[سوره الشوری (42) : آیه 15]
اشاره
فَلِذٰلِکَ فَادْعُ وَ اِسْتَقِمْ کَمٰا أُمِرْتَ وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ وَ قُلْ آمَنْتُ بِمٰا أَنْزَلَ اَللّٰهُ مِنْ کِتٰابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ اَللّٰهُ رَبُّنٰا وَ رَبُّکُمْ لَنٰا أَعْمٰالُنٰا وَ لَکُمْ أَعْمٰالُکُمْ لاٰ حُجَّهَ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکُمُ اَللّٰهُ یَجْمَعُ بَیْنَنٰا وَ إِلَیْهِ اَلْمَصِیرُ (15)
ترجمه:
15-تو نیز آنها را به سوی این آئین واحد الهی دعوت کن، و آن چنان که مامور شده ای استقامت نما، و از هوا و هوسهای آنان پیروی مکن، و بگو: به هر کتابی که از سوی خدا نازل شده ایمان آورده ام، و مامورم در میان شما عدالت کنم، خداوند پروردگار ما و شما است، نتیجه اعمال ما از آن ما است و نتیجه اعمال شما از آن شما، خصومت شخصی در میان ما نیست، و خداوند ما و شما را در یک جا جمع می کند، و بازگشت همه به سوی او است.
تفسیر:
آن گونه که مامور شده ای استقامت کن!
از آنجا که در آیات قبل مساله تفرقه امتها بر اثر بغی و ظلم و انحراف مطرح
ص: 385
شده، در آیه مورد بحث پیامبر ص را دستور می دهد که برای حل اختلافات و احیای آئین انبیا بکوشد، و در این راه نهایت استقامت را به خرج دهد.
می فرماید: “انسانها را به سوی آئین واحد الهی دعوت کن، و از اختلافات برهان” (فَلِذٰلِکَ فَادْعُ) (1) .
(1)
سپس دستور به استقامت در این راه داده، می گوید: “آن گونه که مامور شده ای ایستادگی کن” (وَ اسْتَقِمْ کَمٰا أُمِرْتَ) .
جمله“کما امرت” (آن چنان که مامور شده ای) ممکن است اشاره به مرحله عالی استقامت و یا اشاره به اینکه استقامت هم از نظر کمیت و کیفیت و مدت و خصوصیات دیگر همه باید منطبق بر دستور و برنامه الهی باشد.
و از آنجا که اهواء و هوسهای مردم در این مسیر از موانع بزرگ راه است، در سومین دستور می افزاید: “و از هوا و هوسهای آنها پیروی مکن” (وَ لاٰ تَتَّبِعْ أَهْوٰاءَهُمْ) .
چرا که هر گروهی تو را به تمایلات و منافع شخصی خود دعوت می کنند، همان دعوتی که سرانجامش تفرقه و پراکندگی و نفاق است، پا بر سر این هواها بگذار، و همه را گرد آئین واحد پروردگار جمع کن.
و چون هر دعوتی نقطه شروعی دارد، نقطه شروع آن را خود پیامبر ص قرار می دهد، و در چهارمین دستور می فرماید: “بگو من ایمان آورده ام به هر کتابی که از سوی خدا نازل شده است” (وَ قُلْ آمَنْتُ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ مِنْ کِتٰابٍ) .
من در میان کتب آسمانی فرق نمی نهم، همه را به رسمیت می شناسم، و همه را دعوت کننده به توحید و معارف پاک دینی و تقوی و پاکی و حق و عدالت،.
ص: 386
1- 1) جمعی از مفسران“لام”را در“لذلک”به معنی“الی”دانسته اند، و جمعی به معنی تعلیل، در صورت اول“ذلک”اشاره به آئین انبیای پیشین است، و در صورت دوم اشاره به اختلافات امتها
و آئین من در حقیقت جامع همه آنها و مکمل آنها است.
من همانند اهل کتاب نیستم که هر کدام دیگری را نفی کند، یهود مسیحیان را، و مسیحیان یهود را، و حتی پیروان هر آئین نیز از میان آیات کتب دینی خود آن را می پذیرند که با امیال و خواسته هاشان هماهنگ است، من همه را بدون استثنا پذیرا شده ام، چرا که اصول اساسی همه یکی است.
و از آنجا که برای ایجاد وحدت رعایت“اصل عدالت”ضرورت دارد، در پنجمین دستور آن را مطرح کرده، می فرماید: “بگو من مامورم که در میان همه شما عدالت کنم” (وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ) .
چه در قضاوت و داوریها، چه در حقوق اجتماعی و مسائل دیگر (1) .
(1)
و به این ترتیب آیه مورد بحث از پنج دستور مهم تشکیل یافته که از اصل دعوت آغاز می شود، سپس وسیله پیشرفت آن یعنی استقامت مطرح می گردد، بعد به موانع راه که“هواپرستی”است، اشاره شده، سپس نقطه شروع که از خویشتن است بیان گردیده، و سرانجام هدف نهایی که گسترش و تعمیم عدالت است عنوان شده.
بدنبال این پنج دستور، به جهات مشترک همه اقوام که آنهم در پنج قسمت خلاصه شده، اشاره می کند، می فرماید:
“خدا پروردگار ما و شماست” (اَللّٰهُ رَبُّنٰا وَ رَبُّکُمْ) .
“اعمال ما از آن ما است و اعمال شما از آن شما، و هر یک در مقابل اعمال خویش مسئولیم” (لَنٰا أَعْمٰالُنٰا وَ لَکُمْ أَعْمٰالُکُمْ) .
در میان ما و شما خصومتی نیست، و هیچیک را بر دیگری امتیازی نمی باشد و ما غرض شخصی با شما نداریم“ (لاٰ حُجَّهَ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکُمُ) ..
ص: 387
1- 1) جمعی از مفسران”عدالت“را در اینجا محدود به قضاوت کرده اند، در حالی که قرینه بر این محدودیت در آیه وجود ندارد
اصولا نیازی به احتجاج و استدلال نیست چرا که حق به قدر کافی واضح شده، از این گذشته سرانجام همه ما در یک جا جمع می شویم و”خداوند ما و شما را در قیامت جمع می کند“ (اَللّٰهُ یَجْمَعُ بَیْنَنٰا) (1) .
(1)
و قاضی همه ما در آن روز یکی است آری”بازگشت همه به سوی او است“ (وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ) .
به این ترتیب هم خدای ما یکی است، و هم سرانجام ما یک جاست، و هم قاضی دادگاه و مرجع امورمان، و از این گذشته همه در برابر اعمالمان مسئولیم، و هیچیک امتیازی بر دیگری جز به ایمان و عمل پاک نداریم.
*این بحث را با ذکر یک حدیث جامع پایان می دهیم: در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام ص می خوانیم: ثلاث منجیات، و ثلاث مهلکات، فالمنجیات: العدل فی الرضا و الغضب، و القصد فی الغنی و الفقر، و خشیه اللّٰه فی السر و العلانیه، و المهلکات: شح مطاع، و هوی متبع، و اعجاب المرء بنفسه: سه چیز است که سبب نجات آدمی است، و سه چیز مایه هلاکت او است: اما سه چیز که باعث نجات او می شود: دادگری و عدالت در حالت خشنودی و غضب است، و میانه روی در حالت غنا و فقر، و ترس از خدا در پنهان و آشکار. و اما سه چیز که مایه هلاک آدمی است: بخلی است که انسان از آن پیروی کند، و هوا و هوس سرکش و حاکم، و خودپسندی است” (2) . (2) *..
ص: 388
1- 1) ضمیر متکلم مع الغیر در“بیننا”اشاره به پیامبر و مؤمنان است، و ضمیر جمع در“بینکم”اشاره به تمام کفار اعم از اهل کتاب و مشرکان می باشد
2- 2) مجمع البیان ذیل آیات مورد بحث و تحف العقول کلمات پیامبر اسلام
