User Tools

Site Tools


nemoone:صافات:آیات_33_تا_40

[سوره الصافات (37) : آیات 33 تا 40]

اشاره

فَإِنَّهُمْ یَوْمَئِذٍ فِی اَلْعَذٰابِ مُشْتَرِکُونَ (33) إِنّٰا کَذٰلِکَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِینَ (34) إِنَّهُمْ کٰانُوا إِذٰا قِیلَ لَهُمْ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اَللّٰهُ یَسْتَکْبِرُونَ (35) وَ یَقُولُونَ أَ إِنّٰا لَتٰارِکُوا آلِهَتِنٰا لِشٰاعِرٍ مَجْنُونٍ (36) بَلْ جٰاءَ بِالْحَقِّ وَ صَدَّقَ اَلْمُرْسَلِینَ (37) إِنَّکُمْ لَذٰائِقُوا اَلْعَذٰابِ اَلْأَلِیمِ (38) وَ مٰا تُجْزَوْنَ إِلاّٰ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (39) إِلاّٰ عِبٰادَ اَللّٰهِ اَلْمُخْلَصِینَ (40)

ترجمه:

33-همه آنها (پیشوایان و پیروان گمراه) در آن روز در عذاب الهی مشترکند.

34- (آری) ما اینگونه با مجرمان رفتار می کنیم.

35-چرا که وقتی به آنها“لا اله الا اللّٰه”گفته می شد استکبار می کردند.

36-و پیوسته می گفتند: آیا ما خدایان خود را به خاطر شاعر دیوانه ای رها کنیم؟! 37-چنین نیست، او حق آورده، و پیامبران پیشین را تصدیق کرده است.

ص: 44

38-اما شما (مستکبران کوردل) به طور مسلم عذاب دردناک (الهی) را خواهید چشید.

39-و جز به اعمالی که انجام می دادید جزا داده نمی شوید.

40-جز بندگان مخلص پروردگار (که از همه این مجازاتها برکنارند) .

تفسیر:

سرنوشت این پیشوایان و آن پیروان

به دنبال بیان مخاصمه پیروان و پیشوایان گمراه در قیامت در کنار دوزخ که در آیات گذشته آمد، در آیات مورد بحث سرنوشت هر دو گروه را یک جا بیان کرده، و عوامل بدبختی آنها را شرح می دهد که هم بیان درد است و هم ذکر درمان.

نخست می فرماید: “همه آنها در آن روز، تابع و متبوع، پیرو و پیشوا، در عذاب الهی مشترکند” (فَإِنَّهُمْ یَوْمَئِذٍ فِی الْعَذٰابِ مُشْتَرِکُونَ) .

البته اشتراک آنها در اصل عذاب مانع تفاوتها و اختلاف درکات آنها در دوزخ و عذاب الهی نیست، چرا که مسلما کسی که مایه انحراف هزاران انسان شده است هرگز در مجازات همسان یک فرد عادی گمراه نخواهد بود.

این آیه در حقیقت شبیه آیه 48 سوره غافر است که مستکبران خودخواه به مستضعفین در عقائد بعد از محاجه و مخاصمه می گویند: “ما همگی در دوزخیم چرا که خداوند میان بندگانش حکمی عادلانه کرده است”: “ قٰالَ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنّٰا کُلٌّ فِیهٰا إِنَّ اللّٰهَ قَدْ حَکَمَ بَیْنَ الْعِبٰادِ “و این منافاتی با آیه 13 سوره عنکبوت ندارد که می فرماید: وَ لَیَحْمِلُنَّ أَثْقٰالَهُمْ وَ أَثْقٰالاً مَعَ أَثْقٰالِهِمْ: “آنها در قیامت هم بارهای سنگین خود را بر دوش می کشند و هم بارهای دیگری را اضافه بر بارهای سنگین خویش که بر اثر اغوا و اضلال دیگران و تشویق به گناه و بدعت گذاردن حاصل شده است.

* سپس برای تاکید بیشتر می افزاید: “ما اینگونه با مجرمان رفتار می کنیم” ص: 45 (إِنّٰا کَذٰلِکَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِینَ) . این سنت همیشگی ما است، سنتی که از قانون عدالت نشات گرفته است. * و بعد به بیان ریشه اصلی بدبختی آنها پرداخته می گوید: “آنها چنان بودند که وقتی کلمه توحید و لا اله الا اللّٰه به آنان گفته می شد استکبار می کردند” (إِنَّهُمْ کٰانُوا إِذٰا قِیلَ لَهُمْ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اللّٰهُ یَسْتَکْبِرُونَ) .

آری ریشه تمام انحرافات آنها تکبر و خود برتربینی، و زیر بار حق نرفتن و بر سر سنتهای غلط و تقالید باطل اصرار و لجاجت ورزیدن، و به همه چیز غیر از آن با دیده تحقیر نگریستن بود.

نقطه مقابل روح استکبار همان خضوع و تسلیم در برابر حق است که اسلام واقعی همین است و بس، آن استکبار مایه تیره روزی است، و این خضوع و تسلیم خمیرمایه سعادت.

جالب اینکه در بعضی از آیات قرآن عذاب الهی مستقیما در ارتباط با استکبار معرفی شده، چنان که در آیه 20 سوره احقاف می خوانیم: ” فَالْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذٰابَ الْهُونِ بِمٰا کُنْتُمْ تَسْتَکْبِرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ ”: “امروز عذاب خوارکننده جزای شما است به خاطر آنکه در زمین به ناحق استکبار می کردید”.

* ولی آنها برای این گناه بزرگ خود عذری بدتر از گناه می آوردند، “و پیوسته می گفتند: آیا ما خدایان و بتهای خود را به خاطر شاعر دیوانه ای رها کنیم”؟! (وَ یَقُولُونَ أَ إِنّٰا لَتٰارِکُوا آلِهَتِنٰا لِشٰاعِرٍ مَجْنُونٍ) . شاعرش می نامیدند چون سخنانش آن چنان در دلها نفوذ داشت و عواطف انسانها را همراه خود می برد که گویی موزون ترین اشعار را می سراید، در حالی که گفتارش ابدا شعر نبود، و مجنونش می خواندند به خاطر اینکه رنگ محیط بخود ص: 46 نمی گرفت، و در برابر عقاید خرافی انبوه متعصبان لجوج ایستاده بود، کاری که از نظر توده های گمراه یک نوع انتحار و خودکشی جنون آمیز است، در حالی که بزرگترین افتخار پیغمبر ص همین بود که تسلیم این شرائط نشد! * سپس قرآن برای نفی این سخنان بی اساس و دفاع از مقام وحی و رسالت پیامبر ص می افزاید: “چنین نیست، او حق آورده و پیامبران پیشین را تصدیق کرده است” (بَلْ جٰاءَ بِالْحَقِّ وَ صَدَّقَ الْمُرْسَلِینَ) .

محتوای سخنان او از یک سو، و هماهنگی آن با دعوت انبیاء از سوی دیگر دلیل صدق گفتار او است.

* “اما شما ای مستکبران کوردل و گمراهان بدزبان بطور مسلم عذاب دردناک الهی را خواهید چشید” (إِنَّکُمْ لَذٰائِقُوا الْعَذٰابِ الْأَلِیمِ) . * ولی گمان نکنید که خداوند انتقامجو است و می خواهد انتقام پیامبرش را از شما بگیرد چنین نیست”شما جز به اعمالتان جزا داده نمی شوید“ (وَ مٰا تُجْزَوْنَ إِلاّٰ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) .

در حقیقت همان اعمال شما است که در برابر شما مجسم می شود و با شما می ماند و شما را شکنجه و آزار می دهد، کیفر شما همان عمل خودتان است، همان استکبار و کفر و بی ایمانی، همان تهمت شعر و جنون به آیات الهی و پیامبرش بستن، همان ظلم و بیدادگریها و زشتکاریها.

* و در آخرین آیه مورد بحث که در حقیقت مقدمه ای است برای بحثهای آینده یک گروه را استثناء کرده، می گوید: “جز بندگان مخلص پروردگار که ص: 47 از همه این کیفرها بدور و برکنارند” (إِلاّٰ عِبٰادَ اللّٰهِ الْمُخْلَصِینَ) (1) . (1) واژه” عِبٰادَ اللّٰهِ “به تنهایی برای بیان ارتباط این گروه به خداوند کافی است، ولی هنگامی که”مخلصین“در کنار آن قرار می گیرد عمق و جان دیگری به آن می بخشد، آن هم”مخلص“بصورت”صیغه اسم مفعول“کسی که خدا او را خالص کرده است، خالص از هر گونه شرک و ریا، و از هر گونه وسوسه های شیطانی و شوائب هوای نفس. آری تنها این گروهند که به اعمالشان جزا داده نمی شوند، بلکه خدا با فضل و کرم با آنها رفتار می کند و بیحساب پاداش می گیرند. *

نکته:

پاداش مخلصین

دقت در آیات قرآن نشان می دهد که”مخلص“ (به کسر لام) بیشتر در مواردی به کار رفته که انسان در مراحل خودسازی است، و هنوز به تکامل لازم نرسیده است، ولی”مخلص“ (به فتح لام) به مرحله ای گفته می شود که انسان بعد از مدتی جهاد با نفس و طی مراحل معرفت و ایمان به مقامی می رسد که از نفوذ وسوسه های شیاطین مصونیت پیدا می کند، چنان که قرآن از قول ابلیس نقل می کند: فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلاّٰ عِبٰادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ: “به عزتت سوگند که همه آنها را جز بندگان مخلصت گمراه خواهم کرد”! (سوره ص آیه 83-82) .

این جمله که مکرر در آیات قرآن آمده عظمت مقام”مخلصین“را روشن می سازد این مقام، مقام یوسفهای صدیق بعد از عبور از آن میدان آزمایش بزرگ است، کَذٰلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشٰاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبٰادِنَا الْمُخْلَصِینَ: “ما این

ص: 48

1- 1) این جمله به صورت”استثنای منقطع”از ضمیر“تجزون”یا“لذائقوا” است.

چنین برهان خویش را به یوسف نشان دادیم تا بدی و فحشاء را از او دور سازیم، چرا که او از بندگان مخلص ما بود“ (سوره یوسف آیه 24) .

این مقام کسانی است که در”جهاد اکبر“پیروز می شوند و دست لطف پروردگار تمام ناخالصی ها را از وجودشان بر می چیند، و در کوره حوادث آن چنان ذوب می شوند که جز طلای معرفت خالص در آنها چیزی نمی ماند.

و اینجا است که پاداش آنها به معیار عمل داده نمی شود، بلکه پاداششان به معیار فضل و رحمت خدا است.

“علامه طباطبائی”در اینجا سخنی دارد که فشرده اش این است:

“خداوند در آیه مورد بحث می گوید: همه مردم پاداش اعمالشان را می گیرند جز بندگان مخلص خدا.

چرا که آنها به حکم مقام عبودیت خود را مالک هیچ چیز نمی دانند، جز آنچه خدا می خواهد اراده نمی کنند، و جز آنچه او می طلبد انجام نمی دهند.

و به حکم مخلص بودن، خدا آنان را برای خویش برگزیده، و تعلق خاطری به غیر ذات پاک او ندارند.

نه زرق و برق دنیا و نه نعمتهای عقبی، و در دل آنها چیزی جز اللّٰه نیست!.

روشن است کسی که دارای این ویژگی است لذت و نعمت و موهبت و روزیش چیزی است غیر از آنچه دیگران دارند، چنان که در آیات بعد می آید” أُولٰئِکَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ ”: “آنها روزی خاص و ویژه ای دارند که از دیگران جدا است”.

درست است که آنها همچون سایر بهشتیان در بهشت زندگی دارند اما بهره آنها شباهتی به بهره های دیگران ندارد (آنها از جلوه های ذات پاک خدا از لذات باطنی او بهره می برند و قلبشان از پیمانه شوق او لبریز، و غرق عشق و وصال او هستند) (1) .

(1)

* *

ص: 49

1- 1) المیزان جلد 17 صفحه 141.

nemoone/صافات/آیات_33_تا_40.txt · Last modified: 2024/12/07 17:08 by 127.0.0.1

Donate Powered by PHP Valid HTML5 Valid CSS Driven by DokuWiki