[سوره الفاتحه (1) : آیه 6]
اشاره
اِهْدِنَا اَلصِّرٰاطَ اَلْمُسْتَقِیمَ (6)
ترجمه:
6-ما را به راه راست هدایت فرما.
تفسیر:
اشاره
پیمودن صراط مستقیم
پس از اظهار تسلیم در برابر پروردگار و وصول به مرحله عبودیت و استعانت و استمداد از ذات پاک او نخستین تقاضای بنده این است که او را به راه راست، راه پاکی و نیکی، راه عدل و داد، و راه ایمان و عمل صالح هدایت فرماید، تا خدایی که همه نعمتها را به او ارزانی داشته، نعمت هدایت را نیز بر آن بیفزاید.
ص: 45
گر چه این انسان در چنین شرائط مؤمن است، و با خدای خود آشنا، ولی امکان دارد که هر آن این نعمت به خاطر عواملی از او سلب گردد، و از صراط مستقیم منحرف و گمراه شود.
پس باید هر شبانه روز لا اقل ده بار از خدای خود بخواهد که لغزش و انحرافی برای او پیش نیاید.
بعلاوه این“صراط مستقیم”که همان آئین حق است مراتب و درجاتی دارد که همه افراد در پیمودن این درجات یکسان نیستند، هر مقدار از این درجات را انسان طی نماید، باز درجات بالاتر و والاتری وجود دارد که انسان با ایمان باید از خدا بخواهد تا او را به آن درجات هدایت کند.
در اینجا این سؤال معروف که چرا ما همواره درخواست هدایت به صراط مستقیم از خدا می کنیم مگر ما گمراهیم؟ مطرح می شود.
وانگهی بفرضی که این سخن از ما زیبنده باشد از پیامبر و امامان که نمونه انسان کامل بودند چه معنی دارد؟! در پاسخ این ایراد می گوئیم:
اولا: همانطور که اشاره شد انسان در مسیر هدایت هر لحظه بیم لغزش و انحراف درباره او می رود، به همین دلیل باید خود را در اختیار پروردگار بگذارد و تقاضا کند که او را بر راه راست ثابت نگهدارد.
ما نباید فراموش کنیم که وجود و هستی و تمام مواهب الهی، لحظه به لحظه از آن مبدء بزرگ به ما میرسد.
سابقا گفتیم مثل ما و همه موجودات (از یک نظر) مثل لامپهای برق است، اگر می بینیم نور لامپ، متصل و یک نواخت پخش می شود به خاطر آنست که لحظه به لحظه نیرو از منبع برق به او میرسد، منبع برق هر لحظه نور جدیدی تولید می کند و بوسیله سیمهای ارتباطی به لامپ تحویل می گردد.
ص: 46
هستی ما نیز همانند نور این لامپها است گر چه به صورت یک وجود ممتد جلوه گر است، ولی در حقیقت لحظه به لحظه وجود تازه ای از منبع هستی آفریدگار فیاض، به ما میرسد.
بنا بر این همانگونه که هر لحظه وجود تازه ای به ما میرسد، به هدایت جدیدی نیز نیازمندیم، بدیهی است اگر موانعی در سیمهای معنوی ارتباطی ما با خدا ایجاد شود، کژیها، ظلمها، ناپاکیها و… پیوند ما را از آن منبع هدایت قطع می کند، و همان لحظه از صراط مستقیم منحرف خواهیم شد.
ما از خدا طلب می کنیم که این موانع پیش نیاید و ما بر صراط مستقیم ثابت بمانیم.
ثانیا: هدایت همان پیمودن طریق تکامل است که انسان تدریجا مراحل نقصان را پشت سر بگذارد و به مراحل بالاتر برسد.
این را نیز می دانیم که طریق تکامل نامحدود است و به سوی بی نهایت هم چنان پیش می رود.
بنا بر این جای تعجب نیست که حتی پیامبران و امامان از خدا تقاضای هدایت “صراط مستقیم”کنند، چه اینکه کمال مطلق تنها خدا است، و همه بدون استثناء در مسیر تکاملند چه مانع دارد که آنها نیز تقاضای درجات بالاتری را از خدا بنمایند.
مگر ما بر پیامبر ص صلوات و درود نمی فرستیم؟ مگر مفهوم صلوات، تقاضای رحمت تازه پروردگار برای محمد و آل محمد نیست؟ مگر خود پیامبر ص نمی فرمود: رَبِّ زِدْنِی عِلْماً: “خدایا علم (و هدایت) مرا بیشتر کن!” مگر قرآن نمی گوید: وَ یَزِیدُ اللّٰهُ الَّذِینَ اهْتَدَوْا هُدیً: “خداوند هدایت هدایت یافتگان را افزون می کند” (مریم-76) .
ص: 47
و نیز می گوید: وَ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زٰادَهُمْ هُدیً وَ آتٰاهُمْ تَقْوٰاهُمْ: “آنها که هدایت یافته اند خداوند بر هدایتشان می افزاید، و تقوا به آنها می دهد” (محمد-17) .
و از اینجا پاسخ سؤالی که مربوط به درود بر پیامبر ص و امامان است نیز روشن می شود که این درود و صلوات در حقیقت تقاضای مقام بالاتر و والاتر برای آن بزرگواران است.
برای روشن شدن آنچه گفتیم به دو حدیث زیر توجه فرمائید:
1-امیر مؤمنان علی ع در تفسیر جمله اِهْدِنَا الصِّرٰاطَ الْمُسْتَقِیمَ می فرماید، یعنی
ادم لنا توفیقک الذی اطعناک به فی ماضی ایامنا، حتی نطیعک کذلک فی مستقبل اعمارنا: “خداوندا توفیقاتی را که در گذشته بر ما ارزانی داشتی و به برکت آن تو را اطاعت کردیم، هم چنان ادامه ده تا در آینده عمرمان نیز تو را اطاعت کنیم” 1.
2-امام صادق ع می فرماید: یعنی
ارشدنا للزوم الطریق المؤدی الی محبتک، و المبلغ الی جنتک، و المانع من ان نتبع اهوائنا فنعطب، او ان ناخذ بآرائنا فنهلک “یعنی: خداوندا ما را بر راهی که به محبت تو می رسد و به بهشت واصل می گردد، و مانع از پیروی هوسهای کشنده و آراء انحرافی و هلاک کننده است، ثابت بدار 2.
* صراط مستقیم چیست؟ آن گونه که از بررسی آیات قرآن مجید بر می آید”صراط مستقیم“همان آئین خدا پرستی و دین حق و پایبند بودن به دستورات خدا است، چنان که در سوره ص: 48 انعام آیه 161 می خوانیم: قُلْ إِنَّنِی هَدٰانِی رَبِّی إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ دِیناً قِیَماً مِلَّهَ إِبْرٰاهِیمَ حَنِیفاً وَ مٰا کٰانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ: “بگو خداوند مرا به صراط مستقیم هدایت کرده: به دین استوار، آئین ابراهیم که هرگز به خدا شرک نورزید”. در اینجا”دین ثابت و پا بر جا و آئین توحیدی ابراهیم و نفی هر گونه شرک“ به عنوان صراط مستقیم معرفی شده که این جنبه عقیدتی را مشخص می کند. اما در سوره یس آیه 61 و 62 چنین می خوانیم: أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یٰا بَنِی آدَمَ أَنْ لاٰ تَعْبُدُوا الشَّیْطٰانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ وَ أَنِ اعْبُدُونِی هٰذٰا صِرٰاطٌ مُسْتَقِیمٌ: “ای فرزندان آدم مگر با شما پیمان نبستم که شیطان را پرستش نکنید (بدستورات او عمل ننمائید) و مرا پرستش کنید این همان صراط مستقیم است”. در اینجا به جنبه های عملی آئین حق اشاره شده که نفی هر گونه کار شیطانی و عمل انحرافی است. و به گفته قرآن در سوره آل عمران آیه 101 راه رسیدن به صراط مستقیم پیوند و ارتباط با خدا است (وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللّٰهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ) . ذکر این نکته نیز لازم به نظر می رسد که راه مستقیم همیشه یک راه بیشتر نیست، زیرا میان دو نقطه تنها یک خط مستقیم وجود دارد که نزدیکترین راه را تشکیل می دهد. بنا بر این اگر قرآن می گوید صراط مستقیم، همان دین و آئین الهی در جنبه های عقیدتی و عملی است به این دلیل است که نزدیکترین راه ارتباط با خدا همانست. و نیز به همین دلیل است که دین واقعی یک دین بیشتر نیست إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّٰهِ الْإِسْلاٰمُ: “دین در نزد خدا اسلام است” (آل عمران آیه 19) . به خواست خدا بعدا خواهیم دید که اسلام معنی وسیعی دارد که هر آئین توحیدی را در آن عصر و زمان که رسمیت داشته و با آئین جدید نسخ نشده است ص: 49 شامل می شود. و از اینجا روشن می شود تفسیرهای مختلفی که مفسران در این زمینه نقل کرده اند همه در واقع به یک چیز باز می گردد: بعضی آن را به معنی اسلام. بعضی به معنی قرآن. بعضی به پیامبر و امامان راستین. و بعضی آن را به آئین”اللّٰه“که جز آن را قبول نمی کند، تفسیر نموده اند. تمام این معانی بازگشت به همان دین و آئین الهی در جنبه های اعتقادی و عملی می کند. همچنین روایاتی که در منابع اسلامی در این زمینه وارد شده و هر کدام به زاویه ای از این مساله اشاره کرده همه به یک اصل باز می گردد، از جمله: از پیامبر ص چنین نقل شده: اَلصِّرٰاطَ الْمُسْتَقِیمَ صراط الانبیاء و هم الذین انعم اللّٰه علیهم: “صراط مستقیم راه پیامبران است و همانها هستند که مشمول نعمتهای الهی شده اند” 1. از امام صادق ع می خوانیم که در تفسیر آیه” اِهْدِنَا الصِّرٰاطَ الْمُسْتَقِیمَ “ فرمود: الطریق و معرفه الامام: “منظور راه و شناخت امام است” 2. و نیز در حدیث دیگری از همان امام نقل شده: و اللّٰه نحن الصراط المستقیم: “به خدا سوگند مائیم صراط مستقیم” 3. در حدیث دیگری باز از همان امام می خوانیم که فرمود: صراط مستقیم، امیر مؤمنان علی ع است 4. مسلم است که پیامبر ص و علی ع و ائمه اهل بیت ع همه به همان ص: 50 آئین توحیدی خدا دعوت می کردند، دعوتی که جنبه های اعتقادی و عملی را در بر می گرفت. جالب اینکه”راغب“در کتاب”مفردات“در معنی صراط می گوید: “صراط” راه مستقیم است، بنا بر این مستقیم بودن در مفهوم صراط افتاده، و ذکر آن به صورت توصیف، برای تاکید هر چه بیشتر روی این مساله است. *
ص: 51
