User Tools

Site Tools


nemoone:طلاق:آیات_2_تا_3

[سوره الطلاق (65) : آیات 2 تا 3]

اشاره

فَإِذٰا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فٰارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُمْ وَ أَقِیمُوا اَلشَّهٰادَهَ لِلّٰهِ ذٰلِکُمْ یُوعَظُ بِهِ مَنْ کٰانَ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ وَ مَنْ یَتَّقِ اَللّٰهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً (2) وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اَللّٰهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اَللّٰهَ بٰالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اَللّٰهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً (3)

ترجمه:

2-و هنگامی که عده آنها سرآمد یا آنها را به طرز شایسته ای نگهدارید، و یا به طرز شایسته ای از آنها جدا شوید، و دو مرد عادل از خودتان را گواه گیرید، و شهادت را برای خدا برپا دارید، این چیزی است که افرادی که به خدا و روز قیامت ایمان دارند به آن اندرز داده می شوند، و هر کس تقوای الهی پیشه کند خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند.

3-و او را از جایی که گمان ندارد روزی می دهد، و هر کس بر خداوند توکل کند کفایت امرش را می کند، خداوند فرمان خود را به انجام می رساند، و خدا برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است

ص: 231

تفسیر:

یا سازش یا جدایی خداپسندانه

در ادامه بحثهای مربوط به“طلاق”که در آیات پیشین آمده، در نخستین آیه مورد بحث به چند حکم دیگر اشاره می کند، نخست می فرماید:

“هنگامی که مدت عده آنها سرآمد باید آنها را به طرز شایسته ای-از طریق رجوع-نگاهدارید، یا به طرز شایسته ای از آنها جدا شوید”.

(فَإِذٰا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فٰارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ) .

مراد به“بلوغ اجل” (رسیدن به پایان مدت) این نیست که مدت عده به طور کامل پایان گیرد، بلکه منظور رسیدن به اواخر مدت است، و گرنه رجوع کردن بعد از پایان عده جایز نیست، مگر اینکه نگهداری آنها از طریق صیغه عقد جدید صورت گیرد، ولی این معنی از مفهوم آیه بسیار بعید به نظر می رسد.

به هر حال، در این آیه، یکی از مهمترین و حساب شده ترین دستورهای مربوط به زندگی زناشویی، مطرح، و آن اینکه زن و مرد یا باید به طور شایسته با هم زندگی کنند، و یا به طور شایسته از هم جدا شوند. همانگونه که زندگی مشترک باید روی اصول صحیح و طرز انسانی و شایسته باشد، جدایی نیز باید خالی از هر گونه جار و جنجال و دعوی و نزاع و بدگویی و ناسزا و اجحاف و تضییع حقوق بوده باشد این مهم است که همانگونه که پیوندها با صلح و صفا انجام گیرد جداییها نیز توأم با تفاهم باشد، چرا که ممکن است در آینده این زن و مرد بار دیگر به فکر تجدید زندگی مشترک شوند، ولی بدرفتاریهای هنگام جدایی چنان جو فکری آنها را تیره و تار ساخته که راه بازگشت را به روی آنها می بندد، و به فرض بخواهند مجددا با هم ازدواج کنند زمینه فکری

ص: 232

و عاطفی مناسب ندارند، از سوی دیگر بالآخره هر دو مسلمانند و متعلق به یک جامعه، و جدایی توأم با مخاصمه و امور ناشایست نه تنها در خود آنها اثر می گذارد که در فامیل دو طرف هم اثرات زیانباری دارد، و گاه زمینه همکاریهای آنها را در آینده به کلی بر باد می دهد.

راستی چه خوب است که نه فقط در زندگی زناشویی، بلکه در هر گونه دوستی و برنامه مشترک، انسان تا آنجا که می تواند به همکاری شایسته ادامه دهد و هر گاه نتوانست به طرز شایسته جدا شود که“جدایی شایسته”نیز خود نوعی پیروزی و موفقیت برای طرفین است! از آنچه که گفتیم معلوم شد که“امساک به معروف”و“جدایی به معروف” معنی وسیعی دارد که هر گونه شرائط واجب و مستحبّ و برنامه های اخلاقی را دربر می گیرد و مجموعه ای از آداب اسلامی و اخلاقی را در ذهن مجسم می کند. سپس به دومین حکم اشاره کرده می افزاید: هنگام طلاق و جدایی، دو مرد عادل از خودتان (از مسلمانان) را شاهد بگیرید (وَ أَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُمْ) .

تا اگر در آینده اختلافی روی دهد، هیچیک از طرفین، نتوانند واقعیتها را انکار کنند.

بعضی از مفسران، احتمال داده اند که شاهد گرفتن، هم در مورد طلاق است و هم در مورد رجوع، ولی از آنجا که شاهد گرفتن به هنگام رجوع، بلکه به هنگام تزویج، قطعا واجب نیست، بنا بر این اگر فرضا آیه فوق رجوع را هم شامل شود، در این مورد یک دستور مستحبّ است.

و در سومین دستور، وظیفه شهود را چنین بیان می کند: “شهادت را برای خدا برپا دارید” (وَ أَقِیمُوا الشَّهٰادَهَ لِلّٰهِ) .

مبادا تمایل قلبی شما به یکی از دو طرف، مانع شهادت به حق باشد، باید

ص: 233

جز خدا و اقامه حق انگیزه دیگری در آن راه نیابد، درست است که شهود باید عادل باشند، ولی با وجود عدالت، نیز صدور گناه محال نیست، به همین دلیل به آنها هشدار می دهد که مراقب خویش باشند و آگاهانه یا ناآگاهانه از مسیر حق منحرف نشوند.

ضمنا تعبیر به“ ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُمْ “دلیل بر این است که دو شاهد باید “مسلمان”و”عادل”و“مرد”باشند.

و در پایان آیه به عنوان تاکید در باره تمام احکام گذشته می افزاید:

“تنها کسانی که ایمان به خدا و روز قیامت دارند از این وعظ و اندرز نتیجه می گیرند” (ذٰلِکُمْ یُوعَظُ بِهِ مَنْ کٰانَ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ) .

بعضی ذلکم را تنها اشاره به مساله توجه به خدا و رعایت عدالت از ناحیه شهود دانسته اند، ولی ظاهر این است که این تعبیر معنی وسیعی دارد و تمام احکام گذشته را در مورد طلاق دربر می گیرد.

به هر صورت این تعبیر دلیل بر اهمیت فوق العاده این احکام است به گونه ای که اگر کسی آنها را رعایت نکند و از آن وعظ و اندرز نگیرد گویی ایمان به خدا و روز قیامت ندارد.

و از آنجا که گاهی مسائل مربوط به معیشت و زندگی آینده و یا گرفتاریهای دیگر خانوادگی سبب می شود که دو همسر به هنگام طلاق یا رجوع، و یا دو شاهد به هنگام شهادت دادن از جاده حق و عدالت منحرف شوند در پایان آیه می فرماید: “هر کس از خدا بپرهیزد و ترک گناه کند خداوند برای او راه نجاتی قرار می دهد و مشکلات زندگی او را حل می کند” (وَ مَنْ یَتَّقِ اللّٰهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً) .

* ص: 234 و او را از جایی که گمان ندارد روزی می دهد“ (وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَحْتَسِبُ) . “و هر کس بر خداوند توکل کند و کار خود را به او واگذارد خدا کفایت امرش می کند” (وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ فَهُوَ حَسْبُهُ) . “چرا که خداوند قادر مطلق، فرمانش در همه چیز نافذ است و هر کاری را اراده کند به انجام می رساند” (إِنَّ اللّٰهَ بٰالِغُ أَمْرِهِ) . “ولی خداوند برای هر کار و هر چیز اندازه و حسابی قرار داده است”. (قَدْ جَعَلَ اللّٰهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً) . به این ترتیب به زنان و مردان و شهود هشدار می دهد که از مشکلات حق نهراسند، و مجری عدالت باشند، و گشایش کارهای بسته را از خدا بخواهند چرا که خداوند تضمین کرده که مشکل پرهیزکاران را بگشاید و آنها را از جایی که خودشان هم انتظار ندارند روزی دهد. خداوند ضمانت کرده که هر کس توکل کند درنمی ماند، و خداوند قادر بر انجام این ضمانت است. درست است که این آیات در مورد طلاق و احکام مربوط به آن نازل شده، ولی محتوای گسترده ای دارد که سایر موارد را نیز شامل می شود و وعده امید بخشی است از سوی خداوند به همه پرهیزکاران و توکل کنندگان که سرانجام لطف الهی آنها را می گیرد، و از پیچ و خم مشکلات عبور می دهد، و به افق تابناک سعادت رهنمون می گردد سختی های معیشت را برطرف می سازد، و ابرهای تیره و تار مشکلات را از آسمان زندگی آنها کنار می زند. جمله” قَدْ جَعَلَ اللّٰهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً “اشاره لطیفی است به نظامی که حاکم بر تشریح و تکوین است یعنی این دستورهایی که خداوند در مورد طلاق و غیر آن صادر فرموده همه طبق حساب و اندازه گیری دقیق و حکیمانه ای است، ص: 235 همچنین مشکلاتی که در طول زندگی انسان چه در مساله زناشویی و چه در غیر آن رخ می دهد هر کدام اندازه و حساب و مصلحت و پایانی دارد، نباید به هنگام بروز این حوادث دستپاچه شوند، و زبان به شکوه بگشایند، و یا برای حل مشکلات به بی تقوائیها توسل جویند، بلکه باید با نیروی تقوا و خویشتنداری به جنگ آنها بروند و حل نهایی را از خدا بخواهند. *

نکته ها:

اشاره

1-تقوی و نجات از مشکلات

آیات فوق از امیدبخش ترین آیات قرآن مجید است که تلاوت آن دل را صفا و جان را نور و ضیا می بخشد، پرده های یاس و نومیدی را می درد، شعاعهای حیاتبخش امید را به قلب می تاباند، و به تمام افراد پرهیزگار با تقوا وعده نجات و حل مشکلات می دهد.

در حدیثی از ابو ذر غفاری نقل شده که پیامبر ص فرمود:

انی لا علم آیه لو اخذ بها الناس لکفتهم: وَ مَنْ یَتَّقِ اللّٰهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً… فما زال یقولها و یعیدها: “من آیه ای را می شناسم که اگر تمام انسانها دست به دامن آن زنند برای حل مشکلات آنها کافی است، پس آیه” وَ مَنْ یَتَّقِ اللّٰهَ “را تلاوت فرمود و بارها آن را تکرار کرد” (1) .

(1)

در حدیث دیگری از رسول خدا ص نقل شده که در تفسیر این آیه فرمود:

من شبهات الدنیا و من غمرات الموت و شدائد یوم القیامه:

“خداوندا پرهیزکاران را از شبهات دنیا و حالات سخت مرگ و شدائد

ص: 236

1- 1) مجمع البیان جلد 10 صفحه 306.

روز قیامت رهایی می بخشد”! (1) این تعبیر دلیل بر این است که گشایش امور برای اهل تقوا منحصر به دنیا نیست، بلکه قیامت را نیز شامل می شود.

(1)

و در حدیث دیگری از همان حضرت ص آمده است:

من اکثر الاستغفار جعله اللّٰه له من کل هم فرجا و من کل ضیق مخرجا:

“هر کس بسیار استغفار کند (و لوح دل را از زنگار گناه بشوید) خدا برای او از هر اندوهی گشایشی، و از هر تنگنایی راه نجاتی قرار می دهد” (2) .

(2)

جمعی از مفسران گفته اند: که نخستین آیه فوق، در باره”عوف بن مالک“ نازل شده که از یاران پیامبر ص بود، دشمنان اسلام فرزندش را اسیر کردند، او به محضر پیامبر ص آمد و از این ماجرا و فقر و تنگدستی شکایت کرد، فرمود: تقوای را پیشه کن و شکیبا باش و بسیار ذکر لا حول و لا قوه الا باللّٰه را بگو، او این کار را انجام داد، ناگهان در حالی که در خانه اش نشسته بوده فرزندش از در، درآمد، معلوم شد که از یک لحظه غفلت دشمن استفاده کرده و فرار نموده، و حتی شتری از دشمن را نیز با خود آورده است. (اینجا بود که آیه فوق نازل شد و از گشایش مشکل این فرد با تقوی و روزی از جایی که انتظارش را نداشت خبر داد) (3) .

(3)

ذکر این مطلب نیز لازم است که هرگز مفهوم آیه، این نیست که انسان تلاش و کوشش برای زندگی را به دست فراموشی بسپارد، و بگوید در خانه

ص: 237

1- 1) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 356-حدیث 44.

2- 2) همان مدرک صفحه 357-حدیث 45.

3- 3) “مجمع البیان”جلد 10 صفحه 306-همین ماجرا در تفسیر”فخر رازی“ و”روح البیان“با تفاوتهایی آمده است، بعضی از آنها تعداد شتران را یکصد شتر نوشته اند.

می نشینم و تقوا پیشه می کنم و ذکر”لا حول و لا قوه الا باللّٰه“می گویم تا از آنجا که گمان ندارم به من روزی می رسد، نه هرگز مفهوم آیه چنین نیست، هدف تقوی و پرهیزکاری توأم با تلاش و کوشش است، اگر با این حال درها به روی انسان بسته شد خداوند گشودن آنها را تضمین فرموده است.

و لذا در حدیثی می خوانیم که یکی از یاران امام صادق ع”عمر بن مسلم“ مدتی خدمتش نیامد، حضرت جویای حال او شد، عرض کردند: او تجارت را ترک گفته، و رو به عبادت آورده، فرمود: وای بر او

ا ما علم ان تارک الطلب لا یستجاب له: “آیا نمی داند کسی که تلاش و طلب روزی را ترک گوید دعایش مستجاب نمی شود”.

سپس افزود: “جمعی از یاران رسول خدا ص وقتی آیه وَ مَنْ یَتَّقِ اللّٰهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَحْتَسِبُ “نازل شد درها را به روی خود بستند، و رو به عبادت آوردند و گفتند: “خداوند روزی ما را عهده دار شده”! این جریان به گوش پیامبر ص رسید، کسی را نزد آنها فرستاد که چرا چنین کرده اید؟ گفتند: ای رسول خدا!چون خداوند روزی ما را تکفل کرده و ما مشغول عبادت شدیم، پیامبر ص فرمود:

انه من فعل ذلک لم یستجب له، علیکم بالطلب!: “هر کس چنین کند دعایش مستجاب نمی شود، بر شما باد که تلاش و طلب کنید” (1) .

(1)

***

2-روح توکل

منظور از توکل بر خدا، این است که انسان تلاشگر کار خود را به او واگذارد و حل مشکلات خویش را از او بخواهد، خدایی که از تمام نیازهای او آگاه است، خدایی که نسبت به او، رحیم و مهربان است، و خدایی که قدرت

ص: 238

1- 1) “کافی”طبق نقل”نور الثقلین”جلد 5 صفحه 354 (حدیث 35)

به حل هر مشکلی دارد.

کسی که دارای روح توکل است، هرگز یاس و نومیدی را به خود راه نمی دهد، در برابر مشکلات احساس ضعف و زبونی نمی کند، در برابر حوادث سخت، مقاوم است، و همین فرهنگ و عقیده چنان قدرت روانی به او میدهد که می تواند بر مشکلات پیروز شود، و از سوی دیگر امدادهای غیبی که به متوکلان نوید داده شده است به یاری او می آید، و او را شکست و ناتوانی رهایی می بخشد.

در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام ص آمده است که فرمود: از پیک وحی خدا، جبرئیل، پرسیدم: توکل چیست؟ گفت:

العلم بان المخلوق لا یضر و لا ینفع، و لا یعطی و لا یمنع، و استعمال الیاس من الخلق، فاذا کان العبد کذلک لم یعمل لاحد سوی اللّٰه، و لم یرج و لم یخف سوی اللّٰه، و لم یطمع فی احد سوی اللّٰه فهذا هو التوکل.

: “حقیقت توکل این است که انسان بداند: مخلوق، نه زیان می رساند، و نه نفع، و نه عطا می کند و نه منع، چشم امید از خلق برداشتن (و به خالق دوختن) هنگامی که چنین شود، انسان جز برای خدا کار نمی کند، به غیر او امید ندارد، از غیر او نمی ترسد، و دل به کسی جز او نمی بندد، این روح توکل است” (1) .

(1)

“توکل”با این محتوای عمیق، شخصیت تازه ای به انسان می بخشد، و در تمام اعمال او اثر می گذارد، لذا در حدیثی می خوانیم که پیغمبر اکرم ص در شب معراج از پیشگاه خداوند سؤال کرد: پروردگارا!

ای الاعمال افضل “چه عملی از همه اعمال برتر است”.

خداوند متعال فرمود

لیس شیء عندی افضل من التوکل علی و الرضا

ص: 239

1- 1) “بحار الانوار”جلد 69 صفحه 373 حدیث 19.

بما قسمت: “چیزی در نزد من افضل و برتر از توکل بر من، و خشنودی به آنچه قسمت کرده ام نیست” (1) .

(1)

بدیهی است توکل به این معنی همیشه توأم با جهاد و تلاش و کوشش است، نه تنبلی و فرار از مسئولیتها.

شرح دیگری در این زمینه در جلد دهم صفحه 295 به بعد (ذیل آیه 12 سوره ابراهیم) آورده ایم.

ص: 240

1- 1) “سفینه البحار”جلد 2 صفحه 683 (ماده وکل) .

nemoone/طلاق/آیات_2_تا_3.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki