User Tools

Site Tools


nemoone:صف:آیات_5_تا_6

[سوره الصف (61) : آیات 5 تا 6]

اشاره

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِی وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اَللّٰهِ إِلَیْکُمْ فَلَمّٰا زٰاغُوا أَزٰاغَ اَللّٰهُ قُلُوبَهُمْ وَ اَللّٰهُ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلْفٰاسِقِینَ (5) وَ إِذْ قٰالَ عِیسَی اِبْنُ مَرْیَمَ یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اَللّٰهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ اَلتَّوْرٰاهِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اِسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ (6)

ترجمه:

5-بیاد آورید هنگامی را که موسی به قومش گفت ای قوم من!چرا مرا آزار می دهید با اینکه می دانید من فرستاده خدا به سوی شما هستم؟ هنگامی که آنها از حق منحرف شدند خداوند قلوبشان را منحرف ساخت، و خدا فاسقان را هدایت نمی کند.

6-و به یاد آورید هنگامی را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل!من فرستاده خدا به سوی شما هستم در حالی که تصدیق کننده کتابی که قبل از من فرستاده شده یعنی تورات می باشم، و بشارت دهنده به رسولی هستم که بعد از من می آید،

ص: 69

و نام او احمد است، هنگامی که او (احمد) با معجزات و دلائل روشن به سراغ آنها آمد گفتند این سحری است آشکار!

تفسیر:

من بشارت ظهور احمد را آورده ام!

در تعقیب دو دستوری که در آیات قبل در باره“هماهنگی گفتار و کردار” و“وحدت صفوف”آمده بود در این آیات برای تکمیل این معنی به گوشه ای از زندگی دو پیامبر موسی ع و مسیح ع اشاره می کند که متاسفانه نمونه های روشنی از“جدایی گفتار و عمل”و“عدم انسجام صفوف”در زندگی پیروان آن دو دیده می شود، با سرنوشت شومی که به دنبال آن پیدا کردند.

نخست می فرماید: “به یاد آورید هنگامی را که موسی به قومش گفت:

ای قوم من!چرا مرا آزار می دهید با اینکه می دانید من فرستاده خدا به سوی شما هستم”؟! (وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِی وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اللّٰهِ إِلَیْکُمْ) .

این آزار ممکن است اشاره به تمام مخالفتها و بهانه جویی هایی باشد که بنی اسرائیل در طول حیات موسی ع با این پیامبر بزرگ داشتند، و یا اشاره به ماجرایی همچون ماجرای“بیت المقدس”که به موسی گفتند ما حاضر نیستیم وارد این شهر شویم و با“عمالقه”که جمعی نیرومند و جبارند بجنگیم، تو و پروردگارت بروید و آنجا را فتح کنید تا ما وارد شویم! (مائده-24) :

و همین امر سبب شد که سالیان دراز در وادی“تیه”بمانند، و طعم تلخ ادعاهای واهی و سستی در امر جهاد را بچشند.

ولی با توجه به آنچه در آیه 69 سوره احزاب وارد شده به نظر می رسد که این ایذا، و آزار اشاره به نسبتهای ناروایی است که به موسی می دادند و خداوند

ص: 70

موسی را از آن مبرا ساخت، در این آیه می خوانیم یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ آذَوْا مُوسیٰ فَبَرَّأَهُ اللّٰهُ مِمّٰا قٰالُوا وَ کٰانَ عِنْدَ اللّٰهِ وَجِیهاً:

“ای کسانی که ایمان آورده اید همانند کسانی نباشید که موسی را آزار دادند و خداوند او را (از آنچه در حق او می گفتند) مبرا ساخت”.

این نسبتها بسیار بود، گاه او را متهم به قتل برادرش هارون کردند! و گاه (العیاذ باللّٰه) به روابط نامشروع با یک زن بدکار (توطئه ای که توسط قارون حیله گر چیده شده بود تا زیر بار فرمان زکات نرود!) و گاه او را متهم به سحر و جنون، و یا پاره ای از عیوب جسمانی که شرح آن ذیل آیه فوق در سوره احزاب آمده است کردند (1) .

(1)

چگونه ممکن است کسی مدعی ایمان به پیامبری باشد، و چنین نسبتهایی را به او بدهند؟ آیا این روشنترین نمونه جدایی گفتار از کردار نیست؟ و لذا موسی می گوید: با اینکه شما یقین دارید من رسول خدا هستم این سخنان ناروا چیست؟! ولی این عمل بدون مجازات نماند چنان که در پایان آیه مورد بحث می خوانیم: “هنگامی که آنها از حق منحرف شدند خداوند قلوبشان را منحرف ساخت، و خدا فاسقان را هدایت نمی کند (فَلَمّٰا زٰاغُوا أَزٰاغَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ) .

چه مصیبتی از این بزرگتر؟ که انسان از هدایت الهی محروم گردد و قلبش از حق منحرف شود (2) ؟ از این تعبیر استفاده می شود که هدایت و ضلالت، هر چند از ناحیه خداوند است اما زمینه ها و مقدمات و عوامل آن، از ناحیه خود انسان است، زیرا از یک سو

(2)

ص: 71

1- 1) “تفسیر نمونه”جلد 17 صفحه 444-446.

2- 2) “زاغوا”از ماده”زیغ“به معنی انحراف از طریق مستقیم است.

می فرماید: “هنگامی که آنها از حق منحرف شدند، خداوند قلوب آنها را منحرف ساخت”یعنی گام اول را آنها برداشتند، و از سوی دیگر می گوید:

“خداوند قوم فاسق را هدایت نمی کند”نخست فسق و گناهی سرمی زند که انسان مستحق سلب توفیق و هدایت الهی می گردد و سپس گرفتار این محرومیت بزرگ می شود.

بحث مشروحی در این زمینه در ذیل آیه 36 سوره زمر آمده است (به جلد 19 تفسیر نمونه از صفحه 461 تا 468 مراجعه فرمائید) .

* در آیه بعد به مساله رسالت حضرت عیسی ع و کارشکنی و تکذیب بنی اسرائیل در مقابل او اشاره کرده، می افزاید: “و به یاد آورید هنگامی را که عیسی بن مریم گفت: ای بنی اسرائیل!من فرستاده خدا به سوی شما هستم، این در حالی است که تصدیق کننده کتابی که قبل از من فرستاده شده (تورات) ، می باشم” (وَ إِذْ قٰالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللّٰهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرٰاهِ) . “و نیز بشارت دهنده به رسولی هستم که بعد از من می آید و نام او”احمد”است“ (وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ) . بنا بر این من حلقه اتصالی هستم که امت موسی و کتاب او را، به امت پیامبر آینده (پیامبر اسلام) و کتاب او، پیوند می دهم. به این ترتیب، حضرت مسیح ع ادعایی جز رسالت الهی، آن هم در مقطع خاصی از زمان نداشت، و آنچه به او در باره الوهیت یا فرزند خدا بودن بسته اند، همه کذب و دروغ است. گرچه جمعی از بنی اسرائیل به این پیامبر موعود ایمان آوردند، اما گروه عظیمی سرسختانه در برابر او ایستادند، و حتی معجزات آشکار او را انکار ص: 72 کردند و لذا در پایان آیه می افزاید: “هنگامی که او (احمد) با معجزات و دلائل روشن به سراغ آنها آمد گفتند: این سحری است آشکار”! (فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ) . عجب اینکه: طایفه یهود، قبل از مشرکان عرب، این پیامبر ص را شناخته بودند و حتی برای شوق دیدار او ترک وطن نموده، و طوائفی از آنها در سرزمین مدینه ساکن شدند، اما با اینهمه بسیاری از بت پرستان، سرانجام این پیامبر موعود را شناخته و ایمان آوردند ولی بسیاری از یهود بر لجاج و عناد و انکار باقی ماندند. گروهی از مفسران ضمیر در فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ را به پیامبر اسلام (احمد) همانگونه که در بالا آوردیم، برگردانده اند، ولی بعضی معتقدند که ضمیر به حضرت عیسی ع برمی گردد، یعنی هنگامی که عیسی ع معجزات روشن را برای بنی اسرائیل آورد آن را انکار کرده، سحرش خواندند. ولی آیات بعد نشان می دهد که تفسیر اول صحیحتر است، چرا که در این آیات تکیه روی اسلام و پیامبر اسلام ص شده است. *

نکته ها:

اشاره

1-رابطه بشارت و تکامل دین

تعبیر”بشارت“در مورد خبر دادن مسیح ع از ظهور اسلام اشاره لطیفی به تکامل این آئین نسبت به آئینهای پیشین است، بررسی آیات قرآن و مقایسه معارف و تعلیمات اسلام در زمینه عقائد، احکام، قوانین و مسائل اخلاقی و اجتماعی با آنچه در کتب عهدین (تورات و انجیل) آمده است این برتری را به وضوح نشان می دهد.

گرچه در آیه فوق ذکری از این سخن به میان نیامده که این بشارت

ص: 73

در متن کتاب آسمانی مسیح بوده یا نه، ولی آیات دیگر قرآن گواه بر ذکر آن در خود انجیل است در آیه 156 اعراف می خوانیم: اَلَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرٰاهِ وَ الْإِنْجِیلِ… : “آنها که از فرستاده خدا، پیامبر امی پیروی می کنند، همان کس که صفاتش را در تورات و انجیلی که نزدشان است مکتوب می بینند… “و بعضی آیات دیگر (1) .

(1)

* 2-بشارات عهدین و تعبیر”فارقلیطا” بدون شک آنچه امروز در دست یهود و نصاری به نام تورات و انجیل است کتابهای نازل شده بر پیامبران بزرگ خدا یعنی موسی و مسیح نیست، بلکه مجموعه ای است از کتبی که به وسیله یاران آنها یا افرادی که بعد از آنها پا به عرصه وجود گذاشتند تالیف یافته، یک مطالعه اجمالی در این کتابها گواه زنده این مدعا است، خود مسیحیان و یهود نیز ادعایی جز این ندارند. ولی با این حال شک نیست که قسمتی از تعلیمات موسی و عیسی و محتوای کتب آسمانی آنها در ضمن گفته های پیروانشان به این کتابها انتقال یافته است، به همین دلیل نمی توان همه آنچه را در عهد قدیم (تورات و کتابهای وابسته به آن) و عهد جدید (انجیل و کتب وابسته به آن) آمده است پذیرفت، و نه همه آن قابل انکار است، بلکه مخلوطی است از تعلیمات این دو پیامبر بزرگ، با افکار و اندیشه های دیگران. به هر حال در کتابهای موجود تعبیرات فراوانی که بشارت به ظهور بزرگی که نشانه های آن جز بر اسلام و آورنده آن تطبیق نمی کند دیده می شود. قابل توجه اینکه: غیر از پیشگوییهایی که در این کتب دیده می شود، و بر شخص پیامبر اسلام ص صدق می کند، در سه مورد از انجیل”یوحنا“ ص: 74 1- 1) “المیزان”جلد 19 صفحه 290. روی کلمه”فارقلیط“تکیه شده است (1) که در ترجمه های فارسی، به”تسلی دهنده“ترجمه شده است، اکنون به متن انجیل یوحنا توجه کنید: (1) “و من از پدر خواهم خواست و او”تسلی دهنده”دیگر به شما خواهد داد که تا به ابد با شما خواهد ماند“ (2) . (2) و در باب بعد آمده: “و چون آن”تسلی دهنده”بیاید که من از جانب پدر به شما خواهم فرستاد، یعنی روح راستی که از طرف پدر می آید او در باره من شهادت خواهد داد“ (3) . (3) و در باب بعد نیز می خوانیم: “لیکن به شما راست می گویم که شما را مفید است که من بروم که اگر من نروم، آن”تسلی دهنده”به نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم او را به نزد شما خواهم فرستاد“ (4) ! مهم این است که در متن سریانی اناجیل که از اصل یونانی گرفته شده بجای تسلی دهنده”پارقلیطا“آمده، و در متن یونانی”پیرکلتوس“آمده که از نظر فرهنگ یونانی به معنی”شخص مورد ستایش“است معادل “محمد، احمد”. (4) ولی هنگامی که ارباب کلیسا دیدند انتشار چنین ترجمه ای به تشکیلات آنها ضربه شدیدی وارد می کند، بجای”پیرکلتوس“، “پاراکلتوس” نوشتند!، که به معنی”تسلی دهنده“است، و با این تحریف آشکار، این سند زنده را دگرگون ساختند، هر چند با وجود این تحریف، نیز بشارت روشنی از یک ظهور بزرگ در آینده است (5) . (5) ص: 75 1- 1) این تعبیر در انجیل عربی چاپ لندن مطبعه ویلیام وطس سال 1857 آمده است. 2- 2) انجیل یوحنا باب 14 جمله 16. 3- 3) انجیل یوحنا باب 15 جمله 26. 4- 4) انجیل یوحنا باب 16 جمله 7. 5- 5) “الفرقان فی تفسیر القرآن”جلد 27 و 28 صفحه 306 ذیل آیه مورد بحث- در آنجا متن سریانی جمله های فوق نیز دقیقا آمده است. در جلد اول تفسیر نمونه، شهادت گویای یکی از کشیشان معروف مسیحی را که بعد از مدتی اسلام را پذیرا شده (فخر الاسلام نویسنده کتاب معروف انیس الاعلام) به نقل از استاد بزرگش در تفسیر”فارقلیطا“، نقل کردیم، که روشن می سازد، این بشارتها در باره شخصی به نام”احمد“و”محمد“ص بوده است (1) . (1) در اینجا شما را به ترجمه مطلبی که در دائره المعارف بزرگ فرانسه، در این باره آمده است جلب می کنیم: “محمد مؤسس دین اسلام و فرستاده خدا و خاتم پیامبران است، کلمه”محمد” به معنی بسیار حمد شده است، و از ریشه“حمد”که به معنی تجلیل و تمجید است مشتق گردیده، و بر اثر تصادف عجیب، نام دیگری که آن هم از ریشه “حمد”است و مرادف لفظ محمد می باشد، یعنی“احمد”ذکر شده که احتمال قوی می رود، مسیحیان عربستان، آن لفظ را بجای“فارقلیط”به کار می بردند، احمد یعنی بسیار ستوده شده و بسیار مجلل، ترجمه لفظ“پیرکلتوس”است که اشتباها لفظ“پاراکلتوس”را جای آن گذاردند، به این ترتیب نویسندگان مذهبی مسلمان مکرر گوشزد کرده اند که مراد از این لفظ بشارت ظهور پیامبر اسلام است، قرآن مجید نیز آشکار در آیه شگفت انگیز سوره صف به این موضوع اشاره می کند“ (2) . (2) کوتاه سخن اینکه معنی”فارقلیطا“روح القدس یا تسلی دهنده نیست، بلکه مفهومی معادل”احمد“دارد (دقت کنید) . *

ص: 76

1- 1) “تفسیر نمونه”جلد اول سوره بقره ذیل آیه 41.

2- 2) “دائره المعارف بزرگ فرانسه”جلد 23 صفحه 4176.

3-مگر نام پیامبر اسلام”احمد“است؟

سؤال مهمی که در اینجا مطرح می شود این است که نام معروف پیامبر اسلام”محمد“می باشد، در حالی که در آیه مورد بحث به عنوان”احمد“ذکر شده، این دو چگونه با هم سازگار است؟ در پاسخ این سؤال لازم است به نکات زیر توجه شود:

الف-در تواریخ آمده است که پیامبر اسلام ص از کودکی دو نام داشت، و حتی مردم او را با هر دو نام خطاب می کردند، یکی”محمد“و دیگری “احمد”اولی را جدش عبد المطلب برای او برگزیده بود و دومی را مادرش آمنه.

این مطلب در سیره حلبی مشروحا ذکر شده است.

ب-از کسانی که مکرر پیامبر اسلام ص را با این نام یاد کردند عمویش ابو طالب بود، هم امروز در کتابی که به نام”دیوان ابو طالب“در دست ما است اشعار زیادی دیده می شود که در آن از پیغمبر گرامی اسلام به عنوان”احمد“ یاد شده مانند: ارادوا قتل احمد ظالموهم و لیس بقتلهم فیهم زعیم “ستمگران آنها تصمیم قتل او را داشتند*ولی برای این کار رهبری نیافتند”. و ان کان احمد قد جاءهم بحق و لم یاتهم بالکذب “قطعا احمد آئین حقی برای آنها آورد*و هرگز آئین دروغ نیاورد” (1) .

(1)

در غیر دیوان ابو طالب نیز اشعاری از ابو طالب در این زمینه نقل شده مانند: لقد اکرم اللّٰه النبی محمدا فاکرم خلق اللّٰه فی الناس احمد خداوند پیامبر خود محمد را گرامی داشت*و لذا گرامی ترین خلق خدا در میان مردم احمد است (2) .

(2)

ص: 77

1- 1) دیوان ابو طالب صفحه 25-29.

2- 2) تاریخ ابن عساکر جلد 1 صفحه 275.

ج-در اشعار”حسان بن ثابت“شاعر معروف عصر پیامبر نیز این تعبیر دیده می شود: مفجعه قد شفها فقد احمد فظلت لالاء الرسول تعدد “مصیبت زده ای که فقدان احمد او را لاغر کرده بود*و پیوسته عطایا و مواهب رسول خدا را برمی شمرد” (1) .

(1)

اشعاری که از ابو طالب یا غیر او نام احمد (به جای محمد) در آن آمده آن قدر فراوان است که مجال نقل همه آنها در اینجا نیست، این بحث را با شعر جالب دیگری از فرزند ابو طالب یعنی علی ع پایان می دهیم:

ا تامرنی بالصبر فی نصر”احمد“

و و اللّٰه ما قلت الذی قلت جازعا

ساسعی لوجه اللّٰه فی نصر”احمد“

نبی الهدی المحمود طفلا و یافعا

“آیا به من می گویی در یاری احمد شکیبایی کنم؟ *به خدا سوگند من آنچه را گفتم از روی جزع و بی صبری نگفتم”.

“من برای خاطر خدا در یاری”احمد”می کوشم*همان پیامبر هدایت که در طفولیت و جوانی پیوسته محمود و ستوده بود“ (2) .

(2)

د-در روایاتی که در مساله معراج وارد شده بسیار می خوانیم که خداوند پیامبر اسلام ص را در شب معراج بارها به عنوان”احمد“خطاب کرد، و شاید از اینجا است که مشهور شده نام آن حضرت در آسمانها”احمد“و در زمین “محمد”ص است.

در حدیثی از امام”باقر“ ع نیز آمده است که پیامبر اسلام ص ده نام داشت که پنج نام آن در قرآن آمده”محمد“و”احمد“و” عَبْدُ اللّٰهِ “و” یس “و”ن“ (3) .

(3)

ص: 78

1- 1) دیوان حسان بن ثابت صفحه 59 تحقیق محمد عزت نصر اللّٰه.

2- 2) “الغدیر”جلد 7 صفحه 358.

3- 3) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 313-در تفسیر در المنثور نیز روایاتی در این زمینه آمده که نقل همه آنها به طول می انجامد. جلد 6 صفحه 214.

ه-هنگامی که پیامبر آیات فوق (آیات سوره صف را) برای مردم مدینه و مکه خواند و قطعا به گوش اهل کتاب نیز رسید هیچکس از مشرکان و اهل کتاب ایراد نکردند که انجیل بشارت از آمدن”احمد“داده نام تو”محمد“ است، این سکوت خود دلیل بر شهرت این اسم در آن محیط است، زیرا اگر اعتراضی شده بود برای ما نقل می شد، چه اینکه اعتراضهای دشمنان، حتی در مواردی که بسیار زننده بوده، نیز در تاریخ ثبت است.

از مجموع این بحث نتیجه می گیریم که نام احمد از نامهای معروف پیامبر اسلام ص بوده است” (1) .

(1)

ص: 79

1- 1) در این بحث و بحث گذشته از کتاب“احمد موعود انجیل”و“تفسیر فرقان” نیز استفاده شده است.

nemoone/صف/آیات_5_تا_6.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki