[سوره فاطر (35) : آیات 4 تا 7]
اشاره
وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ وَ إِلَی اَللّٰهِ تُرْجَعُ اَلْأُمُورُ (4) یٰا أَیُّهَا اَلنّٰاسُ إِنَّ وَعْدَ اَللّٰهِ حَقٌّ فَلاٰ تَغُرَّنَّکُمُ اَلْحَیٰاهُ اَلدُّنْیٰا وَ لاٰ یَغُرَّنَّکُمْ بِاللّٰهِ اَلْغَرُورُ (5) إِنَّ اَلشَّیْطٰانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمٰا یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحٰابِ اَلسَّعِیرِ (6) اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَ أَجْرٌ کَبِیرٌ (7)
ترجمه:
4-اگر تو را تکذیب کنند (غم مخور، مطلب تازه ای نیست) پیامبران پیش از تو نیز مورد تکذیب قرار گرفتند، و همه کارها به سوی خدا باز می گردد.
5-ای مردم!وعده خداوند حق است، مبادا زندگی دنیا شما را مغرور کند، و مبادا شیطان شما را فریب دهد و به (کرم) خدا مغرور سازد.
6-مسلما شیطان دشمن شماست، او را دشمن خود بدانید، او فقط حزبش را به این دعوت می کند که اهل آتش سوزان (جهنم) باشند!
ص: 178
7-کسانی که راه کفر پیش گرفتند: بهره آنها عذاب شدید است، و آنها که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند مغفرت و پاداش بزرگ از آن آنها است.
تفسیر:
دنیا و شیطان شما را نفریبد!
در بخش دوم از آیات این سوره به دنبال سخنی که پیرامون توحید خالقیت و رازقیت بود، روی سخن را نخست به پیامبر ص و بعد به عموم مردم کرده برنامه های عملی آنها را به دنبال برنامه های عقیدتی گذشته تشریح می کند:
نخست به پیغمبر درس استقامت در مسیر راهش می دهد که مهمترین درس برای او همین است، می فرماید: “اگر تو را تکذیب کنند غم مخور، این چیز تازه ای نیست، پیامبران قبل از تو نیز مورد تکذیب قرار گرفتند” (وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ) .
آنها نیز در این راه مقاومت کردند، تا رسالت خویش را ادا ننمودند از پای ننشستند تو نیز محکم بایست و ادای رسالت کن، بقیه با خداست.
“مهم اینست که همه کارها به سوی خدا باز می گردد، و او ناظر بر همه چیز و حساب کننده همه کارهاست” (وَ إِلَی اللّٰهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ) .
او هرگز زحمات تو را در این راه نادیده نمی گیرد، همانگونه که تکذیبهای این مخالفان لجوج را بی کیفر نمی گذارد، اگر روز قیامتی در کار نبود جای نگرانی بود اما با توجه به آن دادگاه بزرگ و ثبت و ضبط همه اعمال مردم برای آن روز بزرگ دیگر چه جای نگرانی است؟ *سپس به بیان مهمترین برنامه انسانها پرداخته می گوید: “ای مردم وعده خداوند حق است” (إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ) . ص: 179 قیامت و حساب و کتاب و میزان و مجازات و کیفر و جنت و نار وعده هایی است تخلف ناپذیر از سوی خداوند قادر حکیم. با توجه به این وعده حق“مبادا زندگی دنیا شما را بفریبد، و مبادا شیطان مغرور کننده شما را فریب دهد و به عفو و کرم خدا مغرور سازد” (فلا تغرنکم الحیاه اَلدُّنْیٰا وَ لاٰ یَغُرَّنَّکُمْ بِاللّٰهِ الْغَرُورُ) . آری عوامل سرگرم کننده، و زرق و برقهای دلفریب این جهان می خواهد تمام قلب شما را پر کند، و از آن وعده بزرگ الهی غافل سازد. شیاطین جن و انس با وسائل گوناگون فریبکاری به طور مداوم به وسوسه مشغولند، آنها نیز می خواهند تمام فکر شما را به خود متوجه سازند و از آن روز موعود بزرگی که در پیش دارید منحرف سازند که اگر فریب و وسوسه های آنها مؤثر افتد تمام زندگی شما تباه و آرزوی سعادتان نقش بر آب است، مراقب آنها نیز باشید. تکرار هشدار به مردم که نه به وسوسه های شیاطین مغرور شوند و نه به دنیا، در واقع اشاره به این است که راه نفوذ گناه در انسان دو راه است: 1-مظاهر فریبنده دنیا، جاه و جلال و مال و مقام، و انواع شهوات. 2-مغرور شدن به عفو و کرم الهی، و در اینجاست که شیطان از یک سو زرق و برق این جهان را در نظر انسان زینت می دهد و آن را متاعی نقد و پر جاذبه و دوست داشتنی و پر ارزش معرفی می کند. و از سوی دیگری هر گاه انسان بخواهد با یاد قیامت و دادگاه عظیم پروردگار، خود را در برابر فریبندگی و جاذبه شدید دنیا کنترل کند او را به عفو الهی و وسعت رحمتش مغرور می سازد، و در نتیجه به گناه و طغیان دعوتش می کند. غافل از اینکه خداوند همانگونه که در موضع رحمت“ارحم الراحمین” است، در موضع مجازات و کیفر“اشد المعاقبین”می باشد، رحمتش هرگز ص: 180 تشویق به گناه نمی کند، همانگونه که غضبش نمی تواند سبب یاس گردد. “غرور” (بر وزن جسور) صیغه مبالغه و به معنی موجودی است فوق العاده فریبکار، و منظور از آن در اینجا ممکن است هر عامل فریبکاری باشد، همانگونه که ممکن است منظور خصوص شیطان باشد. البته معنی دوم با آیه بعد مناسبتر است به خصوص اینکه کرارا در آیات قرآن“فریب و غرور”به شیطان نسبت داده شده است. بعضی از مفسران در اینجا تحلیلی دارند که خلاصه اش چنین است: افرادی که در برابر عوامل فریب قرار می گیرند سه گروهند: گروهی به قدری ناتوان و ضعیفند که به مختصر چیزی فریب می خورند. گروهی که از اینها نیرومندترند تنها به وسیله زرق و برق دنیا فریفته نمی شوند بلکه اگر وسوسه گری نیرومند آنها را تحریک کند و مفاسد اعمالشان را در نظرشان سبک سازد فریب می خورند، و لذات زود گذر از یک سو، و وسوسه ها از سوی دیگر، آنها را تشویق به انجام اعمال زشت می کند. گروه سومی که از اینها هم نیرومندتر و پرمایه ترند نه خود مغرور می شوند و نه کسی می تواند آنها را بفریبد. جمله فَلاٰ تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیٰاهُ الدُّنْیٰا اشاره به گروه اول است، و جمله وَ لاٰ یَغُرَّنَّکُمْ بِاللّٰهِ الْغَرُورُ اشاره به گروه دوم، و اما گروه سوم در حقیقت داخل در عنوان إِنَّ عِبٰادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطٰانٌ می باشند (1) . *آیه بعد هشداری است به همه مؤمنان در ارتباط با مساله وسوسه های شیطان که در آیه قبل مطرح شده بود، می گوید: “شیطان به طور مسلم دشمن شماست، شما نیز او را دشمن خود بدانید” (إِنَّ الشَّیْطٰانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) .
(1)
ص: 181
1- 1) تفسیر فخر رازی جلد 26 صفحه 5.
عداوت او از نخستین روز آفرینش آدم شروع شد، و هنگامی که بر اثر عدم تسلیم در برابر فرمان خدا در مورد سجده بر آدم مطرود درگاه پروردگار گردید، سوگند یاد کرد که برای همیشه کمر دشمنی نسبت به آدم و فرزندانش خواهم بست، و حتی برای این کار تقاضای مهلت و طول عمر از خدا نمود! او بر سر گفته خود ایستاده، و کوچکترین فرصت را برای اعمال عداوت و وارد کردن ضربه بر شما غنیمت می شمرد، آیا عقل اجازه می دهد که شما او را به دشمنی نپذیرید و یک لحظه از او غافل بمانید؟ تا چه رسد به اینکه بخواهید “خطوات شیطان”و گامهای او را پیروی کنید، یا اینکه او را به عنوان رفیق شفیق و دوست ناصح بپذیرید؟ “ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِی وَ هُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ “آیا او و فرزندانش را اولیای خود به جای من انتخاب می کنید، در حالی که دشمن سر سخت شما هستند”؟! (کهف-50) .
به علاوه او دشمنی است که از هر طرف به شما هجوم می کند، چنان که خودش می گوید: ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمٰانِهِمْ وَ عَنْ شَمٰائِلِهِمْ “من از هر سو به سراغ فرزندان آدم می روم، از پیش رو، از پشت سر، از سمت راست و از سمت چپ” (اعراف-17) .
و به خصوص اینکه او در کمینگاهی است که”او انسان را می بیند و انسان او را نمی بیند“ إِنَّهُ یَرٰاکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ تَرَوْنَهُمْ “شیطان و دار و دسته اش شما را می بیند از آنجا که شما آنها را نمی بینید” (اعراف-27) .
البته این مانع از قدرت شما بر دفاع از خویشتن در برابر وسوسه های او نیست.
تعبیر جالبی در توصیه های پروردگار به موسی بن عمران آمده، چنان که امیر مؤمنان علی ع نقل می کند که خداوند به موسی فرمود: چهار سفارش به تو دارم در حفظ آنها بکوش:
اولاهن ما دمت لا تری ذنوبک تغفر فلا تشتغل بعیوب غیرک!
ص: 182
و الثانیه ما دمت لا تری کنوزی قد نفدت فلا تهتم بسبب رزقک! و الثالثه ما دمت لا تری زوال ملکی فلا ترج احدا غیری! و الرابعه ما دمت لا تری الشیطان میتا فلا تامن مکره! “نخست اینکه: ما دام که گناهان خود را بخشوده نمی بینی به عیوب دیگران مپرداز.
دوم-ما دام که گنجهای من را پایان یافته نمی بینی برای روزیت غمناک مباش.
سوم-ما دام که حکومت مرا زائل نمی بینی به دیگری جز من امید مبند.
چهارم-مادامی که شیطان را مرده نمی بینی از مکر و فریب و نقشه های او ایمن مباش”! (1) .
(1)
به هر حال عداوت شیطان نسبت به بنی آدم مطلبی است که در آیات فراوانی از قرآن به آن اشاره شده است و حتی مکرر بر مکرر به عنوان عدو مبین (دشمن آشکار) از او یاد کرده (2) .
(2)
از چنین دشمنی همیشه باید بر حذر بود.
در دنباله آیه برای تاکید بیشتر می افزاید: “او فقط حزبش را برای این دعوت می کند که اهل آتش سوزان جهنم باشند” (إِنَّمٰا یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحٰابِ السَّعِیرِ) .
“حزب”در اصل به معنی جماعت و گروهی است که دارای تشکل و شدت عمل باشند، ولی معمولا به هر گروه و جمعیتی که پیروی از برنامه و هدف خاصی می کنند اطلاق می شود.
ص: 183
1- 1) سفینه البحار جلد 1 صفحه 501 ماده ربع.
2- 2) آیات 161 و 208-بقره و 142-انعام و 22-اعراف و 5-یوسف و 60 یس و 62-زخرف.
منظور از”حزب شیطان“پیروان او و کسانی که در خط او هستند می باشد.
البته شیطان نمی تواند همه کس را عضو رسمی حزب خویش قرار دهد، و آنها را به سوی جهنم دعوت کند، نفرات حزب او کسانی هستند که در آیات دیگر قرآن از آنها یاد شده، و دارای نشانه های زیرند:
کسانی که طوق بندگی و ولایت او را بر گردن نهاده اند (إِنَّمٰا سُلْطٰانُهُ عَلَی الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ) “سلطه او تنها بر کسانی است که ولایت او را پذیرفته اند” (نحل-100) .
“آنها که شیطان بر آنان چیره شده به گونه ای که خدا را از یاد آنها برده، آنان حزب شیطانند، و حزب شیطان زیانکاران واقعی هستند” اِسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطٰانُ فَأَنْسٰاهُمْ ذِکْرَ اللّٰهِ أُولٰئِکَ حِزْبُ الشَّیْطٰانِ أَلاٰ إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطٰانِ هُمُ الْخٰاسِرُونَ (مجادله-19) .
جالب اینکه در سه مورد از آیات قرآن سخن از حزب اللّٰه به میان آمده، و در سه مورد از حزب شیطان تا چه کسانی در این حزب نامنویسی کنند، و چه کسانی عضو آن حزب باشند؟ ولی به هر حال طبیعی است که شیطان حزب خود را به کجا دعوت می کند به آلودگی و گناه، به پلیدیهای شهوات، به شرک و طغیان و ستم و سرانجام به آتش جهنم (1) .
(1)
شرح بیشتر پیرامون ویژگیهای”حزب اللّٰه“و”حزب الشیطان“را به خواسته خدا در ذیل آیه 22 سوره مجادله خواهیم گفت. *در آخرین آیه مورد بحث سرانجام کار”حزب اللّٰه“و عاقبت دردناک”حزب ص: 184 1- 1) این نکته نیز قابل ذکر است که“لام”در لیکونوا می تواند“لام علت” بوده باشد یا“لام غایت”. شیطان“را اینچنین بیان می کند: “کسانی که کافر شدند عذاب دردناک از آن آنهاست، و کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند مغفرت و پاداش بزرگ دارند” (اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَ أَجْرٌ کَبِیرٌ) . قابل توجه اینکه در آیه فوق در مورد استحقاق عذاب تنها به مساله”کفر“ قناعت می کند ولی در مساله مغفرت و اجر کبیر”ایمان“را کافی نمی شمرد، بلکه”عمل صالح“را نیز بر آن می افزاید، چرا که کفر به تنهایی مایه خلود در عذاب است، ولی ایمان بدون عمل مایه نجات نخواهد بود، بلکه ایمان و عمل از یک نظر متلازم و قرین یکدیگرند (1) . (1) در پایان آیه فوق، اول سخن از مغفرت است سپس از اجر کبیر چرا که “مغفرت”در حقیقت مؤمنان را ابتدا شستشو می دهد سپس آماده پذیرش”اجر کبیر“ می کند، و به اصطلاح اولی”تخلیه“است دومی”تحلیه“. *
ص: 185
1- 1) تنوین در”مغفره“و”عذاب“برای تعظیم و تفخیم است، یعنی مغفرتی بزرگ و عذابی دردناک.
