User Tools

Site Tools


nemoone:فجر:آیات_21_تا_26

[سوره الفجر (89) : آیات 21 تا 26]

اشاره

کَلاّٰ إِذٰا دُکَّتِ اَلْأَرْضُ دَکًّا دَکًّا (21) وَ جٰاءَ رَبُّکَ وَ اَلْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا (22) وَ جِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ اَلْإِنْسٰانُ وَ أَنّٰی لَهُ اَلذِّکْریٰ (23) یَقُولُ یٰا لَیْتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیٰاتِی (24) فَیَوْمَئِذٍ لاٰ یُعَذِّبُ عَذٰابَهُ أَحَدٌ (25) وَ لاٰ یُوثِقُ وَثٰاقَهُ أَحَدٌ (26)

ترجمه:

21-چنان نیست که آنها خیال می کنند، در آن هنگام که زمین سخت درهم کوبیده شود.

22-و فرمان پروردگارت فرا رسد و فرشتگان صف در صف حاضر شوند.

23-و در آن روز جهنم را حاضر کنند (آری) در آن روز انسان متذکر می شود، اما چه فایده که این تذکر برای او سودی ندارد.

24-می گوید: ای کاش برای این زندگی چیزی فرستاده بودم.

25-در آن روز هیچکس عذابی همانند عذاب او نمی کند.

26-و هیچکس همچون او کسی را به بند نمی کشد.

ص: 468

تفسیر:

روزی بیدار می شوند که کار از کار گذشته!

به دنبال نکوهشها که در آیات قبل از طغیانگران دنیاپرست و متجاوز به حقوق دیگران شده بود، در این آیات به آنها اخطار می کند که سرانجام قیامتی در کار است، و حساب و کتاب و مجازات شدیدی در پیش است، باید خود را برای آن آماده کنند.

نخست می فرماید: چنان نیست که آنها خیال می کنند (که حساب و کتابی در کار نیست، و اگر خدا مال و ثروتی به آنها داده به خاطر احترام آنها بوده نه برای آزمایش و امتحان) (کَلاّٰ) .

“در آن هنگام که زمین سخت درهم کوبیده شود” (إِذٰا دُکَّتِ الْأَرْضُ دَکًّا دَکًّا) .

“دک”در اصل به معنی زمین نرم و صاف است، و سپس به درهم کوبیدن در ارتفاعات و ساختمانها و صاف کردن آن اطلاق شده، “دکان”به محلی گفته می شود که صاف و بدون پستی و بلندی است، و“دکه”به سکویی می گویند که آن را صاف و آماده نشستن کرده اند.

تکرار“دک”در آیه فوق برای تاکید است.

رویهمرفته این تعبیر اشاره به زلزله ها و حوادث تکان دهنده پایان دنیا و آغاز رستاخیز است، چنان تزلزلی در ارکان موجودات رخ می دهد که کوه ها همه از هم متلاشی شده، و زمینها صاف و مستوی می شوند، چنان که در آیه 106-108 سوره طه آمده است: وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْجِبٰالِ فَقُلْ یَنْسِفُهٰا رَبِّی نَسْفاً فَیَذَرُهٰا قٰاعاً صَفْصَفاً لاٰ تَریٰ فِیهٰا عِوَجاً وَ لاٰ أَمْتاً: “از تو در باره کوه ها سؤال می کنند، بگو:

پروردگارم آنها را بر باد می دهد، سپس زمین را صاف و هموار و بی آب و گیاه

ص: 469

می سازد، به گونه ای که هیچ پستی و بلندی در آن نمی بینی”! * بعد از پایان یافتن مرحله نخستین رستاخیز یعنی ویرانی جهان، مرحله دوم آغاز می شود و انسانها همگی به زندگی باز می گردند، و در دادگاه عدل الهی حاضر می شوند و“در آن هنگام فرمان پروردگارت فرا رسد، و فرشتگان صف در صف حاضر شوند” (وَ جٰاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا) . و گرداگرد حاضران در محشر را می گیرند و آماده اجرای فرمان حقند. این ترسیمی است از عظمت آن روز بزرگ و عدم توانایی انسان بر فراز چنگال عدالت. تعبیر به“جاء ربک” (پروردگار تو می آید) کنایه از فرا رسیدن فرمان خدا برای رسیدگی به حساب خلایق است. یا اینکه منظور ظهور آیات عظمت و نشانه های خداوند است. و یا منظور از ظهور پروردگار ظهور معرفت او در آن روز است به گونه ای که جای انکار برای هیچکس باقی نمی ماند، گویی همه با چشم، ذات بی مثالش را مشاهده می کنند، و به هر حال مسلم است که آمدن خداوند به معنی حقیقی کلمه که لازمه آن جسم بودن و انتقال در مکان است، معنی ندارد چرا که او از جسم و خواص جسم مبرا است (1) . (1) همین معنی با صراحت در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا ع نقل ص: 470 1- 1) “فخر رازی”در تفسیر خود می گوید: آیه محذوفی دارد و این محذوف ممکن است کلمه“امر”یا“قهر”یا“جلائل آیات”یا“ظهور و معرفت”بوده باشد، مفسران دیگر هم بعضی از این چهار واژه مخصوصا اول را به عنوان تقدیر آیه ذکر کرده اند. شده است (1) . (1) شاهد این تفسیر آیه 33 سوره نحل است که می فرماید: هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّٰ أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلاٰئِکَهُ أَوْ یَأْتِیَ أَمْرُ رَبِّکَ: “آیا آنها جز این انتظاری دارند که فرشتگان به سراغشان بیایند و یا امر پروردگارت فرا رسد”؟! تعبیر به“ صَفًّا صَفًّا “اشاره به این است که ملائکه در صفوف مختلفی وارد محشر می شوند و احتمالا فرشتگان هر آسمان در یک صف حضور می یابند و گرداگرد اهل محشر را می گیرند. * سپس می افزاید: “و در آن روز جهنم را حاضر کنند و در آن روز انسان متذکر می شود، اما چه فایده که این تذکر برای او سودی ندارد (وَ جِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ الْإِنْسٰانُ وَ أَنّٰی لَهُ الذِّکْریٰ) .

از این تعبیر استفاده می شود که جهنم قابل حرکت دادن است، و آن را به مجرمان نزدیک می کنند!، همانگونه که در مورد بهشت نیز در آیه 90 سوره شعرا می خوانیم: وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّهُ لِلْمُتَّقِینَ: “بهشت را به پرهیزکاران نزدیک می سازند”! گرچه بعضی میل دارند اینها را بر معنی مجازی حمل کنند و کنایه از ظهور بهشت و جهنم در برابر دیدگان نیکوکاران و بدکاران بگیرند، ولی دلیلی بر این خلاف ظاهر در دست نیست، بلکه بهتر است آن را به ظاهر خود رها سازیم، چرا که حقایق عالم قیامت دقیقا بر ما روشن نیست و شرایط حاکم بر آنجا با اینجا تفاوت بسیار دارد، و هیچ مانعی ندارد که در آن روز بهشت و دوزخ تغییر مکان دهند.

ص: 471

1- 1) تفسیر المیزان جلد 20 صفحه 416.

در حدیثی از پیغمبر اکرم ص می خوانیم که وقتی آیه فوق (وَ جِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ) نازل شده رنگ چهره مبارکش دگرگون گشت، این حالت بر اصحاب گران آمد، بعضی به سراغ علی ع رفتند و ماجرا را بیان کردند، علی ع آمد میان دو شانه پیامبر ص را بوسید و گفت: “ای رسول خدا! پدرم و مادرم به فدایت باد، چه حادثه ای روی داده؟ فرمود: جبرئیل آمد و این آیه را بر من تلاوت کرد.

علی ع می گوید: عرض کردم: چگونه جهنم را می آورند.

فرمود: هفتاد هزار فرشته آن را با هفتاد هزار مهار می کشند و می آورند! و آن در حال سرکشی است که اگر او را رها کنند همه را آتش می زند، سپس من در برابر جهنم قرار می گیرم و او می گوید ای محمد!مرا با تو کاری نیست، خداوند گوشت تو را بر من حرام کرده، در آن روز هر کس در فکر خویش است ولی محمد می گوید: رب امتی!امتی!”پروردگارا!امتم امتم”! (1) .

(1)

آری هنگامی که انسان مجرم این صحنه ها را می بیند تکان می خورد و بیدار می شود، هاله ای از غم و اندوه وجودش را می پوشاند، نگاهی به گذشته خویش می کند، و از اعمال خود سخت پشیمان می شود اما این پشیمانی هیچ سودی ندارد.

انسان آرزو می کند بازگردد و گذشته تاریک را جبران کند، اما درهای بازگشت به کلی بسته است.

می خواهد توبه کند اما زمان توبه سپری شده است.

می خواهد اعمال صالحی بجا آورد تا اعمال سوئش را تلافی کند اما پرونده اعمال درهم پیچیده شده.

ص: 472

1- 1) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 483 نزدیک به همین معنی نیز در تفسیر”در المنثور” آمده است (مطابق نقل المیزان جلد 20 صفحه 415) .

اینجا است که فریادش بلند می شود“می گوید: ای کاش اعمال صالحی برای زندگی فرستاده بودم”! (یَقُولُ یٰا لَیْتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیٰاتِی) .

جالب توجه اینکه نمی گوید برای“زندگی آخرتم بلکه می گوید برای”زندگیم“گویی واژه”حیات“شایسته غیر زندگی آخرت نیست، و زندگی زودگذر آمیخته با انواع مصائب در دنیا زندگی محسوب نمی شود.

همانگونه که در آیه 64 عنکبوت می خوانیم وَ مٰا هٰذِهِ الْحَیٰاهُ الدُّنْیٰا إِلاّٰ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدّٰارَ الْآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوٰانُ لَوْ کٰانُوا یَعْلَمُونَ: این حیات دنیا چیزی جز سرگرمی و بازی نیست، و حیات حقیقی حیات آخرت است اگر می دانستند”.

آری آنها که اموال یتیمان را به غارت بردند، لقمه ای در دهان گرسنگان نگذاشتند، اموال ارث را از این و آن به یغما گرفتند و محبت اموال دنیا تمام قلوبشان را تسخیر کرده بود، در آن روز آرزو می کنند که ای کاش چیزی برای حیات آخرت که حیات حقیقی و جاویدان است از پیش فرستاده بودند، ولی این آرزویی است بی نتیجه که هرگز بجایی نمی رسد.

* سپس در دو جمله کوتاه شدت عذاب الهی را در آن روز تشریح می کند، می فرماید: “در آن روز خداوند او را چنان مجازات می نماید که هیچکس عذابی همانند عذاب او نمی کند” (فَیَوْمَئِذٍ لاٰ یُعَذِّبُ عَذٰابَهُ أَحَدٌ) . آری این طغیانگرانی که به هنگام قدرت بدترین جرائم و گناهان را مرتکب شدند در آن روز چنان مجازات می شوند که سابقه نداشته، همانگونه که نیکوکاران چنان پاداشهایی می بینند که حتی از خیال کسی نگذشته است، چرا که او در جای خود“ارحم الراحمین”است و در جای دیگر“اشد المعاقبین”. ص: 473 * “و نیز در آن روز هیچکس همچون خداوند کسی را به بند نمی کشد” (وَ لاٰ یُوثِقُ وَثٰاقَهُ أَحَدٌ) .

نه بند و زنجیر او مانندی دارد، و نه مجازات و عذابش، چرا چنین نباشد در حالی که آنها نیز در این دنیا بندگان مظلوم خدا را تا آنجا که قدرت داشتند در بند کشیدند، و سخت ترین شکنجه ها را به آنها دادند.

***

ص: 474

nemoone/فجر/آیات_21_تا_26.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki