User Tools

Site Tools


nemoone:لقمان:آیات_10_تا_11

[سوره لقمان (31) : آیات 10 تا 11]

اشاره

خَلَقَ اَلسَّمٰاوٰاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهٰا وَ أَلْقیٰ فِی اَلْأَرْضِ رَوٰاسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ وَ بَثَّ فِیهٰا مِنْ کُلِّ دٰابَّهٍ وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ اَلسَّمٰاءِ مٰاءً فَأَنْبَتْنٰا فِیهٰا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ (10) هٰذٰا خَلْقُ اَللّٰهِ فَأَرُونِی مٰا ذٰا خَلَقَ اَلَّذِینَ مِنْ دُونِهِ بَلِ اَلظّٰالِمُونَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ (11)

ترجمه:

10-آسمانها را بدون ستونی که قابل رؤیت باشد آفرید، و در زمین کوه هایی افکند تا شما را به لرزه در نیاورد، و از هر گونه جنبنده روی آن منتشر ساخت، و از آسمان آبی نازل کردیم، و به وسیله آن در روی زمین انواع گوناگونی از جفتهای گیاهان پر ارزش رویاندیم.

11-این آفرینش خداست، اما به من نشان دهید معبودانی که غیر او هستند چه چیز را آفریده اند؟ ولی ظالمان در گمراهی آشکارند.

تفسیر:

این آفرینش خدا است، دیگران چه آفریده اند؟

به دنبال بحثی که پیرامون قرآن، و ایمان به آن در آیات گذشته بود در دو آیه مورد بحث از دلائل توحید که یکی دیگر از اساسی ترین اصول اعتقادی است سخن می گوید.

در آیه نخست به پنج قسمت از آفرینش پروردگار که پیوند ناگسستنی با

ص: 28

هم دارند (آفرینش آسمان، و معلق بودن کرات در فضا و نیز آفرینش کوه ها برای حفظ ثبات زمین، و سپس آفرینش جنبندگان، و بعد از آن آب و گیاهان که وسیله تغذیه آنها است) اشاره می کند.

می فرماید: “خداوند آسمانها را بدون ستونی که قابل رؤیت باشد آفرید” (خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهٰا) .

“عمد” (بر وزن قمر) جمع“عمود”به معنی ستون است، و مقید ساختن آن به“ترونها”، دلیل بر این است که آسمان ستونهای مرئی ندارد، مفهوم این سخن آنست که ستونهایی دارد اما غیر قابل رؤیت نیست، و چنان که پیش از این هم در تفسیر سوره رعد گفته ایم، این تعبیر اشاره لطیفی است به قانون جاذبه و دافعه که همچون ستونی بسیار نیرومند اما نامرئی کرات آسمانی را در جای خود نگه داشته.

در حدیثی که“حسین بن خالد”از امام“علی بن موسی الرضا” ع نقل کرده به این معنی تصریح شده است، فرمود:

سبحان اللّٰه، ا لیس اللّٰه یقول بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهٰا؟ قلت بلی، فقال: ثم عمد و لکن لا ترونها: “منزه است خدا، آیا خداوند نمی فرماید بدون ستونی که آن را مشاهده کنید؟ راوی می گوید:

عرض کردم آری، فرمود: پس ستونهایی هست ولی شما آن را نمی بینید”! (1) و (2) .

(1)

(2)

به هر حال جمله فوق یکی از معجزات علمی قرآن مجید است که شرح بیشتر آن را در ذیل آیه 2 سوره رعد (جلد 10 صفحه 110) آوردیم.

سپس در باره فلسفه“آفرینش کوه ها”می گوید: “خداوند در زمین کوه هایی افکند تا شما را مضطرب و متزلزل نکند”

ص: 29

1- 1) “تفسیر برهان”جلد 2 صفحه 278.

2- 2) آنها که آیه فوق را دلیل بر نفی مطلق ستون گرفته اند مجبورند تقدیم و تاخیر در آیه قائل شوند و بگویند در اصل چنین بوده“خلق السماوات ترونها بغیر عمد”و این مسلما بر خلاف ظاهر است.

(وَ أَلْقیٰ فِی الْأَرْضِ رَوٰاسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ) (1) .

(1)

این آیه که نظائر فراوانی در قرآن دارد نشان می دهد که کوه ها وسیله ثبات زمینند، امروز از نظر علمی نیز این حقیقت ثابت شده که کوه ها از جهات متعددی مایه ثبات زمین هستند.

-از این نظر که ریشه های آنها به هم پیوسته و همچون زره محکمی، کره زمین را در برابر فشارهایی که از حرارت درونی ناشی می شود حفظ می کند، و اگر آنها نبودند زلزله های ویرانگر آن قدر زیاد بود که شاید مجالی به انسان برای زندگی نمی داد.

و از این نظر که این قشر محکم در برابر فشار جاذبه ماه و خورشید مقاومت می کند که اگر کوه ها نبود، جزر و مد عظیمی در پوسته خاکی زمین به وجود می آمد که بی شباهت به جزر و مد دریاها نبودند و زندگی را بر انسان ناممکن می ساخت.

-و از این نظر که فشار طوفانها را در هم می شکند، و تماس هوای مجاور زمین را به هنگام حرکت وضعی زمین به حد اقل می رساند و اگر آنها نبودند صفحه زمین همچون کویرهای خشک در تمام طول شب و روز صحنه طوفانهای مرگبار و بادهای در هم کوبنده بود (2) .

(2)

حال که نعمت آرامش آسمان به وسیله ستون نامرئیش، و آرامش زمین به وسیله کوه ها تامین شد نوبت به آفرینش موجودات زنده و آرامش آنها می رسد که در محیطی آرام بتوانند قدم به عرصه حیات بگذارند، می گوید: “و در روی زمین از هر جنبنده ای منتشر ساخت” (وَ بَثَّ فِیهٰا مِنْ کُلِّ دَابَّهٍ) .

ص: 30

1- 1) “تمید”از ماده“مید” (بر وزن صید) به معنی تزلزل و اضطراب اشیاء عظیم است، و جمله أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ در تقدیر“لئلا تمید بکم”بوده است.

2- 2) توضیح بیشتر در باره فوائد کوه ها را در جلد 10 صفحه 113 به بعد مطالعه فرمایند.

تعبیر به“ مِنْ کُلِّ دَابَّهٍ “، اشاره به تنوع حیات و زندگی در چهره های مختلف است از جنبندگانی که از کوچکی با چشم عادی دیده نمی شوند و سرتاسر محیط ما را پر کرده اند گرفته، تا جنبندگان غول پیکری که عظمت آنها انسان را در وحشت فرو می برد.

همچنین جنبندگان به رنگهای مختلف و چهره های کاملا متفاوت، آبزیان و هوا زیان، پرندگان و خزندگان، حشرات گوناگون و مانند آنها که هر کدام برای خود عالمی دارند، و مساله حیات را در صدها هزار آئینه منعکس می سازند.

اما پیدا است که این جنبندگان نیاز به آب و غذا دارند، لذا در جمله های بعد به این دو موضوع اشاره کرده می گوید: “از آسمان آبی فرستادیم و به وسیله آن در روی زمین، انواع گوناگونی از جفتهای گیاهان پر ارزش رویاندیم” (وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً فَأَنْبَتْنٰا فِیهٰا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ) .

به این ترتیب اساس زندگی همه جنبندگان، مخصوصا انسان را که آب و گیاه تشکیل می دهد بیان می کند، سفره ای است گسترده با غذاهای متنوع در سرتاسر روی زمین که هر یک از آنها از نظر آفرینش، دلیلی است بر عظمت و قدرت پروردگار.

قابل توجه اینکه در بیان آفرینش سه قسمت نخست، افعال به صورت غائب ذکر شده، ولی به مساله نزول باران و پرورش گیاهان که می رسد، افعال را به صورت متکلم بیان کرده می فرماید: ما از آسمان آبی فرستادیم، و ما در زمین گیاهانی رویاندیم”.

این خود یکی از فنون فصاحت است که به هنگام ذکر امور مختلف، آنها را در دو یا چند شکل متنوع بیان کنند تا شنونده هیچگونه احساس خستگی

ص: 31

نکنند، بعلاوه این تعبیر نشان می دهد که نزول باران و پرورش گیاهان مورد توجه خاصی بوده است.

این آیه بار دیگر به”زوجیت در جهان گیاهان“اشاره می کند که آن نیز از معجزات علمی قرآن است، چرا که در آن زمان، زوجیت (وجود جنس نر و ماده) در جهان گیاهان بطور گسترده ثابت نشده بود، و قرآن از آن پرده برداشت (شرح بیشتر پیرامون این مساله را می توانید در جلد 15 ذیل آیه 7 سوره شعراء مطالعه فرمائید) .

ضمنا توصیف زوجهای گیاهان به”کریم“اشاره به انواع مواهبی است که در آنها وجود دارد. *بعد از ذکر عظمت خداوند در جهان آفرینش، و چهره های مختلفی از خلقت روی سخن را به مشرکان کرده و آنها را مورد باز خواست قرار می دهد، می گوید: “این آفرینش خدا است، اما به من نشان دهید معبودانی که غیر او هستند چه چیز را آفریده اند”؟! (هٰذٰا خَلْقُ اللّٰهِ فَأَرُونِی مٰا ذٰا خَلَقَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ) . مسلما آنها نمی توانستند ادعا کنند هیچیک از مخلوقات این جهان مخلوق بتها هستند، بنا بر این آنها به توحید خالقیت معترف بودند، با اینحال چگونه می توانستند شرک در عبادت را توجیه کنند، چرا که توحید خالقیت دلیل بر توحید ربوبیت و یگانگی مدبر عالم، و آنهم دلیل بر توحید عبودیت است. لذا در پایان آیه، عمل آنها را منطبق بر ظلم و ضلال شمرده می گوید: “ولی ظالمان در گمراهی آشکارند” (بَلِ الظّٰالِمُونَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ) . می دانیم”ظلم“معنی گسترده ای دارد که شامل قرار دادن هر چیز در غیر ص: 32 محل می شود، و از آنجا که مشرکان عبادت و گاه تدبیر جهان را در اختیار بتها می گذاشتند مرتکب بزرگترین ظلم و ضلالت بودند. ضمنا تعبیر فوق اشاره لطیفی است به ارتباط”ظلم“و”ضلال“، زیرا هنگامی که انسان موقعیت موجودات عینی را در جهان نشناسد، یا بشناسد و رعایت نکند و هر چیز را در جای خویش نبیند، مسلما این ظلم سبب ضلالت و گمراهی او خواهد شد. *

ص: 33

nemoone/لقمان/آیات_10_تا_11.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki