[سوره العنکبوت (29) : آیه 45]
اشاره
اُتْلُ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ اَلْکِتٰابِ وَ أَقِمِ اَلصَّلاٰهَ إِنَّ اَلصَّلاٰهَ تَنْهیٰ عَنِ اَلْفَحْشٰاءِ وَ اَلْمُنْکَرِ وَ لَذِکْرُ اَللّٰهِ أَکْبَرُ وَ اَللّٰهُ یَعْلَمُ مٰا تَصْنَعُونَ (45)
ترجمه:
45-آنچه را از کتاب آسمانی به تو وحی شده تلاوت کن، و نماز را بر پا دار که نماز (انسان را) از زشتی ها و منکرات باز می دارد و خداوند می داند شما چه کارهایی انجام می دهید.
تفسیر:
نماز باز دارنده از زشتیها و بدیها
بعد از پایان بخشهای مختلفی از سرگذشت اقوام پیشین و پیامبران بزرگ و برخورد نامطلوب آنها با این رهبران الهی، و پایان غم انگیز زندگی آنها، روی سخن را-برای دلداری و تسلی خاطر و تقویت روحیه و ارائه خط مشی کلی و جامع-به پیامبر کرده دو دستور به او می دهد:
نخست می گوید“آنچه را از کتاب آسمانی (قرآن) به تو وحی شده تلاوت کن” (اُتْلُ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتٰابِ) .
این آیات را بخوان که هر چه می خواهی در آن است: علم و حکمت، نصیحت و اندرز، معیار شناخت حق و باطل، وسیله نورانیت قلب و جان، و مسیر حرکت هر گروه و هر جمعیت.
بخوان و در زندگیت به کار بند، بخوان و از آن الهام بگیر، بخوان و قلبت
ص: 283
را به نور تلاوتش روشن کن.
بعد از بیان این دستور که در حقیقت جنبه آموزش دارد، به دستور دوم می پردازد که شاخه اصلی پرورش است، می گوید: “و نماز را بر پا دار” (وَ أَقِمِ الصَّلاٰهَ) .
سپس به فلسفه بزرگ نماز پرداخته می گوید: “زیرا نماز انسان را از زشتیها و منکرات باز می دارد” (إِنَّ الصَّلاٰهَ تَنْهیٰ عَنِ الْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْکَرِ) (1) .
(1)
طبیعت نماز از آنجا که انسان را به یاد نیرومندترین عامل بازدارنده یعنی اعتقاد به مبدء و معاد می اندازد دارای اثر بازدارندگی از فحشاء و منکر است.
انسانی که به نماز می ایستد، تکبیر می گوید، خدا را از همه چیز برتر و بالاتر می شمرد، به یاد نعمتهای او می افتد، حمد و سپاس او می گوید، او را به رحمانیت و رحیمیت می ستاید، به یاد روز جزای او می افتد، اعتراف به بندگی او می کند، از او یاری می جوید صراط مستقیم از او می طلبد، و از راه کسانی که غضب بر آنها شده و گمراهان به خدا پناه می برد (مضمون سوره حمد) .
بدون شک در قلب و روح چنین انسانی جنبشی به سوی حق و حرکتی به سوی پاکی و جهشی به سوی تقوا پیدا می شود.
برای خدا“رکوع”می کند، و در پیشگاه او پیشانی بر خاک می نهد، غرق در عظمت او می شود و خودخواهی ها و خود برتربینی ها را فراموش می کند.
شهادت به یگانگی او می دهد گواهی به رسالت پیامبر ص می دهد.
بر پیامبرش درود می فرستد و دست به درگاه خدای بر می دارد که در زمره
ص: 284
1- 1) فرق میان“فحشاء”و“منکر”در جلد 11 صفحه 370 ذیل آیه 90 سوره نحل آمده است که در یک عبارت کوتاه می توان گفت: “فحشاء”اشاره به گناهان بزرگ پنهانی، و“منکر”گناهان بزرگ آشکار است، و یا فحشاء گناهانی است که بر اثر غلبه قوای شهویه، و منکر بر اثر غلبه قوه غضبیه صورت می گیرد.
بندگان صالح او قرار گیرد (تشهد و سلام) .
همه این امور موجی از معنویت در وجود او ایجاد می کند، موجی که سد نیرومندی در برابر گناه محسوب می شود.
این عمل چند بار در شبانه روز تکرار می گردد، هنگامی که صبح از خواب برمی خیزد در یاد او غرق می شود.
در وسط روز هنگامی که غرق زندگی مادی شده ناگهان صدای تکبیر مؤذن را می شنود، برنامه خود را قطع کرده، به درگاه او می شتابد، و حتی در پایان روز و آغاز شب پیش از آنکه به بستر استراحت رود با او راز و نیاز می کند و دل را مرکز انوار او می سازد.
از این گذشته به هنگامی که آماده مقدمات نماز می شود خود را شستشو می دهد پاک می کند، حرام و غصب را از خود دور می سازد و به بارگاه دوست می رود همه این امور تاثیر بازدارنده در برابر خط فحشاء و منکرات دارد.
منتها هر نمازی به همان اندازه که از شرایط کمال و روح عبادت برخوردار است نهی از فحشاء و منکر می کند، گاه نهی کلی و جامع و گاه نهی جزئی و محدود.
ممکن نیست کسی نماز بخواند و هیچگونه اثری در او نبخشد هر چند نمازش صوری باشد هر چند آلوده گناه باشد، البته این گونه نماز تاثیرش کم است، این گونه افراد اگر همان نماز را نمی خواندند از این هم آلوده تر بودند.
روشنتر بگوئیم: نهی از فحشاء و منکر سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط دارای بعضی از این درجات است.
از آنچه در بالا گفتیم روشن می شود سرگردانی جمعی از مفسران در تفسیر این آیه و انتخاب تفسیرهای نامناسب بی جهت است، شاید آنها به همین دلیل که دیده اند بعضی نماز می خوانند و مرتکب گناه می شوند و آیه را در معنی مطلقش بدون سلسله مراتب دیده اند گرفتار شک و تردید شده اند، و راههای دیگری را در
ص: 285
تفسیر آیه برگزیده اند.
از جمله بعضی گفته اند: نماز انسان را از فحشاء و منکر باز می دارد ما دام که مشغول نماز است!! چه حرف عجیبی؟ این مزیتی برای نماز نیست، بسیاری از اعمال چنین است.
بعضی دیگر گفته اند اعمال و اذکار نماز به منزله جمله هایی است که هر یک انسان را از فحشاء و منکر نهی می کند، مثلا تکبیر و تسبیح و تهلیل هر کدام به انسان می گوید گناه مکن، حال انسان گوش به این نهی می دهد یا نه؟ مطلب دیگری است.
اما آنها که آیه فوق را چنین تفسیر کرده اند از این حقیقت غافل شده اند که نهی در اینجا فقط“نهی تشریعی”نیست، بلکه“نهی تکوینی”است، ظاهر آیه این است که نماز اثر بازدارنده دارد و تفسیر اصلی همان است که در بالا گفتیم، البته مانعی دارد که بگوئیم نماز هم نهی تکوینی از فحشاء و منکر می کند و هم نهی تشریعی.
*به چند حدیث توجه کنید: 1-در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام ص چنین می خوانیم که فرمود: من لم تنهه صلاته عن الفحشاء و المنکر لم یزدد من اللّٰه الا بعدا: “کسی که نمازش او را از فحشاء و منکر باز ندارد هیچ بهره ای از نماز جز دوری از خدا حاصل نکرده است”! (1) . (1) 2-در حدیث دیگری از همان حضرت چنین آمده: لا صلاه لمن لم یطع الصلاه، و طاعه الصلاه ان ینتهی عن الفحشاء و المنکر: “کسی که اطاعت فرمان نماز نکند نمازش نماز نیست، و اطاعت نماز آن است که نهی آن را از فحشاء و منکر به کار بندد” (2) . (2) ص: 286 1- 1 و 2) مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث (حدیث اخیر اشعار به نهی تشریعی دارد) . 2- 3-و در حدیث سومی از همان بزرگوار چنین می خوانیم: که جوانی از انصار نماز را با پیامبر ص ادا می کرد اما با این حال آلوده گناهان زشتی بود این ماجرا را به پیامبر ص عرضه داشتند فرمود: ان صلاته تنهاه یوما: “سرانجام نمازش روزی او را از این اعمال پاک می کند” (1) . (1) 4-این اثر نماز بقدری اهمیت دارد که در بعضی از روایات اسلامی به عنوان معیار سنجش نماز مقبول و غیر مقبول از آن یاد شده، چنان که امام صادق ع می فرماید: من احب ان یعلم ا قبلت صلوته ام لم تقبل؟ فلینظر: هل منعت صلوته عن الفحشاء و المنکر؟ فبقدر ما منعته قبلت منه!: “کسی که دوست دارد ببیند آیا نمازش مقبول درگاه الهی شده یا نه؟ باید ببیند آیا این نماز او را از زشتیها و منکرات باز داشته یا نه؟ به همان مقدار که بازداشته نمازش قبول است”! (2) . (2) *در دنباله آیه اضافه می فرماید“ذکر خدا از آن هم برتر و بالاتر است” (وَ لَذِکْرُ اللّٰهِ أَکْبَرُ) .
ظاهر جمله فوق این است که بیان فلسفه مهمتری برای نماز می باشد، یعنی یکی دیگر از آثار و برکات مهم نماز که حتی از نهی از فحشاء و منکر نیز مهمتر است آنست که انسان را به یاد خدا می اندازد که ریشه و مایه اصلی هر خیر و سعادت است، و حتی عامل اصلی نهی از فحشاء و منکر نیز همین“ذکر اللّٰه”می باشد، در واقع برتری آن به خاطر آنست که علت و ریشه محسوب می شود.
اصولا یاد خدا، مایه حیات قلوب و آرامش دلها است، و هیچ چیز به پایه آن نمی رسد: أَلاٰ بِذِکْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ: “آگاه باشید یاد خدا مایه اطمینان دلها است” (سوره رعد آیه 28) .
ص: 287
1- 1 و 2) همان مدرک.
2-
اصولا روح همه عبادات-چه نماز و چه غیر آن-ذکر خدا است، اقوال نماز، افعال نماز، مقدمات نماز، تعقیبات نماز، همه و همه در واقع، یاد خدا را در دل انسان زنده می کند.
قابل توجه اینکه در آیه 14 سوره طه اشاره به این فلسفه اساسی نماز شده و خطاب به موسی می گوید: أَقِمِ الصَّلاٰهَ لِذِکْرِی: “نماز را بر پا دار تا به یاد من باشی”.
ولی مفسران بزرگ برای جمله بالا تفسیرهای دیگری ذکر کرده اند که در بعضی از روایات اسلامی نیز اشاراتی به آن تفسیرها شده، از جمله اینکه:
منظور از جمله فوق این است که“یاد خدا از شما به وسیله رحمت”برتر از“یاد شما از او بوسیله طاعت”است (1) .
(1)
دیگر اینکه ذکر خدا از نماز برتر و بالاتر است چرا که روح هر عبادتی ذکر خدا است.
این تفسیرها که بعضا در روایات اسلامی نیز آمده، ممکن است اشاره به بطون آیه بوده باشد، و گرنه ظاهر آن با معنی اول هماهنگتر است، زیرا در اکثر مواردی که ذکر اللّٰه به کار رفته، منظور یاد کردن مردم از خدا است، و آیه فوق نیز همین معنی را تداعی می کند، ولی البته یاد کردن خدا از بندگان می تواند به عنوان یک نتیجه مستقیم برای یاد بندگان از خدا بوده باشد، و به این ترتیب تضاد میان دو معنی بر طرف می شود.
در حدیثی از“معاذ بن جبل”چنین آمده است: “هیچ یک از اعمال آدمی برای نجات او از عذاب الهی برتر از ذکر اللّٰه نیست، از او پرسیدند حتی جهاد در راه خدا؟ گفت: آری زیرا خداوند می فرماید: وَ لَذِکْرُ اللّٰهِ أَکْبَرُ ”.
ص: 288
1- 1) طبق این تفسیر“اللّٰه”در اینجا“فاعل”می باشد، اما طبق تفسیر گذشته“مفعول” برای فعل مذکور.
ظاهر این است که معاذ بن جبل این سخن را از کلام پیامبر ص استفاده کرده زیرا خود او نقل می کند که از پیامبر خدا پرسیدم: کدام عمل از همه اعمال برتر است فرمود:
ان تموت و لسانک رطب من ذکر اللّٰه عز و جل: “اینکه به هنگام مردن زبان تو به ذکر خداوند بزرگ مشغول باشد.
و از آنجا که نیات انسانها و میزان حضور قلب آنها در نماز و سائر عبادات بسیار متفاوت است در پایان آیه می فرماید: “و خدا می داند چه کارهایی را انجام می دهید” (وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ مٰا تَصْنَعُونَ) .
چه اعمالی را که در پنهان انجام می دهید یا آشکار، چه نیاتی را که در دل دارید، و چه سخنانی که بر زبان جاری می کنید.
***
نکته:
تاثیر نماز در تربیت فرد و جامعه
گر چه نماز چیزی نیست که فلسفه اش بر کسی مخفی باشد، ولی دقت در متون آیات و روایات اسلامی ما را به ریزه کاریهای بیشتری در این زمینه رهنمون می گردد:
1-روح و اساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالآخره فلسفه نماز همان یاد خدا است، همان”ذکر اللّٰه“است که در آیه فوق بعنوان برترین نتیجه بیان شده است.
البته ذکری که مقدمه فکر، و فکری که انگیزه عمل بوده باشد، چنان که در حدیثی از امام صادق ع آمده است که در تفسیر جمله وَ لَذِکْرُ اللّٰهِ أَکْبَرُ فرمود:
ذکر اللّٰه عند ما احل و حرم “یاد خدا کردن به هنگام انجام حلال و حرام” (یعنی به یاد خدا بیفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد) (1) .
(1)
ص: 289
1- 1) بحار الانوار جلد 82 صفحه 200.
2-نماز وسیله شستشوی از گناهان و مغفرت و آمرزش الهی است چرا که خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته می کند، لذا در حدیثی می خوانیم: پیامبر ص از یاران خود سؤال کرد:
لو کان علی باب دار احدکم نهر و اغتسل فی کل یوم منه خمس مرات ا کان یبقی فی جسده من الدرن شیء؟ قلت لا، قال: فان مثل الصلاه کمثل النهر الجاری کلما صلی کفرت ما بینهما من الذنوب: “اگر بر در خانه یکی از شما نهری از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد، آیا چیزی از آلودگی و کثافت در بدن او می ماند؟ ”.
در پاسخ عرض کردند: نه، فرمود: “نماز درست همانند این آب جاری است، هر زمان که انسان نمازی می خواند گناهانی که در میان دو نماز انجام شده است از میان می رود” (1) .
(1)
و به این ترتیب جراحاتی که بر روح و جان انسان از گناه می نشیند، با مرهم نماز التیام می یابد و زنگارهایی که بر قلب می نشیند زدوده می شود.
3-نماز سدی در برابر گناهان آینده است، چرا که روح ایمان را در انسان تقویت می کند، و نهال تقوی را در دل پرورش می دهد، و می دانیم”ایمان“ و”تقوی“نیرومندترین سد در برابر گناه است، و این همان چیزی است که در آیه فوق به عنوان نهی از فحشاء و منکر بیان شده است، و همان است که در احادیث متعددی می خوانیم: افراد گناهکاری بودند که شرح حال آنها را برای پیشوایان اسلام بیان کردند فرمودند: غم مخورید، نماز آنها را اصلاح می کند و کرد.
4-نماز، غفلت زدا است، بزرگترین مصیبت برای رهروان راه حق آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کنند و غرق در زندگی مادی و لذائذ
ص: 290
1- 1) وسائل الشیعه جلد 3 صفحه 7 (باب 2 از ابواب اعداد الفرائض حدیث 3) .
زود گذر کردند، اما نماز به حکم اینکه در فواصل مختلف، و در هر شبانه روز پنج بار انجام می شود، مرتبا به انسان اخطار می کند، هشدار می دهد، هدف آفرینش او را خاطر نشان می سازد، موقعیت او را در جهان به او گوشزد می کند و این نعمت بزرگی است که انسان وسیله ای در اختیار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه قویا به او بیدار باش گوید.
5-نماز خود بینی و کبر را در هم می شکند، چرا که انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پیشانی بر خاک در برابر خدا می گذارد، خود را ذره کوچکی در برابر عظمت او می بیند، بلکه صفری در برابر بی نهایت.
پرده های غرور و خود خواهی را کنار می زند، تکبر و برتری جویی را در هم می کوبد.
به همین دلیل علی ع در آن حدیث معروفی که فلسفه های عبادات اسلامی در آن منعکس شده است بعد از ایمان، نخستین عبادت را که نماز است با همین هدف تبیین می کند می فرماید:
فرض اللّٰه الایمان تطهیرا من الشرک و الصلاه تنزیها عن الکبر… : “خداوند ایمان را برای پاکسازی انسانها از شرک واجب کرده است و نماز را برای پاکسازی از کبر” (1) .
(1)
6-نماز وسیله پرورش، فضائل اخلاق و تکامل معنوی انسان است، چرا که انسان را از جهان محدود ماده و چهار دیوار عالم طبیعت بیرون می برد، به ملکوت آسمانها دعوت می کند، و با فرشتگان همصدا و همراز می سازد، خود را بدون نیاز به هیچ واسطه در برابر خدا می بیند و با او به گفتگو برمی خیزد.
تکرار این عمل در شبانه روز آنهم با تکیه روی صفات خدا، رحمانیت و رحیمیت و عظمت او مخصوصا با کمک گرفتن از سوره های مختلف قرآن بعد از حمد که بهترین دعوت کننده به سوی نیکیها و پاکیها است اثر قابل ملاحظه ای
ص: 291
1- 1) نهج البلاغه کلمات قصار 252.
در پرورش فضائل اخلاقی در وجود انسان دارد.
لذا در حدیثی از امیر مؤمنان علی ع می خوانیم که در فلسفه نماز فرمود:
الصلاه قربان کلی تقی: “نماز وسیله تقرب هر پرهیزکاری به خدا است” (1) .
(1)
7-نماز به سائر اعمال انسان ارزش و روح می دهد-چرا که نماز روح اخلاص را زنده می کند، زیرا نماز مجموعه ای است از نیت خالص و گفتار پاک و اعمال خالصانه، تکرار این مجموع در شبانه روز بذر سایر اعمال نیک را در جان انسان می پاشد و روح اخلاص را تقویت می کند.
لذا در حدیث معروفی می خوانیم که امیر مؤمنان علی ع در وصایای خود بعد از آن که فرق مبارکش با شمشیر ابن ملجم جنایتکار شکافته شد فرمود:
اللّٰه اللّٰه فی الصلاه فانها عمود دینکم: “خدا را خدا را در باره نماز، چرا که ستون دین شما است” (2) .
(2)
می دانیم هنگامی که عمود خیمه در هم بشکند یا سقوط کند هر قدر طنابها و میخهای اطراف محکم باشد اثری ندارد، همچنین هنگامی که ارتباط بندگان با خدا از طریق نماز از میان برود اعمال دیگر اثر خود را از دست خواهد داد.
در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم:
اول ما یحاسب به العبد الصلاه فان قبلت قبل سائر عمله، و ان ردت رد علیه سائر عمله: “نخستین چیزی که در قیامت از بندگان حساب می شود نماز است اگر مقبول افتاد سائر اعمالشان قبول می شود، و اگر مردود شد سائر اعمال نیز مردود می شود”! شاید دلیل این سخن آن باشد که نماز رمز ارتباط خلق و خالق است، اگر به طور صحیح انجام گردد قصد قربت و اخلاص که وسیله قبولی سائر اعمال است در او زنده می شود، و گرنه بقیه اعمال او مشوب و آلوده می گردد و از درجه اعتبار.
ص: 292
1- 1) نهج البلاغه کلمات قصار جمله 136
2- 2) نهج البلاغه نامه ها (وصیت) 47.
ساقط می شود.
8-نماز قطع نظر از محتوای خودش با توجه به شرائط صحت دعوت به پاکسازی زندگی می کند، چرا که می دانیم مکان نمازگزار، لباس نمازگزار، فرشی که بر آن نماز می خواند، آبی که با آن وضو می گیرد و غسل می کند، محلی که در آن غسل و وضو انجام می شود باید از هر گونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد کسی که آلوده به تجاوز و ظلم، ربا، غصب، کم فروشی، رشوه خواری و کسب اموال حرام باشد چگونه می تواند مقدمات نماز را فراهم سازد؟ بنا بر این تکرار نماز در پنج نوبت در شبانه روز خود دعوتی است به رعایت حقوق دیگران.
9-نماز علاوه بر شرائط صحت شرائط قبول، یا به تعبیر دیگر شرائط کمال دارد که رعایت آنها نیز یک عامل مؤثر دیگر برای ترک بسیاری از گناهان است.
در کتب فقهی و منابع حدیث، امور زیادی به عنوان موانع قبول نماز ذکر شده است از جمله مساله شرب خمر است که در روایات آمده:
لا تقبل صلاه شارب الخمر اربعین یوما الا ان یتوب: “نماز شرابخوار تا چهل روز مقبول نخواهد شد مگر اینکه توبه کند” (1) .
(1)
و در روایات متعددی می خوانیم: از جمله کسانی که نماز آنها قبول نخواهد شد پیشوای ستمگر است” (2) .
(2)
و در بعضی از روایات دیگر تصریح شده است که نماز کسی که زکات نمی پردازد قبول نخواهد شد، و همچنین روایات دیگری که می گوید: خوردن غذای حرام یا عجب و خود بینی از موانع قبول نماز است، پیدا است که فراهم کردن این شرایط قبولی تا چه حد سازنده است؟
ص: 293
1- 1) بحار ج 84 ص 317 و 320.
2- 2) بحار ج 84 ص 318.
10-نماز روح انضباط را در انسان تقویت می کند، چرا که دقیقا باید در اوقات معینی انجام گیرد که تاخیر و تقدیم آن هر دو موجب بطلان نماز، است همچنین آداب و احکام دیگر در مورد نیت و قیام و قعود و رکوع و سجود و مانند آن که رعایت آنها، پذیرش انضباط را در برنامه های زندگی کاملا آسان می سازد.
همه اینها فوائدی است که در نماز، قطع نظر از مساله جماعت وجود دارد و اگر ویژگی جماعت را بر آن بیفزائیم-که روح نماز همان جماعت است- برکات بی شمار دیگری دارد که اینجا جای شرح آن نیست، بعلاوه کم و بیش همه از آن آگاهیم.
گفتار خود را در زمینه فلسفه و اسرار نماز با حدیث جامعی که از امام علی بن موسی الرضا ع نقل شده پایان می دهیم:
امام در پاسخ نامه ای که از فلسفه نماز در آن سؤال شده بود چنین فرمود:
علت تشریع نماز این است که توجه و اقرار به ربوبیت پروردگار است، و مبارزه با شرک و بت پرستی، و قیام در پیشگاه پروردگار در نهایت خضوع و نهایت تواضع، و اعتراف به گناهان و تقاضای بخشش از معاصی گذشته، و نهادن پیشانی بر زمین همه روز برای تعظیم پروردگار.
و نیز هدف این است که انسان همواره هشیار و متذکر باشد، گرد و غبار فراموشکاری بر دل او ننشیند، مست و مغرور نشود، خاشع و خاضع باشد، طالب و علاقمند افزونی در مواهب دین و دنیا گردد.
علاوه بر اینکه مداومت ذکر خداوند در شب و روز که در پرتو نماز حاصل می گردد، سبب می شود که انسان مولا و مدبر و خالق خود را فراموش نکند، روح سرکشی و طغیانگری بر او غلبه ننماید.
و همین توجه به خداوند و قیام در برابر او، انسان را از معاصی باز می دارد و از انواع فساد جلوگیری می کند (1) .
(1)
ص: 294
1- 1) وسائل الشیعه ج 3 ص 4.
جزء 21 قرآن مجید از آیه 46 سوره عنکبوت
ص: 295
ص: 296
