User Tools

Site Tools


nemoone:فتح:آیات_20_تا_21

[سوره الفتح (48) : آیات 20 تا 21]

اشاره

وَعَدَکُمُ اَللّٰهُ مَغٰانِمَ کَثِیرَهً تَأْخُذُونَهٰا فَعَجَّلَ لَکُمْ هٰذِهِ وَ کَفَّ أَیْدِیَ اَلنّٰاسِ عَنْکُمْ وَ لِتَکُونَ آیَهً لِلْمُؤْمِنِینَ وَ یَهْدِیَکُمْ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً (20) وَ أُخْریٰ لَمْ تَقْدِرُوا عَلَیْهٰا قَدْ أَحٰاطَ اَللّٰهُ بِهٰا وَ کٰانَ اَللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیراً (21)

ترجمه:

20-خداوند غنائم فراوانی به شما وعده داده که آنها را به چنگ می آورید، ولی این یکی را زودتر برای شما فراهم ساخت، و دست تعدی مردم (دشمنان) را از شما باز داشت، تا نشانه ای برای مؤمنان باشد، و شما را به راه راست هدایت کند.

21-و نیز غنائم و فتوحات دیگری که شما قدرت بر آن ندارید ولی خداوند قدرتش بر آن احاطه دارد نصیب شما می کند و خداوند بر هر چیز توانا است.

تفسیر:

باز هم برکات صلح حدیبیه!

این آیات هم چنان بحثهای مربوط به“صلح حدیبیه”و وقایع بعد از آن را بازگو می کند، و برکات و فوائدی را که از این رهگذر عائد مسلمانان شد شرح می دهد.

نخست می فرماید: “خداوند غنائم فراوانی به شما وعده داده که آنها را به دست می آورید، ولی این یکی را زودتر برای شما فراهم ساخت” (وَعَدَکُمُ اللّٰهُ مَغٰانِمَ کَثِیرَهً تَأْخُذُونَهٰا فَعَجَّلَ لَکُمْ هٰذِهِ) .

ص: 79

لحن آیه نشان می دهد که منظور از غنائم فراوان در اینجا تمام غنائمی است که خداوند نصیب مسلمانان کرد، چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت، حتی جمعی از مفسران عقیده دارند که غنائمی را که تا دامنه قیامت به دست مسلمین می افتد در این عبارت داخل است.

اما این که می گوید: این یکی را زودتر برای شما فراهم ساخت غالبا اشاره به“غنائم خیبر”دانسته اند که در فاصله کوتاهی بعد از فتح حدیبیه فراهم شد.

ولی بعضی احتمال داده اند که“هذه”اشاره به“فتح حدیبیه”باشد که بزرگترین غنیمت معنوی بود.

سپس به یکی دیگر از الطاف خداوندی نسبت به مسلمانان در این ماجرا اشاره کرده، می افزاید: “و دست تعدی مردم را از شما باز داشت” (وَ کَفَّ أَیْدِیَ النّٰاسِ عَنْکُمْ) .

این لطف بزرگی بود که آنها با کمی نفرات و نداشتن ابزار جنگی کافی آنهم در نقطه ای دور از وطن و بیخ گوش دشمن، مورد تهاجم قرار نگرفتند، و چنان رعب و وحشتی از آنان در دل دشمنان افکند که از هر گونه اقدام و حمله خود داری کردند.

جمعی از مفسران این جمله را اشاره به ماجرای خیبر می دانند که قبائلی از“بنی اسد”و“بنی غطفان”تصمیم گرفته بودند در غیاب مسلمانان به مدینه حمله کنند، و اموال مسلمین را به غنیمت گرفته، زنانشان را به اسارت ببرند.

یا اشاره به تصمیم جمعی از این دو قبیله دانسته اند که در نظر داشتند به یاری یهود خیبر برخیزند که خداوند رعب و وحشت در قلوب آنها افکند، و از تصمیم خود منصرف شدند.

ولی تفسیر اول مناسبتر به نظر می رسد، چرا که در چند آیه بعد همین تعبیر

ص: 80

را مشاهده می کنیم که در باره اهل مکه سخن می گوید، همانند شرحی است برای آنچه در آیه مورد بحث آمده، و با روش قرآن که روش اجمال و تفصیل است سازگار می باشد.

مهم این است که طبق روایات مشهور، تمام سوره فتح بعد از ماجرای حدیبیه، و در مسیر بازگشت پیامبر ص از مکه به مدینه نازل گردیده است.

سپس در ادامه همین آیه به دو نعمت بزرگ دیگر از مواهب الهی اشاره کرده، می فرماید: “هدف این بود که این وقایع نشانه ای (بر حقانیت دعوت تو) برای مؤمنان باشد، و خداوند شما را به راه مستقیمی هدایت کند” (وَ لِتَکُونَ آیَهً لِلْمُؤْمِنِینَ وَ یَهْدِیَکُمْ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً) گرچه بعضی از مفسران ضمیر“لتکون”را تنها اشاره به“غنائم موعود” دانسته اند، و بعضی دیگر به نگهداری دشمنان از هجوم بر مسلمانان، ولی مناسب این است که این ضمیر به تمام حوادث“حدیبیه”و ماجراهای بعد از آن بر گردد، چرا که هر یک آیتی از آیات خدا، و دلیلی بر صدق پیامبر ص، و وسیله ای برای هدایت مردم به صراط مستقیم بود، و قسمتی از آن جنبه پیشگویی و خبر غیبی داشت، و بعضی با اسباب و شرائط عادی سازگار نبود، و در مجموع معجزه روشنی از معجزات پیامبر ص محسوب می شد.

* در آیه بعد بشارت بیشتری به مسلمانان داده، می گوید: “خداوند به شما غنائم و فتوحات دیگری وعده داده است که هرگز توانایی بر آن نداشته و ندارید ولی خداوند قدرتش بر آن احاطه دارد، و او بر هر چیز توانا است” (وَ أُخْریٰ لَمْ تَقْدِرُوا عَلَیْهٰا قَدْ أَحٰاطَ اللّٰهُ بِهٰا وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیراً) . در اینکه این وعده اشاره به کدام غنیمت و کدام پیروزیها است؟ در میان مفسران گفتگو است. ص: 81 بعضی اشاره به فتح“مکه”و غنائم“حنین”می دانند، و بعضی به فتوحات و غنائمی که بعد از پیغمبر ص نصیب امت اسلامی شد (مانند فتح ایران و روم و مصر) . این احتمال نیز وجود دارد که اشاره به همه آنها باشد (1) . (1) تعبیر به“ لَمْ تَقْدِرُوا عَلَیْهٰا “اشاره به این است که مسلمانان قبل از آن هرگز احتمال چنین فتوحات و غنائمی را نمی دادند ولی به برکت اسلام و امدادهای الهی این نیرو و توان برای آنها پیدا شد. بعضی از این جمله چنین استنباط کرده اند که قبلا در میان مسلمانان بحثی در باره این فتوحات بوده است، اما خود را از انجام آن ناتوان می دیدند، مخصوصا در حدیثی که در داستان جنگ احزاب آمده می خوانیم: آن روز که پیامبر ص بشارت فتح ایران و روم و یمن را به مسلمانان داد منافقان آن را به باد سخریه گرفتند. جمله قَدْ أَحٰاطَ اللّٰهُ بِهٰا (خداوند آن را احاطه فرموده) اشاره به احاطه قدرت پروردگار بر این غنائم یا فتوحات است، و بعضی آن را اشاره به احاطه علمی او دانسته اند اما معنی اول با جمله های دیگر آیه سازگارتر است، البته جمع میان هر دو نیز مانعی ندارد. و بالآخره آخرین جمله آیه یعنی” وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیراً ” در حقیقت به منزله بیان علت است برای جمله قبل اشاره به اینکه با قدرت خداوند بر همه چیز این گونه فتوحات برای مسلمانان عجیب نیست. و به هر حال، آیه از اخبار غیبی و پیشگوییهای قرآن مجید در باره حوادث آینده است، این پیروزیها در مدت کوتاهی به وقوع پیوست و عظمت این ص: 82 1- 1) “اخری”صفت برای“مغانم”است که محذوف می باشد، و در تقدیر “مغانم اخری”است که منصوب است به خاطر عطف بر“مغانم کثیره”. آیات را روشن ساخت. *

نکته:

ماجرای غزوه خیبر

هنگامی که پیامبر ص از حدیبیه بازگشت تمام ماه ذی الحجه، و مقداری از محرم سال هفتم هجری را در مدینه توقف فرمود، سپس با یکهزار و چهارصد نفر از یارانش که در حدیبیه شرکت کرده بودند به سوی“خیبر” حرکت کرد (جایی که کانون تحریکات ضد اسلامی بود، و پیامبر ص برای فرصت مناسبی روزشماری می کرد که آن کانون فساد را بر چیند) .

قبیله“غطفان”در آغاز تصمیم گرفتند که از یهود“خیبر”حمایت کنند، ولی بعدا ترسیدند و خود داری کردند.

هنگامی که پیامبر ص به نزدیک قلعه های“خیبر”رسید، به یارانش دستور داد توقف کنید، سپس سر به آسمان بلند کرد و این دعا را خواند:

اللهم رب السماوات و ما اظللن، و رب الارضین و ما اقللن… نسألک خیر هذه القریه، و خیر اهلها، و نعوذ بک من شرها و شر اهلها، و شر ما فیها:

“خداوندا!ای پروردگار آسمانها و آنچه بر آن سایه افکنده اند، و ای پروردگار زمینها و آنچه بر خود حمل کرده اند… از تو خیر این آبادی و خیر اهل آن را می خواهیم، و به تو از شر آن و شر اهلش، و شر آنچه در آن است پناه می بریم”.

سپس فرمود: بسم اللّٰه حرکت کنید، و به این ترتیب شبانه به کنار “خیبر”رسیدند، و صبحگاهان که اهل“خیبر”از ماجرا با خبر شدند خود را در محاصره سربازان اسلام دیدند، سپس پیامبر ص قلعه ها را یکی بعد از دیگری فتح کرد، تا به آخرین قلعه ها که از همه محکمتر و نیرومندتر بود

ص: 83

و فرمانده معروف یهود“مرحب”در آن قرار داشت، رسید.

در این ایام حالت سر درد شدیدی که گهگاه به سراغ پیامبر ص می آمد به او دست داد، به گونه ای که یکی دو روز نتوانست از خیمه بیرون آید، در این هنگام (طبق تواریخ معروف اسلامی) “ابو بکر”پرچم را به دست گرفت و با مسلمانان به سوی لشکر یهود تاخت، اما بی آنکه نتیجه بگیرد بازگشت، بار دیگر“عمر”پرچم را به دست گرفت و مسلمانان شدیدتر از روز قبل جنگیدند ولی بدون گرفتن نتیجه بازگشتند.

این خبر به گوش رسول خدا ص رسید فرمود:

اما و اللّٰه لاعطینها غدا رجلا یحب اللّٰه و رسوله، و یحبه اللّٰه و رسوله، یاخذها عنوه:

“به خدا سوگند فردا پرچم را به دست مردی می سپارم که او خدا و پیامبرش را دوست دارد، و خدا و پیامبر نیز او را دوست دارند، و او قلعه را با قدرت فتح خواهد نمود”.

گردنها از هر سو کشیده شد که منظور چه کسی است؟ جمعی حدس می زدند که منظور پیامبر ص علی ع است ولی علی ع هنوز در آنجا حضور نداشت، چرا که چشم درد شدیدی او را از حضور در لشکر مانع شده بود، اما صبحگاهان علی ع سوار بر شتری وارد شد، و نزدیک خیمه پیامبر ص پیاده گشت، در حالی که چشمانش شدیدا درد می کرد.

پیامبر ص فرمود: نزدیک بیا!نزدیک رفت، از آب دهان مبارکش بر چشم علی ع مالید، و چشمش به برکت این اعجاز کاملا سالم شد، سپس پرچم را به دست او داد.

علی ع با لشکر اسلام به سوی قلعه بزرگ خیبر حرکت کرد، مردی از یهود از بالای دیوار سؤال کرد تو کیستی؟ فرمود: “من علی بن ابی طالبم” یهودی فریاد کشید ای جماعت یهود شکستتان فرا رسید!در این هنگام مرحب

ص: 84

یهودی فرمانده آن دژ به میدان مبارزه علی ع آمد و چیزی نگذشت که با یک ضربت کاری بر زمین افتاد.

جنگ شدیدی میان مسلمانان و یهودیان در گرفت علی ع نزدیک در قلعه آمد، و با حرکتی نیرومند و پر قدرت در را از جا بر کند و به کناری افکند، به این ترتیب قلعه گشوده شد، و مسلمانان وارد شدند آن را فتح کردند.

یهود تسلیم شدند و از پیامبر خواستند در برابر این تسلیم خون آنها محفوظ باشد، پیامبر ص پذیرفت، غنائم منقول به دست سپاه اسلام افتاد، و اراضی و باغهای آنجا را به دست یهود سپرد مشروط به اینکه نیمی از درآمد آن را به مسلمین بپردازند (1) .

(1)

***

ص: 85

1- 1) “کامل ابن اثیر” (مورخ معروف اهل سنت) جلد 2 صفحه 216-221 (با تلخیص) .

nemoone/فتح/آیات_20_تا_21.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki