْ غَیْرُ مَأْمُونٍ (28)
ص: 26
ترجمه:
19-انسان حریص و کم طاقت آفریده شده.
20-هنگامی که بدی به او رسد بیتابی می کند.
21-و هنگامی که خوبی به او رسد مانع دیگران می شود.
22-مگر نمازگزاران.
23-آنها که نمازها را مرتبا بجا می آورند.
24-و آنها که در اموالشان حق معلومی است.
25-برای تقاضا کنندگان و محرومان.
26-و آنها که به روز جزا ایمان دارند.
27-و آنها که از عذاب پروردگارشان بیمناکند.
28-چرا که هیچگاه خود را از عذاب پروردگار در امان نمی بینند.
تفسیر:
اوصاف انسانهای شایسته
بعد از ذکر گوشه ای از عذابهای قیامت به ذکر اوصاف افراد بی ایمان و در مقابل آنها مؤمنان راستین می پردازد تا معلوم شود چرا گروهی اهل عذابند و گروهی اهل نجات.
نخست می فرماید: “انسان حریص و کم طاقت آفریده شده است” (إِنَّ الْإِنْسٰانَ خُلِقَ هَلُوعاً) . *“هنگامی که بدی به او رسد بسیار جزع و بیتابی می کند” (إِذٰا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً) . *
ص: 27
“و هنگامی که خوبی به او رسد از دیگران دریغ می دارد” (وَ إِذٰا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً) .
جمعی از مفسران و ارباب لغت“هلوع”را به معنی حریص و جمعی به معنی “کم طاقت”تفسیر کرده اند، بنا بر تفسیر اول در اینجا به سه نکته منفی اخلاقی در وجود اینگونه انسانها اشاره شده، “حرص”و“جزع”و“بخل”و بنا بر تفسیر دوم به دو نکته“جزع”و“بخل”زیرا آیه دوم و سوم تفسیری است برای معنی (هلوع) .
این احتمال نیز وجود دارد که هر دو معنی در این واژه جمع باشد، چرا که این دو وصف لازم و ملزوم یکدیگرند، آدمهای حریص غالبا بخیلند، و در برابر حوادث سوء کم تحمل، و عکس آن نیز صادق است.
*در اینجا سؤال یا سؤالهایی مطرح می شود که اگر خداوند انسان را برای سعادت و کمال آفریده چگونه در طبیعت او شر و بدی قرار داده است؟ وانگهی آیا ممکن است خداوند چیزی را با صفتی بیافریند، و سپس آفرینش خود را مذمت کند؟ و از همه اینها گذشته قرآن در آیه 4 سوره“تین”صریحا می گوید: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ: “ما انسان را به بهترین صورت و ساختمان آفریدیم”. مسلما منظور این نیست که ظاهر انسان خوب و باطنش زشت و بد است، بلکه کل خلقت انسان به صورت“احسن تقویم”است، و همچنین آیات دیگری که مقام والای انسان را می ستایند، این آیات با آیه مورد بحث چگونه سازگار است؟ ص: 28 پاسخ همه این سؤالات با توجه به یک نکته روشن می شود، و آن این است که خداوند نیروها و غرائز و صفاتی در انسان آفریده است که اینها بالقوه وسیله تکامل و ترقی و سعادت او محسوب می شوند، بنا بر این صفات و غرائز مزبور ذاتا بد نیست، بلکه وسیله کمال است، اما هنگامی که همین صفات در مسیر انحرافی قرار گیرد، و از آن سوء استفاده شود، مایه نکبت و بدبختی و شر و فساد خواهد بود. فی المثل همین حرص نیرویی است که به انسان اجازه نمی دهد به زودی از تلاش و کوشش بازایستد، و با رسیدن به نعمتی سیر شود، این یک عطش سوزان است که بر وجود انسان مسلط است، اگر این صفت در مسیر تحصیل علم و دانش به کار افتد، و انسان حریص در علم و یا به تعبیر دیگر تشنه و عاشق بی قرار علم باشد، مسلما مایه کمال او است، اما اگر آن در مسیر مادیات به کار افتد مایه شر و بدبختی و بخل می گردد. به تعبیر دیگر: این صفت شاخه ای از حب ذات است، و می دانیم حب ذات چیزی است که انسان را به سوی کمال می فرستد، اما اگر در مسیر انحرافی واقع شود به سوی انحصارطلبی، و بخل و حسد و مانند آن پیش می رود. در مورد مواهب دیگر نیز مطلب همین گونه است، خداوند قدرت عظیمی در دل اتم آفریده که مسلما مفید و سودمند است، ولی هر گاه از این قدرت درونی اتم سوء استفاده شود و از آن بمبهای ویرانگر بسازند، نه نیروگاههای برق و وسائل صنعتی دیگر، این مایه شر و فساد خواهد بود. و با توجه به بیان فوق، می توان میان تمام آیاتی که در قرآن مجید درباره انسان وارد شده است جمع کرد (1) . (1) ص: 29 1- 1) توضیح دیگری تحت عنوان“انسان در قرآن کریم”در جلد 8 تفسیر نمونه صفحه 239 تا 241 آورده ایم (ذیل آیه 12 یونس) . * سپس به ذکر اوصاف انسانهای شایسته به صورت یک استثنا ضمن بیان نه صفت از اوصاف بر جسته پرداخته، می گوید:
“مگر نمازگزاران” (إِلاَّ الْمُصَلِّینَ) . *“همان نمازگزارانی که نمازهای خود را تداوم می بخشند” (اَلَّذِینَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ دٰائِمُونَ) . این نخستین ویژگی آنهاست که ارتباط مستمر با درگاه پروردگار متعال دارند، و این ارتباط از طریق نماز تامین می گردد، نمازی که انسان را از فحشاء و منکر باز می دارد، نمازی که روح و جان انسان را پرورش می دهد، و او را همواره به یاد خدا می دارد، و این توجه مستمر مانع از غفلت و غرور، و فرو رفتن در دریای شهوات، و اسارت در چنگال شیطان و هوای نفس می شود. بدیهی است منظور از مداومت بر نماز این نیست که همیشه در حال نماز باشند، بلکه منظور این است در اوقات معین نماز را انجام می دهند. اصولا هر کار خیری آن گاه در انسان اثر مثبت می گذارد که تداوم داشته باشد، و لذا در حدیثی از پیغمبر اکرم ص می خوانیم: ان احب الاعمال الی اللّٰه ما دام و ان قل: “محبوبترین اعمال نزد خدا چیزی است که مداومت داشته باشد، هر چند کم باشد” (1) . (1) قابل توجه اینکه در حدیثی از امام باقر ع می خوانیم: منظور این است هر گاه انسان چیزی از نوافل را بر خود فرض می کند همواره به آن ادامه دهد“ (2) . (2) ص: 30 1- 1) “المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث”جلد 2 صفحه 160 (ماده دوام) . 2- 2) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 415. و در حدیث دیگری از همان امام ع نقل شده که فرمود: “این آیه اشاره به نافله است، و آیه و اَلَّذِینَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ یُحٰافِظُونَ (که در چند آیه بعد می آید) ناظر به نماز فریضه” (1) . (1) این تفاوت ممکن است از اینجا باشد که تعبیر به محافظت مناسب نمازهای واجب است که دقیقا آنها را باید در وقتهای معین انجام داد، اما تعبیر به تداوم مناسب نمازهای مستحبّ است، چرا که انسان می تواند آنها را انجام دهد و گاه ترک کند. *به هر حال بعد از ذکر نماز که بهترین اعمال، و بهترین حالات مؤمنان است، به دومین ویژگی آنها پرداخته می افزاید: “کسانی که در اموالشان حق معلومی است” (وَ الَّذِینَ فِی أَمْوٰالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ) . *”برای تقاضا کنندگان و محرومان“ (لِلسّٰائِلِ وَ الْمَحْرُومِ) . و به این ترتیب هم ارتباطشان را با خالق حفظ می کنند، و هم پیوندشان را با خلق خدا. بعضی از مفسران معتقدند که منظور از”حق معلوم“در اینجا همان “زکات”است که مقدار معینی دارد، و از مصارف آن”سائل“و”محروم“است، در حالی که می دانیم این سوره مکی است و حکم زکات در مکه نازل نشده بود، یا اگر نازل شده بود مقدار معین نداشت، لذا بعضی دیگر معتقدند: مراد از”حق معلوم“چیزی غیر از زکات است که انسان بر خود لازم می شمرد که به نیازمندان دهد شاهد این تفسیر حدیثی است که از امام صادق ع نقل شده که وقتی از تفسیر این آیه ص: 31 1- 1) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 416. سؤال کردند که آیا این چیزی غیر از زکات است؟ فرمود: هو الرجل یؤتیه اللّٰه الثروه من المال، فیخرج منه الالف و الالفین و الثلاثه آلاف و الاقل و الاکثر، فیصل به رحمه، و یحمل به الکل عن قومه: “آری این درباره کسی است که خداوند ثروت و مالی به او می بخشد و او به مقدار هزار یا دو هزار یا سه هزار یا بیشتر و کمتر از آن جدا کرده و با آن صله رحم می کند و مشقت از قوم خود بر می دارد” (1) . (1) تفاوت میان”سائل“و”محروم“این است که”سائل“کسی است که حاجت خود را می گوید و تقاضا می کند، و”محروم“کسی است که شرم و حیا مانع تقاضای او است، و در حدیثی از امام صادق ع آمده است: “محروم کسی است که زحمت در کسب و کار می کشد ولی زندگی او پیچیده شده است” (2) . (2) این حدیث نیز مناسب همان تفسیری است که ذکر شده، زیرا چنین اشخاصی کمتر روی سؤال دارند. شرح بیشتری درباره حق مزبور و تفسیر”سائل“و”محروم“در جلد 22 تفسیر نمونه صفحه 323 آمده است (ذیل آیه 19 ذاریات) . به هر حال انجام این کار از یک سو اثر اجتماعی دارد، و با فقر و محرومیت مبارزه می کند، و از سوی دیگر اثر اخلاقی روی کسانی که به آن عمل می کنند می گذارد، و قلب و جانشان را از حرص و بخل و دنیا پرستی می شوید. *آیه بعد به سومین ویژگی آنها اشاره کرده می افزاید: “کسانی که به روز جزا ایمان دارند” (وَ الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ) .
* ص: 32 1- 1 و 2) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 417 (حدیث 25 و 27) . 2- و در ویژگی چهارم می گوید: “و کسانی که از عذاب پروردگارشان بیمناکند” (وَ الَّذِینَ هُمْ مِنْ عَذٰابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ) . *”چرا که هیچکس را از عذاب پروردگار در امان نمی بینند“ (إِنَّ عَذٰابَ رَبِّهِمْ غَیْرُ مَأْمُونٍ) .
آنها از یک سو ایمان به روز جزا دارند، و با توجه به تعبیر”یصدقون“ که فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد، آنها پیوسته توجه دارند که حساب و کتاب و جزائی در کار است.
بعضی از مفسران آن را به معنی”تصدیق عملی“یعنی انجام وظائف و ترک محرمات تفسیر کرده اند، ولی ظاهر آیه مطلق است، هم تصدیق علمی و هم عملی را شامل می شود.
ولی از آنجا که ممکن است کسی ایمان به روز جزا داشته باشد اما خود را مشمول مجازات نشمرد، می گوید: آنها هرگز خود را در امان نمی بینند” یعنی دائما احساس مسئولیت می کنند، حسنات خود را ناچیز و سیئات خویش را بزرگ محسوب می دارند، لذا در حدیثی از امیر مؤمنان ع آمده است که به فرزندش نصیحت کرد و فرمود: فرزندم!
خف اللّٰه خوفا انک لو اتیته بحسنات اهل الارض لم یقبلها منک، و ارج اللّٰه رجاء انک لو اتیته بسیئات اهل الارض غفرها لک: “آن چنان از خدا خائف باش که اگر تمام حسنات مردم روی زمین را بیاوری احتمال بده از تو نپذیرد!و آن چنان به او امیدوار باش که اگر تمام گناهان اهل زمین را داشته باشی احتمال ده تو را بیامرزد! (1) .
(1)
ص: 33
1- 1) “جامع الاخبار”صفحه 113.
حتی خود پیامبر ص می فرمود:
لن یدخل الجنه احدا عمله قالوا و لا انت یا رسول اللّٰه؟ قال و لا انا، الا ان یتغمدنی اللّٰه برحمته!: “هیچکس با عملش وارد بهشت نمی شود، عرض کردند: حتی خود شما ای رسول خدا؟! فرمود: آری من هم چنین هستم، مگر آنکه رحمت خدا شامل من شود”! ***
ص: 34
