User Tools

Site Tools


nemoone:فاطر:آیات_1_تا_3

[سوره فاطر (35) : آیات 1 تا 3]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ فٰاطِرِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ جٰاعِلِ اَلْمَلاٰئِکَهِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَهٍ مَثْنیٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ یَزِیدُ فِی اَلْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اَللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (1) مٰا یَفْتَحِ اَللّٰهُ لِلنّٰاسِ مِنْ رَحْمَهٍ فَلاٰ مُمْسِکَ لَهٰا وَ مٰا یُمْسِکْ فَلاٰ مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ (2) یٰا أَیُّهَا اَلنّٰاسُ اُذْکُرُوا نِعْمَتَ اَللّٰهِ عَلَیْکُمْ هَلْ مِنْ خٰالِقٍ غَیْرُ اَللّٰهِ یَرْزُقُکُمْ مِنَ اَلسَّمٰاءِ وَ اَلْأَرْضِ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ فَأَنّٰی تُؤْفَکُونَ (3)

ترجمه:

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر 1-ستایش مخصوص خداوندی است که آفریننده آسمانها و زمین است، خداوندی که فرشتگان را رسولانی قرار داد که صاحب بالهای دو گانه و سه گانه و چهارگانه اند او هر چه بخواهد در آفرینش می افزاید، او بر هر چیزی قادر است.

2-خداوند هر رحمتی را به روی مردم بگشاید کسی نمی تواند جلو آن را بگیرد، و هر چه

ص: 164

را امساک کند کسی غیر از او قادر به فرستادن آن نیست، و او عزیز و حکیم است.

3-ای مردم!به یاد آورید نعمت خدا را بر شما، آیا خالقی غیر از خدا وجود دارد که شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟ هیچ معبودی جز او نیست، با این حال چگونه به سوی باطل منحرف می شوید.

تفسیر:

اشاره

گشاینده درهای بسته او است!

آغاز این سوره-مانند سوره های“حمد”و“سبا”و“کهف”-با حمد پروردگار شروع می شود، حمد و ستایش او به خاطر آفرینش جهان پهناور هستی می فرماید: “حمد مخصوص خداوندی است که خالق آسمانها و زمین است”، و همه نعمتها و مواهب هستی از وجود ذیجود او سرچشمه می گیرد (اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ) .

“فاطر”از ماده“فطور”در اصل به معنی شکافتن است، و از آنجا که آفرینش موجودات همانند شکافته شدن ظلمت عدم، و بیرون آمدن نور هستی است، این تعبیر در مورد خلقت و آفرینش به کار می رود، مخصوصا با توجه به علوم روز که می گوید مجموعه عالم هستی در آغاز توده واحدی بوده که تدریجا شکافته شده، و بخشهایی از آن جدا گردیده، اطلاق کلمه“فاطر”بر ذات پاک خداوند مفهوم تازه تر و روشنتری به خود می گیرد (1) .

(1)

آری او را به خاطر خالقیتش حمد و سپاس می گوئیم، چرا که هر چه هست از ناحیه اوست و هیچکس جز او چیزی از خود ندارد.

و از آنجا که تدبیر این عالم از سوی پروردگار-به حکم اینکه عالم، عالم اسباب است-بر عهده فرشتگان گذارده شده، بلافاصله از آفرینش آنها و قدرتهای عظیمی که پروردگار در اختیارشان گذارده سخن می گوید.

“خداوندی که فرشتگان را رسولانی قرار داد که دارای بالهای دو گانه و سه گانه

ص: 165

1- 1) در باره معنی”فاطر“و”فطور“در جلد دهم صفحه 287 (ذیل آیه 10 سوره ابراهیم) و همچنین در جلد پنجم صفحه 171 (ذیل آیه 14 انعام نیز سخن گفته ایم) .

و چهارگانه اند” (جٰاعِلِ الْمَلاٰئِکَهِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَهٍ مَثْنیٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ) .

سپس می افزاید: “خداوند هر چه بخواهد در آفرینش می افزاید چرا که او بر هر چیزی قادر و توانا است (یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ) .

در اینجا سه سؤال مطرح است نخست اینکه رسالت ملائکه و فرشتگان که در آیه فوق آمده در چه چیز است؟ آیا رسالت تشریعی است؟ ، یعنی همان پیام آوردن از سوی خدا برای انبیا، یا رسالت تکوینی است؟ یعنی به عهده گرفتن ماموریتهای مختلف در جهان آفرینش، چنان که در بحث نکات به آن اشاره خواهد شد، و یا هر دو جهت است؟ با توجه به اینکه در جمله قبل سخن از آفرینش آسمانها و زمین بود، و در جمله مورد بحث سخن از بالهای متعدد فرشتگان است که نشانه های قدرت آنهاست، و نیز با توجه به اینکه عنوان رسالت را برای همه فرشتگان قائل شده (توجه داشته باشید که الملائکه جمعی است که با الف و لام همراه است و معنی عموم می دهد) چنین به نظر می رسد که رسالت در اینجا در معنی وسیع و گسترده ای به کار رفته که هم”رسالت تشریعی“را شامل می شود و هم”رسالت تکوینی“را.

اطلاق رسالت بر”رسالت تشریعی“و آوردن پیام وحی به انبیاء در قرآن فراوان است، ولی اطلاق آن بر”رسالت تکوینی“نیز کم نیست.

در آیه 21 سوره یونس می خوانیم: ان ارسلنا یکتبون ما تمکرون: “رسولان ما (فرشتگان ما) مکرهای شما را می نویسند”.

و در آیه 61 انعام می خوانیم: حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنٰا:

“تا زمانی که مرگ یکی از شما فرا رسد رسولان ما قبض روح او می کنند”.

در آیه 31 سوره عنکبوت در مورد فرشتگانی که مامور در هم کوبیدن سرزمین قوم لوط بودند آمده است: و لما جاءت رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ

ص: 166

قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِکُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَهِ إِنَّ أَهْلَهٰا کٰانُوا ظٰالِمِینَ: “هنگامی که رسولان ما نزد ابراهیم آمدند گفتند ما اهل این آبادی را هلاک خواهیم کرد چرا که مردمی ستمگرند”.

در آیات دیگر قرآن نیز می بینیم ماموریتهای مختلفی بر عهده فرشتگان گذاشته شده که رسالتهای آنها محسوب می شود بنا بر این رسالت مفهوم وسیعی دارد.

دیگر اینکه منظور از بالهای فرشتگان آن هم بالهای دو گانه و سه گانه و چهار گانه چیست؟ بعید نیست منظور از بال و پر در اینجا قدرت جولان و توانایی بر فعالیت بوده باشد که بعضی از آنها نسبت به بعضی برتر و دارای توانایی بیشترند.

و لذا برای آنها سلسله مراتب در بالها قائل شده که بعضی دارای چهار بال (مثنی-دو دو) و بعضی دارای شش بال و بعضی دارای هشت بالند.

“اجنحه”جمع”جناح“ (بر وزن جمال) به معنی بال پرندگان است که همانند دست برای انسان می باشد، و از آنجا که بال وسیله نقل و انتقال پرندگان و حرکت و فعالیت آنها است گاهی این کلمه در فارسی یا در عربی به عنوان کنایه از وسیله حرکت و اعمال قدرت و توانایی به کار می رود، مثلا گفته می شود فلان کس بال و پرش سوخته شد کنایه از اینکه نیروی حرکت و توانایی از او سلب گردید، یا فلان کس را زیر بال و پر خود گرفت، یا انسان باید با دو بال علم و عمل پرواز کند، و امثال این تعبیرات که همگی بیانگر معنی کنایی این کلمه است.

در موارد دیگر نیز تعبیراتی مانند”عرش“و”کرسی“و”لوح“ و”قلم“دیده می شود که معمولا توجه به مفاهیم معنوی آنها است نه جسم مادی آن.

البته بدون قرینه نمی توان الفاظ قرآنی را بر غیر معانی ظاهری آنها حمل کرد، اما در آنجا که پای قرائن روشن در کار است مشکلی ایجاد نمی شود.

ص: 167

در بعضی از روایات آمده است: “جبرئیل (پیک وحی خداوند) ششصد بال دارد!و هنگامی که با این حالت پیامبر اسلام ص را ملاقات کرد ما بین زمین و آسمان را پر کرده بود”! (1) .

(1)

یا اینکه”خداوند فرشته ای دارد که ما بین نرمی گوش او تا چشمش به اندازه پانصد سال راه به وسیله پرنده ای (تیز پرواز) است“! (2) .

(2)

یا اینکه در نهج البلاغه هنگامی که سخن از عظمت فرشتگان پروردگار در میان است، می فرماید:

و منهم الثابته فی الارضین السفلی اقدامهم، و المارقه من السماء العلیا اعناقهم، و الخارجه من الاقطار ارکانهم، و المناسبه لقوائم العرش اکتافهم:

“بعضی از فرشتگان چنان عظمت دارند که پاهایشان در طبقات پائین زمین ثابت است و گردنشان از آسمان برین برتر، ارکان وجودشان از اقطار جهان بیرون رفته و شانه هایشان برای حمل عرش پروردگار متناسب است”! (3) .

(3)

پیدا است که این گونه تعبیرات را بر جنبه های جسمانی مادی نمی توان حمل کرد، بلکه بیانگر عظمت معنوی و ابعاد قدرت آنها است.

اصولا می دانیم بال تنها برای حرکت در جو زمین به کار می خورد، چرا که اطراف کره زمین را هوای فشرده گرفته، و پرندگان به وسیله بالشان روی امواج هوا قرار می گیرند، و می توانند بالا و پائین بروند، ولی از محیط جو زمین که خارج شویم در آنجا که هوا نیست بال کوچکترین تاثیری برای حرکت ندارد، و از این نظیر درست مانند سائر اعضاء می باشد.

از این گذشته فرشته ای که پاهای او در اعماق زمین و سر او از برترین آسمان بالاتر است نیازی به پرواز جسمانی ندارد!

ص: 168

1- 1 و 2) تفسیر علی بن ابراهیم طبق نقل نور الثقلین جلد 4 صفحه 349.

2- 3) “نهج البلاغه”خطبه 1.

3-

بحث در اینکه”فرشته“جسم لطیف است یا از مجردات بحث دیگری است که در نکات به خواست خدا به آن اشاره خواهد شد، فعلا منظور آن است که بدانیم بال و پر آنها وسیله فعالیت و حرکت و قدرت است که قرائن فوق برای این هدف به قدر کافی گویا است، همانگونه که در بحث”عرش“و”کرسی“گفتیم این دو کلمه گرچه به معنی تختهای”پایه بلند“و”پایه کوتاه“است اما مسلما منظور از آن قدرت پروردگار در ابعاد مختلف جهان می باشد.

در حدیثی از امام صادق ع آمده است:

الملائکه لا یاکلون و لا یشربون و لا ینکحون، و انما یعیشون بنسیم العرش: “فرشتگان نه غذا می خورند و نه آب می نوشند و نه ازدواج می کنند، آنها تنها با نسیم عرش زنده اند!؟ (1) و (2) .

(1)

(2)

سومین سؤال این است که آیا جمله یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ: “هر چه بخواهد بر آفرینش خود می افزاید”اشاره به افزایش بال و پر فرشتگان است، آن گونه که بعضی از مفسران گفته اند؟ و یا معنی وسیعی دارد که هم آن را شامل می شود و هم سایر افزایشهایی که در آفرینش موجودات صورت می گیرد؟ مطلق بودن جمله از یک سو، و بعضی از روایات اسلامی که در تفسیر آیات فوق وارد شده از سوی دیگر نشان می دهد که معنی دوم مناسبتر است.

از جمله در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام ص آمده است که در تفسیر این جمله فرمود:

هو الوجه الحسن، و الصوت الحسن، و الشعر الحسن: “منظور صورت زیبا، و صدای زیبا، و موی زیبا است”! (3) .

(3)

ص: 169

1- 1) تفسیر”علی بن ابراهیم”طبق نقل نور الثقلین جلد 4 صفحه 349.

2- 2) و در باره معنی“عرش”به طور مشروح در جلد ششم صفحه 204 (ذیل آیه 54 سوره اعراف) بحث کرده ایم.

3- 3) “مجمع البیان”ذیل آیات مورد بحث، “قرطبی”نیز در تفسیرش همین حدیث را ذیل آیه مورد بحث آورده است.

در حدیث دیگری از پیامبر ص می خوانیم:

حسنوا القرآن باصواتکم فان الصوت الحسن یزید القرآن حسنا، و قرأ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ: “قرآن را با صدای زیبا زینت بخشید، چرا که صدای خوب بر زیبایی قرآن می افزاید، سپس این آیه را تلاوت فرمود یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ. *بعد از بیان خالقیت پروردگار و رسالت فرشتگان که واسطه فیض اند سخن از رحمت او به میان می آورد که زیربنای تمام عالم هستی است، می فرماید: “آنچه را خداوند از رحمت برای مردم بگشاید کسی نمی تواند جلو آن را بگیرد” (مٰا یَفْتَحِ اللّٰهُ لِلنّٰاسِ مِنْ رَحْمَهٍ فَلاٰ مُمْسِکَ لَهٰا) . “و آنچه را باز دارد و امساک کند کسی بعد از او قادر به فرستادن آن نیست” (وَ مٰا یُمْسِکْ فَلاٰ مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ) . “چرا که او قدرتمندی است شکست ناپذیر و در عین حال حکیم و آگاه” (وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ) . خلاصه اینکه تمام خزائن رحمت نزد او است و هر کس را لایق ببیند مشمول آن می سازد، و هر کجا حکمتش اقتضا کند درهای آن را می گشاید، و اگر جمله جهانیان دست به دست هم بدهند تا دری را که او گشوده است ببندند، یا دری را که او بسته بگشایند، هرگز قادر نخواهند بود، و این در حقیقت شاخه مهمی از توحید است که منشأ شاخه های دیگری می باشد (دقت کنید) . شبیه این معنی در سایر آیات قرآن نیز آمده است، آنجا که می گوید: وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اللّٰهُ بِضُرٍّ فَلاٰ کٰاشِفَ لَهُ إِلاّٰ هُوَ وَ إِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلاٰ رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ: “اگر خداوند (برای امتحان یا کیفر خطا) زیانی به تو رساند هیچکس جز او آن را بر طرف نخواهد کرد، و اگر اراده خیری برای تو کند هیچکس ص: 170 مانع فضل او نخواهد شد، او به هر کس از بندگانش بخواهد فضل خود را می رساند و او غفور و رحیم است” (یونس-107) . *

در اینجا به چند”امر“باید توجه کرد:

1-تعبیر به”یفتح“که از ماده”فتح“به معنی گشودن است اشاره به وجود خزائن رحمت الهی است که در آیات دیگر قرآن نیز به آن اشاره شده است و جالب اینکه این خزائن چنانند که به محض گشوده شدن بر خلایق جاری می شوند و نیاز به چیز دیگری نیست، و هیچکس مانع از آن نتواند شد.

مقدم داشتن گشایش رحمت بر امساک آن به خاطر این است که همیشه خداوند رحمتش بر غضبش پیشی دارد.

2-تعبیر به”رحمت“معنی بسیار وسیع و گسترده ای دارد که تمام مواهب جهان را شامل می شود، گاه جنبه معنوی دارد، و گاه جنبه مادی، به همین دلیل گاه که انسان تمام درهای ظاهری را به روی خود بسته می بیند احساس می کند رحمت الهی بر قلب و جان او روان است، لذا شاد و خرسند است، آرام و مطمئن، هر چند در تنگنای زندان گرفتار باشد.

اما به عکس گاه انسان تمام درهای ظاهری را به روی خود گشوده می بیند، اما گویی در رحمت الهی در جان او بسته شده، چنان خود را در تنگنا و فشار احساس می کند که دنیا با تمام وسعتش برای او یک زندان تاریک و وحشتناک می شود، و این چیزی است که برای بسیاری از مردم محسوس و ملموس است.

3-تعبیر به دو وصف”عزیز و حکیم“بیانگر قدرت او بر”ارسال“ و”امساک“رحمت است، و در عین حال اشاره به این حقیقت می باشد که این گشودن و بستن در همه جا بر اساس حکمت است چرا که قدرت او با حکمتش آمیخته است.

ص: 171

به هر حال توجه به محتوای این آیه چنان آرامشی به انسان مؤمن می دهد که در برابر تمام حوادث مقاوم می شود از هیچ مشکلی نمی ترسد و از هیچ پیروزی مغرور نمی گردد (1) .

(1)

* در آیه بعد به مساله”توحید عبادت“بر اساس”توحید خالقیت و رازقیت“ اشاره کرده می فرماید: “ای مردم نعمت خداوند را بر خودتان به یاد آورید” (یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ) . درست فکر کنید: این همه مواهب و برکات، و این همه امکانات حیاتی که در اختیار شما قرار گرفته و در آن غوطه ورید منشأ اصلی و سرچشمه آنها کیست؟! “آیا خالقی غیر از خدا، از آسمان و زمین به شما روزی می دهد”؟ (هَلْ مِنْ خٰالِقٍ غَیْرُ اللّٰهِ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ) . چه کسی نور حیاتبخش آفتاب، و قطرات زنده کننده باران، و امواج روحپرور نسیم را از آسمان به سوی شما می فرستد؟ و چه کسی معادن و ذخائر زمین و مواد غذایی و انواع گیاهان و میوه ها و برکات دیگر را از این زمین برای شما خارج می کند؟ اکنون که می دانید سرچشمه همه این برکات اوست، پس بدانید”معبودی جز او وجود ندارد و عبادت و پرستش تنها شایسته ذات پاک اوست“ (لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ) . “با اینحال چگونه از طریق حق به سوی باطل منحرف می شوید؟ و به ص: 172 1- 1) قابل توجه اینکه ضمیر در فلا ممسک لها به صورت مؤنث آمده، و در فلا مرسل له به صورت مذکر، چرا که مرجع اولی کلمه”رحمت”است، و دومی کلمه“ما”و نیز ضمیر در“من بعده”ظاهرا به خداوند باز می گردد، یعنی بعد از خداوند هیچکس قادر به گشودن نیست-این احتمال نیز داده شده است که ضمیر به امساک برگردد یعنی من بعد امساک اللّٰه که از نظر معنی تفاوت چندانی ندارد. جای اللّٰه در برابر بتها سجده می کنید“؟ (فانی تؤفکون) . “توفکون”از ماده”افک“ (بر وزن فکر) چنان که قبلا نیز گفته ایم به هر چیزی گفته می شود که از حالت اصلیش دگرگون گردد، لذا به هر سخنی که از حق انحراف پیدا کند”افک“می گویند، و اینکه می بینیم به معنی دروغ و تهمت به کار می رود از همین نظر است، منتهی بعضی معتقدند این کلمه بیانگر دروغ و تهمتهای بزرگ است. *

نکته:

ملائکه در قرآن مجید

در قرآن مجید از ملائکه فراوان یاد شده است.

آیات زیادی از قرآن در باره صفات، ویژگیها، ماموریتها و وظائف فرشتگان سخن می گوید، حتی قرآن، ایمان به ملائکه را در ردیف ایمان به خدا و انبیاء و کتب آسمانی قرار داده است، و این دلیل بر اهمیت بنیادی این مساله است: آمَنَ الرَّسُولُ بِمٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ مَلاٰئِکَتِهِ وَ کُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ: “پیامبر اسلام به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده ایمان آورده، و مؤمنان نیز به خدا و فرشتگان او و کتابها و رسولانش همگی ایمان دارند” (بقره-285) .

بدون شک وجود فرشتگان از امور غیبیه ای است که برای اثبات آن با این صفات و ویژگیها راهی جز ادله نقلیه نیست، و به حکم ایمان به غیب آنها را باید پذیرفت.

*قرآن مجید رویهمرفته ویژگیهای آنها را چنین می شمرد: 1-فرشتگان موجوداتی عاقل و با شعورند و بندگان گرامی خدا هستند ص: 173 (بَلْ عِبٰادٌ مُکْرَمُونَ) (انبیاء 26) . 2-آنها سر بر فرمان خدا دارند و هرگز معصیت او نمی کنند (لاٰ یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ) (انبیاء 27) . 3-آنها وظائف مهم و بسیار متنوعی از سوی خداوند بر عهده دارند: گروهی حاملان عرشند (حاقه-17) . و گروهی مدبرات امرند (نازعات-5) . گروهی فرشتگان قبض ارواحند (اعراف-37) . و گروهی مراقبان اعمال بشرند (سوره انفطار-10 تا 13) . گروهی حافظان انسان از خطرات و حوادثند (انعام-61) . و گروهی مامور عذاب و مجازات اقوام سرکشند (هود-77) . گروهی امدادگران الهی نسبت به مؤمنان در جنگها هستند (احزاب-9) . و بالآخره گروهی مبلغان وحی و آورندگان کتب آسمانی برای انبیاء می باشند (نحل-2) که اگر بخواهیم یک یک از وظائف و ماموریتهای آنها را بر شمریم بحث به درازا می کشد. 4-آنها پیوسته مشغول تسبیح و تقدیس خداوند هستند، چنان که در آیه 5 سوره شوری می خوانیم: وَ الْمَلاٰئِکَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الْأَرْضِ: “فرشتگان تسبیح و حمد پروردگار خود را بجا می آورند و برای کسانی که در زمین هستند استغفار می کنند”. 5-با این حال انسان به حسب استعداد تکامل از آنها برتر و والاتر است تا آنجا که همه فرشتگان بدون استثناء بخاطر آفرینش آدم به سجده افتادند و آدم معلم آنها گشت (آیات 30-34 سوره بقره) . 6-آنها گاه به صورت انسان در می آیند، و بر انبیاء و حتی غیر انبیاء ظاهر می شوند، چنان که در سوره مریم می خوانیم: فرشته بزرگ الهی به صورت ص: 174 انسان موزون بر مریم ظاهر شد: فَأَرْسَلْنٰا إِلَیْهٰا رُوحَنٰا فَتَمَثَّلَ لَهٰا بَشَراً سَوِیًّا: (مریم-17) . در جای دیگر به صورت انسانهایی بر ابراهیم و بر لوط ظاهر شدند (هود -69 و 77) . حتی از ذیل این آیات استفاده می شود که قوم لوط نیز آنها را در همان اشکال موزون انسانی دیدند (هود-78) . آیا ظهور در چهره انسان، یک واقعیت عینی است؟ یا به صورت تمثل و تصرف در قوه ادراک؟ ظاهر آیات قرآن معنی اول است، هر چند بعضی از مفسران بزرگ معنی دوم را برگزیده اند. 7-از روایات اسلامی استفاده می شود که تعداد آنها بقدری زیاد است که به هیچ وجه قابل مقایسه با انسان نیست، چنان که در روایتی از امام صادق ع می خوانیم: هنگامی که از آن حضرت پرسیدند آیا عدد فرشتگان بیشترند یا انسانها؟ فرمود: “سوگند به خدایی که جانم به دست او است فرشتگان خدا در آسمانها بیشترند از عدد ذرات خاکهای زمین، و در آسمان جای پایی نیست مگر اینکه در آنجا فرشته ای تسبیح و تقدیس خدا می کند” (1) . (1) 8-آنها نه غذا می خورند و نه آب می نوشند، و نه ازدواج دارند، چنان که در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم: ان الملائکه لا یاکلون و لا یشربون و لا ینکحون و انما یعیشون بنسیم العرش: “فرشتگان غذا نمی خورند و آب نمی نوشند و ازدواج نمی کنند بلکه با نسیم عرش الهی زنده اند!” (2) . (2) 9-آنها نه خواب دارند نه سستی و غفلت چنان که علی ع در حدیثی چنین. ص: 175 1- 1) “بحار الانوار”جلد 59 صفحه 176 (حدیث 7) روایات فراوان دیگری در این زمینه نیز نقل شده است 2- 2) “بحار الانوار”جلد 59 صفحه 174 (حدیث 4) . می گوید: لیس فیهم فتره، و لا عندهم غفله، و لا فیهم معصیه… لا یغشاهم نوم العیون و لا سهوا العقول، و لا فتره الأبدان، لم یسکنوا الاصلاب و لم تضمهم الارحام: “در آنها نه سستی است، و نه غفلت، و نه عصیان… خواب بر آنها چیره نمی گردد و عقل آنها گرفتار سهو و نسیان نمی شود، بدن آنها به سستی نمی گراید، و در صلب پدران و رحم مادران قرار نمی گیرند” (1) . (1) 10-آنها مقامات مختلف و مراتب متفاوت دارند، بعضی همیشه در رکوعند و بعضی همیشه در سجودند. مٰا مِنّٰا إِلاّٰ لَهُ مَقٰامٌ مَعْلُومٌ وَ إِنّٰا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَ إِنّٰا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ: “هر یک از ما مقام معلومی دارد، ما همواره صف کشیده منتظر فرمان او هستیم و پیوسته تسبیح او می گوئیم” (صافات 164-166) . امام صادق می گوید: و ان للّٰه ملائکه رکعا الی یوم القیامه و ان للّٰه ملائکه سجد الی یوم القیامه: “خداوند فرشتگانی دارد که تا روز قیامت در رکوعند، و فرشتگانی دارد که تا قیامت در سجودند”! (2) . (2) برای آگاهی بیشتر از اوصاف ملائکه و اصناف آنها به کتاب”السماء و العالم“ بحار الانوار، “ابواب الملائکه” (جلد 59 صفحه 144 تا 326 مراجعه فرمائید، همچنین نهج البلاغه خطبه های اول و 91-خطبه اشباح-و 109 و 171) . *آیا با این اوصاف که برای فرشتگان ذکر شد آنها موجوداتی مجردند یا مادی؟! بدون شک با این اوصاف نمی توانند از این ماده کثیف عنصری باشند، ولی مانعی ندارد که از اجسام لطیفی آفریده شده باشند، اجسامی ما فوق این ماده

ص: 176

1- 1) “بحار الانوار”جلد 59 صفحه 175.

2- 2) “بحار الانوار”جلد 59 صفحه 174.

معمولی که ما با آن آشنا هستیم.

اثبات”تجرد مطلق“برای فرشتگان حتی از زمان و مکان و اجزاء کار آسانی نیست، و تحقیق از این مساله نیز فایده زیادی در بر ندارد، مهم آن است که ما فرشتگان را به اوصافی که قرآن و روایات مسلم اسلامی توصیف کرده بشناسیم و آنها را صنف عظیمی از موجودات والا و برجسته خداوند بدانیم، بی آنکه مقامی جز مقام بندگی و عبودیت برای آنها قائل باشیم، و آنها را شریک خداوند در خلقت یا عبادت بدانیم که این شرک و کفر محض است.

در بحث پیرامون فرشتگان، به همین مقدار قناعت می کنیم، و تفصیل را به کتبی که بالخصوص در این زمینه نگاشته شده موکول می نمائیم.

در بسیاری از عبارات تورات از فرشتگان تعبیر به”خدایان“می کند که تعبیری است شرک آلود، و از نشانه های تحریف تورات کنونی است، ولی قرآن مجید از این گونه تعبیرات پاک و منزه است، چرا که برای آنها مقامی جز بندگی و عبادت و اجرای فرمانهای الهی قائل نشده است و حتی چنان که گفتیم از آیات مختلف قرآن بر می آید که مقام انسان کامل از فرشتگان والاتر و بالاتر است.

***

ص: 177

nemoone/فاطر/آیات_1_تا_3.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki