User Tools

Site Tools


nemoone:غاشیه:آیات_1_تا_7

[سوره الغاشیه (88) : آیات 1 تا 7]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِlt;br/gt;هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ اَلْغٰاشِیَهِ (1) وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ خٰاشِعَهٌ (2) عٰامِلَهٌ نٰاصِبَهٌ (3) تَصْلیٰ نٰاراً حٰامِیَهً (4) تُسْقیٰ مِنْ عَیْنٍ آنِیَهٍ (5) لَیْسَ لَهُمْ طَعٰامٌ إِلاّٰ مِنْ ضَرِیعٍ (6) لاٰ یُسْمِنُ وَ لاٰ یُغْنِی مِنْ جُوعٍ (7)

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده مهربان 1-آیا داستان“غاشیه” (روز قیامت که حوادث وحشتناکش همه را می پوشاند) به تو رسیده است؟! 2-چهره هایی در آن روز خاشع و ذلت بار است.

3-آنها که پیوسته عمل کرده و خسته شده اند (و نتیجه ای عائدشان نشده) .

ص: 413

4-و در آتش سوزان وارد می گردند.

5-از چشمه ای فوق العاده داغ به آنها می نوشانند.

6-طعامی جز از ضریع (خار خشک تلخ و بد بو) ندارند.

7-غذایی که نه آنها را فربه می کند و نه گرسنگی را فرو می نشاند!

تفسیر:

خستگان بی نصیب!

در آغاز این سوره به نام تازه ای در باره قیامت برخورد می کنیم که آن “غاشیه”است، می فرماید:

“آیا داستان غاشیه به تو رسیده است”؟! (هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ الْغٰاشِیَهِ) “غاشیه”از ماده“غشاوه”به معنی پوشاندن است، انتخاب این نام برای قیامت به خاطر آن است که حوادث وحشتناک آن ناگهان همه را زیر پوشش خود قرار می دهد.

بعضی گفته اند به خاطر آن است که خلق و اولین و آخرین در آن روز برای حساب جمع می شوند.

و نیز گفته اند که منظور آتشی است که چهره های کفار و مجرمان را می پوشاند.

ولی تفسیر اول از همه مناسبتر است.

ظاهر این است که مخاطب در این آیه شخص پیامبر ص است و ذکر این جمله به صورت استفهام از شخص پیغمبر اکرم ص برای بیان عظمت و اهمیت آن روز بزرگ است.

بعضی نیز احتمال داده اند که مخاطب در این آیه هر انسانی است، ولی این معنی بعید به نظر می رسد.

* ص: 414 سپس به بیان چگونگی حال مجرمان پرداخته، می گوید: “چهره هایی در آن روز خاشع و ذلت بار است” (وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ خٰاشِعَهٌ) . ذلت و ترس از عذاب و کیفرهای عظیم آن روز تمام وجود آنها را فرا گرفته، و از آنجا که حالات روحی انسان بیش از همه جا در چهره او منعکس می شود، اشاره به خوف و ذلت و وحشتی می کند که سراسر چهره آنها را می پوشاند بعضی نیز گفته اند: منظور از“وجوه”در اینجا بزرگان و سردمداران کفر است که در ذلت عمیقی فرو می روند، ولی معنی اول مناسبتر به نظر می رسد. * آن گاه می افزاید: “اینها کسانی هستند که پیوسته عمل کرده و خسته شده اند”، (عٰامِلَهٌ نٰاصِبَهٌ) .

تلاش و کوشش زیادی در زندگی دنیا به خرج می دهند، ولی هیچ فایده ای جز خستگی در حقیقت نصیبشان نمی شود، نه عمل مقبولی در درگاه خدا دارند، و نه چیزی از آن همه ثروتهایی که اندوخته اند می توانند با خود ببرند، و نه نام نیکی از خود به یادگار می گذارند، و نه فرزند صالحی، آنها زحمتکشان خسته و بینوایند، و چه تعبیر رسایی است جمله“ عٰامِلَهٌ نٰاصِبَهٌ “در حق آنان.

بعضی در تفسیر این جمله گفته اند: منظور این است که در این دنیا عمل می کنند، اما خستگی و رنج در آخرت می برند! و بعضی گفته اند: مجرمان را در دوزخ وادار به انجام اعمال شاقه و طاقتفرسا می کنند تا عذاب بیشتری ببینند.

اما تفسیر اول از میان این سه تفسیر صحیح تر به نظر می رسد.

* ص: 415 سرانجام این زحمتکشان خسته و بیهوده گر، وارد آتش داغ و سوزان می شوند و با آن می سوزند” (تَصْلیٰ نٰاراً حٰامِیَهً) . “تصلی”از ماده”صلی“ (بر وزن نفی) به معنی ورود در آتش و ماندن و سوختن با آن است (1) . (1) * ولی مجازات آنها به همین جا ختم نمی گردد، بلکه هنگامی که بر اثر حرارت آتش تشنه می شوند”از چشمه ای فوق العاده سوزان به آنها می نوشانند“ (تُسْقیٰ مِنْ عَیْنٍ آنِیَهٍ) .

“آنیه”مؤنث”آنی“از ماده”انی“ (بر وزن حلی) به معنی تاخیر افکندن است، و برای بیان فرا رسیدن وقت چیزی گفته می شود، و در اینجا به معنی آب سوزانی است که حرارتش به منتها درجه رسیده است.

در آیه 29 سوره کهف می خوانیم: وَ إِنْ یَسْتَغِیثُوا یُغٰاثُوا بِمٰاءٍ کَالْمُهْلِ یَشْوِی الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرٰابُ وَ سٰاءَتْ مُرْتَفَقاً: “و اگر تقاضای آب کنند آبی برای آنها می آورند مانند فلز گداخته که صورتهایشان را بریان می کند، چه بد نوشیدنی است و چه بد محل اجتماعی؟! * و در آیه بعد در باره خوراک آنها به هنگامی که گرسنه می شوند بعد می افزاید: “آنها طعامی جز ضریع ندارند” (لَیْسَ لَهُمْ طَعٰامٌ إِلاّٰ مِنْ ضَرِیعٍ) . در اینکه”ضریع”چیست؟ مفسران تفسیرهای گوناگونی دارند: بعضی گفته اند: نوعی خار است که به زمین می چسبد، هنگامی که تر باشد قریش آن را“شبرق”می نامیدند، و هنگامی که خشک می شد آن را ص: 416 1- 1) “صلی بالنار”ای لزمها و احترق بها. “ضریع”می گفتند، گیاهی است سمی که هیچ حیوان و چهارپایی به آن نزدیک نمی شود (1) . (1) “خلیل”از علمای لغت می گوید: “ضریع”: “گیاه سبز بدبویی است که از دریا بیرون می افتد”. “ابن عباس”گفته است: “درختی است از آتش که اگر در دنیا باشد زمین و هر چه را بر آن است می سوزاند”! ولی در حدیثی از پیغمبر اکرم ص می خوانیم: “ضریع چیزی است که در آتش دوزخ، شبیه خار، تلخ تر از صبر، و متعفن تر از مردار، و سوزنده تر از آتش، خداوند آن را ضریع نام نهاده است” ( الضریع شیء یکون فی النار یشبه الشوک، اشد مراره من الصبر، و انتن من الجیفه، و احر من النار، سماه اللّٰه ضریعا) . بعضی نیز گفته اند: “ضریع”طعامی است ذلت آفرین که دوزخیان برای رهایی از آن به درگاه خدا تضرع می کنند (2) (فراموش نکنیم که ماده“ضرع” به معنی ضعف و ذلت و خضوع است) (3) این تفسیرها با هم منافاتی ندارد و ممکن است در معنی این واژه جمع باشد. (2) (3) * سپس می افزاید: “نه آنها را فربه می کند و نه گرسنگی را فرو می نشاند” (لاٰ یُسْمِنُ وَ لاٰ یُغْنِی مِنْ جُوعٍ) .

ص: 417

1- 1) “تفسیر قرطبی”جلد 10 صفحه 7119.

2- 2) “همان مدرک”صفحه 7120.

3- 3) بحث دیگری در باره غذای دوزخیان که گاه قرآن از آن به“ضریع”و گاه به“زقوم”و گاه به“غسلین”یاد کرده و تفاوت میان این تعبیرات در جلد 24 تفسیر نمونه صفحه 471 ذیل آیه 36 سوره حاقه داشتیم.

مسلما چنین غذایی برای تقویت جسم و فرونشاندن گرسنگی نیست، غذایی است گلوگیر که خود نوعی عذاب است، چنان که در آیه 13 مزمل می خوانیم: وَ طَعٰاماً ذٰا غُصَّهٍ وَ عَذٰاباً أَلِیماً: “نزد ما غذاهایی است گلوگیر و عذابی است دردناک”! آنها که در این دنیا انواع غذاهای لذیذ و چرب و شیرین را از طریق ظلم و تجاوز به حقوق دیگران فراهم کردند، و آنها که اجازه ندادند محرومان جز از غذاهای گلوگیر و ناگوار استفاده کنند، باید در آنجا غذایی داشته باشند که “عذاب الیم”آنها گردد.

البته همانگونه که بارها گفته ایم نه نعمتهای بهشتی، و نه عذابهای دوزخی را می توان برای ما محبوسان زندان دنیا توصیف کرد، اینها همه اشاراتی است و تنها شبحهایی است که از دور می بینیم.

***

ص: 418

nemoone/غاشیه/آیات_1_تا_7.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki