User Tools

Site Tools


nemoone:مجادله:آیات_20_تا_22

[سوره المجادله (58) : آیات 20 تا 22]

اشاره

إِنَّ اَلَّذِینَ یُحَادُّونَ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ أُولٰئِکَ فِی اَلْأَذَلِّینَ (20) کَتَبَ اَللّٰهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِی إِنَّ اَللّٰهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ (21) لاٰ تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ یُوٰادُّونَ مَنْ حَادَّ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کٰانُوا آبٰاءَهُمْ أَوْ أَبْنٰاءَهُمْ أَوْ إِخْوٰانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولٰئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ اَلْإِیمٰانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا رَضِیَ اَللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولٰئِکَ حِزْبُ اَللّٰهِ أَلاٰ إِنَّ حِزْبَ اَللّٰهِ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ (22)

ترجمه:

20-کسانی که با خدا و رسولش دشمنی می کنند آنها در زمره ذلیل ترین افرادند.

21-خداوند چنین مقرر داشته که من و رسولانم پیروز می شویم چرا که خداوند قوی و شکست ناپذیر است.

22-هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز قیامت دارد نمی یابی که با دشمنان خدا و رسولش

ص: 464

دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان آنها باشند، آنها کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه قلوبشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده، آنها را در باغهایی از بهشت داخل می کند که نهرها از زیر درختانش جاری است، جاودانه در آن می مانند خدا از آنها خشنود و آنها نیز از خدا خشنودند آنها حزب الله اند بدانید حزب اللّٰه پیروز است.

تفسیر:

حزب اللّٰه پیروز است!

در آیات گذشته سخن از منافقان و دشمنان خدا و بخشی از صفات و نشانه های آنها بود.

در ادامه همین بحث در این آیات که آخرین آیات سوره مجادله است نشانه های دیگری از آنها را مطرح می کند، و سرنوشت حتمی آنها را که شکست و نابودی است روشن می سازد.

نخست می فرماید“کسانی که با خدا و رسولش دشمنی می کنند آنها در زمره ذلیل ترین افرادند” (إِنَّ الَّذِینَ یُحَادُّونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ أُولٰئِکَ فِی الْأَذَلِّینَ) (1) .

(1)

* آیه بعد در حقیقت دلیلی است برای این معنی، می فرماید: “خدا چنین مقرر داشته که من و رسولانم پیروز می شویم” (کَتَبَ اللّٰهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِی) . “چرا چنین نباشد، در حالی که خداوند قوی و شکست ناپذیر است” (إِنَّ اللّٰهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ) . ص: 465 1- 1) “یحادون”از ماده“محاده”به معنی“مبارزه مسلحانه و غیر مسلحانه” و یا به معنی“ممانعت است” (ذیل آیه 5 همین سوره توضیح بیشتری در این باره داده ایم) . به همان اندازه که خداوند قدرتمند است دشمنانش ضعیف و ذلیلند، و اگر می بینیم در آیه قبل تعبیر به“اذلین” (ذلیل ترین افراد) شده دلیلش همین بوده است. تعبیر به“کتب” (نوشته است) تاکیدی است بر قطعی بودن این پیروزی، و جمله“لاغلبن”با“لام تاکید”و“نون تاکید ثقلیه”نشانه مؤکد بودن این پیروزی است به گونه ای که هیچ جای شک و تردید برای هیچکس نداشته باشد. این شبیه همان چیزی است که در آیه 173-171 سوره“صافات”آمده است، وَ لَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنٰا لِعِبٰادِنَا الْمُرْسَلِینَ- إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ- وَ إِنَّ جُنْدَنٰا لَهُمُ الْغٰالِبُونَ: “وعده قطعی ما برای بندگان مرسل ما از قبل مسلم شده که آنها یاری می شوند، و لشکر ما در تمام صحنه ها پیروزند”! در طول تاریخ این پیروزی فرستادگان الهی در چهره های گوناگونی نمایان شده: در عذابهای مختلفی همچون طوفان نوح، و صاعقه عاد و ثمود، و زلزله های ویرانگر قوم لوط، و مانند آن، و در پیروزی در جنگهای مختلف، مانند غزوات“بدر”و“حنین”و فتح“مکه”و سایر غزوات پیامبر اسلام ص. و از همه مهمتر در پیروزی منطقی آنها بر مکاتب شیطانی و دشمنان حق و عدالت بوده است، و از اینجا پاسخ سؤال کسانی که می گویند: اگر این وعده قطعی است پس چرا بسیاری از رسولان الهی و امامان معصوم ع و مؤمنان راستین را شهید کردند و هرگز پیروز نشدند؟!روشن می شود. این ایراد کنندگان در حقیقت معنی“پیروزی”را درست تشخیص نداده اند، فی المثل ممکن است تصور کنند امام حسین ع در کربلا شکست خورد، زیرا خود و یارانش شهید شدند، در حالی که می دانیم او به هدف نهائیش که رسوایی بنی امیه و بنیان گذاردن مکتب آزادگی، و درس دادن به همه آزادگان جهان بود رسید، و هم اکنون به عنوان سرور شهیدان عالم (سید الشهداء) و سر سلسله ص: 466 آزادگان جهان انسانیت، بر افکار قشر عظیمی از انسانها با پیروزی حکومت می کند (1) . (1) این نیز لازم به یادآوری است که همین حکم، یعنی پیروزی قطعی، طبق وعده خداوند در مورد پیروان خط انبیاء و اولیاء نیز ثابت است، یعنی پیروزی آنها نیز از سوی خدا تضمین شده است، چنان که در آیه 51 مؤمن می خوانیم: إِنّٰا لَنَنْصُرُ رُسُلَنٰا وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیٰاهِ الدُّنْیٰا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهٰادُ: “ما قطعا رسولان خود و کسانی را که ایمان آورده اند در زندگی دنیا و روزی که گواهان بپا می خیزند (روز رستاخیز) یاری می دهیم”، مسلما هر کس را خدا یاری دهد پیروز است. ولی نباید فراموش کرد که این وعده حتمی خداوند بی قید و شرط نیست، شرط آن ایمان و آثار ایمان است، شرط آن این است که سستی به خود راه ندهند، و از مشکلات نهراسند و غمگین نشوند، چنان که در آیه 139 آل عمران می فرماید: وَ لاٰ تَهِنُوا وَ لاٰ تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ. شرط دیگر آن این است که دگرگونیها را از خود شروع کنند چرا که خداوند نعمتهای هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی دهد مگر تغییری در خود آنها پیدا شود، ذٰلِکَ بِأَنَّ اللّٰهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَهً أَنْعَمَهٰا عَلیٰ قَوْمٍ حَتّٰی یُغَیِّرُوا مٰا بِأَنْفُسِهِمْ (انفال 53) . باید دست به رشته محکم الهی بزنند و صفوف خود را متحد کنند، نیروهای خود را بسیج نمایند، نیات را خالص گردانند و مطمئن باشند دشمن هر قدر قوی و نیرومند و آنها هر قدر به ظاهر کم جمعیت و کم توان باشند سرانجام با جهاد ص: 467 1- 1) برای توضیح بیشتر در این زمینه به تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 187 به بعد، ذیل آیه 171“صافات”مراجعه فرمائید. و کوشش و توکل بر پروردگار پیروز می شوند. جمعی از مفسران شان نزولی برای آیه فوق ذکر کرده اند که: گروهی از مسلمانان هنگامی که فتح بعضی از آبادیهای حجاز را دیدند گفتند به زودی خداوند روم و ایران را برای ما نیز فتح خواهد کرد، منافقان گفتند: تصور می کنید ایران و روم مانند بعضی از روستاهای حجازند که شما آنها را فتح کردید؟ آیه فوق نازل شد و این پیروزی را به آنها وعده داد! * در آخرین آیه مورد بحث که آخرین آیه از سوره مجادله، و از کوبنده ترین آیات قرآن است، به مؤمنان هشدار می دهد که جمع میان“محبت خدا”و “محبت دشمنان خدا”در یک دل ممکن نیست، و باید از میان این دو یکی را برگزینند، اگر راستی مؤمنند باید از دوستی دشمنان خدا بپرهیزند و الا ادعای مسلمانی نکنند می فرماید: “هیچ گروهی را که ایمان به خدا و روز قیامت دارد نمی یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان آنها باشند” (لاٰ تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوٰادُّونَ مَنْ حَادَّ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کٰانُوا آبٰاءَهُمْ أَوْ أَبْنٰاءَهُمْ أَوْ إِخْوٰانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ) .

آری در یک دل دو محبت متضاد نمی گنجد، و آنها که دم از هر دو می زنند یا ضعیف الایمانند، و یا منافق، و لذا می بینیم که در غزوات اسلامی در صف مخالف جمعی از بستگان و خویشاوندان مسلمین بودند، ولی چون خطشان را از خط الهی جدا کرده، و به صفوف دشمنان حق پیوسته بودند، با آنها پیکار کردند، و حتی جمعی از آنها را کشتند.

محبت پدران و فرزندان و برادران و اقوام بسیار خوب است، و نشانه زنده

ص: 468

بودن عواطف انسانی است، اما هنگامی که این محبت رو در روی محبت خدا قرار گیرد ارزش خود را از دست می دهد.

البته افراد مورد علاقه انسان تنها این چهار گروه که در آیه ذکر شده اند نمی باشد، ولی اینها نزدیکترین افراد انسانند، و با توجه به آنها حال بقیه نیز روشن می شود.

لذا در آیه مورد بحث سخنی از همسران و اموال و تجارت و خانه های مورد علاقه به میان نیامده، در حالی که“در آیه 24 سوره توبه”همه اینها مورد توجه قرار گرفته، می فرماید: “ قُلْ إِنْ کٰانَ آبٰاؤُکُمْ وَ أَبْنٰاؤُکُمْ وَ إِخْوٰانُکُمْ وَ أَزْوٰاجُکُمْ وَ عَشِیرَتُکُمْ وَ أَمْوٰالٌ اقْتَرَفْتُمُوهٰا وَ تِجٰارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسٰادَهٰا وَ مَسٰاکِنُ تَرْضَوْنَهٰا أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهٰادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّٰی یَأْتِیَ اللّٰهُ بِأَمْرِهِ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ:

“بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قبیله شما، و اموالی که به دست آورده اید، و تجارتی که از کسادش می ترسید، و مساکن مورد علاقه شما، در نظرتان از خدا و پیامبرش و جهاد در راه او محبوبتر است در انتظار این باشید که خدا عذابش را بر شما نازل کند، خدا جمعیت نافرمانبردار را هدایت نمی کند”.

دلیل دیگر عدم ذکر امور دیگر در آیه مورد بحث ممکن است شان نزولهایی باشد که برای آیه ذکر کرده اند، از جمله اینکه”حاطب بن ابی بلتعه“نامه ای به اهل مکه نوشت و به آنها هشدار داد که ممکن است رسول خدا ص برای فتح مکه حرکت کند، هنگامی که این مساله برملا شد عذر آورد که من اقوامی در مکه در چنگال کفار دارم خواستم به مردم مکه خدمتی کنم تا اقوامم در امان باشند! (1) .

(1)

ص: 469

1- 1) “مجمع البیان”جلد 9 صفحه 255.

بعضی نیز گفته اند: آیه در باره”عبد اللّٰه بن ابی“نازل شده که فرزندی با ایمان داشت، روزی دید پیامبر ص آب می نوشد عرض کرد کمی از آب را در ظرف بگذارید تا به پدرم بدهم شاید خدا قلبش را پاک کند، هنگامی که نیم خورده آب نوشیدنی پیامبر ص را برای او آورد او از نوشیدن خودداری کرد و حتی جمله بسیار زشت و زننده و توهین آمیزی نسبت به رسول اللّٰه ص گفت، پسرش نزد پیامبر ص آمد و اجازه قتل پدر را خواست، پیامبر ص اجازه نداد و فرمود: با او مدارا کن (ولی در دل از اعمال او بیزار باش) .

سپس به پاداشهای بزرگ این گروه که قلبشان به طور کامل در اختیار عشق خدا است پرداخته، و پنج موضوع را که بعضی به صورت امداد و توفیق است، و بعضی به صورت نتیجه و سرانجام کار بیان می کند:

در بیان قسمت اول و دوم می فرماید: “آنها کسانی هستند که خدا خط ایمان را بر صفحه قلوبشان نوشته، و با روحی از ناحیه خودش آنان را تقویت فرموده است” (أُولٰئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمٰانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ) .

بدیهی است این امداد و لطف الهی هرگز با اصل آزادی اراده و اختیار انسان منافات ندارد، چرا که گامهای نخستین یعنی”ترک محبت دشمنان خدا“ از سوی خود آنان برداشته شده، سپس امدادهای الهی به صورت”استقرار ایمان“ که از آن تعبیر به”کتابت“و نوشتن شده به سراغ آنان می آید.

آیا این روح الهی که خداوند مؤمنان را با آن تایید می کند تقویت پایه های ایمان است یا دلائل عقلی یا قرآن و یا فرشته بزرگ خدا که روح نام دارد؟ احتمالات و تفسیرهای مختلفی ذکر شده ولی جمع میان همه اینها نیز امکان پذیر است خلاصه این روح یک نوع حیات معنوی جدید است که خداوند بر مؤمنان افاضه می کند.

و در سومین مرحله می فرماید: “خداوند آنها را در باغهایی از بهشت

ص: 470

داخل می کند که نهرها از زیر درختان و قصورش جاری است، و جاودانه در آن می مانند” (وَ یُدْخِلُهُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا) .

و در چهارمین مرحله می افزاید: “خداوند از آنها خشنود است و آنها نیز از خدا خشنودند” (رَضِیَ اللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ) .

در برابر مواهب مادی قیامت و جنات و حور و قصور این بزرگترین پاداش روحانی است که به این گروه از مؤمنان داده می شود، آنها احساس می کنند که خدا از آنان راضی است و این رضایت مولا و معبودشان که آنها را پذیرفته، و در کنف حمایت خویش قرار داده، و بر بساط قربش آنها را نشانده، لذتبخش ترین احساسی است که به آنها دست می دهد، و نتیجه اش خشنودی کامل آنها از خدا است.

آری هیچ نعمتی به پایه این خشنودی دو جانبه نمی رسد، و این کلیدی است برای مواهب و نعمتهای دیگر، چرا که وقتی خدا از کسی خشنود باشد هر چه تقاضا کند به او می دهد که او هم کریم است و هم قادر و توانا.

چه تعبیر جالبی؟ می فرماید”هم خدا از آنها راضی است و هم آنها از خدا راضی“یعنی مقامشان به قدری بالا رفته است که نامشان در کنار نام خدا، و رضایتشان در کنار رضایت او قرار گرفته است.

و در آخرین مرحله به صورت یک اعلام عمومی که حاکی از نعمت و موهبت دیگری است می فرماید: “آنها حزب الله اند، بدانید حزب اللّٰه پیروز است” (أُولٰئِکَ حِزْبُ اللّٰهِ أَلاٰ إِنَّ حِزْبَ اللّٰهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) .

نه تنها پیروزی در سرای دیگر و نیل به انواع نعمتهای مادی و معنوی در قیامت، بلکه همانگونه که در آیات قبل نیز آمد در این دنیا نیز به لطف الهی بر دشمنان پیروزند، و در پایان جهان نیز حکومت حق و عدالت در دست آنها است.

ص: 471

*نکته ها: اشاره 1-نشانه اصلی حزب اللّٰه و حزب شیطان در دو آیه از قرآن مجید اشاره به”حزب اللّٰه“شده (آیه مورد بحث و آیه 56 سوره مائده) و در یک آیه اشاره به”حزب شیطان“، در هر دو مورد که از حزب خدا سخن می گوید روی مساله”حب فی اللّٰه و بغض فی اللّٰه“ و ولایت اولیای حق تکیه کرده است، در آیه سوره مائده بعد از بیان مساله “ولایت”و حکم به وجوب اطاعت خدا و اطاعت رسول و آن کس که در حال نماز زکات پرداخته (امیر مؤمنان علی ع) می فرماید: وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّٰهِ هُمُ الْغٰالِبُونَ. در آیات مورد بحث نیز روی قطع رابطه دوستی از دشمنان خدا تکیه می کند، بنا بر این خط حزب اللّٰه همان خط ولایت و بریدن از غیر خدا و پیامبر و اوصیای او است. در مقابل به هنگام توصیف”حزب شیطان“که در آیات قبل در همین سوره به آن اشاره شده، بارزترین نشانه های آنها را همان نفاق و دشمنی با حق و فراموشی یاد خدا و دروغ و نیرنگ می شمرد. قابل توجه این است که در یک مورد می گوید: ” فَإِنَّ حِزْبَ اللّٰهِ هُمُ الْغٰالِبُونَ “و در مورد دیگر می فرماید: ” أَلاٰ إِنَّ حِزْبَ اللّٰهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ “ و با توجه به اینکه”فلاح“نیز همراه با پیروزی و غلبه بر دشمن است هر دو آیه به یک معنی باز می گردد، با این قید که”فلاح و رستگاری“مفهومی عمیقتر از مفهوم”غلبه و پیروزی“دارد، چرا که وصول به هدف را نیز مشخص می کند. و بر عکس حزب شیطان را به زیانکاری و شکست و ناکامی در برنامه ها ص: 472 و بازماندن از مقصد توصیف می نماید. مساله ولایت به معنی خاص، و حب فی اللّٰه و بغض فی اللّٰه به معنی عام، مساله ای است که در روایات اسلامی روی آن تاکید فراوان شده است، تا آنجا که سلمان فارسی به امیر مؤمنان علی ع عرض می کند: هر زمان خدمت پیامبر ص رسیدم دست بر شانه من زد و اشاره به تو کرد و فرمود: “ای سلمان این مرد و حزبش پیروزند”! ( یا ابا الحسن ما اطلعت علی رسول اللّٰه الا ضرب بین کتفی و قال یا سلمان هذا و حزبه هم المفلحون) (1) . (1) و در مورد دوم یعنی ولایت عامه در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام ص می خوانیم: ود المؤمن للمؤمن فی اللّٰه من اعظم شعب الایمان: “دوستی مؤمن نسبت به مؤمن برای خدا از مهمترین شعبه های ایمان است” (2) . (2) و در حدیث دیگری آمده است که”خداوند به موسی وحی فرستاد آیا هرگز عملی برای من انجام داده ای؟ عرض کرد: آری برای تو نماز خوانده ام، روزه گرفته ام، انفاق کرده ام، و به یاد تو بوده ام، فرمود: اما نماز برای تو نشانه حق است، و روزه سپر آتش، و انفاق سایه ای در محشر، و ذکر نور است، کدام عمل را برای من بجا آورده ای ای موسی؟!عرض کرد: خداوندا خودت مرا در این مورد راهنمایی فرما، فرمود: هل والیت لی ولیا؟ و هل عادیت لی عدوا قط؟ فعلم موسی ان افضل الاعمال الحب فی اللّٰه و البغض فی اللّٰه! “آیا هرگز به خاطر من کسی را دوست داشته ای؟ و به خاطر من کسی را دشمن داشته ای؟ اینجا بود که موسی دانست برترین اعمال حب فی اللّٰه و بغض فی اللّٰه ص: 473 1- 1) این حدیث را تفسیر برهان از کتب اهل سنت نقل کرده است (برهان جلد 4 صفحه 312) . 2- 2) اصول کافی جلد 2 باب حب فی اللّٰه حدیث 3. است (دوستی برای خدا و دشمنی برای خدا) (1) . (1) و در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم که فرمود: لا یمحض رجل الایمان باللّٰه حتی یکون اللّٰه احب الیه من نفسه و ابیه و امه و ولده و اهله و ماله و من الناس کلهم: “هیچکس ایمانش به خدا خالص نمی شود مگر آن زمانی که خداوند در نظرش محبوبتر از جانش و پدر و مادر و فرزند و خانواده و مالش و همه مردم باشد” (2) . (2) روایات در این رابطه، هم در جانب مثبت (دوستی دوستان خدا) و هم در طرف منفی (دشمنی با دوستان خدا) بسیار است که ذکر همه آنها به طول می انجامد، بهتر است این سخن را با حدیث پر معنای دیگری از امام باقر ع پایان دهیم، فرمود: اذا اردت ان تعلم ان فیک خیرا، فانظر الی قلبک فان کان یحب اهل طاعه اللّٰه عز و جل و یبغض اهل معصیته ففیک خیر، و اللّٰه یحبک، و اذا کان یبغض اهل طاعه اللّٰه، و یحب اهل معصیته، لیس فیک خیر، و اللّٰه یبغضک، و المرء مع من احب: “اگر بخواهی بدانی آدم خوبی هستی نگاهی به قلبت کن، اگر اهل طاعت خدا را دوست داری، و اهل معصیتش را دشمن، بدان آدم خوبی هستی، و خدا تو را دوست دارد، و اگر اهل طاعتش را دشمن داری و اهل معصیتش را دوست، چیزی در تو نیست، و خدا تو را دشمن دارد، و انسان همیشه با کسی است که او را دوست دارد”! (3) . (3) *

2-پاداش”حب فی اللّٰه“و”بغض فی اللّٰه“

چنان که در آیات فوق دیدیم خداوند برای کسانی که عشق او را بر همه چیز مقدم شمرند و هر علاقه ای را تحت الشعاع علاقه به او قرار دهند، دوستان او را

ص: 474

1- 1 و 2) سفینه البحار جلد 1 صفحه 201.

2- 3) همان مدرک.

3-

دوست دارند و دشمنان او را دشمن، پنج پاداش بزرگ مقرر داشته که سه پاداشش را در همین جهان به آنها می دهد و دو پاداش را در قیامت.

نخستین موهبت در این جهان، استقرار و ثبات ایمان آنها است، چنان نقش ایمان را بر قلوبشان می زند که دست حوادث و طوفانهای زندگی نتواند آن را محو سازد، و از این گذشته با روح تازه ای آنها را تایید و تقویت می کند، و در مرحله سوم آنها را در حزب خویش جای می دهد و بر دشمنان پیروز می سازد.

در آخرت نیز بهشت جاویدان با تمام نعمتهایش در اختیار آنها قرار می دهد، و علاوه بر آن، خشنودی مطلق خویش را از آنان اعلام می دارد.

در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم:

ما من مؤمن الا و لقلبه اذنان فی جوفه: اذن ینفث فیها الوسواس الخناس!و اذن ینفث فیها الملک! فیؤید اللّٰه المؤمن بالملک، فذلک قوله وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ: “هر مؤمنی قلبش دو گوش دارد، گوشی که در آن”وسواس خناس”می دمد، و گوشی که فرشته در آن می دمد، خداوند مؤمن را به وسیله فرشته تقویت می کند، و این همان است که می فرماید: “ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ” (1) .

(1)

و در حدیث دیگری از امام باقر ع در تفسیر کلام پیامبر گرامی اسلام ص که می فرماید: اذا زنی الرجل فارقه روح الایمان (هنگامی که انسان زنا کند روح ایمان در آن حال از او جدا می شود) آمده است: این روح ایمان همان است که خداوند در قرآن فرموده: وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ (2) از احادیث فوق، گستردگی معنی“روح ایمان”و شمول آن نسبت به فرشته و مرتبه عالی روح انسانی روشن می شود، در ضمن این حقیقت را نیز نشان

(2)

ص: 475

1- 1) “کافی” (مطابق نقل تفسیر المیزان جلد 19 صفحه 288) .

2- 2) همان مدرک.

می دهد که با وجود این مرحله از روح ایمان انسان آلوده گناهانی همچون زنا و شرب خمر و امثال آن نمی شود.

***خداوندا!اگر این روح ایمان را به ما عنایت کنی بزرگترین لطف را در حق این بندگان ضعیفت فرموده ای و دیگر غمی ندارند.

پروردگارا!ما را به دوستی دوستانت و دشمنی دشمنانت موفق دار، و از دوستی با دشمنانت و دشمنی با دوستانت بر کنار فرما! بار الها!تو وعده پیروزی به مؤمنان راستین داده ای و آنها را حزب اللّٰه شمرده ای، اجازه ورود در این حزب را به ما مرحمت فرما و پیروزیت را شامل حال ما گردان (آمین رب العالمین) .

پایان سوره مجادله جمعه 8 شعبان 1406

ص: 476

nemoone/مجادله/آیات_20_تا_22.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki