User Tools

Site Tools


nemoone:مائده:آیات_101_تا_102

[سوره المائده (5) : آیات 101 تا 102]

اشاره

یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیٰاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْهٰا حِینَ یُنَزَّلُ اَلْقُرْآنُ تُبْدَ لَکُمْ عَفَا اَللّٰهُ عَنْهٰا وَ اَللّٰهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ (101) قَدْ سَأَلَهٰا قَوْمٌ مِنْ قَبْلِکُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهٰا کٰافِرِینَ (102)

ترجمه:

101-ای کسانی که ایمان آورده اید از مسائلی سؤال نکنید که اگر برای شما آشکار گردد شما را ناراحت می کند، و اگر به هنگام نزول قرآن از آنها سؤال کنید برای شما آشکار می شود، خداوند آنها را بخشیده (و از آن صرف نظر کرده) است و خداوند آمرزنده و حلیم است.

102-جمعی از پیشینیان از آنها سؤال کردند و سپس به مخالفت با آن برخاستند، (ممکن است شما هم چنان سرنوشتی پیدا کنید) .

ص: 95

شان نزول:

در شان نزول آیات فوق در منابع حدیث و تفسیر اقوال مختلفی دیده می شود، ولی آنچه با آیات فوق و تعبیرات آن سازگارتر است شان نزولی است که در تفسیر مجمع البیان از علی بن ابی طالب ع نقل شده است که“روزی پیامبر ص خطبه ای خواند و دستور خدا را درباره حج بیان کرد شخصی بنام عکاشه-و بروایتی سراقه- گفت آیا این دستور برای هر سال است، و همه سال باید حج بجا بیاوریم؟ پیامبر ص به سؤال او پاسخ نگفت، ولی او لجاجت کرد، و دو بار، و یا سه بار، سؤال خود را تکرار نمود، پیامبر ص فرمود: وای بر تو چرا اینهمه اصرار می کنی اگر در جواب تو بگویم بلی، حج در همه سال بر همه شما واجب می شود و اگر در همه سال واجب باشد توانایی انجام آن را نخواهید داشت و اگر با آن مخالفت کنید گناهکار خواهید بود، بنا بر این ما دام که چیزی به شما نگفته ام روی آن اصرار نورزید زیرا (یکی از) اموری که باعث هلاکت (بعضی از) اقوام گذشته شد این بود که لجاجت و پر حرفی می کردند و از پیامبرشان زیاد سؤال می نمودند، بنا بر این هنگامی که به شما دستوری می دهم به اندازه توانایی خود آن را انجام دهید (اذا امرتکم من شیء فاتوا منه ما استطعتم) و هنگامی که شما را از چیزی نهی می کنم خودداری کنید”آیات فوق نازل شد و آنها را از این کار باز داشت (1) .

(1)

اشتباه نشود منظور از این شان نزول-همانطور که در تفسیر آیه خواهیم گفت- این نیست که راه سؤال و پرسش و فراگیری مطالب را بروی مردم ببندد زیرا

ص: 96

1- 1) تفسیر“مجمع البیان”و تفسیر“در المنثور”و“المنار”در ذیل آیه مورد بحث با تفاوتهایی این شان نزول را نقل کرده اند.

قرآن در آیات خود صریحا دستور می دهد که مردم آنچه را نمی دانند از اهل اطلاع بپرسند“ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ ” (1) .

(1)

بلکه منظور سؤالهای نابجا و بهانه گیریها و لجاجتهایی است که غالبا سبب مشوب شدن اذهان مردم، و موجب مزاحمت گوینده، و پراکندگی رشته سخن و برنامه او می گردد.

تفسیر:

اشاره

سؤالات بیجا!

شک نیست که سؤال کردن کلید فهم حقائق است، و به همین دلیل کسانی که کمتر می پرسند کمتر می دانند، و در آیات و روایات اسلامی نیز به مسلمانان دستور اکید داده شده است که هر چه را نمی دانند بپرسند، ولی از آنجا که هر قانونی معمولا استثنایی دارد، این اصل اساسی تعلیم و تربیت نیز استثنایی دارد و آن اینکه گاهی پاره ای از مسائل پنهان بودنش برای حفظ نظام اجتماع و تامین مصالح افراد بهتر است در اینگونه موارد جستجوها و پرسشهای پی در پی، برای پرده برداشتن، از روی واقعیت، نه تنها فضیلتی نیست بلکه مذموم و ناپسند نیز می باشد، مثلا غالب پزشکان صلاح این می دانند که بیماریهای سخت و وحشتناک را از شخص بیمار مکتوم دارند، گاهی تنها اطرافیان را در جریان می گذارند، با این قید که از بیمار پنهان دارند، زیرا تجربه نشان داده، بیشتر مردم اگر از عمق بیماری خود آگاه شوند گرفتار وحشتی می گردند که اگر کشنده نباشد لا اقل بهبودی را به تاخیر می اندازد.

در اینگونه موارد بیمار هرگز نباید در برابر طبیب دلسوز خود به سؤال و اصرار بپردازد. زیرا اصرارهای مکرر او گاهی چنان میدان را بر طبیب تنگ

ص: 97

1- 1) سوره نحل آیه 43.

می کند که برای آسودگی خود و رسیدگی به سایر بیماران جز این نمی بیند که حقیقت را برای این“بیمار لجوج”آشکار سازد اگر چه او از این رهگذر زیانهایی ببیند.

همچنین مردم در همکاریهای خود نیاز به خوش بینی دارند و برای حفظ این سرمایه بزرگ صلاح این است که از تمام جزئیات حال یکدیگر با خبر نباشند، زیرا بالآخره هر کس نقطه ضعفی دارد، و فاش شدن تمام نقطه های ضعف، همکاری های افراد را مواجه با اشکال می کند، مثلا ممکن است یک فرد با شخصیت و مؤثر تصادفا در یک خانواده پست و پائین متولد شده باشد، اکنون اگر سابقه او فاش شود، ممکن است آثار وجودی او در جامعه متزلزل گردد در این گونه موارد به هیچوجه نباید افراد، اصراری داشته باشند و به جستجو برخیزند.

و یا اینکه بسیاری از نقشه ها و طرحهای مبارزات اجتماعی باید تا هنگام عمل مکتوم باشد و اصرار در افشای آنها ضربه ای بر موفقیت و پیروزی اجتماع است.

اینها و امثال آن مواردی است که سؤال کردن در آن صحیح نیست و رهبران تا در فشار زیاد قرار نگیرند، نباید آنها را پاسخ گویند.

قرآن در آیه فوق به این موضوع اشاره کرده، صریحا می گوید: “ای کسانی که ایمان آورده اید از اموری که افشای آنها باعث ناراحتی و دردسر شما می شود پرسش نکنید” (یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیٰاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ) .

ولی از آنجا که سؤالات پی در پی از ناحیه افراد و پاسخ نگفتن به آنها ممکن است موجب شک و تردید برای دیگران گردد و مفاسد بیشتری به بار آورد اضافه می کند“اگر در اینگونه موارد زیاد اصرار کنید بوسیله آیات قرآن بر شما افشاء می شود”و به زحمت خواهید افتاد (وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْهٰا حِینَ یُنَزَّلُ الْقُرْآنُ

ص: 98

تُبْدَ لَکُمْ

) .

و اینکه افشا کردن اینها را به زمان نزول قرآن اختصاص می دهد به خاطر آن است که سؤالات مربوط به مسائلی بوده که می بایست از طریق وحی روشن گردد.

سپس اضافه می کند: “تصور نکنید اگر خداوند از بیان پاره ای از مسائل سکوت کرده است از آن غفلت داشته بلکه می خواسته است شما را در توسعه قرار دهد و آنها را بخشوده است، و خداوند بخشنده حلیم است” (عَفَا اللّٰهُ عَنْهٰا وَ اللّٰهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ) .

در حدیثی از علی ع می خوانیم:

ان اللّٰه افترض علیکم فرائض فلا تضیعوها و حد لکم حدودا فلا تعتدوها و نهی عن اشیاء فلا تنتهکوها و سکت لکم عن اشیاء و لم یدعها نسیانا فلا تتکلفوها: “خداوند واجباتی برای شما قرار داده آنها را ضایع می کنید، و حدود و مرزهایی تعیین کرده از آنها تجاوز ننمائید و از اموری نهی کرده در برابر آنها پرده دری نکنید، و از اموری ساکت شده و صلاح در کتمان آن دیده و هیچگاه این کتمان از روی نسیان نبوده، در برابر اینگونه امور، اصراری در افشاء نداشته باشید” (1) .

(1)

سؤال:

ممکن است گفته شود اگر افشای این امور بر خلاف مصلحت مردم است چرا با اصرار افشا می شود؟

پاسخ:

دلیل آن همان است که در بالا اشاره کردیم که گاهی اگر رهبر در مقابل

ص: 99

1- 1) مجمع البیان ذیل آیه فوق.

سؤالات پی در پی و مصرانه سکوت کند، مفاسد دیگری ببار می آورد، سوءظن هایی بر می انگیزد و باعث مشوب شدن اذهان مردم می شود، همانطور که اگر طبیب در برابر سؤالات پی در پی مریض، سکوت اختیار کند گاهی ممکن است بیمار را، در اصل تشخیص بیماری بوسیله طبیب، به تردید اندازد، و تصور کند که اصولا بیماری او ناشناخته مانده و دستورات او را به کار نبندد، در اینجا طبیب چاره ای جز از افشای بیماری ندارد، اگر چه بیمار از این رهگذر دردسرهایی پیدا کند. در آیه بعد برای تاکید این مطلب می گوید: بعضی از اقوام پیشین، این گونه سؤالات را داشتند و به دنبال پاسخ آنها به مخالفت و عصیان برخاستند (قَدْ سَأَلَهٰا قَوْمٌ مِنْ قَبْلِکُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهٰا کٰافِرِینَ) .

در اینکه این اشاره کلی درباره اقوام پیشین مربوط به کدامیک از آنها است میان مفسران بحث است:

بعضی احتمال داده اند مربوط به درخواست مائده آسمانی از مسیح ع وسیله شاگردان بوده که بعد از تحقق یافتن آن بعضی به مخالفت برخاستند، و بعضی احتمال داده اند مربوط به تقاضای معجزه از حضرت صالح ع بوده است، ولی ظاهرا تمام این احتمالات اشتباه است، زیرا آیه درباره سؤال به معنی“پرسش” و کشف مجهول سخن می گوید، نه سؤال به معنی“تقاضا”و درخواست چیزی گویا استعمال کلمه“سؤال”در هر دو معنی باعث چنین اشتباهی شده است.

ولی ممکن است مراد، جمعیت بنی اسرائیل بوده باشد که چون مامور به ذبح گاوی برای تحقیق درباره جنایتی شدند (که شرح آن در جلد اول صفحه 209 گذشت) موسی را سؤال پیچ کرده و از جزئیات گاو که هرگز دستور خاصی در مورد آن نداشتند پی در پی پرسش کردند، به همین جهت کار را بر خود آن چنان سخت کردند که بدست آوردن چنان گاوی آن قدر مشکل و پر هزینه شد که نزدیک بود از آن صرفنظر کنند.

ص: 100

در معنی جمله أَصْبَحُوا بِهٰا کٰافِرِینَ دو احتمال وجود دارد نخست اینکه مراد از“کفر”، عصیان و مخالفت بوده باشد همانطور که در بالا اشاره کردیم، و دیگر اینکه کفر به معنی معروف آن بوده باشد، زیرا گاهی شنیدن پاسخهای ناراحت کننده که بر ذهن شنونده سنگین آید، سبب می شود که به انکار اصل موضوع و صلاحیت گوینده بپاخیزد مثل اینکه گاهی شنیدن یک پاسخ ناراحت کننده از ناحیه طبیب، سبب می شود که بیمار عکس العمل از خود نشان دهد و صلاحیت او را انکار کند و این تشخیص را فی المثل ناشی از پیری و خرفت شدن پزشک معرفی کند! در پایان این بحث تکرار نکته ای را که در آغاز گفتیم لازم می دانیم که آیه های فوق به هیچوجه راه سؤالات منطقی و آموزنده و سازنده را به روی مردم نمی بندد، بلکه منحصرا مربوط به سؤالات نابجا و جستجو از اموری است که نه تنها مورد نیاز نیست بلکه مکتوم ماندن آن بهتر و حتی گاهی لازم است.

ص: 101

nemoone/مائده/آیات_101_تا_102.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki