User Tools

Site Tools


nemoone:صف:آیات_1_تا_4

[سوره الصف (61) : آیات 1 تا 4]

اشاره

بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ. سَبَّحَ لِلّٰهِ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی اَلْأَرْضِ وَ هُوَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ (1) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ (2) کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اَللّٰهِ أَنْ تَقُولُوا مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ (3) إِنَّ اَللّٰهَ یُحِبُّ اَلَّذِینَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیٰانٌ مَرْصُوصٌ (4)

ترجمه:

1-آنچه در آسمانها و زمین است همه تسبیح خدا می گویند و او قدرتمند و آگاه است.

2-ای کسانی که ایمان آورده اید!چرا سخنی می گوئید که عمل نمی کنید؟ 3-نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگوئید که عمل نمی کنید؟ 4-خداوند کسانی را دوست می دارد که در راه او پیکار می کنند همچون بنائی آهنین.

ص: 59

شان نزول:

مفسران برای آیه لِمَ تَقُولُونَ مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ، شان نزولهای متعددی ذکر کرده اند که تفاوت زیادی با هم ندارد از جمله اینکه:

1-جمعی از مؤمنان بودند که می گفتند: بعد از این هر وقت با دشمن روبرو شویم پشت نخواهیم کرد، و فرار نمی کنیم، ولی به گفته خود وفا نکردند، و در روز احد فرار نمودند، تا آنجا که پیشانی پیامبر ص و دندان مبارک او شکسته شد.

2-هنگامی که خداوند ثواب شهدای بدر را بیان کرد، جمعی از صحابه گفتند: حال که چنین است ما در جنگهای آینده، تمام نیروی خود را به کار خواهیم گرفت، ولی در احد فرار کردند، آیه فوق نازل شد و آنها را سرزنش نمود.

3-جمعی از مؤمنان پیش از آنکه حکم جهاد نازل شود می گفتند: ای کاش خداوند بهترین اعمال را به ما نشان می داد تا عمل کنیم، چیزی نگذشت که خداوند به آنها خبر داد که“افضل اعمال ایمان خالص و جهاد است”، اما این خبر آنها را خوش نیامد، و تعلل ورزیدند، آیه نازل شد و آنها را ملامت کرد (1) .

(1)

* تفسیر: پیکارگرانی همچون سد فولادین! آغاز این سوره نیز از تسبیح خداوند است و به همین جهت آن را جزء سوره های“مسبحات” (سوره هایی که با تسبیح خدا شروع می شود) شمرده اند. ص: 60 1- 1) “مجمع البیان”جلد 9 صفحه 278-سایر مفسران نیز این شان نزولها را با تفاوتهایی ذکر کرده اند. می فرماید: “آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، همه تسبیح خدا می گویند” (سَبَّحَ لِلّٰهِ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ) (1) . (1) چرا تسبیح او نگویند و از هر عیب و نقصی منزهش نشمرند با اینکه“او قادری است شکست ناپذیر، و حکیمی است آگاه از همه چیز” (وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ) . چنان که قبلا نیز گفتیم این سوره، سوره ایمان و توحید و معرفت است، توجه به مساله تسبیح عمومی موجودات که با زبان حال و قال صورت می گیرد، و نظام شگفت انگیز حاکم بر آنها که بهترین دلیل بر وجود خالق عزیز و حکیم است پایه های ایمان را در قلوب مستحکم می سازد، و راه را برای فرمان جهاد استوار می کند. * سپس به عنوان ملامت و سرزنش از کسانی که به گفته های خود عمل نمی کنند، می فرماید“ای کسانی که ایمان آورده اید!چرا سخنی می گوئید که عمل نمی کنید”؟! (یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ) (2) .

(2)

گرچه مطابق شان نزول، این آیات در مورد گفتگوهای جهاد، و سپس فرار در روز جنگ احد نازل شده، ولی می دانیم هیچگاه شان نزولها مفهوم گسترده آیات را محدود نمی کند، بنا بر این هر گونه گفتار بی عمل درخور سرزنش و ملامت است، خواه در رابطه با پایمردی در میدان جهاد باشد، و یا

ص: 61

1- 1) در باره کیفیت تسبیح عمومی موجودات جهان، بارها در این تفسیر سخن گفته ایم، از جمله ذیل آیه 44 اسراء (تفسیر نمونه 12 صفحه 133) و ذیل آیه 41 نور (جلد 14 صفحه 497) .

2- 2) “لم”در اصل“لما”بوده (مرکب از لام جاره و ماء استفهامیه) سپس الف آن به خاطر کثرت استعمال و یا تفاوت میان“اخبار”و“استفهام”افتاده است.

در هر عمل مثبت و سازنده دیگر.

بعضی از مفسران، مخاطب را در این آیات مؤمنان ظاهری و منافقان واقعی دانسته اند، در حالی که خطاب“ یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا “و تعبیرات آیات بعد همگی نشان می دهد که مخاطب مؤمنان واقعی هستند اما مؤمنانی که هنوز به سر حد کمال ایمان نرسیده و گفتار و کردارشان هماهنگ نشده است.

* سپس در ادامه همین سخن می افزاید: “این کار موجب خشم عظیم نزد خدا است که سخنانی بگوئید که عمل نمی کنید” (کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّٰهِ أَنْ تَقُولُوا مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ) (1) . (1) در مجالس انس می نشینید و داد سخن می دهید، اما هنگامی که میدان عمل فرا می رسد هر کس به گوشه ای فرار کند. از نشانه های مهم مؤمنان راستین این است که گفتار و کردارشان صد در صد هماهنگ باشد، و هر قدر انسان از این اصل دور شود از حقیقت ایمان دور شده است. “مقت”در اصل به معنی”بغض شدید است نسبت به کسی که کار قبیحی انجام داده است”و لذا در میان عرب جاهلی کسی که همسر پدرش را به نکاح خود در می آورد“نکاح مقت”می گفتند، در جمله“ کَبُرَ مَقْتاً “واژه”مقت” با“کبر”که آن نیز دلیل بر شدت و عظمت است توام شده و دلیل بر خشم عظیم خدا است نسبت به گفتار خالی از عمل. “علامه طباطبائی”در“المیزان”می گوید: “فرق است بین اینکه انسان سخنی را بگوید که انجام نخواهد داد، و بین اینکه انجام ندهد کاری که ص: 62 1- 1) بعضی از مفسران”کبر“را جزء”افعال مدح و ذم“دانسته اند (تفسیر روح البیان ذیل آیات مورد بحث) و بعضی از آن معنی تعجب فهمیده اند (تفسیر کشاف) . می گوید، اولی دلیل بر نفاق است و دومی دلیل بر ضعف اراده” (1) . (1) ظاهرا منظور این است که گاه انسان سخنی می گوید که از اول تصمیم دارد انجام ندهد این یک نوع نفاق است، اما گاه از اول تصمیم بر عمل دارد ولی بعدا پشیمان می شود، این دلیل ضعف اراده است. به هر حال آیه فوق هر گونه تخلف از عهد و پیمان و وعده، و حتی به گفته بعضی نذر را نیز شامل می شود، و لذا در فرمان مالک اشتر می خوانیم که علی ع به او فرمود: ایاک… ان تعدهم فتتبع موعدک بخلفک… و الخلف یوجب المقت عند اللّٰه و الناس، قال اللّٰه تعالی: “ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّٰهِ أَنْ تَقُولُوا مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ ”: “از اینکه به مردم وعده بدهی و تخلف کنی سخت بپرهیز، زیرا این موجب خشم عظیم در نزد خدا و مردم خواهد شد، چنان که قرآن می گوید: کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّٰهِ أَنْ تَقُولُوا مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ ” (2) . (2) و در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم: عده المؤمن اخاه نذر لا کفاره فیه، فمن اخلف فبخلف اللّٰه بدأ و لمقته تعرض، و ذلک قوله، “ یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّٰهِ أَنْ تَقُولُوا مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ ”: “وعده مؤمن به برادرش نوعی نذر است، هر چند کفاره ندارد، و هر کس خلف وعده کند با خدا مخالفت کرده، و خویش را در معرض خشم او قرار داده، و این همان است که قرآن می گوید: ” یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ “ (3) . (3) * در آیه بعد مساله اصلی را که مساله”جهاد است پیش کشیده، می فرماید:

ص: 63

1- 1) “المیزان”جلد 19 صفحه 287.

2- 2) “نهج البلاغه”نامه 53 (صفحه 444 صبحی صالح) .

3- 3) “اصول کافی”جلد 2 باب خلف الوعد.

“خداوند کسانی را دوست می دارد که در راه او پیکار می کنند همچون بنائی آهنین و سدی فولادین” (إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیٰانٌ مَرْصُوصٌ) (1) .

(1)

بنا بر این نفس پیکار مطرح نیست، آنچه مهم است اینکه پیکار“ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ “باشد، و آنهم با اتحاد و انسجام کامل همانند سدی فولادین.

“صف”در اصل معنی مصدری دارد، و به معنی قرار دادن چیزی در خط صاف است، ولی در اینجا معنی اسم فاعل را دارد.

“مرصوص”از ماده”رصاص”به معنی سرب است، و از آنجا که گاه برای استحکام و یکپارچگی بناها سرب را آب می کردند و در لابلای قطعات آن می ریختند به طوری که فوق العاده محکم و یکپارچه می شد به هر بنای محکمی “مرصوص”اطلاق می شود.

و در اینجا منظور این است که مجاهدان راه حق در برابر دشمن یک دل و یک جان و مستحکم و استوار بایستند، گویی همه یک واحد بهم پیوسته اند که هیچ شکافی در میان آن نیست. لذا در تفسیر علی بن ابراهیم می خوانیم که در توضیح این آیه فرمود: یصطفون کالبنیان الذی لا یزول: “مجاهدان راه خدا صف می کشند همانند بنائی که هرگز ویران نمی گردد” (2) .

(2)

در حدیثی آمده است که أمیر مؤمنان علی ع در میدان“صفین”هنگامی که می خواست یاران خود را آماده پیکار کند فرمود:

“خداوند عز و جل شما را به این وظیفه راهنمایی کرده است… و فرموده إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیٰانٌ مَرْصُوصٌ، بنا بر این صفوف خود را همچون یک بنای آهنین محکم کنید، آنها که زره

ص: 64

1- 1) “صفا”در اینجا منصوب است به عنوان حال.

2- 2) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 311.

پوشند مقدم شوند، و آنها که بی زره اند پشت سر آنان قرار گیرند، دندانها را محکم به هم بفشارید که… و در برابر نیزه ها در پیچ و خم باشید که برای رد کردن نیزه دشمن مؤثرتر است، به انبوه دشمن خیره نگاه نکنید تا قلبتان قوی تر و روحتان آرامتر باشد، سخن کمتر بگوئید که سستی را دور می کند، و با وقار شما مناسبتر است، پرچمهای خود را کج نکنید و آنها را از جا تکان ندهید، و جز به دست دلیران مسپارید” (1) ! * (1) نکته ها: اشاره 1-ضرورت وحدت صفوف از مهمترین عوامل پیروزی در برابر دشمنان انسجام و به هم پیوستگی صفوف در میدان نبرد است، نه تنها در نبردهای نظامی که در نبرد سیاسی و اقتصادی نیز جز از طریق وحدت کاری ساخته نیست. در حقیقت قرآن دشمنان را به سیلاب ویرانگری تشبیه می کند که تنها با سد فولادین آنها را می توان مهار کرد، تعبیر به“ بُنْیٰانٌ مَرْصُوصٌ “جالب ترین تعبیری است که در این زمینه وجود دارد، در یک بنا یا سد عظیم هر کدام از اجزاء نقشی دارند، ولی این نقش در صورتی مؤثر می شود که هیچگونه فاصله و شکاف در میان آنها نباشد، و چنان متحد گردند که گویی یک واحد بیش نیستند، همگی تبدیل به یک دست و یک مشت عظیم و محکم شوند که فرق دشمن را درهم می کوبد و متلاشی می کند! افسوس که این تعلیم بزرگ اسلام امروز فراموش شده، و جامعه بزرگ ص: 65 1- 1) “نور الثقلین”جلد 5 صفحه 301-شبیه همین معنی در”نهج البلاغه”خطبه 124 نیز آمده است. اسلامی نه تنها شکل“ بُنْیٰانٌ مَرْصُوصٌ “ندارد، بلکه به صفوف پراکنده ای تبدیل گشته که در مقابل هم ایستاده اند، و هر کدام هوایی در سر، و هوسی در دل دارند. باید توجه داشت که وحدت صفوف با گفتار و شعار به دست نمی آید، نیاز به”وحدت هدف”و“وحدت عقیده”دارد، و این چیزی است که بدون خلوص نیت و معرفت واقعی و تربیت صحیح اسلامی و احیای فرهنگ قرآن ممکن نیست. اگر خدا مجاهدینی را دوست دارد که همچون بنیان مرصوصند، پس این جمعیتهای پراکنده را دشمن می دارد، و هم اکنون آثار خشم خدا و غضب الهی را در این جامعه چند صد ملیونی، با چشم خود می بینیم که یک نمونه آن تسلط گروه کوچک“صهیونیستها”بر سرزمینهای اسلامی است، خدایا!به ما آگاهی و بیداری و آشنایی به قرآن و تعلیمات حیات بخش آن مرحمت فرما. *

2-گفتار بی عمل

زبان ترجمان دل است، و اگر راه این دو از یکدیگر جدا شود نشانه نفاق است، و می دانیم یک انسان منافق از سلامت فکر و روح برخوردار نیست.

از بدترین بلاهایی که ممکن است بر یک جامعه مسلط شود بلای سلب اطمینان است، و عامل اصلی آن جدایی گفتار از کردار است، مردمی که می گویند و عمل نمی کنند هرگز نمی توانند به یکدیگر اعتماد کنند و در برابر مشکلات هماهنگ باشند، هرگز برادری و صمیمیت در میان آنها حاکم نخواهد شد، هرگز ارزش و قیمتی نخواهند داشت، و هیچ دشمنی از آنها حساب نمی برد.

ص: 66

هنگامی که غارتگران لشکر شام مرزهای عراق را مورد تاخت و تاز خود قرار دادند و خبر به گوش علی ع رسید سخت ناراحت شد، خطبه ای خواند و چنین فرمود:

ایها الناس المجتمعه ابدانهم المختلفه اهواؤهم، کلامکم یوهی الصم الصلاب، و فعلکم یطمع فیکم الاعداء، تقولون فی المجالس کیت و کیت، فاذا جاء القتال قلتم حیدی حیاد!:

علی ع در این گفتار که از سوز دل مبارکش حکایت می کند به مردم عراق می گوید: “ای مردمی که بدنهایتان جمع و دلها و افکارتان پراکنده است، سخنان داغ شما سنگهای سخت را درهم می شکند، ولی اعمال سست شما دشمنانتان را به طمع وا می دارد، در مجالس و محافل چنین و چنان می گوئید و اما به هنگام پیکار فریاد می زنید که ای جنگ از ما دور شو” (1) .

(1)

در حدیثی از امام صادق ع می خوانیم که فرمود:

یعنی بالعلماء من صدق فعله قوله، و من لم یصدق فعله قوله فلیس بعالم: “عالم کسی است که عملش، گفتارش را تصدیق کند، و هر کس عملش گفتارش را تصدیق نکند، عالم نیست” (2) .

(2)

یکی از شعرای معاصر سرنوشت ملتهایی را که اهل سخنند و نه اهل عمل، و به همین دلیل همیشه اسیر چنگال دشمنانند در داستان زیبایی که از زبان بلبل و باز شکاری مطرح کرده مجسم ساخته است: دوش می گفت بلبلی با باز کز چه حال تو خوشتر است از من! تو که زشتی و بد عبوس و مهیب تو که لالی و گنگ و بسته دهن! مست و آزاد روی دست شهان با دو صد ناز می کنی مسکن!

ص: 67

1- 1) “نهج البلاغه”خطبه 29.

2- 2) اصول کافی جلد اول (باب صفه العلماء حدیث 2) .

من بدین ناطقی و خوشخوانی

با خوش اندامی و ظریفی تن

قفسم مسکن است و روزم شب

بهره ام غصه است و رنج و محن!

باز گفتا که راست می گویی

لیک سرش بود بسی روشن:

دأب تو گفتن است و ناکردن

خوی من کردن است و ناگفتن!

***

ص: 68

nemoone/صف/آیات_1_تا_4.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki