User Tools

Site Tools


nemoone:علق:آیات_6_تا_14

[سوره العلق (96) : آیات 6 تا 14]

اشاره

کَلاّٰ إِنَّ اَلْإِنْسٰانَ لَیَطْغیٰ (6) أَنْ رَآهُ اِسْتَغْنیٰ (7) إِنَّ إِلیٰ رَبِّکَ اَلرُّجْعیٰ (8) أَ رَأَیْتَ اَلَّذِی یَنْهیٰ (9) عَبْداً إِذٰا صَلّٰی (10) أَ رَأَیْتَ إِنْ کٰانَ عَلَی اَلْهُدیٰ (11) أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْویٰ (12) أَ رَأَیْتَ إِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلّٰی (13) أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اَللّٰهَ یَریٰ (14)

ترجمه:

6-چنین نیست که انسان حقشناس باشد مسلما طغیان می کند.

7-به خاطر اینکه خود را بی نیاز می بیند! 8-مسلما بازگشت همه به سوی پروردگار تو است.

9-به من خبر ده آیا کسی که نهی می کند…

ص: 162

10-بنده ای را به هنگامی که نماز می خواند (آیا مستحق عذاب الهی نیست) ؟ 11-به من خبر ده اگر این بنده بر طریق هدایت باشد، 12-یا مردم را به تقوا دستور دهد (آیا نهی کردن او سزاوار است؟) .

13-به من خبر ده اگر (این طغیانگر) تکذیب حق کند و به آن پشت نماید (چه سرنوشت دردناکی خواهد داشت؟) .

14-آیا او نمی داند که خداوند همه اعمالش را می بیند؟!

تفسیر:

آیا نمی دانی خدا همه اعمالت را می بیند؟

در تعقیب آیات گذشته که در آن اشاره به نعمتهای مادی و معنوی پروردگار نسبت به انسان شده بود، و لازمه یک چنین نعمت گسترده ای سپاسگزاری انسان و تسلیم او در برابر خداوند است، در آیات مورد بحث می فرماید: “چنین نیست که نعمتهای الهی روح شکرگزاری را همیشه در انسان زنده کند، بلکه او مسلما طغیان می کند”… (کَلاّٰ إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَیَطْغیٰ) (1) .

(1)

* “به خاطر اینکه خود را مستغنی و بی نیاز می بیند ” (أَنْ رَآهُ اسْتَغْنیٰ) (2) . (2) این طبیعت غالب انسانها است، طبیعت کسانی است که در مکتب عقل ص: 163 1- 1) طبق آنچه در بالا آورده ایم“کلا”برای ردع است نسبت به چیزی که لازمه مضمون آیات گذشته می باشد، بعضی نیز آن را به معنی“حقا”گرفته اند، که برای تاکید می باشد. 2- 2) جمله“ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنیٰ “مفعول لاجله است، و در تقدیر لان… می باشد، و رؤیت در اینجا به معنی علم است و لذا دو مفعول گرفته، این احتمال نیز وجود دارد که به معنی رؤیت حسی باشد، و”استغنی”به منزله“حال”بوده باشد. و وحی پرورش نیافته اند که وقتی خود را مستغنی می پندارند، شروع به سرکشی و طغیان می کنند. نه خدا را بنده اند، نه احکام او را به رسمیت می شناسند، نه به ندای و جدان گوش فرا می دهند، و نه حق و عدالت را رعایت می کنند. انسان و هیچ مخلوق دیگر هرگز بی نیاز و مستغنی نخواهد شد، بلکه موجودات ممکنه همیشه نیازمند به لطف و نعمتهای خدا هستند، و اگر لحظه ای فیض او قطع شود درست در همان لحظه همه نابود می گردند، منتها انسان گاهی به غلط خود را بی نیاز می پندارد، و تعبیر لطیف آیه نیز اشاره به همین معنی است که می گوید: “خود را بی نیاز می بیند”نمی گوید: “بی نیاز می شود”. بعضی معتقدند که منظور از“انسان”در آیه مورد بحث خصوص“ابو جهل” است که از آغاز دعوت پیامبر ص به مخالفت برخاست، ولی مسلما“انسان” در اینجا مفهوم کلی دارد، و امثال ابو جهل مصداقهایی از آن می باشند. به هر حال چنین به نظر می رسد که هدف آیه این است که پیغمبر ص انتظار نداشته باشد مردم به زودی دعوتش را پذیرا شوند، بلکه باید خود را برای انکار و مخالفت مستکبران طغیانگر، آماده سازد، و بداند راهی پر فراز و نشیب در پیش روی او است. * سپس این طاغیان مستکبر را مورد تهدید قرار داده، می فرماید: “مسلما بازگشت همه به سوی پروردگار تو است” (إِنَّ إِلیٰ رَبِّکَ الرُّجْعیٰ) .

و او است که طغیانگران را به کیفر اعمالشان می رساند.

اصولا همانگونه که بازگشت همه چیز به سوی او است، و همه می میرند و میراث آسمان و زمین برای ذات پاک او می ماند: وَ لِلّٰهِ مِیرٰاثُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ

ص: 164

(آل عمران-180) در آغاز نیز همه چیز از ناحیه او بوده، و جای این نیست که انسان خود را بی نیاز بشمرد و مغرور گردد، و طغیان کند.

* سپس به قسمتی از کارهای طغیانگران مغرور، ممانعت آنها از سلوک راه حق و پیمودن طریق هدایت و تقوی، پرداخته، می افزاید: “به من خبر ده آیا کسی که نهی می کند”… (أَ رَأَیْتَ الَّذِی یَنْهیٰ) . * “بنده ای را به هنگامی که نماز می خواند” (عَبْداً إِذٰا صَلّٰی) .

آیا چنین کسی مستحق عذاب و کیفر الهی نیست؟! در احادیث آمده است: “ابو جهل”از اطرافیان خود سؤال کرد: آیا محمد در میان شما نیز (برای سجده) صورت به خاک می گذارد؟ گفتند: آری، گفت:

سوگند به آنچه ما به آن سوگند یاد می کنیم، اگر او را در چنین حالی ببینم با پای خود گردن او را له می کنم!به او گفتند: ببین، او در آنجا مشغول نماز خواندن است! ابو جهل حرکت کرد تا گردن پیامبر ص را زیر پای خود بفشارد، ولی هنگامی که نزدیک آمد عقب نشینی کرده و با دستش گویی چیزی را از خود دور می کرد!، به او گفتند: این چه وضعی است در تو می بینیم؟ گفت: ناگهان میان خودم و او خندقی از آتش دیدم و منظره وحشتناک و همچنین بال و پرهایی مشاهده کردم! در اینجا پیغمبر خدا ص فرمود: قسم به کسی که جانم در دست او است اگر به من نزدیک شده بود فرشتگان خدا بدن او را قطعه قطعه می کردند و عضو عضو او را می ربودند“!

ص: 165

اینجا بود که آیات فوق نازل شد (1) .

(1)

طبق این روایات آیات فوق در آغاز بعثت نازل نشده، بلکه وقتی نازل شد که دعوت اسلام برملا شده بود، و لذا عده ای معتقدند تنها پنج آیه نخستین این سوره در آغاز بعثت نازل شده و بقیه با فاصله قابل ملاحظه ای بوده است.

ولی به هر حال این شان نزول هرگز مانع گستردگی مفهوم آیه نیست.

* در آیه بعد برای تاکید بیشتر می افزاید: “به من خبر ده اگر این بنده نمازگزار بر طریق هدایت باشد”… (أَ رَأَیْتَ إِنْ کٰانَ عَلَی الْهُدیٰ) . * “یا مردم را به تقوی دستور دهد”… (أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْویٰ) .

آیا نهی کردن او سزاوار است؟ و آیا مجازات چنین کسی جز آتش دوزخ می تواند باشد؟! * “به من خبر ده اگر این شخص طغیانگر که رهروان راه حق را از نماز و هدایت و تقوی باز می دارد، اگر تکذیب حق کند و از آن روی گرداند چه سرنوشت دردناکی خواهد داشت”؟! (أَ رَأَیْتَ إِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلّٰی) (2) . (2) *

ص: 166

1- 1) تفسیر”مجمع البیان“جلد 10 صفحه 515.

2- 2) جمله های”رأیت“در سه آیه بالا به گفته بسیاری از مفسران به معنی”اخبرنی“ است که ما آن را در فارسی”به من بگو“ترجمه کرده ایم، و جواب شرطهایی که در این آیات آمده محذوف است، و در تقدیر چنین است کیف یکون حاله و مجازاته و عذابه؟ : سرنوشت چنین انسانی و مجازات و عذاب او چگونه خواهد بود”؟!

“آیا او نمی داند که خداوند همه اعمال او را می بیند”و همه را برای حساب و جزا ثبت و ضبط می کند؟! (أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللّٰهَ یَریٰ) .

تعبیر به قضیه شرطیه در آیات فوق اشاره به این است که این طغیانگر مغرور لا اقل این احتمال را باید بدهد که پیامبر اسلام ص بر طریق هدایت است، و دعوتش دعوت به سوی تقوی است، همین احتمال برای اینکه جلو طغیان او را بگیرد کافی است.

بنا بر این مفهوم این آیات تردید در هدایت و دعوت پیامبر ص به سوی تقوی نمی باشد، بلکه اشاره به نکته ظریف بالاست.

بعضی از مفسران ضمیر در“کان”و“أمر”را به همان شخص نهی کننده مانند“ابو جهل”باز گردانده اند، بنا بر این مفهوم آیات چنین می شود: اگر او هدایت را بپذیرد و به جای منع از نماز دعوت به تقوی کند چقدر به حال او مفید است؟ ولی تفسیر اول مناسبتر به نظر می رسد.

* نکته: عالم هستی محضر خدا است توجه به این واقعیت که هر کاری را انسان انجام می دهد در پیشگاه خدا است، و اصولا“تمام عالم هستی محضر خدا است”، و چیزی از اعمال و حتی نیات آدمی از او پنهان نیست، می تواند روی برنامه زندگی انسان اثر زیاد بگذارد، و او را از خلافکاریها باز دارد، مشروط بر اینکه ایمان به این مطلب واقعا در دل او جای گیرد و به صورت یک باور قطعی در آید. ص: 167 در حدیثی می خوانیم: اعبد اللّٰه کانک تراه فان لم تکن تراه فانه یراک: “خدا را آن چنان عبادت کن که گویی او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را به خوبی می بیند”. نقل می کنند بیدار دلی بعد از گناهی توبه کرده بود، و پیوسته می گریست، گفتند: چرا اینقدر گریه می کنی؟ مگر نمی دانی خداوند متعال غفور است؟ گفت: آری، ممکن است او عفو کند، ولی این خجلت و شرمساری که او مرا دیده چگونه از خود دور سازم؟! گیرم که تو از سر گنه درگذری زان شرم که دیدی که چه کردم چکنم؟! *

ص: 168

nemoone/علق/آیات_6_تا_14.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki