[سوره الصف (61) : آیات 7 تا 9]
اشاره
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ اِفْتَریٰ عَلَی اَللّٰهِ اَلْکَذِبَ وَ هُوَ یُدْعیٰ إِلَی اَلْإِسْلاٰمِ وَ اَللّٰهُ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلظّٰالِمِینَ (7) یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اَللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ اَللّٰهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ اَلْکٰافِرُونَ (8) هُوَ اَلَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدیٰ وَ دِینِ اَلْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی اَلدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ اَلْمُشْرِکُونَ (9)
ترجمه:
7-چه کسی ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ می بندد (و تکذیب کند) در حالی که دعوت به اسلام می شود، خداوند قوم ظالم را هدایت نمی کند.
8-آنها می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند، ولی خدا نور خود را کامل می کند هر چند کافران خوش نداشته باشند! 9-او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.
تفسیر:
می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند؟!
در آیات گذشته خواندیم که چگونه گروهی معاند و لجوج علی رغم بشارت پیامبر پیشین حضرت مسیح ع در باره ظهور پیامبر اسلام ص، و علی رغم
ص: 80
توام بودن دعوت پیامبر اسلام ص با“بینات”و دلائل روشن و معجزات، چگونه به مقابله و انکار برخاستند، در آیات مورد بحث عاقبت کار این افراد، و سرنوشت آنها را تشریح می کند.
نخست می فرماید: “چه کسی ظالمتر است از آن کس که بر خدا دروغ بندد در حالی که دعوت به سوی اسلام می شود” (وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ وَ هُوَ یُدْعیٰ إِلَی الْإِسْلاٰمِ) .
آری چنین کسی که دعوت پیامبر الهی را دروغ، و معجزه او را سحر، آئین او را باطل، می شمرد ستمکارترین مردم است، چرا که راه هدایت و نجات را به روی خود و سایر بندگان خدا می بندد، و آنها را از این سرچشمه فیض الهی که ضامن سعادت ابدی آنها است محروم می سازد.
و در پایان آیه می افزاید: “خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی کند” (وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ) .
کار خدا هدایت است، و ذات پاکش نور و روشنایی معنوی است“ اَللّٰهُ نُورُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ “ولی هدایت زمینه می خواهد، و این زمینه در کسانی که دشمن حقیقت اند وجود ندارد.
این آیه بار دیگر تاکیدی است بر این حقیقت که هدایت و ضلالت هر چند از ناحیه خدا است ولی مقدمات آن از ناحیه خود انسان شروع می شود، و به همین دلیل هرگز جبر لازم نمی آید.
جمله”و هُوَ یُدْعیٰ إِلَی الْإِسْلاٰمِ “اشاره به این است که دعوت پیامبر ص متضمن سلامت دنیا و آخرت و نجات انسانها است، با اینحال چگونه انسان تیشه بر ریشه سعادت خویش می زند؟ تعبیر به مَنْ أَظْلَمُ (چه کسی ستمکارتر است…) پانزده بار در قرآن مجید تکرار شده که آیه مورد بحث آخرین آنها است، گرچه موارد آنها ظاهرا
ص: 81
متفاوت است، و همین امر ممکن است منشا این سؤال شود که مگر”ظالمترین مردم”بیش از یک گروه می تواند باشد؟ اما دقت در این آیات نشان می دهد که همه بازگشت به تکذیب آیات الهی و مانع شدن مردم از راه حق است و در واقع ستمی بالاتر از این نیست که مردم را از رسیدن به چنین برنامه ای که راه خوشبختی در همه زمینه ها است بازدارند.
* سپس برای این که نشان دهد دشمنان حق قادر نیستند آئین او را برچینند ضمن تشبیه جالبی می فرماید: “آنها می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند، ولی خداوند نور خود را کامل می کند هر چند کافران خوش نداشته باشند”! (یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ اللّٰهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکٰافِرُونَ) . آنها به کسی می مانند که می خواهد نور آفتاب عالمتاب را با پف کردن خاموش سازد، آنها خفاشانی هستند که گمان می کنند اگر چشم از آفتاب فرو پوشند و خود را در پرده های ظلمت شب فرو برند می توانند به مقابله با این چشمه نور برخیزند. تاریخ اسلام سند زنده ای است بر تحقق عینی این پیشگویی بزرگ قرآن، چرا که از نخستین روز ظهور اسلام توطئه های گوناگون برای نابودی آن چیده شد: گاه از طریق سخریه و ایذاء و آزار دشمنان. گاه از طریق محاصره اقتصادی و اجتماعی. گاه از طریق تحمیل جنگهای گوناگون در میدان های احد و احزاب و حنین و… گاه از طریق توطئه های داخلی منافقان. ص: 82 گاه از طریق ایجاد اختلاف در میان صفوف مسلمین. گاه از طریق جنگهای صلیبی. گاه از طریق اشغال سرزمین قدس و قبله اول مسلمین. گاه از طریق تقسیم کشور عظیم اسلامی به بیش از چهل کشور! گاه از طریق برنامه تغییر خط و بریدن جوانان اسلام از فرهنگ کهن خویش. گاه از طریق نشر فحشاء و وسائل فساد اخلاق و انحراف عقیده در میان قشرهای جوان. گاه از طریق استعمار نظامی و سیاسی و اقتصادی. و گاه از طرق دیگر… ولی همانگونه که خداوند اراده کرده بود این نور الهی روزبه روز در گسترش است و دامنه اسلام هر زمان به گذشته وسیعتر می شود، و آمارها نشان می دهد که جمعیت مسلمانان جهان علی رغم تلاشهای مشترک“صهیونیستها” و“صلیبیها”و“ماتریالیستهای شرق”رو به افزایش است، آری آنها پیوسته می خواهند که نور خدا را خاموش سازند ولی خداوند اراده دیگری دارد. و این یک معجزه جاودانی قرآن است. قابل توجه اینکه این مضمون دو بار در آیات قرآن مجید ذکر شده با این تفاوت که در یک مورد“ یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا “آمده است (توبه 32) ولی در اینجا” یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا “می باشد. “راغب”در”مفردات”در توضیح این تفاوت می گوید: آیه نخست اشاره به خاموش کردن بدون مقدمه است، ولی دومی اشاره به خاموش کردن با توسل به مقدمات است. ص: 83 یعنی خواه آنها مقدمه چینی کنند یا نکنند قادر به خاموش کردن نور الهی نیستند! * در آخرین آیه مورد بحث برای تاکید بیشتر با صراحت می گوید: “او کسی است که فرستاده خود را با هدایت و دین حق فرستاده تا او را بر همه ادیان غالب کند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند” (هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدیٰ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ) .
تعبیر به“ أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدیٰ وَ دِینِ الْحَقِّ “به منزله بیان رمز پیروزی و غلبه اسلام است، زیرا در طبیعت”هدایت”و“دین حق”این پیروزی نهفته است، اسلام و قرآن نور الهی است و نور هر جا باشد آثار خود را نشان می دهد و مایه پیروزی است، و کراهت مشرکان و کافران نمی تواند سدی در این راه ایجاد کند.
جالب اینکه این آیه نیز با مختصر تفاوتی سه بار در قرآن مجید آمده:
یک بار در سوره توبه (آیه 33) و یک بار در سوره فتح (آیه 38) و یک بار در همین سوره صف.
ولی نباید فراموش کرد که این تکرار و تاکید در زمانی بود که هنوز اسلام در جزیره عربستان جا نیفتاده بود، تا چه رسد به نقاط دیگر جهان، اما قرآن در همان وقت مؤکدا روی این مساله تکیه کرد و حوادث آینده صدق این پیشگویی بزرگ را ثابت نمود و سرانجام اسلام هم از نظر منطق، و هم از نظر پیشرفت عملی بر مذاهب دیگر غالب شد، و دشمنان را از قسمتهای وسیعی از جهان عقب زد و جای آنها را گرفت و هم اکنون نیز در حال پیشروی است.
البته مرحله نهایی این پیشروی به عقیده ما با ظهور حضرت مهدی
ص: 84
ارواحنا فداه تحقق می یابد که این آیات خود دلیلی بر آن ظهور عظیم است.
در باره محتوای این آیه و اینکه منظور غلبه منطقی یا غلبه قدرت است؟ و ارتباط آن با ظهور حضرت مهدی ع چگونه است؟ بحثهای بیشتری ذیل آیه 23 سوره توبه آورده ایم (1) .
(1)
***
ص: 85
1- 1) به تفسیر نمونه جلد 7 صفحه 368 تا 389 مراجعه شود.
