User Tools

Site Tools


nemoone:فرقان:آیات_3_تا_6

[سوره الفرقان (25) : آیات 3 تا 6]

اشاره

وَ اِتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَهً لاٰ یَخْلُقُونَ شَیْئاً وَ هُمْ یُخْلَقُونَ وَ لاٰ یَمْلِکُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لاٰ نَفْعاً وَ لاٰ یَمْلِکُونَ مَوْتاً وَ لاٰ حَیٰاهً وَ لاٰ نُشُوراً (3) وَ قٰالَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذٰا إِلاّٰ إِفْکٌ اِفْتَرٰاهُ وَ أَعٰانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جٰاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً (4) وَ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ اَلْأَوَّلِینَ اِکْتَتَبَهٰا فَهِیَ تُمْلیٰ عَلَیْهِ بُکْرَهً وَ أَصِیلاً (5) قُلْ أَنْزَلَهُ اَلَّذِی یَعْلَمُ اَلسِّرَّ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ إِنَّهُ کٰانَ غَفُوراً رَحِیماً (6)

ترجمه:

3-آنها غیر از خداوند معبودانی برای خود برگزیدند، و معبودانی که چیزی را نمی آفرینند بلکه خودشان مخلوقند، مالک زیان و سود خود نیستند و نه مالک مرگ و حیات و رستاخیزشان.

4-و کافران گفتند این فقط دروغی است که او ساخته و گروهی او را بر این کار یاری داده اند آنها (با این سخن) ظلم و دروغ بزرگی را مرتکب شدند.

ص: 16

5-و گفتند این همان افسانه های پیشینیان است که وی آن را رونویس کرده، و هر صبح و شام بر او املا می شود.

6-بگو: کسی آن را نازل کرده است که اسرار آسمانها و زمین را می داند، او غفور و رحیم بوده و هست.

تفسیر:

تهمتهای رنگارنگ.

این آیات در حقیقت دنباله ای است برای بحثی که در آیات گذشته در مورد مبارزه با شرک و بت پرستی، و سپس ادعاهای بی پایه بت پرستان در باره بتها، و اتهاماتشان درباره قرآن و شخص پیامبر ص آمده است.

آیه نخست مشرکان را در واقع به محاکمه می کشد و برای برانگیختن و جدان آنها، با منطقی روشن و ساده و در عین حال قاطع و کوبنده سخن می گوید می فرماید: “آنها خدایانی غیر از پروردگار عالم که اوصافش قبلا گذشت، انتخاب کردند، خدایانی که مطلقا خالق چیزی نیستند، بلکه خودشان مخلوقند” (وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَهً لاٰ یَخْلُقُونَ شَیْئاً وَ هُمْ یُخْلَقُونَ) .

معبود حقیقی، خالق عالم هستی است، در حالی که آنها درباره بتها چنین ادعایی را نداشتند بلکه آنها را“مخلوق”خدا می دانستند.

وانگهی انگیزه آنها برای پرستش بتها چه می تواند باشد؟ “بتهایی که حتی مالک سود و زیان خود و مالک مرگ و حیات و رستاخیز خویش نیستند”تا چه رسد به دیگران (وَ لاٰ یَمْلِکُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لاٰ نَفْعاً وَ لاٰ یَمْلِکُونَ مَوْتاً وَ لاٰ حَیٰاهً وَ لاٰ نُشُوراً) .

اصولی که برای انسان اهمیت دارد همین پنج امر است: مساله سود و زیان و مرگ و زندگی و رستاخیز.

براستی اگر کسی مالک اصلی این امور نسبت به ما باشد شایسته پرستش

ص: 17

است، اما آیا این بتها هرگز قادر بر این امور در مورد خودشان هستند تا چه رسد به اینکه عابدان خود را بخواهند در این جهات زیر پوشش حمایت خویش قرار دهند؟ این چه منطق رسوایی است که انسان به دنبال موجودی بیفتد و سر بر آستان آن بگذارد که هیچگونه اختیاری از خود در مورد خویشتن ندارد تا چه رسد به دیگران؟! این بتها نه تنها در این دنیا مشکلی را برای بندگان خود حل نمی کند که در قیامت نیز کاری از آنها ساخته نیست.

این تعبیر نشان می دهد که این گروه از مشرکان که مخاطب در این آیات هستند معاد را به نوعی پذیرفته بودند (هر چند معاد روحانی نه جسمانی) یا اینکه قرآن حتی با عدم اعتقاد آنها بمسئله معاد، مطلب را مسلم گرفته، و به طور قاطع در این زمینه با آنها سخن می گوید، و این معمول است که گاهی انسان با کسی که منکر حقیقتی است روبرو می شود اما سخنان خود را بدون اعتنا به افکار او بر طبق افکار خویش قاطعانه بیان می کند، بخصوص اینکه یک دلیل ضمنی نیز در خود آیه برای مساله معاد نهفته شده است، زیرا هنگامی که خالقی، مخلوقی می آفریند، و مالک موت و حیات و سود و زیان او است، باید هدفی از خلقت او داشته باشد، و این هدف در مورد انسانها بدون قبول رستاخیز امکان پذیر نیست، چرا که اگر با مردن انسان همه چیز پایان یابد زندگی پوچ خواهد بود و دلیل بر این است که آن خالق حکیم نبوده است.

ضمنا اگر می بینیم مساله“ضرر”در آیه قبل از“نفع”قرار گرفته برای این است که انسان در درجه اول از زیان وحشت دارد، و جمله“دفع ضرر اولی از جلب منفعت”است، به صورت یک قانون عقلایی درآمده است.

و نیز اگر“ضرر”و“نفع”و“موت”و“حیات”و“نشور”به صورت نکره

ص: 18

آمده، برای بیان این حقیقت است که این بتها حتی در یک مورد مالک سود و زیان و مرگ و زندگی و رستاخیز نیستند. تا چه رسد نسبت به همگان.

و اگر“لا یملکون”و“لا یخلقون”به صورت“جمع مذکر عاقل”ذکر شده (در حالی که بتهای سنگی و چوبی کمترین عقل و شعوری ندارند) به خاطر آن است که هدف از این سخن تنها بتهای سنگ و چوبی نیست، بلکه گروهی است که فرشتگان یا حضرت مسیح را عبادت می کردند و چون عاقل و غیر عاقل در معنی این جمله جمعند، همه را به صورت عاقل ذکر کرده و به اصطلاح ادبی از باب تغلیب است.

و یا در این تعبیر طبق اعتقاد طرف سخن گفته شده تا عجز و ناتوانی آنها را مشخص کند، یعنی شما که اینها را صاحب عقل و شعور می دانید، با این حال چرا نمی توانند زیانی از خود دفع کنند و یا منفعتی جلب نمایند؟! * آیه بعد به تحلیلهای کفار و یا صحیحتر بهانه جوئیهای آنها، در برابر دعوت پیامبر ص پرداخته چنین می گوید: “کافران گفتند: این فقط دروغی است که او ساخته و پرداخته است، و گروهی نیز او را بر این کار یاری داده اند”! (وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذٰا إِلاّٰ إِفْکٌ افْتَرٰاهُ وَ أَعٰانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ) . در واقع آنها برای اینکه شانه از زیر بار حق خالی کنند-همانند همه کسانی که در طول تاریخ تصمیم به مخالفت رهبران الهی داشتند- نخست او را متهم به افترا و دروغگویی کردند و مخصوصا برای اینکه قرآن را تحقیر کنند از کلمه“هذا” (این) استفاده کردند. سپس برای اینکه اثبات کنند او به تنهایی قادر بر آوردن چنین سخنانی نیست، زیرا آوردن چنین سخنان پرمحتوایی هر چه باشد نیاز به قدرت علمی فراوانی دارد، و آنها مایل نبودند این را بپذیرند و نیز برای اینکه بگویند این ص: 19 یک برنامه ریشه دار و حساب شده است گفتند: او در این کار تنها نبوده بلکه جمعی وی را یاری کرده اند، و حتما توطئه ای در کار است و باید در مقابل آن ایستاد! بعضی از مفسران گفته اند منظور از قَوْمٌ آخَرُونَ (گروهی دیگر) جماعتی از یهود بودند، و بعضی گفته اند منظور آنها سه نفر از اهل کتاب به نام“عداس” و“یسار”و“حبر” (یا جبر) بوده. به هر حال چون این قبیل مطالب در میان مشرکان مکه وجود نداشت، و بخشی از آن مانند سرگذشت پیامبران پیشین نزد یهود و اهل کتاب بود، آنها ناچار بودند در این تهمت پای خود اهل کتاب را نیز به میان کشند، تا موج اعجاب مردم را از شنیدن این آیات فرو بنشانند. ولی قرآن در جواب آنها فقط یک جمله می گوید و آن اینکه: “آنها با این سخن خود مرتکب ظلم و هم دروغ و باطل شدند” (فَقَدْ جٰاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً) (1) . (1) “ظلم”از این نظر که مردی امین و پاک و راستگو همچون پیامبر اسلام ص را متهم به دروغ و افترا بر خدا با همدستی جمعی از اهل کتاب کردند، و به مردم و خود نیز ستم نمودند، و دروغ و باطل از این نظر که سخن آنها کاملا بی اساس بود، زیرا بارها پیامبر ص آنها را دعوت به آوردن سوره ها و آیاتی همچون قرآن کرده بود و آنها در برابر این تحدی عاجز و ناتوان شده بودند. این خود نشان می داد که این آیات ساخته مغز بشر نیست، چرا که اگر چنین بود آنها نیز می توانستند با کمک گرفتن از جماعت یهود و اهل کتاب نظیر ص: 20 1- 1) “جاءوا”از ماده“مجیء”معمولا به معنی آمدن است، ولی در اینجا به معنی آوردن آمده است، همانگونه که در آیه 81 سوره یونس نیز می خوانیم: که موسی به ساحران گفت مٰا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ: “آنچه شما آورده اید سحر است”. آن را بیاورند، بنا بر این عجزشان دلیل بر دروغشان و دروغشان دلیل بر ظلمشان است. بنا بر این جمله کوتاه“ فَقَدْ جٰاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً “پاسخی است رسا و گویا در برابر ادعاهای بی اساس آنان. واژه”زور” (بر وزن کور) در اصل از“زور” (بر وزن غور) به معنی قسمت بالای سینه، گرفته شده، سپس به هر چیز که از حد وسط متمایل شود، اطلاق گردیده و از آنجا که“دروغ”از حق منحرف شده و به باطل گرائیده به آن زور می گویند. * آیه بعد به یکی دیگر از تحلیلهای انحرافی و بهانه های واهی آنان در مورد قرآن پرداخته، می گوید: “آنها گفتند این همان افسانه های پیشینیان است که وی آن را رونویس کرده”! (وَ قٰالُوا أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ اکْتَتَبَهٰا) .

او در واقع از خود چیزی ندارد، نه علم و دانشی و نه ابتکاری، تا چه رسد به وحی و نبوت، او از جمعی کمک گرفته و مشتی از افسانه های کهن را گردآوری نموده و نام آن را وحی و کتاب آسمانی گذارده است.

او برای رسیدن به این مقصد، همه روز از دیگران بهره گیری می کند “و این کلمات هر صبح و شام بر او املا می شود”! (فَهِیَ تُمْلیٰ عَلَیْهِ بُکْرَهً وَ أَصِیلاً) .

او در مواقعی که مردم کمتر در صحنه حضور دارند، یعنی به هنگام صبح و هنگام شام برای منظور خود کمک می گیرد.

این سخن در حقیقت تفسیر و توضیحی است بر تهمتهایی که در آیه قبل از آنها نقل شده بود.

آنها در این چند جمله کوتاه می خواستند، چند نقطه ضعف بر قرآن تحمیل کنند:

ص: 21

نخست اینکه قرآن مطلقا مطلب تازه ای ندارد و مشتی از افسانه های پیشین است! دیگر اینکه پیامبر اسلام حتی یک روز بدون کمک دیگران نمی تواند به کار خود ادامه دهد، باید صبح و شام مطالب را بر او املا کنند و او بنویسد.

و دیگر اینکه او خواندن و نوشتن را می داند، و اگر می گوید درس نخوانده ام این هم سخن خلافی است! در واقع آنها با این دروغها و تهمتهای واضح می خواستند مردم را از گرد پیامبر ص پراکنده کنند، در حالی که تمام کسانی که عقل داشتند و در آن جامعه مدتی زندگی کرده بودند به خوبی می دانستند پیامبر ص نزد کسی درس نخوانده بود، بعلاوه با جمعیت یهود و اهل کتاب سر و کاری نداشت، و اگر همه روز صبح و شام از دیگران الهام می گرفت چگونه ممکن بود بر کسی مخفی شود؟ از این گذشته آیات قرآن در سفر و حضر در میان جمع و در تنهایی و در همه حال بر او نازل می شد.

علاوه بر همه اینها قرآن مجموعه ای بود از تعلیمات اعتقادی، احکام عملی، قوانین، و قسمتی از سرگذشت پیامبران، چنان نبود که همه قرآن را سرگذشت پیامبران تشکیل دهد، و تازه آنچه از سرگذشت اقوام پیشین در قرآن آمده بود شباهتی با آنچه در عهدین (تورات و انجیل تحریف یافته) و افسانه های خرافی عرب موجود بود نداشت، چرا که آنها پر از خرافات بود، و اینها پیراسته از خرافات که اگر این دو را در کنار هم بگذاریم و مقایسه کنیم حقیقت امر به خوبی روشن می شود (1) .

(1)

* ص: 22 1- 1) جمعی از مفسران معتقدند که مراد از جمله“اکتتبها”این است که پیامبر (ص) از دیگران خواست که برای او این آیات را بنویسند، و همچنین جمله“ تُمْلیٰ عَلَیْهِ “مفهومش این است که آنها القاء می کردند و او حفظ می کرد ولی با توجه به اینکه دلیلی نداریم که این دو جمله را بر خلاف ظاهر بگیریم تفسیری که در متن گفته شد صحیحتر به نظر می رسد و در واقع آنها می خواستند از این طریق پیغمبر (ص) را متهم کنند که با سواد است و عمدا خود را درس نخوانده معرفی می کند. لذا آخرین آیه مورد بحث، به عنوان پاسخگویی به این اتهامات بی پایه می فرماید: “بگو کسی آن را نازل کرده است که اسرار آسمانها و زمین را می داند” (قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِی یَعْلَمُ السِّرَّ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ) . اشاره به اینکه محتوای این کتاب و اسرار گوناگونی که از علوم و دانشها، تاریخ اقوام پیشین، قوانین و نیازهای بشری، و حتی اسراری از عالم طبیعت و اخباری از آینده در آن است نشان می دهد که ساخته و پرداخته مغز بشر نیست، و با کمک این و آن تنظیم نشده، بلکه مولود علم کسی است که آگاه از اسرار آسمان و زمین است و علم او بر همه چیز احاطه دارد. ولی با این همه راه بازگشت را به روی این کج اندیشان مغرض و دروغگویان رسوا باز می گذارد و در پایان آیه می گوید: درهای توبه و بازگشت به سوی خدا به روی همه شما باز است”چرا که او غفور و رحیم بوده و هست” (إِنَّهُ کٰانَ غَفُوراً رَحِیماً) . به مقتضای رحمتش، پیامبران را ارسال و کتب آسمانی را نازل نموده، و به مقتضای غفوریتش گناهان بی حساب شما را در پرتو ایمان و توبه می بخشد. *

ص: 23

nemoone/فرقان/آیات_3_تا_6.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki