[سوره العنکبوت (29) : آیات 56 تا 60]
اشاره
یٰا عِبٰادِیَ اَلَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِی وٰاسِعَهٌ فَإِیّٰایَ فَاعْبُدُونِ (56) کُلُّ نَفْسٍ ذٰائِقَهُ اَلْمَوْتِ ثُمَّ إِلَیْنٰا تُرْجَعُونَ (57) وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ اَلْجَنَّهِ غُرَفاً تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا نِعْمَ أَجْرُ اَلْعٰامِلِینَ (58) اَلَّذِینَ صَبَرُوا وَ عَلیٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (59) وَ کَأَیِّنْ مِنْ دَابَّهٍ لاٰ تَحْمِلُ رِزْقَهَا اَللّٰهُ یَرْزُقُهٰا وَ إِیّٰاکُمْ وَ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ (60)
ترجمه:
56-ای بندگان من که ایمان آورده اید زمین من وسیع است تنها مرا بپرستید (و تسلیم در برابر فشارهای دشمنان نشوید) .
57-هر انسانی مرگ را می چشد، سپس به سوی ما باز می گردید.
58-کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند آنها را در غرفه هایی از بهشت جای می دهیم که نهرها در زیر آن جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند، چه خوبست پاداش عمل کنندگان! 59-همانها که (در برابر مشکلات) صبر (و استقامت) می کنند و بر پروردگارشان توکل
ص: 325
می نمایند.
60-چه بسیار جنبندگانی که قدرت ندارند روزی خود را حمل کنند خداوند آنها را و شما را روزی می دهد، و او است شنوا و دانا.
شان نزول:
بسیاری از مفسران معتقدند که آیه اول در باره مؤمنانی نازل شده که در مکه تحت فشار شدید کفار بودند، بطوری که توانایی بر ادای وظائف اسلامی خود نداشتند. به آنها دستور داده شد از آن سرزمین هجرت کنند.
و نیز بعضی از مفسران معتقدند که آیه وَ کَأَیِّنْ مِنْ دَابَّهٍ لاٰ تَحْمِلُ رِزْقَهَا (آخرین آیه مورد بحث) در مورد گروهی از مؤمنان نازل شده که در مکه گرفتار آزار دشمنان بودند، و می گفتند: اگر ما به مدینه هجرت کنیم در آنجا نه خانه ای داریم نه زمینی، و چه کسی به ما آب و غذا می دهد؟! (آیه نازل شد و گفت تمام جنبندگان روی زمین از خوان نعمت خداوند بزرگ روزی می برند، غصه روزی را نخورید) .
* تفسیر: هجرتی باید کرد! از آنجا که در آیات گذشته سخن از موضعگیریهای مختلف مشرکان در برابر اسلام و مسلمانان بود در آیات مورد بحث به وضع خود مسلمانان پرداخته و مسئولیت و وظیفه آنها را در برابر یکی از مشکلاتی که در ارتباط با کفار دارند یعنی مشکل اذیت و آزار و محدودیت و فشار آنها را بیان می کند. می فرماید: “ای بندگان من که ایمان آورده اید، و هم اکنون برای انجام وظائف دینی خود تحت فشار دشمن هستید، سر زمین من وسیع است بجای دیگر ص: 326 هجرت کنید و مرا بپرستید” (یٰا عِبٰادِیَ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِی وٰاسِعَهٌ فَإِیّٰایَ فَاعْبُدُونِ) . بدیهی است این یک قانون اختصاصی مربوط به مؤمنان مکه نیست، و شان نزول هرگز مفهوم وسیع و گسترده آیه را که هماهنگ با دیگر آیات قرآن است محدود نمی کند، به این ترتیب در هر عصر و زمان، و در هر محیط و مکان، آزادی بطور کامل از مسلمانان سلب شود و ماندن در آنجا نتیجه ای جز ذلت و زبونی و دور ماندن از برنامه های الهی نداشته باشد وظیفه مسلمانان مهاجرت است به مناطقی که بتوانند آزادی مطلق یا آزادی نسبی را به دست آورند. به تعبیر دیگر: هدف آفرینش انسان بندگی خدا است، همان بندگی که رمز آزادگی و سرفرازی و پیروزی انسان در همه جبهه ها است، و در جمله“ فَإِیّٰایَ فَاعْبُدُونِ “به آن اشاره شده، و در آیه 56 سوره ذاریات وَ مٰا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّٰ لِیَعْبُدُونِ نیز آمده است. هر گاه این هدف اساسی و نهایی زیر پا بماند راهی جز هجرت نیست، زمین خدا وسیع است، و باید به نقطه دیگری قدم نهاد، و هرگز در چنین مواردی اسیر مفاهیمی همچون قبیله و قوم، وطن، و خانه و کاشانه نشد و تن به ذلت و اسارت در نداد که احترام این امور تا زمانی است که هدف اصلی به مخاطره نیفتد. در اینگونه موارد است که امیر مؤمنان علی ع می فرماید: لیس بلد باحق بک من بلد، خیر البلاد ما حملک: “هیچ شهری برای تو شایسته تر از شهر دیگری نیست، بهترین شهرها شهری است که تو را پذیرا گردد و وسائل پیشرفت تو را فراهم سازد” (1) . (1) درست است که حب وطن و علاقه به زادگاه جزء سرشت هر انسانی است ولی گاه مسائل مهمتری در زندگی مطرح می شود که این موضوع را تحت الشعاع ص: 327 1- 1) کلمات قصار شماره 442. خود قرار می دهد. در زمینه دیدگاه اسلام در مساله مهاجرت، و روایاتی که در این زمینه رسیده، شرح مبسوطی در جلد چهارم صفحه 190 به بعد (ذیل آیه 100 سوره نساء) داشتیم. تعبیر به جمله”یا عبادی”!محبت آمیزترین تعبیری است که از ناحیه خداوند به بندگان می شود، تاج افتخاری است حتی برتر از مقام رسالت و خلافت همانگونه که همواره در تشهد نماز آن را مقدم بر رسالت می شمریم و می گوئیم “اشهد ان محمدا عبده و رسوله”. جالب اینکه هنگامی که خداوند آدم را آفرید او را به لقب“خلیفه اللهی” مفتخر فرمود، اما شیطان باز از وسوسه او مایوس نشد، و به سراغ آدم آمد، و شد آنچه شد، ولی هنگامی که او را به مقام عبودیت ستود شیطان در برابر او زانو زد و گفت: فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلاّٰ عِبٰادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ: “به عزتت سوگند که همه فرزندان آدم را اغوا می کنم، مگر بندگان مخلص تو” (سوره ص آیه 82 و 83) . حتی خداوند نیز این موضوع را تضمین فرموده: إِنَّ عِبٰادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطٰانٌ “تو هرگز بر بندگان من سلطه نخواهی یافت” (سوره حجر آیه 42) . بنا بر این مقام عبودیت خالص حتی از مقام خلافت الهی در زمین برتر و بالاتر است. از آنچه گفتیم بخوبی روشن شد که منظور از“عباد”در آیه مورد بحث همه انسانها نیست بلکه انسانهای مؤمن است و جمله“الذین آمنوا”به عنوان تاکید و توضیح ذکر شده است (1) . (1) ص: 328 1- 1) جمله“ فَإِیّٰایَ فَاعْبُدُونِ “در حقیقت عطف بر جزای جمله شرطیه ای است که محذوف می باشد، و در تقدیر چنین است”ان ضاقت بکم الارض فاهجروا منها الی الأخری و ایای اعبدون”. از آنجا که یکی از عذرهای کسانی که در بلاد شرک می ماندند و حاضر به هجرت نبودند این بود که ما می ترسیم از دیار خود بیرون برویم خطر مرگ به وسیله دشمنان، یا گرسنگی، یا عوامل دیگر ما را تهدید کند بعلاوه به فراق بستگان و خویشاوندان و فرزندان و شهر و دیار خود مبتلا شویم، قرآن در آیه بعد به عنوان یک پاسخ جامع به آنها می گوید: “سرانجام همه انسانها می میرند، و هر کسی مرگ را می چشد، سپس به سوی ما باز می گردید” (کُلُّ نَفْسٍ ذٰائِقَهُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَیْنٰا تُرْجَعُونَ) . این جهان دار بقاء برای هیچکس نیست، بعضی زودتر و بعضی دیرتر باید بروند، فراق دوستان و فرزندان و خویشاوندان به هر حال تحقق می یابد، چرا انسان به خاطر این مسائل زودگذر در دیار شرک و کفر بماند و بار ذلت و اسارت را بر دوش کشد برای اینکه چهار روز بیشتر زندگی کند؟ از همه اینها گذشته از این بترسید که مرگتان فرا رسد و در همین دیار شرک و کفر پیش از آن که به دیار ایمان و اسلام بروید بمیرید، چه دردناک است چنین مرگ و مردنی؟! وانگهی گمان نکنید مرگ پایان همه چیز است، مرگ آغاز زندگی اصلی انسانها است، چرا که“همه شما به سوی ما باز می گردید”به سوی پروردگار بزرگ، و به سوی نعمتهای بی پایانش. * آیه بعد گوشه ای از این نعمتها را چنین شرح می دهد: “کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند آنها را در غرفه هایی از بهشت جای می دهیم که نهرها از زیر آن جاری است” (وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّهِ غُرَفاً تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ) (1) .
(1)
ص: 329
1- 1) “لنبوئنهم”از ماده“تبوئه” (بر وزن تذکره) به معنی سکنی دادن به قصد بقاء و دوام است.
آنها در قصرهایی که درختان بهشتی از هر سو احاطه اش کرده، و نهرهای گوناگون که طبق آیات دیگر قرآن هر کدام طعم و منظره ای مخصوص به خود دارند از لابلای آن درختان، و زیر این قصرها در جریان است منزل می کنند.
(توجه داشته باشید“غرف”جمع“غرفه”به معنی ساختمان بلند است که بر اطراف خود مشرف باشد) .
امتیاز دیگر غرفه های بهشتی این است که همچون منازل و قصرهای این جهان نیست که هنوز انسان دمی در آن نیاسوده است بانگ“الرحیل”زده می شود بلکه“آنها جاودانه در آن خواهند ماند” (خٰالِدِینَ فِیهٰا) .
و در پایان آیه اضافه می کند: “چه خوب است پاداش آنها که برای خدا عمل می کنند” (نِعْمَ أَجْرُ الْعٰامِلِینَ) .
یک مقایسه ساده میان آنچه در باره کفار و گنهکاران در آیات گذشته گفته شد، با آنچه در این آیه آمده است، عظمت پاداش مؤمنان را روشن می کند.
کفار در لابلای آتش و عذابی بودند که از فرق تا قدم آنها را فرا گرفته بود، و به عنوان سرزنش به آنها گفته می شد: بچشید آنچه را عمل می کردید!.
اما مؤمنان در میان نعمتهای بهشتی غوطه ورند و رحمت پروردگار از هر سو آنها را احاطه کرده، و به جای جمله های ملامت بار سخنانی می شنوند که همه نشانه محبت و لطف خداوند کریم است آری به آنها گفته می شود“چه خوب و زیبا است اجر و پاداش عمل کنندگان”.
بدیهی است منظور از“عاملین”به قرینه جمله های قبل کسانی است که عمل صالح و توام با ایمان دارند، هر چند کلمه“عاملین”مطلق است.
در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام ص چنین می خوانیم:
“ان فی الجنه لغرفا یری ظهورها من بطونها، و بطونها من ظهورها”!: “در بهشت غرفه هایی است آن قدر شفاف که بیرونش از درون، و درونش از بیرون دیده می شود”!کسی برخاست
ص: 330
عرض کرد: این غرفه ها از آن کیست ای رسول خدا!فرمود:
هی لمن اطاب الکلام و اطعم الطعام و ادام الصیام و صلی اللّٰه باللیل و الناس نیام: “اینها برای کسی است که سخن خود را پاکیزه کند، گرسنگان را سیر نماید، و روزه بسیار بگیرد و در دل شب، هنگامی که مردم در خوابند، برای خدا نماز بخواند” (1) .
(1)
* آیه بعد مهمترین اوصاف مؤمنان عامل را به این صورت بیان می کند: “آنها کسانی هستند که در برابر مشکلات صبر و استقامت به خرج می دهند، و بر پروردگارشان توکل می کنند” (اَلَّذِینَ صَبَرُوا وَ عَلیٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ) . از زن و فرزند و دوستان و بستگان و خانه و کاشانه خود جدا می شوند و صبر می کنند. مرارتهای غربت و سختیهای آوارگی از وطن را می چشند و شکیبا هستند. برای حفظ ایمان خود آزار دشمنان را به جان می خرند، و در راه جهاد با نفس که“جهاد اکبر”است، و مبارزه با دشمنان سر سخت که“جهاد اصغر” است از انواع مشکلات استقبال می کنند و صبر می کنند. آری این صبر و استقامت رمز پیروزی آنها و عامل بزرگ افتخار آنان است که بدون آن هیچ عمل مثبتی در زندگی امکان پذیر نیست. از این گذشته، آنها نه بر اموالشان و نه بر دوستان و بستگان تکیه دارند، تکیه گاهشان تنها خدا، و توکلشان بر ذات پاک او است، اگر هزار دشمن قصد هلاک آنها کنند می گویند: گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک! و اگر درست بیندیشیم ریشه همه فضائل انسانی همین“صبر”و“توکل” است: صبر عامل استقامت در برابر موانع و مشکلات است، و توکل انگیزه حرکت در این راه پر نشیب و فراز. ص: 331 1- 1) “تفسیر قرطبی”ذیل آیات مورد بحث جلد 7 صفحه 5075. در حقیقت برای انجام عمل صالح باید از این دو فضیلت اخلاقی مدد گرفت صبر و توکل که بدون این دو انجام اعمال صالح در مقیاس وسیع هرگز امکان پذیر نیست. (1) (1) * در آخرین آیه مورد بحث در پاسخ کسانی که به زبان حال یا زبان قال می گفتند: اگر ما از شهر و دیار خود هجرت کنیم چه کسی به ما روزی می دهد؟ قرآن می گوید غم روزی را نخورید و ننگ ذلت و اسارت را نپذیرید، روزی رسان خدا است، نه تنها شما که“بسیارند جنبندگانی که حتی نمی توانند روزی خود را حمل کنند و هرگز ذخیره غذایی در لانه خود ندارند، و هر روز نو روزی نو می خواهند، اما خدا آنها را گرسنه نمی گذارد و روزی می دهد، و همو شما را نیز روزی می بخشد” (وَ کَأَیِّنْ مِنْ دَابَّهٍ لاٰ تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللّٰهُ یَرْزُقُهٰا وَ إِیّٰاکُمْ) .
در میان جنبندگان و حیوانات و حشرات گذشته از انسان انواع کمی هستند که همچون مورچگان و زنبوران عسل مواد غذایی خود را از صحرا و بیابان به سوی لانه حمل و ذخیره می کنند، و غالبا“گنجشک روزی”هستند، یعنی هر روز جدید باید به دنبال روزی تازه ای بروند، و ملیونها میلیون از آنها در اطراف ما در نقاط دور و نزدیک، در بیابانها و اعماق دره ها، و بر فراز کوه ها، و درون دریاها وجود دارند که همه از خوان نعمت بیدریغش روزی می خورند.
و تو ای انسان که از آنها برای به دست آوردن روزی و ذخیره کردن با هوش و تواناتری چرا این چنین از ترس قطع روزی به زندگی آلوده و ننگین چسبیده ای؟
ص: 332
1- 1) در باره حقیقت“توکل”و فلسفه آن بحث مشروحی در جلد 10 صفحه 295 به بعد (ذیل آیه 12 سوره ابراهیم) داشته ایم، و در مورد“صبر”در جلد 10 صفحه 193 و در جلد 6 صفحه 305 بحث بیشتری شده است.
و زیر بار هر ظلم و ستم و خواری و مذلت می روی؟ تو هم از درون این محدوده زندگی تنگ و تاریک خود بیرون آی و بر سر سفره گسترده پروردگارت بنشین و غم روزی مخور! در آن روز که به صورت جنین ضعیف و ناتوانی در شکم مادر محبوس بودی و هیچکس حتی پدر و مادر مهربانت به تو دسترسی نداشتند پروردگارت تو را فراموش نکرد، و آنچه را نیاز داشتی دقیقا در اختیار تو گذاشت، امروز که موجودی توانا و نیرومندی، و از آنجا که رسانیدن روزی به نیازمندان فرع آگاهی از وجود و نیازشان است در پایان آیه تاکیدی می کند: “او است شنوا و دانا” (وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ) .
سخن همه شما را می شنود، و حتی زبان حال شما و همه جنبندگان را می داند از نیازهای همه بخوبی با خبر است و چیزی از دائره علم بی پایان او پنهان نیست.
***
ص: 333
