[سوره الطلاق (65) : آیات 4 تا 7]
اشاره
وَ اَللاّٰئِی یَئِسْنَ مِنَ اَلْمَحِیضِ مِنْ نِسٰائِکُمْ إِنِ اِرْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاٰثَهُ أَشْهُرٍ وَ اَللاّٰئِی لَمْ یَحِضْنَ وَ أُولاٰتُ اَلْأَحْمٰالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَ مَنْ یَتَّقِ اَللّٰهَ یَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْراً (4) ذٰلِکَ أَمْرُ اَللّٰهِ أَنْزَلَهُ إِلَیْکُمْ وَ مَنْ یَتَّقِ اَللّٰهَ یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئٰاتِهِ وَ یُعْظِمْ لَهُ أَجْراً (5) أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ وَ لاٰ تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ وَ إِنْ کُنَّ أُولاٰتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتّٰی یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ تَعٰاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْریٰ (6) لِیُنْفِقْ ذُو سَعَهٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمّٰا آتٰاهُ اَللّٰهُ لاٰ یُکَلِّفُ اَللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ مٰا آتٰاهٰا سَیَجْعَلُ اَللّٰهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً (7)
ص: 241
ترجمه:
4-زنانی از شما که از عادت ماهانه مایوسند، اگر در وضع آنها (از نظر بارداری) شک کنید، عده آنان سه ماه است، و همچنین آنها که عادت ماهانه ندیده اند، و عده زنان باردار این است که بار خود را بر زمین بگذارند، و هر کس تقوای الهی پیشه کند خداوند کار را بر او آسان می سازد.
5-این فرمان خدا است که بر شما نازل کرده، و هر کس تقوای الهی پیشه کند خداوند گناهان او را می بخشد، و پاداش او را بزرگ می دارد.
6-آنها (زنان مطلقه) را هر جا خودتان سکونت دارید، و در توانایی شما است، سکونت دهید، و به آنها زیان نرسانید تا کار را بر آنان تنگ کنید (و مجبور به ترک منزل شوند) و هر گاه باردار باشند نفقه آنها را بپردازید تا وضع حمل کنند، و اگر برای شما فرزند را شیر دهند پاداش آنها را بپردازید، و (در باره فرزندان کار را) با مشاوره شایسته انجام دهید، و اگر بتوافق نرسیدید زن دیگری شیر دادن آن بچه را بر عهده می گیرد.
7-آنها که امکانات وسیعی دارند باید از امکانات وسیع خود انفاق کنند، و آنها که تنگدستند از آنچه که خدا به آنها داده انفاق نمایند، خداوند هیچکس را جز به مقدار توانایی که به او داده تکلیف نمی کند، خداوند به زودی بعد از سختیها آسانی قرار می دهد
تفسیر:
احکام زنان مطلقه و حقوق آنها
از جمله احکامی که از آیات گذشته استفاده شد لزوم نگهداشتن عده بعد از طلاق است، و از آنجا که در آیه 228 سوره بقره حکم زنانی که عادت ماهیانه می بینند در مساله عده روشن شده است که باید سه بار پاکی را پشت سر گذاشته
ص: 242
عادت ماهانه ببینند هنگامی که برای بار سوم وارد ماهانه شدند عده آنها پایان یافته، ولی در این میان افراد دیگری هستند که به عللی عادت ماهانه نمی بینند و یا باردارند، آیات فوق حکم این افراد را روشن ساخته و بحث عده را تکمیل می کند.
نخست می فرماید: “زنانی از شما که مایوس از عادت ماهانه شده اند، اگر در وضع آنها (از نظر بارداری) شک کنید عده آنان سه ماه است” (وَ اللاّٰئِی یَئِسْنَ مِنَ الْمَحِیضِ مِنْ نِسٰائِکُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاٰثَهُ أَشْهُرٍ) .
“و همچنین زنانی که عادت ماهانه ندیده اند آنها نیز باید سه ماه تمام عده نگهدارند” (وَ اللاّٰئِی لَمْ یَحِضْنَ) سپس به سومین گروه اشاره کرده می افزاید: “عده زنان باردار این است که بار خویش را بر زمین بگذارند” (وَ أُولاٰتُ الْأَحْمٰالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ) .
به این ترتیب حکم سه گروه دیگر از زنان در آیه فوق مشخص شده است، دو گروه باید سه ماه عده نگهدارند، و گروه سوم یعنی زنان باردار با وضع حمل عده آنان پایان می گیرد، خواه یک ساعت بعد از طلاق وضع حمل کنند یا مثلا هشت ماه.
در اینکه منظور از جمله“ إِنِ ارْتَبْتُمْ ” (هر گاه شک و تردید کنید) چیست؟ سه احتمال ذکر شده است:
1-منظور احتمال و شک در وجود“حمل”است، به این معنی که اگر بعد از سن یاس (سن پنجاه سالگی در زنان عادی و شصت سالگی در زنان قرشی) احتمال وجود حمل در زنی برود باید عده نگهدارد، این معنی هر چند کمتر اتفاق می افتد ولی گاه اتفاق افتاده است (توجه داشته باشید که واژه“ریبه”
ص: 243
به معنی شک در حمل در روایات و کلمات فقهاء کرارا آمده است) (1) 2-منظور زنانی است که به درستی نمی دانیم به سن یاس رسیده اند یا نه؟ .
(1)
3-منظور شک و تردید در حکم این مساله است، بنا بر این آیه می گوید اگر حکم خدا را نمی دانید، حکم خدا این است که چنین زنانی عده نگهدارند، ولی از همه این تفسیرها مناسبتر تفسیر اول است، زیرا ظاهر جمله وَ اللاّٰئِی یَئِسْنَ… این است که این زنان به سن یاس رسیده اند، در ضمن هر گاه زنانی بر اثر بیماریها یا عوامل دیگر، عادت ماهانه آنها قطع شود، مشمول همین حکمند، یعنی باید سه ماه عده نگهدارند (این حکم را از طریق قاعده اولویت و یا مشمول لفظ آیه می توان استفاده کرد) (2) .
(2)
جمله وَ اللاّٰئِی لَمْ یَحِضْنَ (زنانی که عادت ماهانه ندیده اند) ممکن است به این معنی باشد که به سن بلوغ رسیده اند اما عادت نمی بینند، در این صورت بدون شک باید سه ماه عده نگهدارند، احتمال دیگری که در تفسیر آیه داده اند این است که کلیه زنانی که عادت ندیده اند خواه به سن بلوغ رسیده باشند یا نه؟ .
ولی مشهور در میان فقهای ما این است که هر گاه زن به سن بلوغ نرسیده باشد بعد از طلاق عده ندارد، ولی این مساله نیز مخالفینی دارد که به بعضی از روایات
ص: 244
1- 1) به جواهر جلد 32 صفحه 249 مراجعه شود و همچنین“وسائل الشیعه”جلد 15 (باب 4 از ابواب، عدد حدیث 7) .
2- 2) البته مشهور در میان فقها این است که زن هنگامی که به سن یاس برسد، مطلقا عده ندارد، ولی در مقابل این قول، تعداد کمی از قدمای اصحاب، معتقد به عده هستند، و بعضی از روایات نیز شاهد بر آن است، هر چند روایات دیگری با آن معارضه می کند، آنچه با ظاهر آیه فوق، موافق است، این است که آنها در صورت احتمال حمل، عده دارند، شرح بیشتر در باره این موضوع را در کتب فقهی باید مطالعه کرد.
در این زمینه استدلال کرده اند، و ظاهر آیه فوق نیز با آنها موافق است (شرح بیشتر این مساله را نیز در کتب فقهی باید مطالعه کرد) (1) .
(1)
از شان نزولی که برای جمله های اخیر ذکر شده نیز تفسیر فوق استفاده می شود و آن اینکه“ابی بن کعب”به رسول خدا ص عرض کرد که عده بعضی از زنان در قرآن نیامده است، از جمله زنان صغیره و زنان کبیره (یائسه) و باردار، آیه فوق نازل شد و احکام آنها را بیان کرد (2) .
(2)
در ضمن عده در صورتی است که احتمال حمل در باره او برود، زیرا در آیه فوق عطف بر زنان یائسه شده، و مفهومش این است که حکم هر دو یکسان می باشند (3) .
(3)
و بالآخره در پایان آیه مجددا روی مساله تقوا تکیه می کند و می فرماید:
“هر کس تقوای الهی پیشه کند خداوند کار را بر او آسان می سازد” (وَ مَنْ یَتَّقِ اللّٰهَ یَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْراً) .
هم در این جهان و هم در جهان دیگر مشکلات او را، چه در رابطه مساله جدایی و طلاق و احکام آن، و چه در رابطه با مسائل دیگر به لطفش حل می کند.
* در آیه بعد باز برای تاکید بیشتر روی احکامی که در زمینه طلاق و عده در آیات قبل آمده می افزاید: “این فرمان خدا است که آن را بر شما نازل کرده است” (ذٰلِکَ أَمْرُ اللّٰهِ أَنْزَلَهُ إِلَیْکُمْ) . “و هر کس تقوای الهی پیشه کند، و از مخالفت فرمان او بپرهیزد، ص: 245 1- 1) به”جواهر الکلام“جلد 32 صفحه 232 و کتب فقهی دیگر مراجعه فرمائید. 2- 2) “کنز العرفان”جلد 2 صفحه 260. 3- 3) مرحوم طبرسی در”مجمع البیان“می گوید: تقدیره و اللائی لم یحضن ان ارتبتم فعدتهن ایضا ثلاثه اشهر. خداوند گناهان او را می بخشد، و پاداش او را بزرگ می سازد” (وَ مَنْ یَتَّقِ اللّٰهَ یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئٰاتِهِ وَ یُعْظِمْ لَهُ أَجْراً) . بعضی از مفسران گفته اند که منظور از“سیئات”در اینجا“گناهان صغیره” است، و منظور از تقوا پرهیز از“گناهان کبیره”است به این ترتیب پرهیز از کبائر سبب بخشودگی صغائر می شود، شبیه آنچه در آیه 31 سوره نساء آمده است. و لازمه این سخن آن است که مخالفت احکام گذشته در زمینه طلاق و عده جزء گناهان کبیره محسوب می شود (1) . (1) البته درست است که“سیئات”گاهی به معنی گناهان صغیره آمده است، ولی در بسیاری از آیات قرآن مجید“سیئات”به عموم گناهان اعم از صغیره و کبیره اطلاق شده است، مثلا در آیه 65 سوره مائده می خوانیم: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتٰابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَکَفَّرْنٰا عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ: “اگر اهل کتاب ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند ما تمام گناهان گذشته آنها را می بخشیم” (این معنی در آیات دیگری نیز آمده است) . مسلم است که ایمان و قبول اسلام سبب بخشودگی همه گناهان پیشین می شود. * آیه بعد توضیح بیشتری در باره حقوق زن بعد از جدایی می دهد، هم از نظر“مسکن”و“نفقه”و هم از جهات دیگر.
نخست در باره چگونگی مسکن زنان مطلقه می فرماید: “آنها را هر جا خودتان سکونت دارید و امکانات شما ایجاب می کند سکونت دهید” (أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ) .
ص: 246
1- 1) “المیزان”جلد 19 صفحه 367.
“وجد” (بر وزن حکم) به معنی توانایی و تمکن است، بعضی از مفسران تفسیرهای دیگری برای آن ذکر کرده اند که در نتیجه به همین معنی باز می گردد، راغب نیز در مفردات می گوید: تعبیر به“ مِنْ وُجْدِکُمْ “مفهومش این است که به مقدار توانایی و به اندازه غنای خود مسکن مناسب برای زنان مطلقه در نظر بگیرید.
طبیعی است آنجا که مسکن بر عهده شوهر است بقیه نفقات نیز بر عهده او خواهد بود دنباله آیه که در باره”نفقه”زنان باردار سخن می گوید نیز شاهد این مدعا است.
سپس به حکم دیگری پرداخته می گوید: “به آنها زیان نرسانید تا کار را بر آنها تنگ کنید و مجبور به نقل مکان و ترک نفقه شما شوند) (وَ لاٰ تُضٰارُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ) .
مبادا کینه توزیها و عداوت و نفرت شما را از راه حق و عدالت منحرف سازد، و آنها را از حقوق مسلم خود در مسکن و نفقه محروم کنید، و آن چنان در فشار قرار گیرند که همه چیز را رها کرده، فرار کنند!.
در سومین حکم در مورد زنان باردار می گوید: “و اگر باردار باشند مخارج آنها را تا زمانی که وضع حمل کنند بدهید” (وَ إِنْ کُنَّ أُولاٰتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتّٰی یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ) .
زیرا ما دام که وضع حمل نکرده اند در حال عده هستند، و نفقه و مسکن بر همسر واجب است.
و در چهارمین حکم در مورد حقوق”زنان شیرده“می فرماید: “اگر حاضر شدند بعد از جدایی، فرزندان را شیر دهند اجر و پاداش آنها را بپردازید” (فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ) .
اجرتی متناسب با مقدار و زمان شیر دادن بر حسب عرف و عادت.
ص: 247
و از آنجا که بسیار می شود نوزادان و کودکان مال المصالحه اختلافات دو همسر بعد از جدایی واقع می شوند در پنجمین حکم یک دستور قاطع در این زمینه صادر کرده، می فرماید: “در باره سرنوشت فرزندان با مشاوره یکدیگر و به طور شایسته تصمیم بگیرید” (وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ) .
مبادا اختلافات دو همسر ضربه بر منافع کودکان وارد سازد از نظر جسمی و ظاهری گرفتار خسران شوند، و یا از نظر عاطفی از محبت و شفقت لازم محروم بمانند، پدر و مادر موظفند خدا را در نظر گیرند، و منافع نوزاد بی دفاع را فدای اختلافات و اغراض خویش نکنند.
جمله”و اتمروا“از ماده”ایتمار“گاه به معنی”پذیرا شدن دستور“و گاه به معنی”مشاوره“می آید، و در اینجا معنی دوم مناسبتر است و تعبیر “بمعروف”تعبیر جامعی است که هر گونه مشاوره ای را که خیر و صلاح در آن باشد شامل می گردد.
و از آنجا که گاهی توافق لازم میان دو همسر بعد از طلاق برای حفظ مصالح فرزند و مساله شیر دادن حاصل نمی شود در ششمین حکم می فرماید: “و اگر هر کدام بر دیگری سخت گرفتید و به توافق نرسیدید زن دیگری می تواند شیر دادن آن بچه را بر عهده گیرد تا کشمکشها ادامه نیابد” (وَ إِنْ تَعٰاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْریٰ) .
اشاره به اینکه اگر اختلافها به طول انجامید خود را معطل نکنید، و کودک را به دیگری بسپارید، در درجه اول حق مادر بود که این فرزند را شیر دهد، اکنون که با سخت گیری و کشمکش این امر امکان پذیر نیست نباید منافع کودک را به دست فراموشی سپرد، باید آن را بر عهده دایه ای گذارد.
* آیه بعد، هفتمین و آخرین حکم را در این زمینه بیان کرده، می افزاید: ص: 248 “آنهایی که امکانات وسیعی دارند، از امکانات خود انفاق کنند، و آنها که تنگدستند، از آنچه خدا به آنها داده انفاق نمایند، خداوند هیچکس را جز به اندازه آنچه به او داده، تکلیف نمی کند” (لِیُنْفِقْ ذُو سَعَهٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمّٰا آتٰاهُ اللّٰهُ لاٰ یُکَلِّفُ اللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ مٰا آتٰاهٰا) . آیا این دستور یعنی انفاق به اندازه توانایی، مربوط به زنانی است که بعد از جدایی، شیر دادن کودکان را بر عهده می گیرند، و یا مربوط به ایام عده است که در آیات قبل به طور اجمال اشاره شده بود، و یا مربوط به هر دو است؟ . معنی اخیر از همه مناسبتر است، هر چند جمعی از مفسران، آن را تنها مربوط به زنان شیرده دانسته اند، در حالی که در آیات گذشته در این باره تعبیر به”اجر“شده نه”نفقه و انفاق“. به هر حال آنها که توانایی کافی دارند، باید مضایقه و سختگیری نکنند، و آنها که تمکن مالی ندارند، بیش از توانایی خود مامور نیستند، و زنان نمی توانند ایرادی به آنها داشته باشند. به این ترتیب به آنها که دارند بخل کنند، و نه آنها که ندارند مستحق ملامتند. و در پایان آیه، برای اینکه تنگی معیشت، سبب خارج شدن از جاده حق و عدالت نگردد، و هیچ یک زبان به شکایت نگشایند، می فرماید: “خداوند به زودی بعد از سختیها، آسانی و راحتی قرار می دهد” (سَیَجْعَلُ اللّٰهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً) . یعنی غم مخورید، بیتابی نکنید، دنیا به یک حال نمی ماند، مبادا مشکلات مقطعی و زودگذر رشته صبر و شکیبایی شما را پاره کند. این تعبیر برای همیشه و مخصوصا هنگام نزول این آیات که مسلمانان از نظر معیشت سخت در فشار بودند، نوید و بشارتی است از آینده امیدبخش ص: 249 صابران، و اتفاقا چیزی نگذشت که خداوند درهای رحمت و برکت خود را به روی آنها گشود. *
نکته ها:
اشاره
1-احکام”طلاق رجعی“
گفتیم”طلاق رجعی“آن است که شوهر ما دام که عده بسر نیامده هر زمان بخواهد می تواند بازگردد و پیوند زناشویی را برقرار سازد، بی آنکه نیاز به عقد تازه ای باشد، و جالب اینکه رجوع با کمتر سخن و عملی که نشانه بازگشت باشد حاصل می گردد.
بعضی از احکامی که در آیات فوق آمده، مانند نفقه و مسکن، مخصوص عده طلاق رجعی است، و همچنین مساله عدم خروج زن از خانه همسرش در حال عده و اما در طلاق بائن یعنی طلاقی که قابل رجوع نیست (مانند سومین طلاق) احکام فوق وجود ندارد.
تنها در مورد زن باردار حق نفقه و مسکن تا زمان وضع حمل ثابت است.
تعبیر به لاٰ تَدْرِی لَعَلَّ اللّٰهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِکَ أَمْراً: “تو نمی دانی شاید خداوند وضع تازه ای به وجود آورد”نیز اشاره به این است که همه یا قسمتی از احکام فوق، مربوط به طلاق رجعی است (1) .
(1)
* 2-خدا تکلیف ما لا یطاق نمی کند نه تنها حکم عقل، بلکه حکم شرع نیز بر این معنی گواه است که تکالیف ص: 250 1- 1) برای توضیح بیشتر به کتب فقهی از جمله”جواهر الکلام“جلد 32 صفحه 121 به بعد مراجعه شود. انسانها باید در حدود توانایی آنها باشد، جمله” لاٰ یُکَلِّفُ اللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ مٰا آتٰاهٰا “ که در ضمن آیات فوق آمده نیز اشاره به همین معنی است. ولی در بعضی از روایات می خوانیم که منظور از” مٰا آتٰاهٰا “، “ما اعلمها” است، یعنی خداوند هر کس را به مقداری تکلیف می کند که به او”اعلام“ کرده است، و لذا به این آیه در مباحث”اصل برائت“در علم اصول استدلال کرده اند، که اگر انسان حکمی را نمی داند، مسئولیتی در برابر آن ندارد. ولی از آنجا که عدم آگاهی، گاهی سبب عدم توانایی می شود، ممکن است، منظور، جهلی باشد که سرچشمه عجز گردد. بنا بر این آیه می تواند مفهوم وسیعی داشته باشد، که هم عدم قدرت را شامل شود و هم جهل را که موجب عدم قدرت بر انجام کار می گردد. *
3-اهمیت نظام خانواده
دقت و ظرافتی که در بیان احکام زنان مطلقه و حقوق آنها در آیات فوق به کار رفته، و حتی بسیاری از ریزه کاریهای این مساله، در آیات قرآن، که در حقیقت قانون اساسی اسلام است، بازگو شده، دلیل روشنی است به اهمیتی که اسلام برای نظام خانواده و حفظ حقوق زنان و فرزندان قائل است.
از طلاق تا آنجا که ممکن است جلوگیری می کند، و ریشه های آن را می خشکاند، اما هر گاه کار به بن بست کشید و چاره ای جز طلاق و جدایی نبود، اجازه نمی دهد، حقوق فرزندان و یا زنان در این کشمکش پایمال گردد، حتی طرح جدایی را طوری می ریزد که امکان بازگشت غالبا وجود داشته باشد.
دستوراتی همچون امساک به معروف و جدایی به معروف و نیز عدم زیان و ضرر و تضییق و سخت گیری نسبت به زنان، و همچنین مشاوره شایسته برای روشن
ص: 251
ساختن سرنوشت کودکان، و مانند اینها که در آیات فوق آمده است، همگی گواه بر این معنی است.
اما متاسفانه عدم آگاهی بسیاری از مسلمانان از این امور، و یا عدم عمل به آن در عین آگاهی، سبب شده است که در هنگام جدایی و طلاق مشکلات زیادی برای خانواده ها و مخصوصا فرزندان، به وجود آید، و این نیست جز به خاطر اینکه مسلمانان از چشمه فیض بخش قرآن دور ماندند. مثلا با اینکه قرآن با صراحت می گوید: زنان مطلقه نباید در دوران عده از خانه شوهر بیرون روند و نه شوهر حق دارد آنها را بیرون بفرستد، کاری که اگر انجام شود، امید بازگشت غالب زنان به زندگی زناشویی بسیار زیاد است، اما کمتر زن و مرد مسلمانی را پیدا می کنید که بعد از جدایی و طلاق به این دستور اسلامی عمل کند، و این راستی مایه تاسف است.
***
ص: 252
ص: 253
