[سوره المجادله (58) : آیه 11]
اشاره
یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی اَلْمَجٰالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اَللّٰهُ لَکُمْ وَ إِذٰا قِیلَ اُنْشُزُوا فَانْشُزُوا یَرْفَعِ اَللّٰهُ اَلَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ اَلَّذِینَ أُوتُوا اَلْعِلْمَ دَرَجٰاتٍ وَ اَللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (11)
ترجمه:
11-ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که به شما گفته شود مجلس را وسعت بخشید (و به تازه واردها جا دهید) وسعت بخشید، خداوند (بهشت را) برای شما وسعت می بخشد، و هنگامی که گفته شود برخیزید برخیزید، اگر چنین کنید خداوند آنها را که ایمان آورده اند و کسانی را که از علم بهره دارند درجات عظیمی می بخشد.
شان نزول:
“طبرسی”در“مجمع البیان”و“آلوسی”در“روح المعانی”و جمعی دیگر از مفسران نقل کرده اند که پیامبر ص در یکی از روزهای جمعه در “صفه” (سکوی بزرگی که در کنار مسجد پیامبر ص قرار داشت) نشسته بود و گروهی نزد حضرت حاضر بودند، و جا تنگ بود، پیامبر ص عادتش این بود که مجاهدان بدر را اعم از مهاجر و انصار احترام فراوان می کرد، در این هنگام گروهی از بدریون وارد شدند، در حالی که دیگران قبل از آنها اطراف پیامبر ص را پر کرده بودند، هنگامی که مقابل پیامبر ص رسیدند
ص: 438
سلام کردند، پیامبر ص پاسخ فرمود سپس به حاضران سلام کردند آنها نیز پاسخ گفتند، آنها روی پای خود ایستاده بودند، و منتظر بودند حاضران به آنها جا دهند ولی هیچکس تکان نخورد! این امر بر پیامبر ص سخت آمد، رو به بعضی از کسانی که اطراف او نشسته بودند کرد و فرمود: فلان و فلانی برخیزید، چند نفر را از جا بلند کرد تا واردین بنشینند (و این در حقیقت نوعی ادب آموزی و درس احترام گذاردن به پیش کسوتان در ایمان و جهاد بود) .
ولی این مطلب بر آن چند نفر که از جا برخاستند ناگوار آمد، به طوری که آثارش در چهره آنها نمایان گشت، منافقان (که از هر فرصتی استفاده می کردند) گفتند پیامبر ص رسم عدالت را رعایت نکرد، کسانی را که عاشقانه نزدیک او نشسته بودند به خاطر افرادی که بعدا وارد مجلس شدند از جا بلند کرد، در اینجا آیه فوق نازل شد (و قسمتی از آداب نشستن در مجالس را برای آنها شرح داد) (1) .
(1)
* تفسیر: احترام به پیش کسوتان در مجالس در تعقیب دستوری که در آیات گذشته در مورد ترک نجوی در مجالس، و محدود ساختن آن به موارد معین آمده، در این آیه یکی دیگر از آداب مجلس را بازگو کرده، می فرماید: “ای کسانی که ایمان آورده اید هر گاه به شما گفته شود به مجلس وسعت بخشید و به تازه واردها جا دهید اطاعت کنید” ص: 439 1- 1) تفسیر“روح المعانی”جلد 28 صفحه 25 و“مجمع البیان”جلد 9 صفحه 252، (مفسران دیگر مانند“فخر رازی”“قرطبی”و“سیوطی”در در المنثور و“فی ظلال”نیز در ذیل آیه مورد بحث همین مطلب را با مختصر تفاوتی نقل کرده اند) . (یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجٰالِسِ فَافْسَحُوا) (1) . (1) “که اگر چنین کنید خداوند جای شما را در بهشت وسعت می بخشد، و در این جهان به قلب و جان و رزق و روزی شما نیز وسعت می دهد” (یَفْسَحِ اللّٰهُ لَکُمْ) . “تفسحوا”از ماده“فسح” (بر وزن قفل) به معنی مکان وسیع است، بنا بر این“تفسح”به معنی توسعه دادن می باشد و این یکی از آداب مجلس است که وقتی تازه واردی داخل می شود حاضران جمع و جورتر بنشینند، و برای او جا باز کنند، مبادا سرگردان، و احیانا خسته و شرمنده شود، این موضوع یکی از وسائل تحکیم پیوندهای محبت و دوستی است، بر عکس نجوی که در آیات قبل به آن اشاره شده بود که از عوامل نفرت و بدبینی و دشمنی است. قابل توجه است که قرآن مجید این کتاب بزرگی آسمانی که به منزله قانون اساسی مسلمین است حتی بسیاری از جزئیات مسائل اخلاقی و زندگی دستجمعی مسلمانان را ناگفته نگذارده و در لابلای دستورات مهم و بنیادی به این جزئیات نیز اشاره می کند، تا مسلمانان تصور نکنند تنها پایبند بودن به اصول کلی برای آنها کافی است. جمله“ یَفْسَحِ اللّٰهُ لَکُمْ ” (خداوند به شما وسعت می بخشد) را جمعی از مفسران به توسعه مجالس بهشتی تفسیر کرده اند، و این پاداشی است که خداوند برای افرادی که در این جهان این آداب را رعایت کنند می دهد، ولی از آنجا که آیه مطلق است و قید و شرطی در آن نیست، مفهوم گسترده ای دارد، و هر گونه ص: 440 1- 1) تفاوت دو تعبیر“تفسحوا”و“فافسحوا”که یکی از باب“تفعل”و دیگری از باب ثلاثی مجرد است ممکن است از این جهت باشد که اولی دارای نوعی تکلف و دومی خالی از آن است یعنی هر گاه گوینده ای بگوید زحمت کشیده به تازه وارد جا دهید آنها بدون احساس زحمت جا دهند! (دقت کنید) . وسعت بخشیدن الهی را، چه در بهشت، و چه در دنیا، و در روح و فکر، در عمر و زندگی، و در مال و روزی را شامل می شود، و از فضل خدا تعجب نیست که در برابر یک چنین کار کوچکی چنان پاداش عظیمی قرار دهد که پاداش به قدر کرم او است نه به قدر اعمال ما. و از آنجا که گاهی مجلس آن چنان مملو است که بدون برخاستن بعضی جا برای دیگران پیدا نمی شود، و یا اگر جایی پیدا می شود مناسب حال آنها نیست در ادامه آیه می افزاید: “هنگامی که به شما گفته شود برخیزید برخیزید” (وَ إِذٰا قِیلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا) (1) . (1) نه تعلل جویید و نه به هنگامی که برمی خیزید ناراحت شوید، چرا که گاه تازه واردها از شما برای نشستن سزاوارترند به خاطر خستگی مفرط، یا کهولت سن، و یا احترام خاصی که دارند، و یا جهات دیگر، اینجاست که باید حاضران ایثار کنند و این ادب اسلامی را رعایت نمایند، همانگونه که در شان نزول خواندیم پیامبر ص به جمعی از کسانی که نزدیک او نشسته بودند دستور داد جای خود را به جمعی از تازه واردان که از مجاهدان بدر بودند، و از نظر علم و فضیلت بر دیگران برتری داشتند بدهند. بعضی از مفسران با توجه به اینکه“انشزوا” (برخیزید) در اینجا نیز مطلق است آن را به معنی گسترده تری تفسیر کرده اند که هم شامل برخاستن از مجلس می شود، و هم قیام برای جهاد و نماز و کارهای خیر دیگر، ولی با توجه به جمله قبل که قید“فی المجالس”دارد ظاهر این است که این جمله نیز مقید ص: 441 1- 1) “انشزوا”از ماده“نشز” (بر وزن نصر) به معنی زمین بلند گرفته شده، لذا این واژه در معنی برخاستن نیز استعمال می شود، زن“ناشزه”به زنی می گویند که خود را برتر از این می داند که اطاعت همسرش کند، این واژه گاه به معنی زنده کردن نیز آمده است زیرا این امر سبب می شود که از جا برخیزد. به همان قید است که از تکرار آن به سبب وجود قرینه پرهیز شده است. سپس به بیان پاداش انجام این دستور الهی پرداخته می افزاید: “اگر چنین کنید خداوند کسانی را از شما که ایمان آورده اند و بهره از علم دارند درجات عظیمی می بخشد” (یَرْفَعِ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجٰاتٍ) (1) . (1) اشاره به اینکه اطاعت این دستورات دلیل بر ایمان و علم و آگاهی است، و نیز اشاره به اینکه اگر پیغمبر اکرم ص به بعضی دستور داد از جا برخیزند و به تازه واردان جا دهند برای یک هدف مقدس الهی و احترام به پیشگامان در ایمان و علم بوده است. تعبیر به“درجات” (به صورت نکره و با صیغه جمع) اشاره به درجات عظیم و والایی است که خداوند به اینگونه افرادی که علم و ایمان را تواما دارا هستند می دهد، در حقیقت کسانی که به تازه واردان در کنار خود جا دهند درجه ای دارند و آنها که ایثار کنند و جای خود را به آنها بسپارند و از علم و معرفت بهره داشته باشند درجات بیشتر دارند. و از آنجا که گروهی این آداب را با طیب خاطر و از صمیم دل انجام می دهند، و گروه دیگری با کراهت و ناخشنودی، و یا برای ریا و تظاهر، در پایان آیه می افزاید: “خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است” (وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ) . *
نکته ها:
اشاره
1-مقام علماء و دانشمندان
گرچه آیه در مورد خاصی نازل شده، ولی با این حال مفهوم عامی دارد و نشان می دهد آنچه مقام آدمی را نزد خدا بالا می برد، دو چیز است: 1-ایمان
ص: 442
1- 1) “یرفع”در آیه فوق“مجزوم”است به خاطر صیغه امر که قبل از آن واقع شده که در حقیقت مفهوم شرط را می بخشد و“یرفع”به منزله جزای آن شرط است.
2-علم.
می دانیم مقام“شهید”در اسلام والاترین مقام است، در عین حال در حدیثی از پیامبر اکرم ص می خوانیم:
فضل العالم علی الشهید درجه، و فضل الشهید علی العابد درجه… و فضل العالم علی سائر الناس کفضلی علی ادناهم!:
“عالم یک درجه از شهید بالاتر است، و شهید یک درجه از عابد… و برتری عالم بر سایر مردم مانند برتری من بر کوچکترین آنها است (1) .
(1)
در حدیث دیگری از امیر مؤمنان علی ع می خوانیم:
من جاءته منیته و هو یطلب العلم فبینه و بین الانبیاء درجه!: “کسی که مرگ او فرا رسد در حالی که در طلب علم است، میان او و پیامبران یک درجه فاصله است”! (2) .
(2)
می دانیم در شبهای ماهتابی مخصوصا شب چهاردهم ماه که”بدر کامل“ است، ستارگان در نور ماه محو می شوند، و جالب اینکه در مقایسه عالم و عابد در حدیث دیگری از پیامبر ص آمده
فضل العالم علی العابد کفضل القمر لیله البدر علی سائر الکواکب: “برتری عالم بر عابد همچون برتری ماه در شب بدر، بر سایر ستارگان است” (3) .
(3)
جالب اینکه عابد عبادتی را انجام می دهد که هدف آفرینش انسان است ولی از آنجا که روح عبادت معرفت است عالم بر او برتری فوق العاده دارد.
آنچه در باره برتری عالم بر عابد در روایات فوق آمده، منظور از آن فاصله عظیم میان این دو است، و لذا در حدیث دیگری تفاوت میان این دو بجای یک درجه، یکصد درجه ذکر شده که فاصله هر درجه با درجه دیگر، مقدار حرکت سریع اسب در هفتاد سال است! (4) .
(4)
ص: 443
1- 1 و 2) “مجمع البیان”جلد 9 صفحه 253.
2- 3 و 4) “جوامع الجامع” (مطابق نقل”نور الثقلین“جلد 5 صفحه 264- “قرطبی”جلد 9 صفحه 6470) .
3-
4-
این نیز واضح است که مقام شفاعت در قیامت از آن هر کس نیست، بلکه مقام مقربان درگاه خدا است، اما در حدیثی از پیامبر ص می خوانیم:
یشفع یوم القیامه ثلاثه الانبیاء ثم العلماء ثم الشهداء: “سه گروه در قیامت شفاعت می کنند، پیامبران، علما و شهیدان”! (1) .
(1)
در حقیقت موفقیت در طریق تکامل و جلب خشنودی خدا و قرب او مرهون دو عامل است: ایمان و علم یا آگاهی و تقوی که هیچکدام بدون دیگری برای هدایت و پیروزی کافی نیست.
* 2-آداب مجلس در قرآن مجید کرارا در کنار مسائل مهم اشاراتی به آداب اسلامی مجالس شده است از جمله آداب تحیت، و ورود در مجلس، آداب دعوت به طعام، آداب سخن گفتن با پیامبر ص و آداب جا دادن به تازه واردان مخصوصا افراد با فضیلت و پیشگام در ایمان و علم است (2) . (2) و این به خوبی نشان می دهد که قرآن برای هر موضوعی در جای خود اهمیت و ارزش قائل است، و هرگز اجازه نمی دهد آداب انسانی معاشرت به خاطر بی اعتنایی افراد زیر پا گذارده شود. در کتب احادیث صدها روایت درباره آداب معاشرت با دیگران از پیامبر ص و ائمه معصومین ع نقل شده است، و مرحوم”شیخ حر عاملی“آنها را در کتاب”وسائل“جلد هشتم در 166 باب گردآوری کرده است، ریزه کاریهایی ص: 444 1- 1) “روح المعانی”جلد 28 صفحه 26-“قرطبی”جلد 9 صفحه 6470. 2- 2) این دستورات به ترتیب در آیات زیر آمده است: آداب تحیت گفتن و سلام در 86 نساء-آداب دعوت به طعام در 53 احزاب، آداب سخن گفتن با پیامبر (ص) در 2 حجرات، و آداب جا دادن در آیات مورد بحث. که در این روایات است نشان می دهد اسلام تا چه حد در این باره باریک بین و حتی سختگیر است. در این روایات حتی طرز نشستن، سخن گفتن، تبسم کردن، مزاح نمودن اطعام کردن، طرز نامه نوشتن، و حتی طرز نگاه کردن به دوستان نیز مورد توجه قرار گرفته، و دستورهایی در زمینه هر یک داده شده است که نقل آنها ما را از بحث تفسیری خارج می کند، تنها به یک حدیث از امیر مؤمنان علی ع در اینجا قناعت می کنیم: لیجتمع فی قلبک الافتقار الی الناس و الاستغناء عنهم، یکون افتقارک الیهم فی لین کلامک، و حسن سیرتک، و یکون استغنائک عنهم فی نزاهه عرضک و بقاء عزک: “باید در قلب تو نیاز به مردم و بی نیازی از آنها جمع باشد نیازت در نرمی سخن، و حسن سلوک تجلی کند، و بی نیازیت در حفظ آبرو و عزت نفس” (1) . (1) *
ص: 445
1- 1) “وسائل الشیعه”جلد 8 صفحه 401.
