[سوره المدثر (74) : آیات 32 تا 37]
اشاره
کَلاّٰ وَ اَلْقَمَرِ (32) وَ اَللَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ (33) وَ اَلصُّبْحِ إِذٰا أَسْفَرَ (34) إِنَّهٰا لَإِحْدَی اَلْکُبَرِ (35) نَذِیراً لِلْبَشَرِ (36) لِمَنْ شٰاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَتَقَدَّمَ أَوْ یَتَأَخَّرَ (37)
ترجمه:
32-اینچنین نیست که آنها تصور می کنند، سوگند به ماه.
33-و به شب هنگامی که (دامن برچیند و) پشت کند.
34-و به صبح هنگامی که چهره بگشاید.
35-که آن (حوادث هولناک قیامت) از مسائل مهم است.
36-هشدار و انذاری است برای همه انسانها.
37-برای کسانی از شما که می خواهند تقدم جویند یا عقب بمانند (به سوی هدایت خیرات پیش روند یا نروند) .
تفسیر:
در ادامه بحث با منکران نبوت پیامبر اسلام ص، و انکار رستاخیز، در
ص: 245
این آیات سوگندهای متعددی یاد کرده و بر مساله قیامت و رستاخیز و دوزخ و عذاب آن تاکید می نماید.
می فرماید: “چنین نیست که آنها تصور می کنند، سوگند به ماه” (کَلاّٰ وَ الْقَمَرِ) .
“کلا”حرف“ردع”است، و معمولا برای نفی سخنانی که طرف قبلا ذکر کرده می باشد، و گاهی نیز برای نفی سخنان بعد است، و در اینجا به قرینه آیات گذشته پندار مشرکان را که منکر دوزخ و عذاب آن بودند، و عدد فرشتگان خازن جهنم را به باد سخریه می گرفتند، نفی می کند.
ذکر سوگند به“ماه”به خاطر آن است که یکی از آیات بزرگ الهی است، هم از نظر خلقت، و هم گردش منظم، و هم نور و زیبایی، و هم تغییرات تدریجی که خود تقویم زنده ای برای مشخص ساختن روزها است. * سپس می افزاید: “و سوگند به شب هنگامی که پشت کند و دامن برچیند” (وَ اللَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ) . * “و قسم به صبح هنگامی که نقاب از چهره برگیرد” (وَ الصُّبْحِ إِذٰا أَسْفَرَ) (1) .
(1)
در واقع این سه سوگند به یکدیگر مربوط، و مکمل یکدیگرند، زیرا می دانیم: جلوه گری ماه در شبها است، و نور ماه به هنگام روز تحت الشعاع نور خورشید است و مطلقا جلوه ای ندارد.
ص: 246
1- 1) “اسفر”از ماده“سفر” (بر وزن فقر) به معنی باز کردن پوشش و کشف حجاب، و لذا به زنان بی حجاب“سافرات”گفته می شود، و این تعبیر در مورد طلوع صبح مشتمل بر یک نوع تشبیه زیبا و جالب است.
شب نیز گرچه آرام بخش است و خاموش، و هنگام راز و نیاز عاشقان حق، اما این شب تاریک آن زمان جالب است که پشت کند و رو به صبح روشنی پیش رود و آخر سحرگاه باشد، و طلوع صبح که پایانگر شب تاریک است از همه زیباتر و دل انگیزتر است که هر انسانی را به وجد و نشاط می آورد و غرق در نور و صفا می کند.
این سوگندهای سه گانه در ضمن تناسبی با نور هدایت“قرآن”و پشت کردن ظلمات“شرک”و بت پرستی و دمیدن سپیده صبحگاهان“توحید”دارد.
* بعد از بیان این سوگندها به چیزی می پردازد که سوگند به خاطر آن یاد شده، می فرماید: “مسلما حوادث هولناک قیامت و دوزخ و فرشتگان عذاب از مسائل مهم است” (إِنَّهٰا لَإِحْدَی الْکُبَرِ) . (1) . (1) ضمیر در“انها”یا به“سقر” (دوزخ) برمی گردد، یا“جنود”و لشکریان پروردگار، و یا مجموعه حوادث قیامت، و هر کدام باشد عظمت آن روشن است. * سپس اضافه می کند“هدف از آفرینش دوزخ هرگز انتقام جویی نیست، بلکه این وسیله ای است برای انذار انسانها” (نَذِیراً لِلْبَشَرِ) (2) .
(2)
ص: 247
1- 1) “کبر”جمع“کبری”به معنی بزرگ است، بعضی گفته اند: منظور این است که سقر یکی از طبقات بزرگ دوزخ می باشد، ولی این تفسیر با آنچه قبلا به آن اشاره کردیم و از آیات استفاده می شود سازگار نیست.
2- 2) “نذیرا”حال است برای ضمیر در“انها”که به“سقر”بازمی گردد و بعضی آن را“تمیز”گرفته اند، و این در صورتی است که“نذیر”معنی مصدری داشته باشد و به معنی“انذار”بیاید، ولی احتمال اول صحیحتر به نظر می رسد.
تا همگان را بیم دهد، و از عذاب وحشتناکی که در انتظار کافران و گنهکاران و دشمنان حق است بر حذر دارد.
* و سرانجام برای تاکید بیشتر می افزاید: این انذار مخصوص گروه معینی نیست بلکه“برای همه افراد بشر است”برای کسانی از شما که می خواهند تقدم جویند، و به سوی خیرات و اطاعت فرمان خدا پیش روند، و چه آنها که مایلند از این قافله عقب بمانند“ (لِمَنْ شٰاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَتَقَدَّمَ أَوْ یَتَأَخَّرَ) . هر کس راه”تقدم“را پیش گیرد خوشا به حال او، و هر کس راه”تاخر“ و عقب گرد را بپیماید بدا به حال او. بعضی نیز احتمال داده اند که منظور از تقدم و تاخر در اینجا تقدم به سوی آتش دوزخ و تاخر از آن است. و بعضی نیز گفته اند منظور تقدم نفس انسانی و تکامل او و یا انحطاط و تاخر او می باشد. معنی اول و سوم مناسبتر است و تفسیر دوم چندان تناسبی ندارد. *
ص: 248
