User Tools

Site Tools


nemoone:غافر:آیات_1_تا_3

[سوره غافر (40) : آیات 1 تا 3]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;حم (1) تَنْزِیلُ اَلْکِتٰابِ مِنَ اَللّٰهِ اَلْعَزِیزِ اَلْعَلِیمِ (2) غٰافِرِ اَلذَّنْبِ وَ قٰابِلِ اَلتَّوْبِ شَدِیدِ اَلْعِقٰابِ ذِی اَلطَّوْلِ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ إِلَیْهِ اَلْمَصِیرُ (3)

ترجمه:

بنام خداوند بخشایشگر 1-حم.

2-این کتابی است که از سوی خداوند قادر و دانا نازل شده است.

3-خداوندی که آمرزنده گناه، و پذیرنده توبه و شدید العقاب، و صاحب نعمت فراوان است، هیچ معبودی جز او نیست، و بازگشت (همه شما) به سوی او است.

تفسیر:

اشاره

اوصافی امید بخش!

در آغاز این سوره نیز به“حروف مقطعه”برخورد می کنیم که در اینجا

ص: 8

از نوع تازه ای از آن است: “حاء”و“میم”.

در زمینه تفسیر این حروف بحثهای فراوانی در آغاز سوره های“بقره”“آل عمران”و“اعراف”و بعضی دیگر از سوره ها داشته ایم، چیزی که در اینجا باید بر آن افزود این است که در بعضی از روایات، و همچنین در بسیاری از کلمات مفسران دو حرف آغاز این سوره به نامهای خدا که با این دو حرف آغاز می شود تفسیر شده است، چنان که در حدیثی از امام صادق ع به“حمید”و“مجید” تفسیر گردیده (1) .

(1)

بعضی نیز“ح”را به نامهایی مانند“حمید”و“حلیم”و“حنان”و“م” به نامهایی مانند“ملک”و“مالک”و“مجید”تفسیر کرده اند.

این احتمال نیز وجود دارد که“ح”اشاره به حاکمیت و“م”اشاره به “مالکیت”خداوند بوده باشد.

از ابن عباس نیز نقل شده که“حم”از اسمهای اعظم خدا است (2) .

(2)

روشن است که این تفسیرها با هم منافاتی ندارد و ممکن است همه در معنی آیه جمع باشد.

* در آیه بعد همانگونه که روش قرآن است بعد از ذکر“حروف مقطعه” سخن از عظمت مقام“قرآن”به میان می آورد، اشاره به اینکه این کتاب با اینهمه عظمت از حروف ساده الفبا ترکیب یافته، بنائی چنان عظیم از مصالحی چنین کوچک، و این خود دلیل بر اعجاز آن است. می فرماید: “این کتابی است که از سوی خداوند قادر دانا نازل شده است” ص: 9 1- 1) “معانی الاخبار”صدوق صفحه 22 (باب معنی الحروف المقطعه فی اوائل السور) . 2- 2) “تفسیر قرطبی”ذیل آیات مورد بحث. (تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ) . عزت و قدرتش موجب شده که احدی نتواند با آن برابری کند، و علمش سبب گردیده که محتوای آن در اعلی درجه کمال، و فراگیر همه نیازهای انسانها در طریق تکامل باشد. * آیه بعد خدا را به پنج وصف دیگر از صفات بزرگش که بعضی امید آفرین و بعضی خوف آفرین است توصیف کرده، می گوید: “خداوندی که گناهان را می آمرزد (غٰافِرِ الذَّنْبِ) .

“توبه ها را می پذیرد” (قٰابِلِ التَّوْبِ) (1) .

(1)

“مجازاتش شدید است” (شَدِیدِ الْعِقٰابِ) .

“نعمتش فراوان است” (ذِی الطَّوْلِ) (2) .

(2)

“خداوندی که معبودی جز او نیست” (لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ) .

“و بازگشت همه شما به سوی او است” (إِلَیْهِ الْمَصِیرُ) .

آری کسی که واجد این اوصاف است فقط او شایسته عبودیت است و مالک پاداش و کیفر.

* نکته ها: اشاره 1-در دو آیه فوق (آیه 2 و 3) بعد از ذکر نام”اللّٰه“و قبل از ذکر”معاد“ ص: 10 1- 1) “توب”ممکن است جمع”توبه“و یا مصدر بوده باشد (مجمع البیان) . 2- 2) “طول” (بر وزن قول) به معنی نعمت و فضل است، و به معنی توانایی و رسایی و امکانات و مانند آن نیز آمده است، بعضی از مفسران گفته اند”ذی الطول“به کسی گفته می شود که نعمتی طولانی به دیگری می بخشد، بنا بر این معنی آن اخص از معنی”منعم“ است (مجمع البیان) . (إِلَیْهِ الْمَصِیرُ) هفت وصف از اوصاف الهی بیان شده است که بعضی از”صفات ذات“و بعضی از”صفات فعل“است و مجموعه ای از توحید و علم و قدرت و رحمت و غضب را بیان می دارد، و”عزیز“و”علیم“پایه ای است برای نزول این کتاب آسمانی، و”غفران ذنوب“و”قبول توبه“و”شدت عقاب“و”بخشش نعمتها“مقدمه ای است برای تربیت نفوس و پرستش خداوند یگانه ای که هیچ معبودی جز او نیست. *2-در میان این اوصاف”غافر الذنب“مقدم داشته شده و”ذی الطول (صاحب نعمت و فضل) نیز در آخر آمده، و در این میان“شدید العقاب”است.

در حقیقت غضبش در میان دو رحمت قرار گرفته!، و از این گذشته در کنار این وصف که حاکی از غضب خداوند است سه وصف از اوصافش که از رحمت او حکایت دارد بیان شده، و همه اینها دلیل بر این است که“رحمتش بر غضبش پیشی گرفته”است (یا من سبقت رحمته غضبه) .

*3-جمله“ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ “نه تنها اشاره به این است که بازگشت همه در قیامت به سوی او است، بلکه مطلق بودن آن از این حکایت می کند که بازگشت همه امور در این جهان و آن جهان به سوی او و سلسله همه موجودات به دست او است. *4-قابل توجه اینکه جمله”لا إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ “که به عنوان آخرین وصف آمده و حکایت از مقام”توحید عبودیت”و عدم شایستگی غیر او برای پرستش می کند به عنوان آخرین صفت و نتیجه نهایی بیان شده، و لذا در حدیثی از ابن عباس آمده است که می گوید: او“غافر الذنب”است برای کسی که“لا اله الا

ص: 11

اللّٰه”بگوید، “قابل التوب”است برای کسی که“لا إله الا الله”بگوید“شدید العقاب”است برای کسی که“لا اله الا اللّٰه”نگوید، “ذی الطول”و غنی و بی نیاز است از کسی که“لا اله الا اللّٰه”نگوید.

بنا بر این محور همه این صفات کسانی هستند که مؤمن به توحید باشند و در گفتار و عمل از این خط اصیل الهی منحرف نشوند.

* 5-اسباب آمرزش در قرآن مجید در قرآن مجید امور زیادی به عنوان اسباب مغفرت و از بین رفتن گناهان معرفی شده است که به قسمتهایی از آن ذیلا اشاره می شود: 1-“توبه”: یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللّٰهِ تَوْبَهً نَصُوحاً عَسیٰ رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ: “ای کسانی که ایمان آورده اید به سوی خدا باز گردید و توبه خالص کنید امید است خداوند گناهان شما را ببخشد” (تحریم-8) . 2-ایمان و عمل صالح: و اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ وَ آمَنُوا بِمٰا نُزِّلَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ: “کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و نیز به آنچه بر محمد ص نازل شده است ایمان آوردند آیاتی که حق است و از سوی پروردگارشان می باشد خداوند گناهان آنها را می بخشد” (محمد-2) . 3-تقوی: إِنْ تَتَّقُوا اللّٰهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقٰاناً وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ: “اگر تقوای الهی پیشه کنید خداوند برای تشخیص حق از باطل به شما روشن بینی می دهد، و گناهانتان را می بخشد” (انفال-29) . 4-هجرت و جهاد و شهادت: فَالَّذِینَ هٰاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ وَ أُوذُوا فِی سَبِیلِی وَ قٰاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ: “کسانی که هجرت کنند و از خانه و وطن خود رانده شوند و در راه من آزار بینند و پیکار کنند ص: 12 و مقتول گردند گناهانشان را می بخشم” (آل عمران-195) . 5-انفاق مخفی: إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقٰاتِ فَنِعِمّٰا هِیَ وَ إِنْ تُخْفُوهٰا وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَرٰاءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئٰاتِکُمْ: “اگر انفاقهای خود را در راه خدا آشکار سازید خوب است و اگر آن را پنهان دارید و به فقرا بدهید به سود شما است و از گناهانتان می بخشد” (بقره-271) . 6-دادن قرض الحسنه: إِنْ تُقْرِضُوا اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً یُضٰاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ: “اگر به خداوند قرض الحسنه دهید آن را برای شما مضاعف می کند و شما را می آمرزد” (تغابن-17) . 7-پرهیز از گناهان کبیره که موجب آمرزش گناهان صغیره است: إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبٰائِرَ مٰا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ: “اگر از گناهان کبیره که از آن نهی شده اید اجتناب کنید گناهان صغیره شما را خواهیم بخشید” (نساء-31) . به این ترتیب درهای مغفرت الهی از هر سو به روی بندگان باز است که هفت در آن در بالا به استناد هفت آیه قرآن ذکر شد، تا از کدامین در وارد شویم و چه خوبتر که از هر در وارد شویم. *

ص: 13

nemoone/غافر/آیات_1_تا_3.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki