User Tools

Site Tools


nemoone:مطففین:آیات_1_تا_6

[سوره المطففین (83) : آیات 1 تا 6]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ (1) اَلَّذِینَ إِذَا اِکْتٰالُوا عَلَی اَلنّٰاسِ یَسْتَوْفُونَ (2) وَ إِذٰا کٰالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ (3) أَ لاٰ یَظُنُّ أُولٰئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ (4) لِیَوْمٍ عَظِیمٍ (5) یَوْمَ یَقُومُ اَلنّٰاسُ لِرَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (6)

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده مهربان 1-وای بر کم فروشان.

2-آنها که وقتی برای خود کیل می کنند حق خود را به طور کامل می گیرند.

3-اما هنگامی که می خواهند برای دیگران کیل یا وزن کنند کم می گذارند! 4-آیا آنها باور ندارند که برانگیخته می شوند.

5-در روزی بزرگ.

6-روزی که مردم در پیشگاه رب العالمین می ایستند.

ص: 242

شان نزول:

“ابن عباس”می گوید: هنگامی که پیغمبر اکرم ص وارد مدینه شد بسیاری از مردم سخت آلوده کم فروشی بودند، خداوند این آیات را نازل کرد و آنها پذیرفتند: و بعد از آن کم فروشی را ترک کردند.

در حدیث دیگری آمده است که بسیاری از اهل مدینه تاجر بودند و در کار خود کم فروشی می کردند، و بسیاری از معاملات آنها معاملات حرام بود، این آیات نازل شد و پیامبر ص آنها را برای اهل مدینه تلاوت فرمود سپس افزود خمس بخمس: “پنج چیز در برابر پنج چیز است”! عرض کردند ای رسول خدا: کدام پنج در مقابل کدام پنج است؟! فرمود:

ما نقض قوم العهد الا سلط اللّٰه علیهم عدوهم! و ما حکموا بغیر ما انزل اللّٰه الا فشا فیهم الفقر! و ما ظهرت فیهم الفاحشه الا فشا فیهم الموت! و لا طففوا الکیل الا منعوا النبات و اخذوا بالسنین! و لا منعوا الزکات الا حبس عنهم المطر!:

هیچ قومی عهدشکنی نکردند مگر اینکه خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلط ساخت.

و هیچ جمعیتی به غیر حکم الهی حکم نکردند مگر اینکه فقر در میان آنها زیاد شد.

و در میان هیچ ملتی فحشاء ظاهر نشد مگر اینکه مرگ و میر در میان آنها فراوان گشت! هیچ گروهی کم فروشی نکردند مگر اینکه زراعت آنها از بین رفت و

ص: 243

قحطی آنها را فرو گرفت! و هیچ قومی زکات را منع نکردند مگر اینکه باران از آنها قطع شد“! (1) مرحوم”طبرسی“نیز در”مجمع البیان“در شان نزول این آیات نقل کرده است که مردی در مدینه بود بنام”ابو جهینه“که دو پیمانه کوچک و بزرگ داشت به هنگام خریدن از پیمانه بزرگ استفاده می کرد و به هنگام فروش از پیمانه کوچک (این سوره نازل شد و به او و امثالش هشدار داد) (2) .

(1)

(2)

* تفسیر: وای بر کم فروشان! در این آیات قبل از هر چیز کم فروشان را مورد تهدید شدیدی قرار داده، می فرماید”وای بر کم فروشان“! (وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ) . این در حقیقت اعلان جنگی است از ناحیه خداوند به این افراد ظالم و ستمگر و کثیف که حق مردم را به طرز ناجوانمردانه ای پایمال می کنند. “مطففین”از ماده”تطفیف“در اصل از”طف“گرفته شده که به معنی کناره های چیزی است، و اینکه سر زمین”کربلا“را وادی طف می گویند به خاطر این است که در ساحل فرات واقع شده، سپس به هر چیز کمی واژه”طفیف“ اطلاق شده است، همچنین به پیمانه ای که پر نباشد یعنی محتوایش به کنارهای آن رسیده اما مملو نشده است نیز همین معنی اطلاق می شود، و بعد این واژه در کم ص: 244 1- 1) “تفسیر فخر رازی”جلد 31 صفحه 88-همین مضمون را”ابو الفتوح“و”مراغی“ در تفسیرشان آورده اند. 2- 2) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 452. فروشی به هر شکل و به هر صورت استعمال شده. “ویل”در اینجا به معنی”شر“یا”غم و اندوه“یا”هلاکت“یا”عذاب دردناک“و یا”وادی سخت و سوزانی در دوزخ“است، و معمولا این واژه به هنگام نفرین و بیان زشتی چیزی به کار می رود، و یا اینکه تعبیری است کوتاه اما مفاهیم زیادی را تداعی می کند. قابل توجه اینکه در روایتی از امام صادق ع آمده که خداوند”ویل“ را درباره هیچکس در قرآن قرار نداده مگر اینکه او را کافر نام نهاده همانگونه که می فرماید: فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ: “وای بر کافران از مشاهده روز بزرگ” (1) از این روایت استفاده می شود که کم فروشی بوی کفر می دهد! * سپس به شرح کار”مطففین“و کم فروشان پرداخته می فرماید: “آنها کسانی هستند که وقتی می خواهند برای خود کیل کنند حق خود را به طور کامل می گیرند” (اَلَّذِینَ إِذَا اکْتٰالُوا عَلَی النّٰاسِ یَسْتَوْفُونَ) (2) .

(1)

(2)

* “اما هنگامی که می خواهند برای دیگران کیل یا وزن کنند کم می گذارند” (وَ إِذٰا کٰالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ) . جمعی از مفسران از آیات فوق چنین استفاده کرده اند که منظور از”مطفف“ ص: 245 1- 1) “اصول کافی”مطابق نقل”نور الثقلین“جلد 5 صفحه 527. 2- 2) تعبیر به”علی الناس“در اینجا اشاره به آن است که حقی بر مردم دارند و در تقدیر”اذا کالوا ما علی الناس“بوده، و اصولا”کال علیه“در جایی گفته می شود که هدف از کیل گرفتن حقی است و اما”کاله“و همچنین”کال له“مربوط به جایی است که منظور از کیل پرداختن حق دیگری باشد (دقت کنید) . کسی است که به هنگام خرید بیش از حق خود می گیرد، و به هنگام فروش کمتر از حق می دهد، لذا خداوند به خاطر هر دو جهت”ویل“را بر آنها نهاده. ولی این اشتباه است، زیرا تعبیر”یستوفون“مفهومش این است که حق خود را به طور کامل می گیرند، و چیزی که دلالت بر اضافه بر حق کند در این عبارت نیست، و اینکه می بینیم خداوند آنها را مذمت کرده در مقایسه این دو حالت با یکدیگر است که به هنگام خرید حق را به طور کامل می گیرند، و به هنگام فروش ناقص می دهند، درست مثل این است که در مقام مذمت کسی می گوئیم: “هر گاه طلبی از کسی داشته باشد سر موعد آن را می گیرد، اما اگر بدهکار باشد ماهها تاخیر می اندازد”با اینکه گرفتن طلب در رأس موعد کار بدی نیست، کار بد در مقایسه این دو با یکدیگر است. قابل توجه اینکه: در مورد گرفتن حق تنها سخن از”کیل“است ولی در مورد پرداختن سخن از”کیل“و”وزن“هر دو به میان آمده، این تفاوت تعبیر ممکن است به یکی از دو دلیل زیر باشد: نخست اینکه خریداران عمده در زمانهای گذشته بیشتر از”کیل“استفاده می کردند، زیرا ترازوهای بزرگی که بتواند وزنهای زیاد را بسنجد وجود نداشت، اما پیمانه های بزرگ به آسانی یافت می شد (در باب”کر“نیز گفته اند که این واژه در اصل نام پیمانه بزرگی بوده است) . ولی به هنگام فروش هم عمده فروشی داشتند (با کیل) و هم خرده فروشی (با وزن) . دیگر اینکه برای گرفتن حق استفاده از پیمانه مناسبتر است، چرا که تقلب در آن مشکلتر می باشد، ولی برای کم فروشی استفاده از وزن معمول تر است چرا که امکان تقلب در آن بیشتر می باشد. این نکته نیز قابل توجه است که آیات فوق گرچه تنها از کم فروشی در مورد ص: 246 کیل و وزن سخن می گوید، ولی بدون شک مفهوم آیه وسیع است و هر گونه کم فروشی را هر چند در معدودات (چیزهایی را که با عدد می فروشند) نیز شامل می شود. بلکه بعید نیست با استفاده از الغای خصوصیت، کم گذاردن در خدمات را نیز فرا گیرد، فی المثل اگر کارگر و کارمندی چیزی از وقت خود بدزدد در ردیف “مطففین”و کم فروشانی است که آیات این سوره سخت آنها را نکوهش کرده است. بعضی می خواهند برای آیه توسعه بیشتری قائل شوند و هر گونه تجاوز از حدود الهی و کم و کسر گذاشتن در روابط اجتماعی و اخلاقی را مشمول آن بدانند، گرچه استفاده این معنی از الفاظ آیه روشن نیست، ولی بی تناسب هم نمی باشد. و لذا از”عبد اللّٰه بن مسعود“صحابی معروف نقل شده که گفت: “نماز نیز قابل پیمانه است!کسی که کیل آن را به طور کامل ادا کند خداوند پاداش او را کامل می دهد، و هر کس از آن کم بگذارد درباره او همان جاری می شود که خداوند درباره”مطففین (کم فروشان) فرموده (1) . (1) * سپس آنها را با این جمله استفهام توبیخی مورد تهدید قرار می دهد: “آیا آنها باور ندارند که برانگیخته می شوند”؟! (أَ لاٰ یَظُنُّ أُولٰئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ) .

* “در روزی بزرگ” (لِیَوْمٍ عَظِیمٍ) . روزی که عذاب و حساب و خبر او و هول و وحشتش همه عظیم است. *

ص: 247

1- 1) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 452.

روزی که مردم از قبرها برمی خیزند، و در پیشگاه رب العالمین حاضر می شوند” (یَوْمَ یَقُومُ النّٰاسُ لِرَبِّ الْعٰالَمِینَ) .

یعنی اگر آنها قیامت را باور می داشتند و می دانستند حساب و کتابی در کار است، و تمام اعمالشان برای محاکمه در آن دادگاه بزرگ ثبت می شود، و هر کس به اندازه سر سوزنی کار نیک و بد کرده، نتیجه آن را در آن روز عظیم می بیند، هرگز چنین ظلم و ستم نمی کردند، و حقوق افراد را پایمال نمی ساختند.

بسیاری از مفسران“یظن”را که از ماده“ظن”است در اینجا به معنی “یقین”می دانند، و نظیر این تعبیر در قرآن مجید وجود دارد، مانند آیه 249 سوره بقره قٰالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاٰقُوا اللّٰهِ کَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللّٰهِ: “آنها که می دانستند خدا را ملاقات خواهند کرد (و به روز قیامت ایمان داشتند) گفتند چه بسیار گروه کوچکی که به فرمان خدا بر گروه عظیمی پیروز شدند” (توجه داشته باشید این آیه درباره گروهی از بنی اسرائیل است که ایمان و استقامت خود را در مراحل مختلف نشان داده بودند) .

شاهد گویای این سخن حدیثی است که از امیر مؤمنان علی ع نقل شده که در تفسیر آیه: أَ لاٰ یَظُنُّ أُولٰئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ لِیَوْمٍ عَظِیمٍ فرمود:

“مفهومش این است: ا لیس یوقنون انهم مبعوثون؟ “آیا یقین ندارند که آنها برانگیخته می شوند”؟! (1) .

(1)

و نیز از همان حضرت ع نقل شده است که فرمود: “ظن بر دو گونه است: ظن تردید، و ظن یقین، آنچه در قرآن درباره معاد آمده است ظن یقین است، و آنچه درباره دنیا آمده است ظن شک”! (2) .

(2)

این احتمال نیز از سوی جمعی داده شده است که ظن در اینجا به همان

ص: 248

1- 1) تفسیر برهان جلد 4 صفحه 38.

2- 2) نور الثقلین جلد 5 صفحه 528.

معنی معروف امروز یعنی گمان بوده باشد، اشاره به اینکه توجه به قیامت آن چنان در روح و جان انسان اثر می گذارد که حتی اگر کسی گمان به آن داشته باشد و احتمال وجود چنین روزی را بدهد باید از انجام کارهای خلاف خودداری کند، تا چه رسد به اینکه یقین داشته باشد، و این همان چیزی است که در میان دانشمندان به عنوان”دفع ضرر مظنون“یا”دفع ضرر محتمل“معروف شده است، و مفهوم این سخن آن خواهد بود که این گنهکاران بی پروا و بی باک نه تنها یقین به قیامت ندارند بلکه گمان آن را نیز ندارند (ولی تفسیر اول با دلائلی که گفته شد مقدم است) .

مهم این است که واژه”ظن“به گفته”راغب“در”مفردات“در اصل اسم برای آن حالتی است که از وجود قرائنی در فکر انسان حاصل می شود اگر نشانه ها قوی باشد علم و یقین می آورد، و اگر نشانه ها ضعیف باشد از حد گمان بالاتر نمی رود (1) .

(1)

بنا بر این واژه مزبور بر خلاف آنچه امروز در میان ما معروف است مفهوم گسترده ای دارد که هم”علم“و هم”گمان“را شامل می شود، و گاه در این، و گاه در آن به کار می رود.

* نکته: کم فروشی از عوامل فساد در ارض. در آیات قرآن مجید کرارا از کم فروشی نکوهش شده، گاه در داستان شعیب ع در آنجا که قوم را مخاطب ساخته، می گوید: أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ لاٰ تَکُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ وَ زِنُوا بِالْقِسْطٰاسِ الْمُسْتَقِیمِ وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ: “حق پیمانه را ادا کنید، و دیگران ص: 249 1- 1) مفردات ماده ظن. را به خسارت میفکنید، با ترازوی صحیح وزن کنید، و حق مردم را کم نگذارید، و در زمین فساد نکنید” (شعراء 181-183) . و به این ترتیب کم فروشی و ترک عدالت به هنگام پیمانه و وزن را در ردیف فساد در زمین شمرده است، و این خود دلیلی به ابعاد مفاسد اجتماعی این این کار است. و نیز در آیه 7 و 8 سوره الرحمن رعایت عدالت در وزن را همردیف عدالت در نظام آفرینش در عالم جهان هستی گذارده، می فرماید: وَ السَّمٰاءَ رَفَعَهٰا وَ وَضَعَ الْمِیزٰانَ أَلاّٰ تَطْغَوْا فِی الْمِیزٰانِ: “خداوند آسمان را برافراشت و میزان و حساب در همه چیز گذاشت تا شما در وزن و حساب طغیان نکنید”اشاره به اینکه مساله رعایت عدل در سنجش مساله کوچک و کم اهمیتی نیست، بلکه در حقیقت جزئی از اصل عدالت و نظم کلی حاکم بر سراسر عالم هستی است. و به همین دلیل پیشوایان بزرگ اسلام به این مساله اهمیت فراوانی می دادند، تا آنجا که در روایت معروف اصبغ بن نباته آمده است که می گوید: از علی ع شنیدم که بر فراز منبر می فرمود: یا معشر التجار!الفقه ثم المتجر: “ای گروه تجار!اول فقه بیاموزید، و سپس تجارت کنید”و این سخن را امام ع سه بار تکرار فرمود… و در پایان این کلام فرمود: التاجر فاجر، و الفاجر فی النار، الا من اخذ الحق و اعطی الحق: “تاجر فاجر است و فاجر در دوزخ است مگر آنها که به مقدار حق خویش از مردم بگیرند و حق مردم را بپردازند” (1) . (1) و در حدیث دیگری از امام باقر ع نقل شده است: “هنگامی که امیر مؤمنان علی ع در کوفه بود همه روز صبح در بازارهای کوفه می آمد و بازار به بازار می گشت و تازیانه ای (برای مجازات متخلفان) بر دوش داشت در وسط ص: 250 1- 1) کافی جلد 5 باب آداب التجاره حدیث 1. هر بازار می ایستاد و صدا می زد: “ای گروه تجار!از خدا بترسید”!هنگامی که بانگ علی ع را می شنیدند هر چه در دست داشتند بر زمین گذاشته و با تمام دل به سخنانش گوش فرامی دادند، سپس می فرمود: قدموا الاستخاره و تبرکوا بالسهوله، و اقتربوا من المبتاعین، و تزینوا بالحلم، و تناهوا عن الیمین، و جانبوا الکذب، و تجافوا عن الظلم و انصفوا المظلومین، و لا تقربوا الربا، و اوفوا الکیل و المیزان، و لا تبخسوا الناس اشیائهم، و لا تعثوا فی الارض مفسدین: “از خداوند خیر بخواهید، و با آسان گرفتن کار بر مردم برکت بجوئید، و به خریداران نزدیک شوید، حلم را زینت خود قرار دهید، از سوگند بپرهیزید، از دروغ اجتناب کنید، از ظلم خودداری نمائید، و حق مظلومان را بگیرید، به ربا نزدیک نشوید، پیمانه و وزن را به طور کامل وفا کنید، و از اشیاء مردم کم نگذارید، و در زمین فساد نکنید”! و به این ترتیب در بازارهای کوفه گردش می کرد، سپس به دار الاماره باز می گشت و برای دادخواهی مردم می نشست (1) . (1) و نیز همانگونه که در شان نزول آیات نیز آمده پیغمبر اکرم ص می فرماید: “هر گروهی کم فروشی کنند خداوند زراعت آنها را از آنها می گیرد، و گرفتار قحطی می شوند!” از مجموع آنچه در بالا گفته شد استفاده می شود که یکی از عوامل مهم نابودی و عذاب بعضی از اقوام گذشته مساله کم فروشی بوده است که موجب به هم خوردن نظام اقتصادی آنها، و نزول عذاب الهی شده. حتی در روایات اسلامی در آداب تجارت آمده است که مؤمنان بهتر است به هنگام پیمانه و وزن کمی بیشتر بدهند، و به هنگام گرفتن حق خود کمی ص: 251 1- 1) “کافی”باب آداب التجاره حدیث 3 (با کمی اختصار) . کمتر بگیرند (درست بر عکس کار کسانی که در آیات فوق به آنها اشاره شده است که حق خود را به طور کامل می گیرند و حق دیگران را به طور ناقص می پردازند) (1) . (1) از سوی دیگر همانگونه که در تفسیر آیه فوق اشاره کردیم مساله کم- فروشی به عقیده بعضی معنی وسیعی دارد که هر گونه کم و کسر گذاردن در کار و انجام وظائف فردی و اجتماعی و الهی را شامل می شود. *

ص: 252

1- 1) به جلد 12”وسائل الشیعه”ابواب التجاره باب 7 صفحه 290 مراجعه شود.

nemoone/مطففین/آیات_1_تا_6.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki