User Tools

Site Tools


nemoone:لقمان:آیات_16_تا_19

[سوره لقمان (31) : آیات 16 تا 19]

اشاره

یٰا بُنَیَّ إِنَّهٰا إِنْ تَکُ مِثْقٰالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فِی صَخْرَهٍ أَوْ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ أَوْ فِی اَلْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اَللّٰهُ إِنَّ اَللّٰهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ (16) یٰا بُنَیَّ أَقِمِ اَلصَّلاٰهَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اِنْهَ عَنِ اَلْمُنْکَرِ وَ اِصْبِرْ عَلیٰ مٰا أَصٰابَکَ إِنَّ ذٰلِکَ مِنْ عَزْمِ اَلْأُمُورِ (17) وَ لاٰ تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنّٰاسِ وَ لاٰ تَمْشِ فِی اَلْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ کُلَّ مُخْتٰالٍ فَخُورٍ (18) وَ اِقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَ اُغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ اَلْأَصْوٰاتِ لَصَوْتُ اَلْحَمِیرِ (19)

ترجمه:

16-پسرم!اگر باندازه سنگینی دانه خردلی (عمل نیک یا بد) باشد و در دل سنگی یا در گوشه ای از آسمانها و زمین قرار گیرد خداوند آن را (در قیامت برای حساب) می آورد، خداوند دقیق و آگاه است.

17-پسرم!نماز را بر پا دار، و امر به معروف و نهی از منکر کن، و در برابر مصائبی که به تو می رسد با استقامت و شکیبا باش که این از کارهای مهم و اساسی است.

ص: 50

18- (پسرم!) با بی اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست ندارد.

19- (پسرم!) در راه رفتن اعتدال را رعایت کن، از صدای خود بکاه (و هرگز فریاد مزن) که زشت ترین صداها صدای خران است.

تفسیر:

همچون کوه بایست و با مردم خوشرفتاری کن!

نخستین اندرز لقمان پیرامون مساله توحید و مبارزه با شرک بود، دومین اندرز او در باره حساب اعمال و معاد است که حلقه“مبدء”و“معاد”را تکمیل می کند.

می گوید: “پسرم!اگر اعمال نیک و بد، حتی به اندازه سنگینی خردلی باشد، در درون صخره ای یا در گوشه ای از آسمان یا درون زمین جای گیرد، خدا آن را در دادگاه قیامت حاضر می کند، و حساب آن را می رسد چرا که خداوند دقیق و آگاه است” (یٰا بُنَیَّ إِنَّهٰا إِنْ تَکُ مِثْقٰالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فِی صَخْرَهٍ أَوْ فِی السَّمٰاوٰاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللّٰهُ إِنَّ اللّٰهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ) .

“خردل”گیاهی است که دارای دانه های سیاه بسیار کوچکی است که در کوچکی و حقارت ضرب المثل می باشد.

اشاره به اینکه اعمال نیک و بد هر قدر کوچک و کم ارزش، و هر قدر مخفی و پنهان باشد، همانند خردلی که در درون سنگی در اعماق زمین، یا در گوشه ای از آسمانها مخفی باشد، خداوند لطیف و خبیر که از تمام موجودات کوچک و بزرگ و صغیر و کبیر در سراسر عالم هستی آگاه است آن را برای حساب، و پاداش و کیفر حاضر می کند، و چیزی در این دستگاه گم نمی شود! ضمیر در“انها”به“حسنات و سیئات و اعمال نیک و بد”باز می گردد (1) .

(1)

ص: 51

1- 1) بعضی احتمال داده اند که ضمیر فوق ضمیر شان و قصه باشد، و یا به مفهوم شرک باز گردد و هر دو احتمال بعید است.

توجه به این آگاهی پروردگار از اعمال انسان، و محفوظ ماندن همه نیکیها و بدیها در کتاب علم پروردگار و نابود نشدن چیزی در این عالم هستی، خمیرمایه همه اصلاحات فردی و اجتماعی است و نیروی محرک قوی به سوی خیرات و باز دارنده مؤثر از شرور و بدیها است.

ذکر“سماوات”و“ارض”بعد از بیان“صخره”در حقیقت از قبیل ذکر عام بعد از خاص است.

در حدیثی که در“اصول کافی”از“امام باقر” ع نقل شده می خوانیم:

اتقوا المحقرات من الذنوب، فان لها طالبا، یقول احدکم اذنب و استغفر، ان اللّٰه عز و جل یقول وَ نَکْتُبُ مٰا قَدَّمُوا وَ آثٰارَهُمْ وَ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنٰاهُ فِی إِمٰامٍ مُبِینٍ، و قال عز و جل: إِنَّهٰا إِنْ تَکُ مِثْقٰالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فِی صَخْرَهٍ أَوْ فِی السَّمٰاوٰاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللّٰهُ إِنَّ اللّٰهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ:

“از گناهان کوچک بپرهیزید چرا که سرانجام کسی از آن باز خواست می کند، گاهی بعضی از شما می گویند ما گناه می کنیم و به دنبال آن استغفار می نمائیم، در حالی که خداوند عز و جل می گوید: ما تمام آنچه آنها از پیش فرستاده اند و همچنین آثارشان را، و همه چیز را در لوح محفوظ احصا کرده ایم، و نیز فرموده: اگر اعمال نیک و بد حتی به اندازه سنگینی دانه خردلی باشد در دل صخره ای یا در گوشه ای از آسمان یا اندرون زمین، خدا آن را حاضر می کند چرا که خداوند لطیف و خبیر است” (1) . *بعد از تحکیم پایه های مبدء و معاد که اساس همه اعتقادات مکتبی است به مهمترین اعمال یعنی مساله نماز پرداخته، می گوید: (1) “پسرم نماز را بر پا دار” (یٰا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاٰهَ) . ص: 52 1- 1) نور الثقلین جلد 4 صفحه 204. چرا که نماز مهمترین پیوند تو با خالق است، نماز قلب تو را بیدار و روح تو را مصفی، و زندگی تو را روشن می سازد. آثار گناه را از جانت می شوید، نور ایمان را در سرای قلبت پرتوافکن می دارد، و تو را از فحشاء و منکرات باز می دارد. بعد از برنامه نماز به مهمترین دستور اجتماعی یعنی“امر به معروف و نهی از منکر”پرداخته می گوید: “مردم را به نیکیها و معروف دعوت کن و از منکرات و زشتیها باز دار” (وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ) . و بعد از این سه دستور مهم عملی به مساله صبر و استقامت که در برابر ایمان همچون سر نسبت به تن است، پرداخته می گوید: “در برابر مصائب و مشکلاتی که بر تو وارد می شود، صابر و شکیبا باش که این از وظائف حتمی و کارهای اساسی هر انسانی است” (وَ اصْبِرْ عَلیٰ مٰا أَصٰابَکَ إِنَّ ذٰلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ) . مسلم است که در همه کارهای اجتماعی مخصوصا در برنامه امر به معروف و نهی از منکر، مشکلات فراوانی وجود دارد، و سود پرستان سلطه جو، و گنهکاران آلوده و خودخواه، به آسانی تسلیم نمی شوند، و حتی در مقام اذیت و آزار، و متهم ساختن آمران به معروف و ناهیان از منکر بر می آیند که بدون صبر و استقامت و شکیبایی هرگز نمی توان بر این مشکلات پیروز شد. “عزم”به معنی اراده محکم است و تعبیر به“عزم الامور”در اینجا یا به معنی کارهایی است که دستور مؤکد از سوی پروردگار به آن داده شده است و یا کارهایی که انسان باید نسبت به آن عزم آهنین و تصمیم راسخ داشته باشد، و هر کدام از این دو معنی باشد اشاره به اهمیت آنست. تعبیر“ذلک”اشاره به صبر و شکیبایی است و این احتمال نیز وجود دارد که به همه اموری که در آیه فوق ذکر شده، از جمله نماز و امر به معروف و نهی ص: 53 از منکر، باز گردد، ولی در بعضی دیگر از آیات قرآن این تعبیر بعد از مساله صبر مطرح شده که احتمال اول را تقویت می کند. *سپس لقمان به مسائل اخلاقی در ارتباط با مردم و خویشتن پرداخته، نخست تواضع و فروتنی و خوشرویی را توصیه کرده می گوید: “با بی اعتنایی از مردم روی مگردان” (وَ لاٰ تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنّٰاسِ) .

“و مغرورانه بر روی زمین راه مرو” (وَ لاٰ تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً) .

“چرا که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست نمی دارد” (إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ کُلَّ مُخْتٰالٍ فَخُورٍ) .

“تصعر”از ماده“صعر”در اصل یک نوع بیماری است که به شتر دست می دهد و گردن خود را کج می کند.

“مرح” (بر وزن فرح) به معنی غرور و مستی ناشی از نعمت است.

“مختال”از ماده“خیال”، و“خیلاء”به معنی کسی است که با یک سلسله تخیلات و پندارها خود را بزرگ می بیند.

“فخور”از ماده“فخر”به معنی کسی است که نسبت به دیگران فخر فروشی می کند (تفاوت“مختال”و“فخور”در این است که اولی اشاره به تخیلات کبرآلود ذهنی است، و دومی به اعمال کبر آمیز خارجی است) .

و به این ترتیب لقمان حکیم در اینجا از دو صفت بسیار زشت ناپسند که مایه از هم پاشیدن روابط صمیمانه اجتماعی است اشاره می کند: یکی تکبر و بی اعتنایی، و دیگر غرور و خودپسندی است که هر دو در این جهت مشترکند که انسان را در عالمی از توهم و پندار و خود برتر بینی فرو می برند، و رابطه او را از دیگران قطع می کنند.

مخصوصا با توجه به ریشه لغوی“صعر”روشن می شود که این گونه صفات

ص: 54

یک نوع بیماری روانی و اخلاقی است، یک نوع انحراف در تشخیص و تفکر است، و گر نه یک انسان سالم از نظر روح و روان هرگز گرفتار اینگونه پندارها و تخیلات نمی شود.

ناگفته پیدا است که منظور“لقمان”، تنها مساله روی گرداندن از مردم و یا راه رفتن مغرورانه نیست، بلکه منظور مبارزه با تمام مظاهر تکبر و غرور است اما از آنجا که این گونه صفات قبل از هر چیز خود را در حرکات عادی و روزانه نشان می دهد، انگشت روی این مظاهر خاص گذارده است. *در آیه بعد دو برنامه دیگر اخلاقی را که جنبه اثباتی دارد-در برابر دو برنامه گذشته که جنبه نفی داشت-بیان کرده می گوید: “پسرم!در راه رفتنت اعتدال را رعایت کن” (وَ اقْصِدْ فِی مَشْیِکَ) . “و در سخن گفتنت نیز رعایت اعتدال نما و از صدای خود بکاه و فریاد مزن” (وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ) . “چرا که زشت ترین صداها صدای خران است”! (إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْوٰاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ) (1) (2) . (1) (2) در واقع در این دو آیه از دو صفت، نهی، و به دو صفت، امر شده: “نهی”از“خود برتر بینی”، و“خودپسندی”، که یکی سبب می شود انسان نسبت به بندگان خدا تکبر کند، و دیگری سبب می شود که انسان خود را در حد کمال پندارد، و در نتیجه درهای تکامل را بروی خود ببندد هر چند خود را با ص: 55 1- 1) “حمیر”جمع“حمار”به معنی خر است. 2- 2) “انکر”افعل تفضیل است و گر چه معمولا افعل تفضیل در مورد مفعول نمی آید ولی در باب عیوب به طور نادر این صیغه آمده است (“انکر”افعل تفضیل از“منکر” است) . دیگری مقایسه نکند. گر چه این دو صفت غالبا توأمند، و ریشه مشترک دارند ولی گاه از هم جدا می شوند. و“امر”به رعایت اعتدال در“عمل”و“سخن”، زیرا تکیه روی اعتدال در راه رفتن یا آهنگ صدا در حقیقت به عنوان مثال است. و براستی کسی که این صفات چهارگانه را دارد انسان موفق و خوشبخت و پیروزی است، در میان مردم محبوب، و در پیشگاه خدا عزیز است. قابل توجه اینکه ممکن است در محیط زندگی ما صداهایی ناراحت کننده تر از صدای خران باشد (مانند صدای کشیده شدن بعضی از قطعات فلزات به یکدیگر که انسان به هنگام شنیدنش احساس می کند، گوشت اندامش فرو می ریزد!) ولی بدون شک این صداها جنبه عمومی و همگانی ندارد. بعلاوه ناراحت کننده بودن با زشت تر بودن فرق دارد، آنچه به راستی از صداهای معمولی که انسان می شنود از همه زشتتر است همان صدای الاغ می باشد، که نعره ها و فریادهای مغروران و ابلهان به آن تشبیه شده است. نه تنها زشتی از نظر بلندی صدا و طرز آن، بلکه گاه به جهت بی دلیل بودن، چرا که به گفته بعضی از مفسران صدای حیوانات دیگر غالبا به واسطه نیازی است، اما این حیوان گاهی بی جهت و بدون هیچگونه نیاز و بی هیچ مقدمه فریاد را وقت و بی وقت سر می دهد! و شاید به همین دلیل است که در بعضی از روایات نقل شده که هر گاه صدای الاغ بلند می شود شیطانی را دیده است. بعضی گفته اند فریاد هر حیوانی تسبیح خدا است جز صدای الاغ! به هر حال از همه این سخنها که بگذریم زشت بودن این صدا از میان صداها نیاز به بحث و گفتگو ندارد. ص: 56 و اگر می بینیم در بعضی از روایات که از امام صادق ع نقل شده این آیه به عطسه ای که با صوت بلند ادا می شود، و یا داد و فریاد به هنگام سخن گفتن تفسیر گردیده در حقیقت بیان مصداق روشنی از آن است (1) . (1) *

نکته ها:

اشاره

1-آداب راه رفتن

درست است که راه رفتن مساله ساده ای است، اما همین مساله ساده می تواند بیانگر حالات درونی و اخلاقی و احیانا نشانه شخصیت انسان بوده باشد، چرا که قبلا هم گفته ایم روحیات و خلقیات انسان در لابلای همه اعمال او منعکس می شود و گاه یک عمل کوچک حاکی از یک روحیه ریشه دار است.

و از آنجا که اسلام تمام ابعاد زندگی را مورد توجه قرار داده در این زمینه نیز چیزی را فروگزار نکرده است.

در حدیثی از رسول خدا ص می خوانیم:

من مشی علی الارض اختیالا لعنه الارض، و من تحتها، و من فوقها!: “کسی که از روی غرور و تکبر، روی زمین راه رود زمین، و کسانی که در زیر زمین خفته اند، و آنها که روی زمین هستند، همه او را لعنت می کنند”! (2) .

(2)

باز در حدیث دیگری از پیامبر اکرم ص می خوانیم:

نهی ان یختال الرجل فی مشیه و قال من لبس ثوبا فاختال فیه خسف اللّٰه به من شفیر جهنم و کان قرین قارون لانه اول من اختال! “پیامبر از راه رفتن مغرورانه و متکبرانه نهی کرد و فرمود: کسی که لباسی بپوشد و با آن کبر بورزد، خداوند او را در کنار دوزخ به قعر زمین می فرستد

ص: 57

1- 1) “مجمع البیان”ذیل آیه مورد بحث.

2- 2) ثواب الاعمال و امالی صدوق (طبق نقل تفسیر نور الثقلین جلد 4 ص 207) .

و همنشین قارون خواهد بود، چرا که او نخستین کسی بود که غرور و کبر را بنیاد نهاد” (1) .

(1)

و نیز از امام صادق ع می خوانیم که فرمود: “خداوند ایمان را بر جوارح و اعضای انسان واجب کرده و در میان آنها تقسیم نموده است: از جمله بر پاهای انسان واجب کرده است که به سوی معصیت و گناه نرود، و در راه رضای خدا گام بر دارد. و لذا قرآن فرموده است: در زمین متکبرانه راه مرو… و نیز فرموده:

اعتدال را در راه رفتن رعایت کن” (2) .

(2)

در روایت دیگر این ماجرا از پیامبر گرامی اسلام ص نقل شده است که از کوچه ای عبور می فرمود: دیوانه ای را مشاهده کرد که مردم اطراف او را گرفته اند و به او نگاه می کنند فرمود:

علی ما اجتمع هؤلاء: “اینها برای چه اجتماع کرده اند”عرض کردند:

علی المجنون یصرع: “در برابر دیوانه ای که دچار صرع و حمله های عصبی شده است”.

پیامبر ص نگاهی به آنها کرد و فرمود:

ما هذا بمجنون الا اخبرکم بمجنون حق المجنون: “این دیوانه نیست، می خواهید دیوانه واقعی را به شما معرفی کنم”؟! عرض کردند آری ای رسول خدا.

فرمود:

ان المجنون: المتبختر فی مشیه، الناظر فی عطفیه، المحرک جنبیه بمنکبیه فذلک المجنون و هذا المبتلی: “دیوانه واقعی کسی است که متکبرانه گام بر می دارد، دائما به پهلوهای خود نگاه می کند، پهلوهای خود را به همراه شانه ها تکان می دهد” (و کبر و غرور از تمام وجود او می بارد) .

ص: 58

1- 1) ثواب الاعمال و امالی صدوق (طبق نقل تفسیر نور الثقلین جلد 4 ص 207) .

2- 2) “اصول کافی”جلد دوم صفحه 28 (باب ان الایمان مبثوث لجوارح البدن کلها) .

این دیوانه واقعی است اما آنکه دیدید بیمار است“! (1) * (1) 2-آداب سخن گفتن در اندرزهای لقمان اشاره ای به آداب سخن گفتن شده بود، و در اسلام باب وسیعی برای این مساله گشوده شده، از جمله اینکه: *تا سخن گفتن ضرورتی نداشته باشد سکوت از آن بهتر است. چنان که در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم: السکوت راحه للعقل: “سکوت مایه آرامش فکر است” (2) . (2) *و در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا ع آمده است من علامات الفقه: العلم و الحلم و الصمت، ان الصمت باب من ابواب الحکمه: “از نشانه های فهم و عقل، داشتن آگاهی و بردباری و سکوت است، سکوت دری از درهای حکمت است” (3) . (3) *ولی البته در روایات دیگر تاکید شده است، “در مواردی که سخن گفتن لازم است مؤمن باید هرگز سکوت نکند”“پیامبران به سخن گفتن دعوت شدند نه به سکوت”، “وسیله رسیدن به بهشت و رهایی از دوزخ، سخن گفتن به موقع است” (4) . (4) *

3-آداب معاشرت

آن قدر که در روایات اسلامی وسیله پیامبر ص و ائمه اهل بیت ع به مساله تواضع و حسن خلق و ملاطفت در برخوردها و ترک خشونت در معاشرت، اهمیت داده شده است به کمتر چیزی اهمیت داده شده.

ص: 59

1- 1) “بحار الانوار”ج 76 صفحه 57.

2- 2 و 3 و 4) وسائل جلد 8 صفحه 532.

3-

4-

بهترین و گویاترین دلیل در این زمینه خود روایات اسلامی است، که نمونه ای از آن را در اینجا از نظر می گذرانیم.

*شخصی نزد پیامبر ص آمد، عرض کرد

یا رسول اللّٰه اوصنی، فکان فیما اوصاه ان قال الق اخاک بوجه منبسط: “مرا سفارش کن، فرمود: برادر مسلمانت را با روی گشاده ملاقات کن” (1) .

(1)

*در حدیث دیگری از پیامبر ص می خوانیم:

ما یوضع فی میزان امرء یوم القیامه افضل من حسن الخلق!: “در روز قیامت چیزی برتر و بالاتر از حسن خلق در ترازوی عمل کسی نهاده نمی شود”! (2) .

(2)

*در حدیث دیگری از امام صادق ع آمده است:

البر و حسن الخلق یعمران الدیار و یزیدان فی الاعمار: “نیکو کاری و حسن خلق، خانه ها را آباد، و عمرها را زیاد می کند” (3) .

(3)

و نیز از رسول خدا ص نقل شده:

اکثر ما تلج به امتی الجنه تقوی اللّٰه و حسن الخلق: “بیشترین چیزی که سبب می شود امت من به خاطر آن وارد بهشت شوند تقوای الهی و حسن خلق است” (4) .

(4)

*در مورد تواضع و فروتنی نیز از علی ع می خوانیم:

زینه الشریف التواضع: “آرایش انسانهای با شرافت فروتنی است” (5) .

(5)

*و بالآخره در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم:

التواضع اصل کل خیر نفیس، و مرتبه رفیعه، و لو کان للتواضع لغه یفهمها الخلق لنطق عن حقایق ما فی مخفیات العواقب… و من تواضع للّٰه شرفه اللّٰه علی کثیر من عباده… و لیس للّٰه عز و جل عباده یقبلها و یرضاها الا و بابها التواضع:

ص: 60

1- 1) “بحار الانوار”جلد 74 صفحه 171.

2- 2 و 3 و 4) “اصول کافی”جلد 2 باب حسن الخلق صفحه 81 و 82.

3- 5) “بحار الانوار”جلد 75 صفحه 120.

4-

5-

“فروتنی ریشه هر خیر و سعادتی است، تواضع مقام والایی است، و اگر برای فروتنی زبان و لغتی بود که مردم می فهمیدند بسیاری از اسرار نهانی و عاقبت کارها را بیان می کرد…

کسی که برای خدا فروتنی کند، خدا او را بر بسیاری از بندگانش برتری می بخشد…

هیچ عبادتی نیست که مقبول درگاه خدا و موجب رضای او باشد مگر اینکه راه ورود آن فروتنی است” (1) .

(1)

***

ص: 61

1- 1) “بحار الانوار”جلد 75 صفحه 121.

nemoone/لقمان/آیات_16_تا_19.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki