User Tools

Site Tools


nemoone:ق:آیات_6_تا_11

[سوره ق (50) : آیات 6 تا 11]

اشاره

أَ فَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَی اَلسَّمٰاءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْنٰاهٰا وَ زَیَّنّٰاهٰا وَ مٰا لَهٰا مِنْ فُرُوجٍ (6) وَ اَلْأَرْضَ مَدَدْنٰاهٰا وَ أَلْقَیْنٰا فِیهٰا رَوٰاسِیَ وَ أَنْبَتْنٰا فِیهٰا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ (7) تَبْصِرَهً وَ ذِکْریٰ لِکُلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ (8) وَ نَزَّلْنٰا مِنَ اَلسَّمٰاءِ مٰاءً مُبٰارَکاً فَأَنْبَتْنٰا بِهِ جَنّٰاتٍ وَ حَبَّ اَلْحَصِیدِ (9) وَ اَلنَّخْلَ بٰاسِقٰاتٍ لَهٰا طَلْعٌ نَضِیدٌ (10) رِزْقاً لِلْعِبٰادِ وَ أَحْیَیْنٰا بِهِ بَلْدَهً مَیْتاً کَذٰلِکَ اَلْخُرُوجُ (11)

ترجمه:

6-آیا آنها به آسمانی که بالای سرشان است نگاه نکردند که چگونه ما آن را بنا کرده ایم؟ و چگونه به وسیله ستارگان زینت بخشیده ایم؟ و هیچ شکاف و ناموزونی در آن

ص: 232

نیست! 7-و زمین را گسترش دادیم، و در آن کوه های عظیمی افکندیم، و از هر نوع گیاه بهجت انگیز رویاندیم.

8-تا وسیله بینایی و بیداری برای هر بنده توبه کاری باشد.

9-و از آسمان آبی پر برکت فرستادیم و به وسیله آن باغها و دانه هایی را که درو می کنند رویاندیم.

10-و نخلهای بلند قامت که میوه های متراکم دارند.

11-همه اینها به منظور بخشیدن روزی به بندگان است، و به وسیله باران زمین مرده را زنده کردیم، آری زنده شدن مردگان نیز همین گونه است.

تفسیر:

لحظه ای به آسمان بنگرید!

این آیات هم چنان بحث“دلائل معاد”را دنبال می کند، گاه از طریق “قدرت بی انتهای حق”و گاه از“وجود صحنه های معاد در همین دنیا”کمک می گیرد.

نخست توجه منکران را به آفرینش آسمانها جلب کرده، می گوید: “آیا به آسمان در بالای سرشان نگاه نکردند که چگونه ما آن را بنا کرده ایم بی آنکه ستون و پایه ای داشته باشد؟!و چگونه آن را به وسیله ستارگان زینت بخشیده ایم در حالی که هیچ شکاف و ناموزونی در آن وجود ندارد”؟! (أَ فَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَی السَّمٰاءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْنٰاهٰا وَ زَیَّنّٰاهٰا وَ مٰا لَهٰا مِنْ فُرُوجٍ) .

منظور از نگاه کردن در اینجا نگاهی توأم با اندیشه و تفکر است که انسان را به قدرت عظیم خالق این آسمان پهناور و شگفتیهایش آشنا سازد که هم عظمت خیره کننده ای دارد، و هم زیبائیهای فراوان و هم استحکام و نظم و حساب.

ص: 233

جمله وَ مٰا لَهٰا مِنْ فُرُوجٍ (هیچ شکافی در آن نیست) یا به معنی عدم وجود نقص و عیب و ناموزونی است، چنان که بعضی از مفسران گفته اند، و یا به معنی عدم وجود شکاف در خصوص آسمانی است که اطراف زمین را احاطه کرده، و جو زمین نامیده می شود، و به گفته قرآن“سقف محفوظی”است (انبیاء-32) که راه را بر سنگهای آسمانی که به طور مداوم با سرعت سر سام آوری به سوی زمین می آید می بندد، و قبل از وصول به سطح زمین آنها را آتش می زند و خاکستر می کند، و همچنین از اشعه های کیهانی زیانبخش ممانعت به عمل می آورد.

و گرنه آسمان به معنی محل ستارگان یک فضای خالی است که این کرات در آن شناورند.

در اینجا احتمال سومی نیز وجود دارد و آن اینکه جمله بالا اشاره به نظریه وجود“اتر” (اثیر) باشد، مطابق این نظریه تمام عالم هستی و فواصل ستارگان پر است از ماده ای بی رنگ و بی وزن به نام“اتر”که حامل امواج نور است و آن را از نقطه ای به نقطه دیگر منتقل می کند، طبق این نظریه هیچ شکاف و فرجه ای در تمام عالم آفرینش نیست، و سیارات و ثوابت در“اتر” غوطه ورند.

البته این سه تفسیر با هم منافاتی ندارند، هر چند تفسیر سوم که متکی به فرضیه اتر می باشد قابل اعتماد نیست، چون موضوع اتر از نظر دانشمندان هنوز به طور قطع ثابت نشده است.

* سپس به عظمت آفرینش زمین پرداخته می افزاید: “و زمین را گسترش دادیم و در آن کوه های عظیمی افکندیم، و در آن از هر نوع و از هر جفت گیاه بهجت انگیز رویاندیم” (وَ الْأَرْضَ مَدَدْنٰاهٰا وَ أَلْقَیْنٰا فِیهٰا رَوٰاسِیَ وَ أَنْبَتْنٰا فِیهٰا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ) . ص: 234 آری آفرینش زمین از یک سو، گسترش آن (بیرون آمدن از زیر آب) از سوی دیگر، پیدایش کوه ها که ریشه های آن به هم پیوسته و همچون زرهی زمین را در برابر فشارهای درونی و برونی و جزر و مدهای حاصل از جاذبه ماه و خورشید حفظ می کند، از سوی سوم، و پیدایش انواع گیاهان با آن همه عجائب و زیبائیها از سوی چهارم همگی دلیل بر قدرت بی پایان او است (1) . (1) تعبیر به مِنْ کُلِّ زَوْجٍ اشاره به مساله زوجیت در عالم گیاهان است که در موقع نزول این آیات هرگز به عنوان یک اصل کلی کشف نشده بود و بعد از قرنها علم و دانش بشر پرده از روی آن برداشت، و یا به معنی اصناف و انواع مختلف گیاهان است، چرا که تنوع در عالم گیاهان فوق العاده زیاد و حیرت انگیز است. * در آیه بعد نتیجه گیری کرده، می گوید: “همه اینها را به منظور بینایی و بیداری بندگانی آفریدیم که می خواهند به سوی ما باز گردند”و حق را دریابند (تَبْصِرَهً وَ ذِکْریٰ لِکُلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ) (2) .

(2)

آری کسی که قدرت بر آفرینش آسمانها با آن همه عظمت و زیبایی، و زمین با اینهمه نعمت و جمال و نظم و حساب دارد، چگونه نمی تواند مردگان را بار دیگر لباس حیات بپوشاند، و قیامتی بر پا کند؟ آیا این قدرت عظیم خیره کننده دلیل روشنی بر امکان معاد نیست! * ص: 235 1- 1) در باره فوائد آفرینش کوه ها و همچنین گسترش زمین و زوجیت در عالم گیاهان بحث مشروحی در سوره رعد جلد دهم صفحه 113 به بعد (ذیل آیه 3) داشتیم. 2- 2) “تبصره”می تواند“مفعول له”بوده باشد، یا“مفعول مطلق”ولی احتمال اول مناسبتر است. “ذکری”نیز عطف بر آن است و همان معنی را می بخشد. در آیه بعد پایه استدلال دیگری را می نهد و می گوید: “و از آسمان، آبی پر برکت فرستادیم، و به وسیله آن باغها و دانه هایی را که درو می کنند رویاندیم” (وَ نَزَّلْنٰا مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً مُبٰارَکاً فَأَنْبَتْنٰا بِهِ جَنّٰاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِیدِ) . “جنات”در اینجا اشاره به باغهای میوه است، و“حب الحصید” (دانه های قابل درو) اشاره به حبوباتی همچون جو، گندم و مانند آن است که مواد اصلی غذای انسانها را تشکیل می دهد. * سپس می افزاید: “و همچنین نخلهای بلندقامتی که میوه های متراکم دارند” (وَ النَّخْلَ بٰاسِقٰاتٍ لَهٰا طَلْعٌ نَضِیدٌ) .

“باسقات”جمع“باسقه”به معنی مرتفع و بلند است و“طلع” به ثمره درخت خرما در آغاز ظهورش گفته می شود و“نضید”به معنی متراکم است، مخصوصا خوشه درخت خرما هنگامی که در درون غلاف قرار دارد کاملا روی یکدیگر سوار و متراکم است، و زمانی که از غلاف بیرون می آید بسیار اعجاب انگیز است.

* در پایان می گوید: “همه اینها را به منظور بخشیدن روزی به بندگان آفریدیم، و با این قطره های حیاتبخش باران زمین مرده را زنده کردیم، آری زنده شدن مردگان و خروج آنها از قبرها نیز همین گونه است”! (رِزْقاً لِلْعِبٰادِ وَ أَحْیَیْنٰا بِهِ بَلْدَهً مَیْتاً کَذٰلِکَ الْخُرُوجُ) (1) . (1) و به این ترتیب ضمن یاد آوری نعمتهای عظیمش به بندگان، و تحریک ص: 236 1- 1) در آیات دیگر نیز در این زمینه بحث شده است (به جلد 18 تفسیر نمونه صفحه 190 به بعد ذیل آیه 9 فاطر و صفحه 485 همین جلد 18 ذیل آیات آخر سوره یس مراجعه فرمائید) . حس شکرگزاری آنها در مسیر شناخت او، به آنها یاد آور می شود که شما نمونه معاد را همه سال در برابر چشمان خود در همین جهان می بینید، زمینهای مرده و خشک و خالی از هر گونه آثار زندگی بر اثر نزول قطرات باران به حرکت در می آیند، و غوغای رستاخیز را سر می دهند، از هر گوشه گیاهی می روید و“وحده لا شریک له”می گوید! این جنبش عظیم و حرکت به سوی حیات و زندگی در عالم گیاهان بیانگر این واقعیت است که آفریدگار عالم می تواند موجودات مرده را بار دیگر حیات بخشد چرا که“وقوع”چیزی اقوی دلیل بر“امکان”آن است. *

ص: 237

nemoone/ق/آیات_6_تا_11.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki