User Tools

Site Tools


nemoone:مجادله:آیات_8_تا_10

[سوره المجادله (58) : آیات 8 تا 10]

اشاره

أَ لَمْ تَرَ إِلَی اَلَّذِینَ نُهُوا عَنِ اَلنَّجْویٰ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمٰا نُهُوا عَنْهُ وَ یَتَنٰاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوٰانِ وَ مَعْصِیَهِ اَلرَّسُولِ وَ إِذٰا جٰاؤُکَ حَیَّوْکَ بِمٰا لَمْ یُحَیِّکَ بِهِ اَللّٰهُ وَ یَقُولُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ لَوْ لاٰ یُعَذِّبُنَا اَللّٰهُ بِمٰا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ یَصْلَوْنَهٰا فَبِئْسَ اَلْمَصِیرُ (8) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا تَنٰاجَیْتُمْ فَلاٰ تَتَنٰاجَوْا بِالْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوٰانِ وَ مَعْصِیَهِ اَلرَّسُولِ وَ تَنٰاجَوْا بِالْبِرِّ وَ اَلتَّقْویٰ وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ اَلَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ (9) إِنَّمَا اَلنَّجْویٰ مِنَ اَلشَّیْطٰانِ لِیَحْزُنَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ لَیْسَ بِضٰارِّهِمْ شَیْئاً إِلاّٰ بِإِذْنِ اَللّٰهِ وَ عَلَی اَللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ اَلْمُؤْمِنُونَ (10)

ص: 429

ترجمه:

8-آیا ندیدی کسانی را که از نجوی نهی شدند سپس به کاری که از آن نهی شدند باز می گردند و برای انجام گناه و تعدی و نافرمانی رسول خدا به نجوی می پردازند، و هنگامی که نزد تو می آیند تو را تحیتی می گویند که خدا به تو نگفته است، و در دل می گویند چرا خداوند ما را به خاطر گفته هایمان عذاب نمی کند؟ جهنم برای آنها کافی است!وارد آن می شوند و بد جایگاهی است! 9-ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که نجوی می کنید به گناه و تعدی و معصیت رسول خدا نجوی نکنید، و به کار نیک و تقوی نجوی کنید، و از مخالفت خدایی که بازگشت و جمع شما به سوی او است بپرهیزید.

10-نجوی تنها از ناحیه شیطان است، می خواهد با آن مؤمنان غمگین شوند، ولی نمی تواند ضرری به آنها برساند جز به فرمان خدا، بنا بر این مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.

شان نزول:

در مورد نخستین آیه مورد بحث دو شان نزول نقل شده که هر کدام مربوط به یک قسمت از آیه است:

نخست اینکه: جمعی از یهود و منافقان در میان خودشان جدا از مؤمنان نجوی می کردند و سخنان در گوشی می گفتند و گاه با چشمهای خود اشاره های ناراحت کننده ای به مؤمنان داشتند، مؤمنان هنگامی که این منظره را دیدند گفتند: ما فکر می کنیم خبر ناراحت کننده از بستگان و عزیزان ما که به جهاد رفته اند به آنها رسیده و از آن سخن می گویند، و همین باعث غم و اندوه مؤمنان می شد، هنگامی که این کار را تکرار کردند مؤمنان شکایت به رسول خدا ص نمودند، پیامبر ص دستور داد که هیچکس در برابر مسلمانان با دیگری نجوی نکند، اما آنها گوش ندادند، باز هم تکرار کردند، آیه فوق نازل شد

ص: 430

(و آنها را سخت بر این کار تهدید کرد) (1) .

(1)

در صحیح“بخاری”و“مسلم”و بسیاری از کتب تفسیر نقل شده که گروهی از یهود خدمت پیامبر ص آمدند و بجای“السلام علیک”گفتند: “السام علیک”یا ابا القاسم (که مفهومش مرگ بر تو یا ملالت و خستگی بر تو) بود پیامبر ص در جواب آنها فرمود: و علیکم! (همین بر شما باد!) عایشه می گوید! من متوجه این مطلب شدم و گفتم: علیکم السام و لعنکم اللّٰه و غضب علیکم:

“مرگ بر شما، خدا لعنت کند شما را، و غضب کند”! پیامبر به من فرمود: مدارا کن و از خشونت و بدگویی بپرهیز، گفتم:

مگر نمی شنوی می گویند: “مرگ بر تو”فرمود: مگر تو هم نشنیدی که من در جواب“علیکم”گفتم، اینجا بود که خداوند آیه فوق را نازل کرد که هنگامی که این گروه نزد شما می آیند تحیتی می گویند که خدا چنان تحیتی به شما نگفته است (2) .

(2)

* تفسیر: نجوی از شیطان است؟ بحث در این آیات هم چنان ادامه بحثهای نجوی است که در آیات گذشته بود. نخست می فرماید: “آیا ندیدی کسانی را که از نجوی نهی شدند سپس به کاری که از آن نهی شده اند باز می گردند، و برای انجام گناه و تعدی و نافرمانی رسول خدا ص به نجوی می پردازند” (أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ نُهُوا عَنِ النَّجْویٰ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمٰا نُهُوا عَنْهُ وَ یَتَنٰاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ وَ مَعْصِیَهِ الرَّسُولِ) . از این تعبیر به خوبی استفاده می شود که قبلا به آنها هشدار داده شده بود ص: 431 1- 1) مجمع البیان جلد 9 صفحه 249. 2- 2) “تفسیر مراغی”جلد 28 صفحه 13. که از نجوی بپرهیزند، کاری که ذاتا تولید بدگمانی در دیگران و نگرانی می کند، ولی آنها نه تنها به این دستور گوش فرا ندادند، بلکه محتوای نجوای خود را انجام گناه و اموری بر خلاف دستور خدا و پیامبر ص انتخاب کردند. تفاوت میان“اثم”و“عدوان”و“معصیه الرسول”از این نظر است که“اثم”شامل گناهانی می شود که جنبه فردی دارد (مانند شرب خمر) و“عدوان”ناظر به اموری است که موجب تعدی بر حقوق دیگران است، و اما“معصیه الرسول”مربوط به فرمانهایی است که شخص پیامبر ص به عنوان رئیس حکومت اسلامی در زمینه مصالح جامعه مسلمین صادر می کند. بنا بر این آنها در نجواهای خود هر گونه عمل خلاف را مطرح می کردند، اعم از اعمالی که در رابطه با خودشان بود یا دیگران و یا حکومت اسلامی و شخص پیامبر ص. تعبیر به“یعودون”و“یتناجون”که به صورت فعل مضارع آمده است نشان می دهد که این کار را پیوسته تکرار می کردند، و قصدشان ایجاد ناراحتی در قلوب مؤمنان بود. به هر حال، آیه فوق به عنوان یک اخبار غیبی پرده از روی اعمال خلاف آنها برداشت، و خط انحرافی آنان را فاش کرد. در ادامه این سخن به یکی دیگر از اعمال خلاف منافقان و یهود اشاره کرده، می افزاید: “و هنگامی که نزد تو می آیند تحیتی می گویند که خداوند چنان تحیتی به تو نگفته است” (وَ إِذٰا جٰاؤُکَ حَیَّوْکَ بِمٰا لَمْ یُحَیِّکَ بِهِ اللّٰهُ) . “حیوک”از ماده“تحیت”در اصل از“حیات”گرفته شده، و به معنی دعا کردن برای سلامت و حیات دیگری است. منظور از“تحیت الهی”در این آیه همان جمله السلام علیک (یا “سلام اللّٰه علیک”) می باشد که شبیه آن در آیات قرآن در مورد پیامبران ص: 432 و بهشتیان و غیر آنها کرارا آمده است: از جمله در آیه 181 سوره صافات می خوانیم: وَ سَلاٰمٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ “سلام بر تمام رسولان پروردگار”. و اما تحیتی که خداوند نگفته بود و مجاز نبود جمله“السام علیک” (مرگ بر تو، یا ملالت و خستگی بر تو) بوده است، این احتمال نیز وجود دارد که اشاره به تحیت عصر جاهلیت باشد که می گفتند: “انعم صباحا” (صحبت توأم با راحتی باد) و“انعم مساء”“عصرت توام با راحتی باد”بی آنکه در کلام خود توجهی به خدا کنند و از او سلامت و خیر برای طرف مقابل بطلبند. این امر گرچه در جاهلیت معمول بود اما تحریم آن ثابت نیست و تفسیر آیه فوق به آن بعید است. سپس می افزاید: آنها نه فقط مرتکب این گناهان بزرگ می شوند، بلکه آن چنان از باده غرور سرمست هستند که“در دل می گویند اگر اعمال ما بد است و خدا می داند پس چرا ما را به خاطر گفته هایمان کیفر نمی دهد”؟! (وَ یَقُولُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ لَوْ لاٰ یُعَذِّبُنَا اللّٰهُ بِمٰا نَقُولُ) . به این ترتیب هم عدم ایمان خود را به نبوت پیامبر ص ثابت کردند و هم عدم ایمان به احاطه علمی خداوند. ولی قرآن در یک جمله کوتاه به آنها چنین پاسخ می گوید: “جهنم برای آنها کافی است و نیازی به مجازات دیگر نیست، همان جهنمی که به زودی وارد آن می شوند و چه بد جایگاهی است” (حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ یَصْلَوْنَهٰا فَبِئْسَ الْمَصِیرُ) . البته این تعبیر نفی عذاب دنیوی را در باره آنها نمی کند، ولی این حقیقت را آشکارا می گوید که اگر هیچ کیفری جز عذاب جهنم نباشد برای آنها کفایت می کند و کیفر همه اعمال خود را یک جا در دوزخ خواهند دید. * و از آنجا که مؤمنان نیز گهگاه به خاطر ضرورتها یا تمایلاتی به نجوی

ص: 433

می پرداختند در آیه بعد روی سخن را به آنها کرده، و برای اینکه در این کار آلوده به گناهان منافقان و یهود نشوند می فرماید: “ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که نجوی می کنید به گناه و تعدی و معصیت رسول خدا نجوی نکنید، محتوای نجوای شما باید پاک و الهی باشد، به کارهای نیک و تقوی نجوی کنید” (یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا تَنٰاجَیْتُمْ فَلاٰ تَتَنٰاجَوْا بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ وَ مَعْصِیَهِ الرَّسُولِ وَ تَنٰاجَوْا بِالْبِرِّ وَ التَّقْویٰ) .

“و از مخالفت خدا بپرهیزید، همان خدایی که بازگشت و جمع همه شما به سوی او است” (وَ اتَّقُوا اللّٰهَ الَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ) .

از این تعبیر به خوبی استفاده می شود که اصل نجوی اگر در میان مؤمنان باشد، سوء ظنی بر نیانگیزد، و تولید نگرانی نکند و محتوای آن توصیه به نیکیها و خوبیها باشد مجاز است.

ولی هر گاه از کسانی همچون یهود و منافقان سر زند که هدفشان آزار مؤمنان پاکدل است نفس این عمل زشت و حرام است تا چه رسد به اینکه محتوای آن نیز شیطانی باشد.

* لذا در آیه بعد که آخرین آیه مورد بحث است می افزاید: “نجوی تنها از ناحیه شیطان می باشد” (إِنَّمَا النَّجْویٰ مِنَ الشَّیْطٰانِ) . “تا مؤمنان ناراحت و غمگین شوند” (لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا) . “ولی باید بدانند که شیطان جز به اذن پروردگار نمی تواند به مؤمنان زیان برساند” (وَ لَیْسَ بِضٰارِّهِمْ شَیْئاً إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ) . چرا که هر مؤثری در عالم هستی است تاثیرش به فرمان خدا است، حتی سوزاندن آتش و برندگی شمشیر که اگر جلیل نهی کند حتی فرمان خلیل را نمی برند. ص: 434 “بنا بر این مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند، و از هیچ چیز جز او نترسند و بر غیر او دل ننهند” (وَ عَلَی اللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ) . آنها با روح توکل و اعتماد بر خدا به خوبی می توانند بر تمام این مشکلات پیروز شوند و نقشه های پیروان شیطان را نقش بر آب کنند و توطئه های آنها را در هم بکوبند. *

نکته ها:

اشاره

1-انواع نجوی و سخنان در گوشی

این عمل از نظر فقه اسلامی احکام مختلفی بر حسب اختلاف شرائط دارد، و به اصطلاح به احکام خمسه تقسیم می شود، یعنی گاه حرام است و این در صورتی است که موجب اذیت و آزار و هتک حیثیت مسلمانی گردد (همانگونه که در آیات فوق به آن اشاره شده بود) و چنین نجوایی نجوای شیطانی است که هدفش غمگین ساختن مؤمنان است.

در مقابل گاه حکم وجوب به خود می گیرد، و این در صورتی است که مساله سری لازمی در میان باشد که افشای آن خطرناک، و عدم ذکر آن نیز موجب تضییع حق و یا خطری برای اسلام و مسلمین است.

و گاه متصف به استحباب می شود و آن در جایی است که انسان برای انجام کارهای نیک و بر و تقوی به سراغ آن رود، و همچنین حکم کراهت و اباحه.

ولی اصولا هر گاه هدف مهمتری در کار نباشد نجوی کردن کار پسندیده ای نیست، و بر خلاف آداب مجلس است زیرا نوعی بی اعتنایی یا بی اعتمادی نسبت به دیگران محسوب می شود لذا در حدیثی از پیغمبر اکرم ص می خوانیم:

اذا کنتم ثلاثه فلا یتناجی اثنان دون صاحبهما، فان ذلک یحزنه: “هنگامی که سه نفر باشید دو نفر از شما جدای از شخص سوم به نجوی نپردازد چرا که

ص: 435

این امر نفر سوم را غمگین می کند” (1) .

(1)

در حدیث دیگری از ابو سعید (خدری) می خوانیم که می گوید: ما برای اجرای دستورات پیامبر ص در شبها که گاهی مطلب لازمی پیش می آید به تناوب در نزدیکی اقامتگاه آن حضرت مراقب بودیم، یک شب عده زیادی گرد هم آمده بودند و آهسته سخن می گفتیم، پیامبر ص بیرون آمد و فرمود: ما هذه النجوی؟ ا لم تنهوا عن النجوی؟ : “این سخنان در گوشی چیست؟ آیا شما از نجوی نهی نشده اید”؟! (2) .

(2)

از روایات متعددی نیز استفاده می شود که شیطان برای غمگین ساختن مؤمنان از هر وسیله ای استفاده می کند، نه فقط از نجوی بلکه گاه در عالم خواب صحنه هایی در برابر چشم او مجسم می کند که موجب اندوه او شود و دستور داده شده است که مؤمنان در اینگونه موارد با پناه بردن به ذات پاک خدا و توکل بر او اینگونه القائات شیطانی را از خود دور کنند (3) .

(3)

* 2-تحیت الهی کدام است؟ معمولا هنگام ورود در مجالس مردم به یکدیگر سخنانی که حاکی از احترام و محبت است می گویند و آن را“تحیت”می نامند، از آیات فوق استفاده می شود که تحیت نیز باید جنبه الهی داشته باشد، همانگونه که همه آداب و رسوم معاشرت باید چنین باشد، در تحیت علاوه بر احترام و اکرام طرف مقابل باید ص: 436 1- 1) “تفسیر مجمع البیان”ذیل آیات مورد بحث، و“در المنثور”جلد 6 صفحه 184 -“اصول کافی”جلد 2 صفحه 483 (باب المناجاه) حدیث 1 و 2. 2- 2) “در المنثور”جلد 6 صفحه 184. 3- 3) برای آگاهی از این روایات به تفسیر نور الثقلین جلد 5 صفحه 261 و 262 (حدیث 31 و 32) مراجعه شود. یادی از خدا نیز دیده شود، همانگونه که در سلام سلامتی طرف را از خداوند تقاضا می کنیم. در تفسیر“علی بن ابراهیم”ذیل آیات مورد بحث آمده است که جمعی از یاران پیامبر ص هنگامی که نزد او می آمدند“انعم صباحا، و انعم مساء” (صحبت توأم با راحتی باد، یا عصرت توام با راحتی باد) می گفتند، و این تحیت عصر جاهلیت بود، قرآن از این کار نهی کرد و رسول خدا به آنها فرمود: خداوند به ما تحیتی بهتر از آن دستور داده که آن تحیت اهل بهشت است“السلام علیکم” (1) که به معنی سلام اللّٰه علیکم می باشد. (1) امتیاز سلام اسلامی در این است که از یک سو توأم با ذکر خدا است، و از سوی دیگر در آن سلامت همه چیز اعم از دین و ایمان و جسم و جان مطرح است، نه تنها راحتی و رفاه و آسایش (2) . (2) در باره حکم تحیت و سلام و آداب آن ذیل آیه 86 سوره نساء بحث مشروحی داشته ایم (به جلد 4 تفسیر نمونه صفحه 41 به بعد مراجعه شود) . *

ص: 437

1- 1) همان مدرک حدیث 30.

2- 2) در کتاب“بلوغ الارب فی معرفه احوال العرب”بحث مشروحی در باره تحیت عرب در جاهلیت و تفسیر جمله“انعم صباحا و مساء”آورده است (جلد 2 صفحه 192) .

nemoone/مجادله/آیات_8_تا_10.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki